جغرافیا و برنامه ریزی محیطی

جغرافیا و برنامه ریزی محیطی

جغرافیا و برنامه ریزی محیطی دوره 29 پاییز 1397 شماره 3 (پیاپی 71)

مقالات

۱.

واکاوی میانگین بلندمدت پوشش گیاهی ایران به کمک نمایه NDVI

تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۰
گیاه آیینه آب وهواست؛ بنابراین نیاز به کسب اطلاعات درباره وضعیت پوشش گیاهی از قبیل میزان و پراکنش آن اهمیت زیادی دارد. از آنجا که گردآوری اطلاعات درباره تغییرات پیوسته پوشش گیاهی با روش های معمولی بسیار مشکل و پرهزینه است، دورسنجی روش بسیار سودمندی است که دید وسیعی از یک منطقه ارائه می دهد. هدف از پژوهش کنونی، بررسی میانگین بلندمدت پوشش گیاهی ایران به کمک نمایه تفاضل بهنجارشده پوشش گیاهی (NDVI) است. در این پژوهش نخست داده های 16روزه نمایه NDVI مودیس آکوا در محدوده ایران در بازه زمانی 13/4/1381 تا 23/12/1393 از تارنمای مودیس استخراج و سپس برمبنای نزدیک به 10 میلیارد یاخته، میانگین بلندمدت نمایه 16روزه NDVI ایران در طول سال محاسبه شد. با توجه به اینکه مقادیر NDVI بیش از 2/0 نشان دهنده پوشش گیاهی است، میانگین بلندمدت پوشش گیاهی ایران برای هر 16 روز در طول سال محاسبه شد. یافته ها نشان داد پوشش گیاهی ایران در بازه 5 تا 19 دی ماه کمینه است و حدود 8درصد گستره ایران را می پوشاند؛ در حالی که در بازه 26 فروردین تا 11 اردیبهشت بیشینه است و 30درصد ایران را دربرمی گیرد.
۲.

ارزیابی رفتار هیدرودینامیکی و توسعه یافتگی کارست در محدوده تاقدیس گرین (مطالعه موردی: بلوک های الشتر و نورآباد)

تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۴۸
ویژگی های هیدرودینامیکی و هیدروشیمیایی و تغییرات کمّی و کیفی چشمه ها نشان دهنده میزان توسعه و تکامل کارست یک منطقه است. هدف این پژوهش، شناخت رفتار هیدرودینامیکی آبخوان های کارستی و بررسی میزان توسعه کارست بلوک های الشتر و نورآباد با بهره گیری از تجزیه وتحلیل ویژگی های فیزیکوشیمیایی و منحنی فرود هیدروگراف چشمه هاست. برای این منظور در هر بلوک پنج چشمه انتخاب و پس از بررسی ویژگی های ژئومورفولوژی، اقلیمی، هیدرودینامیکی، هیدروشیمیایی، فیزیوگرافی و چند مرحله پیمایش میدانی، میزان توسعه کارست در آبخوان هر چشمه براساس روش مالیک و وجکتوا مشخص شد. با توجه به ارزیابی هیدرودینامیکی، درجه توسعه یافتگی کارست در آبخوان چشمه های امیر، چناره و هنام (بلوک الشتر) و چشمه های عبدالحسینی و نیاز (بلوک نورآباد) بین 5/2 تا 3 است و سیستم غالب جریان افشان و زیررژیم های خطی دارند. درجه توسعه کارست در آبخوان چشمه زز و آهنگران (بلوک الشتر) به ترتیب 4 و 3/4 و سیستم جریان در آنها از نوع مجرایی - افشان است. آبخوان چشمه های گلم بحری، لاغری و تیمور (بلوک نورآباد) با درجه توسعه کارست 5/5 و سیستم جریان در آنها مجرایی است. براساس تحلیل های هیدروشیمیایی در بلوک الشتر افزایش یون منیزیم، زیادبودن آنیون ها و کاتیون ها، هدایت الکتریکی بسیار، سختی زیاد آب و کم بودن Ca/Mg در مقایسه با بلوک نورآباد، نشان دهنده آبخوان های کارستی دولومیتی، غلبه درز و شکاف های کوچک، ارتباط زیاد بین سنگ و آب ذخیره شده و جوانی کارست در بلوک الشتر است. نتایج تحلیل های هیدرودینامیکی و هیدروشیمیایی نشان می دهد سیستم کارست در نورآباد نسبت به الشتر از توسعه و تکامل بیشتری برخوردار است.
۳.

روابط کمّی بین حجم مخروط افکنه ها و ارتباط آن با تکتونیک فعال (مطالعه موردی: مخروط افکنه های دامنه جنوبی ارتفاعات جغتای)

تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۴
هدف از پژوهش حاضر، بررسی روابط کمّی بین حجم مخروط افکنه و ارتباط آن با تکتونیک فعال در دامنه جنوبی ارتفاعات جغتای است. برای دستیابی به این هدف، ابتدا محدوده مخروط افکنه ها، زاویه جاروب (S) و شعاع مخروط افکنه ها (R) با بهره گیری از نقشه های رقومی شده در محیط نرم افزار Arc/Gis و مدل رقومی ارتفاع (DEM) مشخص شد؛ سپس اختلاف ارتفاع رأس و قاعده مخروط افکنه ها (h) به دست آمد و براساس پارامترهای بالا حجم مخروط افکنه ها محاسبه شد. به منظور بررسی تأثیر سایر متغیرها مانند تکتونیک و لیتولوژی، بعضی شاخص های ژئومورفیک مانند شاخص انتگرال فرازنما (Hi)، شاخص سینوسیته جبهه کوهستان (Smf)، شاخص قرینگی حوضه (Af)، تقارن توپوگرافی عرضی (T)، شاخص (SL)، (BS) و شاخص نسبت پهنای کف دره به عمق دره (Vf) به کار رفت. نتایج به دست آمده از میانگین همه شاخص ها نشان می دهد 61.55درصد منطقه در وضعیت فعال تا نیمه فعال تکتونیکی قرار دارد که نقش عوامل تکتونیکی را در تأمین رسوب و افزایش حجم مخروط افکنه های منطقه آشکار می سازد؛ علاوه بر این نقش مشترک و توأم عوامل سنگ شناسی و نیروهای تکتونیکی با توجه به ماهیت بعضی گسل های رورانده در منطقه باعث روراندگی رسوبات نرم و سست شامل فلیش و مارن های نئوژن روی سازند سخت کنگلومرا شده و بار رسوبی بیشتری در اختیار جریان های سطحی و اتفاقی منطقه قرار گرفته و به توسعه مخروط افکنه های منطقه کمک کرده است؛ همچنین بالاآمدگی رسوبات مخروط افکنه و تغییر سطح اساس محلی درنتیجه فعالیت گسل ها، حفر عمقی بستر رودخانه ها را در پی داشته است؛ این مسئله ضمن اینکه باعث توسعه حجم مخروط افکنه ها درنتیجه حفر بستر و افزایش بار جامد می شود، منجر به پیدایش مخروط های چندبخشی و قطعه قطعه نیز شده است. به منظور همگن سازی، حوضه ها از نظر مساحت به سه گروه تقسیم بندی و این روابط در هر گروه تحلیل شد. نتایج نشان می دهد بین مساحت حوضه آبریز تغذیه کننده و حجم مخروط افکنه رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد؛ در حالی که بین شیب حوضه و حجم مخروط چنین رابطه ای وجود ندارد
۴.

ارزیابی پتانسیل انرژی باد در استان چهارمحال و بختیاری

تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۵۶
هدف کلی از پژوهش حاضر، ارزیابی پتانسیل انرژی باد در استان چهارمحال و بختیاری و شناسایی منطقه روستایی مستعد برمبنای آن است. به منظور دسترسی به این هدف نخست سنجش پتانسیل کل گستره جغرافیایی استان (تعداد 7 ایستگاه موجود در استان در دوره 8ساله از سال 1387 تا 1394) بررسی و سپس منطقه روستایی مستعد انرژی شناسایی شد. به لحاظ روش شناسی در بخش پتانسیل سنجی از توزیع ویبول و در بخش درون یابی از روش کریجینگ استفاده و پارامترها با استفاده از روش گشتاورها و کد نوشته شده در محیط نرم افزار Maple تخمین زده شد. در این مطالعه نخست پارامترهای توزیع ویبول در ارتفاعات مختلف و سپس مقادیر ماهیانه و سالیانه چگالی توان باد و چگالی انرژی باد با بهره گیری از داده های 3 ساعت یک بار بادی در همه ایستگاه های سینوپتیک استان محاسبه و در ادامه پتانسیل بادی همه ایستگاه های سینوپتیک به تفکیک ماه و سال ارزیابی شد. نتایج پژوهش نشان می دهد فقط منطقه سامان برای دستیابی به انرژی از منابع بادی مناسب است و بقیه ایستگاه ها و مناطق (شهری و روستایی) سطح پذیرفته ای در این زمینه ندارند. نقشه های درون یابی پتانسیل بادی در گستره استان با پراکندگی نقاط روستایی و بدون پراکندگی این نقاط به تفکیک از دیگر نتایج پژوهش است.
۵.

نقش پراکندگی فضایی مراکز ثقل فیزیوگرافی در آبگیری چاله های داخلی ایران

تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۴۷
دریاچه ها به صورت سیستمی عمل می کنند. اقلیم، موقعیت ریاضی، ویژگی های فیزیوگرافی (مساحت حوضه، محیط، طول، شکل، شیب، جهت شیب و زمان تمرکز)، ناهمواری ها و ثقل (ثقل هندسی حوضه، ثقل هندسی دریاچه، ثقل هیدرولوژی و ثقل ژئومورفولوژیکی)، ازجمله عوامل مؤثر در بقا یا نابودی دریاچه ها هستند. با توجه به قله ها، خطوط توپوگرافی و آبراهه ها، مرز ۱۴ حوضه داخلی ایران (ارومیه، گاوخونی، مهارلو، میقان، قم، درانجیر، جازموریان، ابرکوه، بافق، اردستان، یزد، قطروئیه، سیرجان و لوت) در نقشه های توپوگرافی 50000/1 با بهره گیری از نرم افزار Arc GIS تعیین حدود شد. ارتفاع خط تعادل آب و خشکی دریاچه های ارومیه، گاوخونی، میقان، قم و مهارلو از منابع اسنادی و بقیه حوضه ها از شواهد بازتاب دهنده دریاچه ها در نقشه های توپوگرافی استخراج شد. در ادامه از پایگاه داده های اسفزاری با بازه زمانی ۵۰سال برای بررسی دما و بارش حوضه ها استفاده و حجم آب دریاچه ها با توجه به خط تعادل آب و خشکی و حجم بارش سالانه براساس متوسط درازمدت بارش و مساحت حوضه در سیستم اطلاعات جغرافیایی محاسبه شد. سپس از تقسیم حجم آب دریاچه بر حجم بارش، ضریب آبگیری دریاچه ها برآورد و سپس مرکز ثقل ژئومورفولوژیکی حوضه ها، ثقل هندسی دریاچه و حوضه و مرکز ثقل هیدرولوژیکی براساس داده های دبی رودخانه ها مشخص شد. بررسی ضریب آبگیری چاله ها بیان کننده این مطلب است که حوضه های لوت، درانجیر، گاوخونی، ابرکوه و قم کمترین ضریب آبگیری را به خود اختصاص داده اند. ضریب مشابه حوضه گاوخونی و قم با لوت، بیان کننده اثرپذیری ضریب آبگیری از فاصله مرکز توپوگرافیکی از مرکز هندسی حوضه است. ضریب آبگیری زیاد حوضه های قطروئیه، اردستان و سیرجان مدیون انطباق پست ترین قسمت توپوگرافی با مرکز هندسی حوضه و هم ردیف شدن حوضه بافق ازنظر ضریب آبگیری با حوضه های میقان و مهارلو ناشی از قرارگیری دریاچه در مرکز توپوگرافیکی حوضه است.
۶.

تأثیر اقلیم بر طرح واره های ذهنی شهروندان در ادراک فضای شهری نمونه موردی: پارک ائل گلی تبریز

تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۴۲
ادراک، مجموعه ای از پردازش های محرک های خارجی است که با طرح واره ها هدایت می شوند. محرک های خارجی گستره ای وسیع را شامل می شوند که یکی از مهم ترین عناصر آن، اقلیم است. هدف این پژوهش، پرسش از چگونگی پیوند خرداقلیم و مکان در ذهن انسان ها و بررسی چگونگی تأثیر اقلیم بر ادراک فضای شهری است. بستر مطالعه این پژوهش، پارک ائل گلی تبریز بوده است. علت انتخاب این پارک به منزله نمونه موردی پژوهش حاضر در وهله اول استفاده قشرهای مختلف جامعه از این پارک و در وهله دوم وجود پیکربندی های مختلف فضایی برای افراد با عوامل آسایش حرارتی متفاوت است. در پژوهش حاضر سعی شده است جامعه آماری پژوهش شامل هر دو گروه افرادی باشد که هم پیوسته از پارک ائل گلی تبریز استفاده کرده اند و حضور پویا داشته اند و هم به ندرت در آن پارک حضور یافته اند. پژوهش سعی در اثبات فرضیه های خود دارد؛ مبنی بر اینکه خرداقلیم، بخش مهمی از جزئیات ادراکی یک مکان و همچنین عاملی مهم در شکل گیری طرح واره های ذهنی ما نسبت به یک فضا و درنتیجه نحوه شناخت ما از آن فضاست. پژوهش به شیوه کیفی و با روش نقشه های شناختی و مصاحبه با نمونه گیری داوطلبانه انجام شده است که یکی از مناسب ترین ابزارها در مطالعات، پیوند اقلیم و مکان است. نتایج حاصل از این روش نشان می دهد برای موفقیت و مقبول بودن یک فضای شهری برای تمامی قشرهای استفاده کننده و حضور بیشتر افراد در آن مکان، باید شرایط خرداقلیم آن فضا نیز در نظر گرفته شود؛ زیرا اقلیم، عامل تعیین کننده ای در شکل گیری طرح واره های ذهنی مطلوب از یک فضا در افراد به شمار می آید و به منزله یک عامل اکولوژی، تأثیر مهمی بر ادراک افراد درباره یک مکان آشنا دارد.
۷.

ارزیابی کارایی عوامل ژئومورفومتریک در افزایش درستی نقشه های پهنه بندی حساسیت زمین لغزش (مطالعه موردی: حوضه دزعلیا، استان اصفهان)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۲۷
یکی از اهداف ژئومورفولوژیست ها در کار با الگوها برای تحلیل لندفرم، رسیدن به روابط بهتر برای درک واقعیت های فیزیکی محیط است. در پژوهش حاضر به ارزیابی کارایی شاخص های ژئومورفومتریک در افزایش دقت نقشه های پهنه بندی حساسیت زمین لغزش پرداخته شد؛ به این ترتیب که ابتدا با استفاده از ۹ شاخص اولیه مؤثر در رخداد زمین لغزش شامل شیب، جهت شیب، ارتفاع، کاربری اراضی، سنگ شناسی، فاصله از جاده، فاصله از گسل، فاصله از آبراهه و شاخص پوشش گیاهی (NDVI) نقشه پهنه بندی تهیه شد. در گام بعد، شاخص های ژئومورفومتریک مؤثر در رخداد لغزش شامل شاخص موقعیت توپوگرافیک (TPI)، انحنای سطح، انحنای مقطع، طول شیب (LS)، شاخص خیسی توپوگرافی (TWI)، شاخص توان آبراهه (SPI) و شاخص نسبت مساحت سطح (SAR) به الگو اضافه و نقشه پهنه بندی تهیه شد. در گام آخر، درستی نقشه های پهنه بندی حاصل از دو رویکرد با استفاده از منحنی ROC ارزیابی شد. برای تهیه نقشه های پهنه بندی از الگوی ترکیبی جدیدی استفاده شد؛ به این شکل که برای تعیین وزن معیارها از روش رگرسیون چندمتغیره و برای تعیین وزن کلاس ها از روش نسبت فراوانی استفاده شد؛ درنهایت رابطه رگرسیونی چندمتغیره خطی از نوع تحلیل ممیزی مبنای تهیه و مقایسه نقشه پهنه بندی حساسیت لغزش برای دو رویکرد با استفاده و بدون استفاده از شاخص های ژئومورفومتریک قرار گرفت. نتایج پژوهش حاضر نشان دادند شاخص های ژئومورفومتریک تأثیر بسزایی در افزایش دقت تشخیص مناطق حساس به زمین لغزش داشته اند و باعث افزایش درستی نقشه پهنه بندی از ۷۳۱/۰ به ۹۳۸/۰ شده اند و قدرت تفکیک بین طبقه های لغزش را افزایش داده اند. طبق نتایج، شاخص موقعیت توپوگرافی، انحنای سطح و نسبت مساحت سطح بیشترین تأثیر را در افزایش درستی نقشه پهنه بندی داشته اند. بر اساس نتایج پهنه بندی و شاخص های ژئومورفومتریک، ۶۸/۸ درصد (۶۷۳۷ هکتار) مساحت منطقه در رده خطر بسیارزیاد و ۳۳/۱۵ درصد (۱۱۹۰۶ هکتار) در رده زیاد قرار گرفته است. باتوجه به توانایی زیاد شاخص های ژئومورفومتریک برای تشخیص مناطق حساس لغزش، استفاده از این شاخص ها در پهنه بندی خطر زمین لغزش توصیه می شود.
۸.

جغرافیای پزشکی و سلامت جغرافیایی مطالعه موردی: شناسایی آب و خاک آلوده به فلزات سنگین و ارتباط آن با سرطان ها در مناطق روستایی غرب اصفهان

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۵
سرطان ها یکی از شایع ترین علل مرگ ومیر در جهان است؛ به همین دلیل شناسایی علل به وجودآورنده این بیماری و شناخت کانون های آن، یکی از عوامل کنترل و کاهش این بیماری است. هدف این پژوهش، بررسی ارتباط عناصر سنگین موجود در آب و خاک با بیماری سرطان در روستاهای غرب استان اصفهان است. جامعه آماری این پژوهش دو بخش جامعه انسانی و داده های محیطی را شامل می شود. جامعه انسانی پژوهش در دو بخش مطالعه شد؛ بخش نخست، مربوط به مدارک پزشکی و پرونده های موجود در مراکز بهداشت و خانه های بهداشت روستاهای غرب استان اصفهان و بخش دوم جامعه روستاهای غرب استان اصفهان. داده های محیطی نیز شامل فلزات سنگین موجود در آب و خاک است. برای تحلیل داده ها از روش های آماری و فراوانی میانگین، درصد، همبستگی اسمی و رتبه ای و برای آنالیز آب و خاک از دستگاه جذب اتمیک استفاده شد. برای برازش این مدل ها، نرم افزارهای ARC GIS ,SPSS به کار رفت. این پژوهش از حیث هدف، کاربردی و روش آن توصیفی تحلیلی است. برای جمع آوری اطلاعات از اسناد، گزارش ها و بررسی های میدانی استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد بیشترین میزان فلزات سنگین شامل منگنز، مس، سرب، کروم و نیکل در خاک روستاهایی دیده می شود که فراوانی بیماری های فشار خون و سرطان بیشتری دارند؛ همچنین بین عناصر سنگین موجود در آب با مجموع بیماری های غیرواگیر از قبیل فشار خون و دیابت و مجموع سرطان ها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
۹.

تحلیل مؤلفه های کمّی حوضه آبریز و نقش آنها در میزان رسوب سالیانه 17 حوضه آبریز شمال شرق کشور

تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۳
عوامل متعددی در میزان رسوب سالیانه حوضه آبریز تأثیرگذار است. مؤلفه های کمّی حوضه آبریز و شبکه زهکشی نقش بسیار تعیین کننده ای در میزان رسوب رودخانه ها دارد. در این پژوهش شاخص های مورفومتری حوضه آبریز همچون مساحت (A)، محیط (P)، نسبت دایره ای (Re)، نسبت کشیدگی (Rf)، میانگین ارتفاع (H)، میانگین شیب (S)، تراکم زهکشی (Dd)، طول آبراهه ها (BL)، تراکم گسلی (DF)، درصد سازندهای فرسایش پذیر (PQ)، نسبت انشعابات (Rb)، تعداد ناهنجاری سلسله مراتبی (Ha)، شاخص ناهنجاری سلسله مراتبی (∆a) و تراکم ناهنجاری سلسله مراتبی (ga) مربوط به 17 حوضه آبریز در شمال شرق کشور محاسبه شد؛ سپس با بهره گیری از داده های دبی و رسوب سازمان آب منطقه ای، دبی سالیانه رسوب (ss) هر ایستگاه با روش های چندمتغیره برآورد رسوب تعیین و پس از آن میزان رسوب سالیانه حوضه ها (تن در سال در هر کیلومترمربع) محاسبه شد. درنهایت با محاسبه رابطه خطی و ضریب همبستگی، تأثیر تک تک شاخص های مورفومتری حوضه آبریز در میزان رسوب سالیانه محاسبه و ارزیابی شد. نتایج پژوهش نشان می دهد حوضه های طرقبه و رادکان به ترتیب با میزان رسوب 05/1533، 07/1437 بیشترین و حوضه های ینگجه و باراریه با میزان رسوب 224، 462 ton/km2 در سال کمترین میزان رسوب سالیانه را به خود اختصاص داده اند. براساس محاسبات، شاخص هایP ،∆a ، Ha،L ،A ،Ga ، Re به ترتیب با 301/0، 279/0، 249/0، 232/0، 230/0، 18/0 و 152/0 بیشترین همبستگی را با میزان رسوب سالیانه دارند؛ همچنین بین شاخص های PQ، S، Dd، Rb ارتباط نسبتاً ضعیفی با میزان رسوب سالیانه برقرار است. در سایر شاخص ها هیچ گونه همبستگی با میزان سالیانه رسوب حوضه ها وجود ندارد. محاسبات حاکی است میزان رسوب سالیانه در حوضه های پژوهش به طور کامل متأثر از عوامل مورفومتری نیست و مؤلفه هایی مانند شدت و مدت بارش، نوع خاک، کاربری اراضی و پوشش گیاهی در برآورد میزان رسوب سالیانه حوضه ها باید لحاظ شود تا نتایج دقیق تری از آن به دست آید.
۱۰.

برآورد میزان فرسایش جانبی و بستر گالی با استفاده از تحلیل دندروژئومورفولوژیک ریشه های درختی در حوضه نیل کوه (گالیکش)، استان گلستان

تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۳۷
دندروژئومورفولوژی، یکی از مهم ترین تکنیک های تعیین سن فرایندهای ژئومورفولوژیک مانند حرکات دامنه ای، سیلاب، فرسایش، زلزله و دیگر فرایندهاست. روش های دندروژئومورفولوژیک مبتنی بر درک آناتومی، مورفولوژی و ساختار ریشه، ساقه و تاج درختان است. فرسایش خاک به ویژه فرسایش ناشی از توسعه گالی ها، یکی از مشکلات جدی محیطی محسوب می شود. پس از فرسایش گالی و ظاهرشدن ریشه درختان، تغییراتی در الگوی رشد حلقه ها در ریشه ایجاد می شود. با بررسی این تغییرات و اندازه گیری موقعیت ریشه نسبت به دیواره ها و بستر گالی، میزان فرسایش جانبی و بستر گالی ها محاسبه می شود. یکی از مزایای استفاده از دندروژئومورفولوژی در تخمین فرسایش گالی ها این است که امکان محاسبه میزان فرسایش سالیانه فراهم می شود. هدف این پژوهش، برآورد میزان فرسایش جانبی و بستر گالی با استفاده از تحلیل دندروژئومورفولوژیک ریشه های درختی در حوضه نیل کوه است. برای دستیابی به این هدف، تعداد 50 نمونه از ریشه درختان پهن برگ شامل انجیلی، خرمالوی وحشی، توسکا، بلوط، ممرز، ولیک و افرا را تعیین سن کرده ایم که پس از فرسایش عریان شده بودند. از این تعداد، 35 نمونه برای بررسی میزان فرسایش جانبی و 15 نمونه برای بررسی میزان فرسایش بستر گالی (عمیق شدگی) مطالعه شد. هنگام برداشت نمونه ها، اطلاعاتی مانند جهت شیب، فاصله نمونه تا دیواره جانبی و زیرین گالی و مختصات جغرافیایی نمونه ها نیز ثبت و سپس نمونه های برداشتی در شرایط طبیعی خشک و برای وضوح حلقه ها سمباده برقی زده شد. در این بررسی، ریشه های برون زد یافته طی دو سال (94-1392) نمونه برداری شدند. کمترین و بیشترین سن نمونه ها 3 و 14 سال است. پژوهش حاضر نشان می دهد میانگین میزان فرسایش سالیانه دیواره جانبی و زیرین گالی به ترتیب برابر با 053/0 و 107/0 متر است. براساس نتایج به دست آمده شیب و ارتفاع با فرسایش دیواره جانبی گالی رابطه معکوس و با فرسایش بستر گالی ارتباط مستقیم دارد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۴۱