مطالعات روان شناسی بالینی

مطالعات روان شناسی بالینی

مطالعات روان شناسی بالینی سال نهم پاییز 1398 شماره 36 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر بهبود تجربه خشم و شفقت به خود در بیماران سرطانی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۶۸
بیماری سرطان یک بیماری بالقوه مهلک و مزمن است که تشخیص آن با هیجانات منفی از جمله خشم همراه است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش ذهن بر بهبود تجربه خشم و شفقت به خود در بیماران سرطانی انجام شد. ایﻦ مطالعه از ﻧﻮع نیمه آزﻣﺎیﺸی با گروه کنترل ﺑﻮد. جامعه آماری این پژوهش بیماران سرطانی مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر تهران در سال 1397 بود. از این میان با روش نمونه گیری در دسترس تعداد 36 نفر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. اعضای گروه آزمایش مورد آموزش ذهن آگاهی قرار گرفتند. از مقیاس شفقت به خود (SCS) و سیاهه خشم چند بعدی ( (MAIبرای جمع آوری داده ها استفاده شد. نتایج تحلیل آماری تحلیل کوواریانس نمرات خشم (01/0P<=) و شفقت به خود(001/0P<= ) شرکت کنندگان گروه آزمایش گویای بهبود وضعیت آنها نسبت به گروه کنترل بود. بر اساس یافته های این پژوهش، آموزش روانشناسی ذهن آگاهی روشی موثر در بهبود شفقت به خود و خشم بیماران سرطانی است. در سطح درمان این بیماری، همزمان با درمان های معمول طبی، از مداخله ذهن آگاهی به منظور کاهش مشکلات روانی بیماران و در نتیجه کسب نتایج بهتر درمانی می توان سود جست. واژه های کلیدی: سرطان، ذهن آگاهی، خشم، شفقت به خود
۲.

مقایسه اثر بخشی روش های درمان شناختی رفتاری و نوروفیدبک بر افسردگی اساسی زنان بزرگسال(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۷۵
از روش درمان شناختی و رفتاری و اجرای نوروفیدبک به عنوان یک روش درمانی برای درمان بیماری ها و اختلال ها استفاده می شود. این تحقیق با هدف مقایسه اثر بخشی روش های درمان شناختی رفتاری و نوروفیدبک بر افسردگی زنان بزرگسال شهر تهران انجام شد. این پژوهش ا زنوع نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون_پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش زنان مراجعه کننده به چهار کلینیک مشاوره سطح شهر تهران در تابستان و پاییز 1397بود که بر اساس مصاحبه روانپزشک و ملاک های تشخیصی اختلال افسردگیDSM V داشتند. انتخاب آزمودنی ها به طور داوطلبانه و جایگزینی آن ها در دو گروه تحت درمان نوروفیدبک و درمان شناختی – رفتاری به طور تصادفی بر مبنای جدول اعداد تصادفی انجام شد. شرکت کنندگان در سه گروه شامل گروه آزمایشی درمان با نوروفیدبک (15 نفر)، گروه درمان با پروتکل شناختی درمانی (15 نفر) و گروه شاهد (15 نفر) که از مداخله های درمانی بدون بهره بودند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه افسردگی،اضطرابواسترس لویبوندولویبوند (DASS) استفاده شد.داده های بدست آمده از تحقیق با استفاده از آمار توصیفی، تحلیل واریانس و آزمونی تی وابسته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.  در گروه درمان شناختی – رفتاری پس از مداخله ی درمانی میانگین افسردگی گروه درمان شناختی رفتاری 26 نمره کاهش (بهبودی گروه درمان) داشته است.گروه درمان نوروفیدبک پس از مداخله ی درمانی میانگین افسردگی گروه درمان نوروفیدبک 22 نمره کاهش (بهبودی گروه درمان) داشته است. نوروفیدبک به عنوان یک روش درمانی موثر در کاهش افسردگی قابلیت اجرایی در مراکز درمانی دارد. بنابراین روانشناسان می توانند برای کاهش افسردگی از روش درمانی نوروفیدبک استفاده نمایند. کلید واژه ها:روش درمان شناختی – رفتاری، نوروفیدبک، افسردگی مهاد، زنان بزرگسال
۳.

تاثیر اصلاح سو گیری توجه بر مؤلفه های تنظیم هیجانی افراد با دلبستگی دوری گزین(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۴۱۸
دشواری در تنظیم هیجان مایه به کارگیری راهبرد های سازش نایافته برای پاسخ دهی به هیجان ها می شود. وجه تمایز اساسی میان رویکرد شناختی با رویکرد های دیگر تاکیدی است که این رویکرد بر پردازش های ذهنی دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر اصلاح سوگیری توجه بر تنظیم هیجان و مولفه های آن در افراد با سبک دلبستگی دوری گزین است. جامعه پژوهش شامل کلیه افراد دارای سبک دلبستگی دوری گزین با دشواری در تنظیم هیجانی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر سمنان در سال 97 بودند. به همین منظور 60 نفر از مراجعه کنندگان به مراکز مشاوره شهر سمنان در سال 97 به صورت تصادفی در دو گروه گواه ( 30(n= و آزمایش ( 30(n= قرار گرفتند. پرسش نامه دشواری در تنظیم هیجان، پرسش نامه تجارب در روابط نزدیک و نرم افزار سوپر لب برای اندازه گیری نمرات شرکت کنندگان بهره برداری شد. نمرات متغیر های تنظیم هیجانی و ابعاد آن در دو مرحله پیش و پس آزمون با استفاده از مدل تحلیل واریانس چند متغیری اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که اصلاح سوگیری توجه به روش دات پراب توانست دشواری در تنظیم هیجانات را کاهش دهد و تغییرات معنی داری در نمرات ابعاد دیگر این مقیاس بدست آمد. نتایج نشان داد که با روش اصلاح سوگیری توجه می توان مداخلاتی در جهت کاهش مشکلات تنظیم هیجانی ایجاد کرد و این شیوه می تواند در مداخلات درمانی با رویکرد هیجانی و سوگیری توجه سودمند باشد.
۴.

اثربخشی مداخله روان شناختی بر نگرش های ناکارآمد، سلامت عمومی و بهزیستی روان شناختی رانندگان اتوبوس(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۹۰
هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی مداخله ی روان شناختی بر نگرش های ناکارآمد، سلامت عمومی و بهزیستی روان شناختی رانندگان اتوبوس بود. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پسآزمون تک گروهی بود. به منظور انجام پژوهش، تعداد 158 نفر از رانندگان شرکت واحد اتوبوسرانی شهر تهران که برای شرکت در یک دوره آموزشی مداخلات روانی - اجتماعی توسط این شرکت معرفی شده بودند، ابتدا به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و سپس به صورت تصادفی در چهار گروه تقسیم شدند و آموزش های مدیریت خشم، رانندگی انتقام جویانه، ارتباط مؤثر و مدیریت استرس را دریافت کردند. مقیاس نگرش های ناکارآمد، پرسشنامه سلامت عمومی و مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف به عنوان ابزار پژوهش به کار رفتند. به منظور جمع آوری داده ها از شرکت کنندگان خواسته شد در دو مرحله پیش و پسآزمون به ابزارهای پژوهش پاسخ دهند. داده ها با استفاده از آزمون تجزیه و تحلیل واریانس چند متغیری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مداخله ی روان شناختی به طور معنی داری بر کاهش نگرش های ناکارآمد (03/0P=، 47/4F =)، افزایش سلامت عمومی (01/0P=، 85/6F =) و ارتقاء بهزیستی روان شناختی (02/0P=، 21/5F =) رانندگان اتوبوس مؤثر بوده است.
۵.

تجربه زیسته مادران در زمینه عوامل موثر در مشکلات رفتاری هیجانی کودکان سوگ(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۶۷
بسیاری از وقایع در زندگی روزمره باعث می شوند تا کودکان درجات مختلفی از سوگ را تجربه نمایند. از دست دادن والدین یکی از مهمترین رویدادهای ایجاد کننده سوگ در کودکان است و منجر به مشکلات رفتاری هیجانی قابل توجهی در آنها می-شود. هدف پژوهش حاضر، دستیابی به تجربه زیسته مادران در زمینه عوامل موثر در مشکلات رفتاری - هیجانی کودکان سوگ بود. مطالعه حاضر، کیفی و به روش تحلیل محتوا بود. شرکت کنندگان شامل 10 نفر از مادرانِ کودکان سوگ 7 تا 11 ساله تحت پوشش کمیته امداد قائمشهر که به شیوه هدفمند انتخاب گردیدند و تجارب زیسته آنان به وسیله مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع-آوری شد. سپس مصاحبه های ضبط شده، به صورت کتبی پیاده سازی و به روش کلایزی مورد تحلیل قرار گرفت. از تحلیل تجربه زیسته مادران شرکت کننده، 4 مضمون سازمان دهنده شامل عوامل مرتبط با کودک، عوامل مرتبط با خانواده، عوامل مرتبط با مرگ و عوامل حمایتی و 26 مضمون پایه استخراج گردید. مهمترین مضامین پایه شامل سن کودک زمان فوت والد، رابطه کودک با والد متوفی و بازمانده، متفاوت درنظرگرفتن خود از همسالان، وضعیت اقتصادی خانواده، ناگهانی بودن مرگ و عدم حمایت عاطفی خانواده پدری است. عوامل به دست آمده از تجربه زیسته مادران در زمینه مشکلات رفتاری - هیجانی کودکان سوگ می تواند در تدوین مداخله ای متناسب با رشد شناختی، هیجانی و اجتماعی این کودکان، همچنین متناسب با فرهنگ، جامعه و خانواده ای که کودک در آن زندگی می کند، کمک نماید.
۶.

اثربخشی آموزش فلسفه به کودکان بر همدلی و حل مسئله اجتماعی دانش آموزان پنجم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۴۳
در دهه های اخیر، فلسفه و کودک تحت عنوان فلسفه برای کودکان در زمینه آموزش و فلسفه مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به اهمیت آموزش برای کودکان در فلسفه معاصر، این مطالعه به بررسی اهمیت تدریس فلسفه برای کودکان پرداخته است. هدف از پژوهش حاضر، تعیین تأثیر برنامه آموزشی «فلسفه برای کودکان» (P4C) بر همدلی و حل مسئله اجتماعی در دانش آموزان بود. این پژوهش به روش نیمه آزمایشی انجام شد و جامعه آماری آن کلیه دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی شهرستان حسن آباد تهران بودند. با استفاده از روش در دسترس، 30 نفر از دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل قرارگرفته شدند. در ابتدا هر دو گروه به پرسشنامه تجدیدنظر شده همدلی دیویس و حل مسئله اجتماعی دزوریلا پاسخ دادند. در مرحله بعد گروه آزمایش، تحت آموزش فلسفه برای کودکان قرار گرفتند (5 جلسه) و به گروه کنترل هیچ آموزشی ارائه نشد. پس از پایان جلسات آموزشی، دوباره پرسشنامه ها در اختیار هر دو گروه شرکت کننده قرار گرفت. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد. در پایان مشخص شد که اجرای این برنامه می تواند به ارتقا همدلی و مهارت کلی حل مسئله اجتماعی دانش آموزان تأثیر معناداری بگذارد (P<0/05). نتایج این پژوهش حاکی از آن است که مشارکت در برنامه آموزشی «فلسفه برای کودکان» منجر به بهبود همدلی و مهارت کلی حل مسئله اجتماعی می شود.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۸