تاریخ علم

تاریخ علم

تاریخ علم دوره 14 بهار و تابستان1395 شماره 1 (پیاپی 20)

مقالات

۱.

نکاتی در بارهٔ تاریخ نگاری انتقال علوم جدید: پیشینه و روش

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱
انتقال علوم هم زمان با گسترش استعمارگری شتاب گرفت و به صورت یکی از پدیده های توأمان این تلاش برای جهانگشایی ظاهر شد. تاریخ نگاری علم تا سال های هشتاد قرن نوزده در جهان غرب و همچنین ایران غالباً متمرکز بود بر تحقیق در باره نظریه ها، ایده ها وکشفیات ممتاز و دانشمندان پیشتاز و نخبگان علم. ولی پس از آن به تدریج زمینه های تحقیق در غرب وسعت گرفتند و جنبه های بسیار مهم فرهنگی، اجتماعی و نهادی و اقتصادی را نیز شامل شدند. به خصوص تاریخ نگاران به تاریخ علوم جدید و انتقال علم توجه بیشتری معطوف کردند. دو عامل مهم باعث این تحول شدند: یکی نظریه توماس کوهن بود و دیگری نقد شرق شناسی ادوارد سعید. در بخش اول این مقاله انتقال علم جدید بررسی می شود و دو مدل انتقال علم از جرج بسلا و جوزف نیدهام، دو تاریخ نگار علم، در این رابطه ارائه می شود. در بخش دوم نظریهٔ توماس کوهن و نقد شرق شناسی ادوارد سعید همراه با نظریه دیپش چاکرابارتی که برای تاریخ نگاران انتقال علم بسیار مهم است، بررسی می شود. در بخش سوم این مقاله نکاتی در باره تاریخ نگاری انتقال علم در ایران و روش شناسی آن و همچنین سنجش نقدی از آن ذکر خواهد شد.
۲.

در باره دو رویکرد اساسی در تاریخ نگاری ریاضیات

نویسنده:
تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱
تاریخ نگاری ریاضیات در سال های اخیر متحول شده است و رویکرد پیشین که منجر به نگارش کتاب های تأثیرگذاری در تاریخ ریاضی بود از اعتبارش کاسته شده است. نسل جدید مورخان ریاضیات یا حداقل گروهی از آنها دیگر آن رویکرد را مناسب نمی دانند. نگاه تازه به تاریخ ریاضی کاملاً متفاوت با رویکرد کلاسیک است و به واقعیات تاریخی، که در روش کلاسیک به آن توجه نمی شد، اهمیت می دهد. تفاوت میان این دو رویکرد که مبتنی بر مفروضات شناخت شناسانه متفاوت است به دو گونه تاریخ نگاری کاملاً مجزا منجر می شود. این شرایط باعث می شود که این دو نوع تاریخ نگاری در مقابل هم قرار بگیرند. در این مقاله می کوشیم تا هر یکی از این رویکردها، خصوصیات، مفروضات، نتایج و ریشه های آنها را معرفی کنیم و سرانجام رویکرد دیگری پیشنهاد کنیم که از تقابل میان این دو نوع تاریخ نگاری می کاهد.
۳.

رویکردهای «عقلانی» و «اجتماعی» به تاریخ نگاری علم و معضل «غیرتاریخی» بودن

نویسنده:
تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۲
در این نوشته ابتدا پیشنهادهای توماس کوهن در خصوص نقش عوامل بیرونی و اجتماعی را در تاریخ علم مرور خواهیم کرد. سپس به دو رویکرد عقلانی و اجتماعی در تاریخ نگاری علم که هر دو واکنشی به سخن کوهن بوده اند اشاره می کنیم. نشان خواهیم داد که تاریخ نگاری عقلانی به مشکل غیرتاریخی بودن مبتلا است و دلایل معرفتی کنشگران تاریخی را در تبیین های خود دخالت نمی دهد. علاوه بر این، چنین رویکردی با خلط تبیین و توجیه اصولاً فاقد توان تبیینی است. در ادامه، بررسی خواهیم کرد که رویکرد اجتماعی تا چه حد در معرض خطر غیرتاریخی بودن است. با دفع شبهه غیرتاریخی بودن نشان خواهیم داد که خطر توسل به آگاهی کاذب در کمین رویکرد اجتماعی است. دفع این خطر نیازمند به دست دادن الگویی مناسب برای رابطه میان امر عقلانی و امر اجتماعی است. یک گزینه پیشنهادی تبعیت از یگانه انگاری بی قاعده است که تبعات مهمی برای تاریخ نگاری علم خواهد داشت.
۴.

رویکردی طبیعت گرایانه به تاریخ نگاری علم: مطالعه موردی داروین

نویسنده:
تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۳
یافته های علوم شناختی به نحو روزافزونی نشان می دهند که تمثیل ها و استعاره ها نقشی اساسی در شناخت انسان بازی می کنند. دانشمندان نیز از این قاعده مستثنی نیستند و بنا بر این استعاره ها و تمثیل ها در علم نیز نقشی اساسی دارند. هرچند فیلسوفان علم چند دهه ای است که به این نقش پرداخته اند اما مورخان علم، با ذکر چند استثنا در چند سال اخیر، این نقش را نادیده گرفته اند. دعوی نوشته حاضر این است که جدی گرفتن نقش تمثیل ها و استعاره ها در تاریخ علم نگاه نوینی را به گذشته می گشاید. به عنوان نمونه ای از این نحو تاریخ نگاری پس از اشاره ای به کار یکی از مورخان حاضر که این نحوه تاریخ نگاری را به کار گرفته است اشاره ای جرئی نگرانه تر به بخش کوچکی از کار داروین جوان خواهد شد. سپس برهمین مبنا از این نظر دفاع خواهد شد که فهم گذشته تنها با نگاه امروزین ممکن است و ترس از تاریخ نگاری به سبک ویگی تنها مانعی بر فهم گذشته فراهم می کند. و در انتها از این نگاه دفاع می شود که با اتخاذ چنین نگاهی راه برای استفاده از تاریخ علم برای برساختن برخی فرضیه ها در علم رایج باز می شود.
۵.

کوهن، تاریخ نگاری و انقلاب علمی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۲
مورخان امروزه علم در باره مفهوم انقلاب علمی تردیدهای فراوانی کرده اند. در این مقاله به بررسی مفهوم انقلاب علمی در نزد کوهن و بررسی دو چالش مهم تاریخ نگاری علم می پردازیم. چالش اول ناظر به ناآشنا بودن مقوله انقلاب برای بازیگران قرن هفدهم است. چالش دوم مبهم بودن معیارهای تشخیص انقلاب است. واژه انقلاب در مورد تحول اساسی در فلسفه طبیعی قرن هفدهم معیارهای تاریخ نگاران را برآورده نمی سازد. با وجود این به نظر می رسد که بتوان از آن به مثابه استعاره ای مفید در بیان تحولات قرن هفدهم استفاده کرد.
۶.

مورخ یا کیمیاگر به مثابه ریشه شناس: مطالعه موردی عنوان «ال-کیمیا»

نویسنده:
تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۲
شیوه های مختلف تاریخ نگاری، نظیر حال محور، تاریخی-فلسفی، کُربنی و یونگی، در بازسازی تاریخ کیمیای دوره اسلامی به کار گرفته شده است. در این میان، یکی از فنونی که در هر یک از این شیوه ها، به نحوی از انحا، می تواند به کار آید، فنّ ریشه شناسی است. در اینجا، ریشه شناسی های مختلفی که برخی مسلمانان کیمیاگر یا اهل تراجم (نظیر ابن ند یم، صفدی، خوارزمی، جلدکی، ازنیقی) از واژه «ال-کیمیا» عرضه کرده اند، ارائه شده و در دو منظر تاریخی و پدیدارشناختی تحلیل شده است.
۷.

تحولات در تاریخ نگاری علم و توجه به مسأله «علم و ارزش»

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
در چند دهه اخیر فیلسوفان علم به مسأله اثرگذاریِ ارزش ها بر نظریه های علمی توجه بسیار بیشتری نشان داده اند. تا پیش از آن، عموماً دیدگاهی حاکم بود که مرزی قاطع میان ساحت علم و ارزش رسم می کرد. به ویژه در نیمه دوم قرن بیستم، عقیده به آرمان علم غیرارزش بار میان فیلسوفان علم رواج داشته است که مطابق آن، در ارزیابیِ معرفتیِ نظریه های علمی فقط ارزش های معرفتی می توانند نقش موجهی داشته باشند. در این مقاله با مرور مختصر سیر تحولات در توجه به مسأله علم و ارزش در قرن بیستم، از این ادعا دفاع می کنیم که از جمله عوامل مهمِ توجه بیشتر به مسأله نقش ارزش ها در علمْ تحولات در تاریخ نگاری علم و به ویژه توجه به نگرش های برون گرایانه، تأکید جدی تر بر داده های تجربی، و پرهیز از مغالطه های گاه نگارانه (آناکرونیسم) در ارائه روایت های تاریخی بوده است. در بخش پایانی مقاله، به این موضوع می پردازیم که شناخت بهتر از نقش ارزش ها در علم پرسش های تازه ای پیش روی تاریخ نگار علم قرار می دهد و مفاهیم مطرح شده در بحث از رابطه علم و ارزش، مانند تمایز ارزش های معرفتی و غیرمعرفتی، می تواند چارچوب مفهومی جدیدی در اختیار تاریخ نگار علم قرار دهد و از این طریق احتمالاً بر نظریه ها و روش های تاریخ نگاری علم اثرگذار باشد.
۸.

چرا دوگانگی میان برون گرایی و درون گرایی نباید منحل شود تحلیلی از تاریخ تمایز علم محض/ علم کاربردی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۲
در حالی که مدافعان تحلیل هایِ درون گرایانه سعی دارند با استفاده از ویژگی های شناختیْ علوم محض و کاربردی را از یکدیگر متمایز کنند، مدافعان تحلیل های برون گرایانه تلاش می کنند با توسل به ویژگی های غیرشناختی یا زمینه ایْ تمایز مذکور را ترسیم کنند. در این مقاله، استدلال خواهد شد که هیچ یک از این رویکردها به تنهایی، خصوصاً در بازنمایی تمایز علم محض/ علم کاربردی و نسبت میان آنها، کفایت لازم را ندارند. در ادامه و پس از معرفی مدل وحدت بخش نانای از تاریخ های درونی و بیرونی، نشان داده خواهد شد که این مدل برای تحلیلِ تاریخِ تمایزِ محض/کاربردی مطلوب است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۸