سلامت روانی کودک (تحول روان شناختی کودک)

سلامت روانی کودک (تحول روان شناختی کودک)

سلامت روانی کودک دوره پنجم بهار 1397 شماره 1 (پیاپی 14)

یادداشت ها

مقالات

۱.

تأثیر نوروفیدبک بر پرخاشگری و نشانه های بالینی وسواس- بی اختیاری دانش آموزان مبتلا به اختلال نارسایی توجه- فزون کنشی

تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۱
زمینه و هدف: نشانه های بالینی وسواس- بی اختیاری و پرخاشگری موجب آسیب قابل ملاحظه در کنش وری عاطفی و اجتماعی مبتلایان به اختلال نارسایی توجه- فزون کنشی می شود که لازم است روش های مناسب تشخیصی و درمانی برای این گروه از کودکان در نظر گرفته شود . هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر نوروفیدبک بر پرخاشگری و نشانه های بالینی وسواس- بی اختیاری دانش آموزان پسر مبتلا به اختلال نارسایی توجه- فزون کنشی بود . روش: روش پژوهش شبه آزمایشی و در چهارچوب طرح های پیش آزمون- پس آزمون بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان مبتلا به اختلال نارسایی توجه- فزون کنشی شهر تهران بود که در سال 1395 به مراکز خدمات روان شناختی و مشاوره این شهر مراجعه کردند. نمونه شامل 24 دانش آموز پسر 10 تا 14 ساله بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و با انتساب تصادفی به طور مساوی در گروه آزمایشی و گروه گواه قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تشخیصی کوتاه اختلال نارسایی توجه- فزون کنشی کانرز (1999)، مقیاس یل- براون (1989) و پرسشنامه پرخاشگری باس و پری (1992)، بود. برنامه مداخله ای درمان نوروفیدبک طی 33 هفته متوالی به صورت 3 جلسه نیم ساعته در هر هفته اجرا شد. داده های به دست آمده به روش تحلیل کوواریانس تک متغیری چندمتغیری تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان نوروفیدبک منجر به کاهش معنا داری در نمرات نشانه های بالینی وسواس و تمامی مؤلفه های پرخاشگری در دانش آموزان مبتلا به اختلال نارسایی توجه- فزون کنشی شده است (0/05 P< ). نتیجه گیری: بنا بر نتایج این مطالعه، به نظر می رسد درمان مبتنی بر نوروفیدبک می تواند درمان اثربخشی در زمینه نشانه های وسواس- بی اختیاری و پرخاشگری در دانش آموزان مبتلا به اختلال نارسایی توجه- فزون کنشی باشد .
۲.

مقایسه توانایی حل مسئله اجتماعی در دانش آموزان دختر کم توان ذهنی و همسالان با تحول ذهنی بهنجار

تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۴
زمینه و هدف : دانش آموزان کم توان ذهنی از جمله افرادی هستند که در توانایی حل مسئله اجتماعی ضعف دارند و در هنگام رویارویی با موقعیت های اجتماعی با مشکلات بسیاری روبرو می شوند. هدف از پژوهش حاضر مقایسه توانایی حل مسئله اجتماعی در دانش آموزان دختر کم توان ذهنی و دانش آموزان با تحول ذهنی بهنجار بود. روش : روش پژوهش توصیفی از نوع علی مقایسه ای بود. حجم نمونه این پژوهش شامل 134 نفر (67 نفر دانش آموز کم توان ذهنی و 67 نفر دانش آموز بهنجار) بودند که آزمودنی های کم توان ذهنی به روش در دسترس و آزمودنی های با تحول ذهنی بهنجار با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای از مراکز آموزش عمومی و ویژه شهر شیراز انتخاب شدند. به منظور سنجش میزان توانایی حل مسئله اجتماعی از نسخه تجدیدنظرشده سیاهه حل مسئله اجتماعی دزوریلا و همکاران (2002) استفاده شد. داده های گردآوری شده با استفاده از آزمون تی مستقل و تحلیل واریانس چندمتغیره تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین دو گروه دانش آموزان دختر کم توان ذهنی و بهنجار در نمره کل توانایی حل مسئله اجتماعی و خرده مقیاس های آن تفاوت معنی داری وجود دارد (0/01> p )؛ بدین معنا که دانش آموزان کم توان ذهنی در نمره کل توانایی حل مسئله اجتماعی و خرده مقیاس های آن ضعیف تر از دانش آموزان دختر با تحول ذهنی بهنجار بودند. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که کم توانی ذهنی افزون بر تأثیرگذاری منفی بر عملکرد شناختی، بر توانمندی اجتماعی نیز تأثیر می گذارد. بدین ترتیب، آموزش مهارت های توانایی حل مسئله اجتماعی به افراد کم توان ذهنی در محیط های گوناگون و همچنین توانمندسازی خانواده های این افراد ضروری است.
۳.

نقش هیجان پذیری و توانایی خودمهارگری در تبیین رفتارهای پرخطر در دانش آموزان

تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۳
زمینه و هدف: مفهوم گسترده رفتار پر خطر، دامنه ای از رفتار ها را در بر می گیرد که نه تنها برای فرد دارای رفتار های پر خطر و افراد مهم زندگی وی زیان های جدی به بار می آورد، که باعث صدمه غیرعمدی به افراد بی گناه دیگر نیز می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش هیجان پذیری و توانایی خودمهار گری در تبیین رفتار های پرخطر در دانش آموزان انجام شد. روش: طرح پژوهش توصیفی، از نوع همبستگی بود. جامعه شامل تمامی دانش آموزان دختر دبیرستانی مشغول به تحصیل در مدارس ناحیه 2 آموزش و پرورش شهر رشت در سال تحصیلی 95-1394 بودند که 250 نفر از آنها با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های هیجان خواهی (زاکرمن، 1971)، خودمهار گری (تانجی، بامیستر و بون، 2004)، و رفتار های پرخطر (زادمحمدی و همکاران، 1390) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش همبستگی و رگرسیون چندگانه انجام شد. یافته ها: نتایج آزمون همبستگی نشان داد که بین خودمهار گری و هیجان پذیری با رفتار های پرخطر رابطه وجود دارد (0/01> p ). نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد هیجان پذیری و خودمهار گری می توانند 12 درصد از رفتار های پرخطر را پیش بینی کنند (0/0001> p ). نتیجه گیری: هیجان ها خیلی سریع تر از منطق و شناخت آشکار می شوند بنابراین می توانند زمینه ساز بروز رفتارهای پرخطر می شوند اما خودمهارگری با کمک به تنظیم هیجان ها به شیوه ای مناسب و تعدیل آنها در کاهش رفتارهای پرخطر نقش دارد.
۴.

تبیین فرسودگی تحصیلی دانش آموزان بر اساس خود دلسوزی و حس انسجام

تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۴
زمینه و هدف: فرسودگی تحصیلی به عنوان یکی از شاخص های مهم سلامت روانی در میان افراد در حال تحصیل به شمار می رود و تأثیرات منفی بر بهزیستی روان شناختی دانش آموز و اطرافیان وی دارد. پژوهش حاضر با هدف تبیین فرسودگی تحصیلی دانش آموزان بر اساس خود دلسوزی و حس انسجام انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. نمونه مورد مطالعه شامل 373 دانش آموز شهرستان اردبیل در سال تحصیلی 96-1395 بود که به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه فرسودگی تحصیلی (برسو و همکاران، 1997)، پرسشنامه حس انسجام (آنتونوسکی، 1987) و مقیاس خود دلسوزی (نف، 2003) بود. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه انجام شد. یافته ها: اثر ادراک پذیری (0/067-= β : 0/003> p )، مهربانی به خود (0/167-= β : 0/012> p )، و ذهن آگاهی (0/317-= β : 0/001> p ) بر فرسودگی تحصیلی، مثبت و معنادار؛ و اثر انزوا (0/745= β : 0/001> p ) بر فرسودگی تحصیلی منفی و معنادار بود. همچنین خود دلسوزی 89 درصد و حس انسجام 86 درصد از واریانس نمرات فرسودگی تحصیلی دانش آموزان را پیش بینی می کند (0/001> P ). نتیجه گیری: براساس نتایج این پژوهش، خود دلسوزی و حس انسجام با فراهم کردن راهبردهای مقابله ای مؤثر هنگام رویارویی با تنیدگی های تحصیلی و ایجاد انگیزه تحصیلی در موفقیت تحصیلی دانش آموزان و کاهش فرسودگی تحصیلی آنها تأثیر می گذارد.
۵.

تأثیر آموزش بازتوانی شناختی بر بهبود نشانه های اضطراب در کودکان

تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۱۹
زمینه و هدف: امروزه اختلال های اضطرابی در بین کودکان بسیار شایع است و باعث کاهش کیفیت زندگی در آنها شده است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش بازتوانی شناختی بر بهبود نشانه های اضطراب در کودکان است. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل است. جامعه آماری شامل تمامی کودکان مبتلا به اختلال اضطراب 8 تا 12 ساله دبستانی بود که در سال تحصیلی 96-1395 در مقطع تحصیلی دوم تا ششم در شهر شیراز مشغول به تحصیل بودند که از بین آنها 30 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایدهی شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس اضطراب کودکان اسپنس (1988) و نرم افزار اسمارت درایور پلاس (انستیتو آموزش مغز، 2017) به عنوان ابزار بازتوانی شناختی بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس با اندازه گیری های مکرر مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که بازتوانی شناختی به طور معناداری باعث کاهش نمره کل اضطراب، اضطراب جدایی و اضطراب عمومی شد (01/0 ≥ P ) اما تفاوت معناداری در میزان ترس از فضای باز، ترس از آسیب فیزیکی، ترس اجتماعی و وسواس- بی اختیاری مشاهده نشد. نتیجه گیری: به طورکلی نتایج نشان داد بازتوانی شناختی باعث بهبود و ارتقاء مهارت های شناختی کودکان شده و در نتیجه بر کاهش اختلال های اضطرابی تأثیر می گذارد.
۶.

تأثیر آموزش والدگری مثبت مبتنی بر روی آورد ساندرز بر شادزیستی و تعارض والد- فرزندی دانش آموزان

تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۱
زمینه و هدف: از آنجایی که سیک والدگری والدین بر بسیاری از جوانب زندگی فرزندانشان تأثیر عمده ای دارد، این پژوهش با هدف بررسی تأثیر آموزش والدگری مثبت مبتنی بر روی آورد ساندرز بر افزایش شادزیستی و کاهش تعارض والد- فرزندی دانش آموزان صورت گرفت. روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهر شیراز در سال تحصیلی 96-1395 بود که از بین آنها با استفاده از روش نمونه گیری چندمرحله ای تعداد 30 نفر از مادرانی که فرزندان شان نمره پایینی در شادزیستی و نمره بالایی در تعارض والد- فرزندی داشتند، انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایش و کنترل جای دهی شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه شادزیستی آکسفورد آرگیل و لو (1990) و تعارض والد- فرزندی اشتروس (1996) بود. روش والدگری مثبت در 8 جلسه 2 ساعته به گروه آزمایش آموزش داده شد. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس انجام شد. یافته ها : نتایج نشان داد که آموزش والدگری مثبت مبتنی بر روی آورد ساندرز بر افزایش شادزیستی و کاهش تعارض والد- فرزندی دانش آموزان تأثیر معنی داری دارد (0/05 P< ). نتیجه گیری: در مجموع نتایج به دست آمده از این پژوهش، سودمندی آموزش والدگری مثبت را به دلیل نقشی که در سلامت و شاد زیستی و کاهش تعارض والد- فرزندی بر عهده دارد مورد تأیید و تأکید قرار می دهد.
۷.

نقش میانجی پرخاشگری روانی والدین و تنبیه بدنی در رابطه سبک های والدگری با قلدری

تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۴۸
زمینه و هدف: مطالعات پیشین نشان داده است که والدین نقش موثری در بروز مشکلات رفتاری کودکان دارند. بدین ترتیب پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی گ ری پرخاشگری روانی والدین و تنبیه بدنی در رابطه بین سبک های والدگری با قلدری انجام شد. روش: روش مطالعه حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دبیرستان های دوره اول متوسطه دختر و پسر شهرستان آستانه اشرفیه در سال تحصیلی 1396-1395 بودکه 295 دانش آموز (150 دختر و 145 پسر) به صورت تصادفی خوشه ای به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند و به پرسشنامه های والدگری الیوا و همکاران ( 2007)، ابعاد انضباطی استراوس و فاچیر (2007) و زورگویی بریگوایی (2012) پاسخ دادند. داده های پژوهش با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته ها: یافته ها حاکی از آن است که پرخاشگری روانی والدین و تنبیه بدنی در رابطه بین سبک های والدگری با قلدری نوجوان تأثیر غیرمستقیم و نقش میانجی در رابطه بین سبک های والدگری پدر و مادر با قلدری نوجوان دارد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که سبک های تربیتی و والدگری والدین می تواند رفتارهای کودکان را تحت تأثیر قرار دهد بنابراین باید مداخلاتی جهت آگاه سازی والدین درباره اهمیت نقش والدگری آنها انجام شود.
۸.

رابطه فراشناخت و عملکرد تحصیلی با میانجی گری حل مسئله

تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۲۵
زمینه و هدف : عملکرد تحصیلی یک عنصر چند بعدی است و به گونه ای ظریف به فراشناخت و حل مسئله مربوط است . هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه فراشناخت و عملکرد تحصیلی با میانجی گری حل مسئله است . روش : روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی و جامعه آماری آن شامل تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه شهر خرم دره در سال تحصیلی 96-1395 بود که از بین آنها 300 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پر سشنامه های باورهای فراشناخت ولز (1997 )، حل مسئله هپنر (1987) و شاخص معدل تحصیلی استفاده شد . تحلیل داده ها با معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای اس پی اس ا س نسخه 18 و ایموس نسخه 20 انجام شد . یافته ها: براساس مدل معادلات ساختاری، روابط بین متغیرها، از برازش قابل قبولی برخوردار بود و نتایج نشان داد بین فراشناخت با حل مسئله (0/001 ≥ p )، فراشناخت با عملکرد تحصیلی (0/001 ≥ p )، و حل مسئله با عملکرد تحصیلی (0/003 ≥ p ) رابطه وجود دارد. نتیجه گیری: استفاده از مهارت حل مسئله و فراشناخت موجب رشد معنادار یادگیری در دانش آموزان می شود بنابراین می توان با تقویت باورهای فراشناختی و مهارت حل مسئله، ضمن تقویت عملکرد تحصیلی دانش آموزان، زمینه شناخت دقیق ظرفیت ها، توانایی ها و کاستی ها بدست خودشان فراهم شود.
۹.

تجارب انگیزشی و اجتماعی دانش آموزان از روش یادگیری مشارکتی جیگ ساو: یک مطالعه کیفی

تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۴
زمینه و هدف: روش یادگیری مشارکتی به عنوان راهبرد آموزشی مؤثر مورد تأکید پژوهشگران قرار گرفته است اما پژوهش های کیفی اندکی در مورد نتایج حاصل از بکارگیری آن وجود دارد. بنابراین بررسی تجربه یادگیری مشارکتی در دانش آموزان می تواند در شناخت راه کارهای افزایش بهره وری و کارآیی این روش مؤثر باشد. هدف از این مطالعه، تبیین تجارب دانش آموزان از یادگیری مشارکتی جیگ ساو بود. روش: در این مطالعه کیفی 17 نفر از دانش آموزان دوره متوسطه که درس روان شناسی را به روش جیگ ساو آموزش دیده بودند، شرکت داشتند. شیوه جمع آوری اطلاعات به صورت مصاحبه ساختارنایافته و نیمه ساختار بود. هم زمان با پیاده سازی متن مصاحبه، تجزیه و تحلیل داده ها، استخراج و طبقه بندی درون مایه ها انجام شد. یافته ها: داده های پژوهش با روش هفت مرحله ای کلایزی (1987) تجزیه و تحلیل شد. مضمون های اصلی استخراج شده از تحلیل داده ها شامل 5 مضمون انگیزش درونی، مهارت های اجتماعی، یادگیری، عوامل تسهیل کننده، و عوامل بازدارنده بودند. نتیجه گیری: درون مایه های اصلی استخراج شده از تحلیل داده ها نشان داد که روش یادگیری مشارکتی جیگ ساو به عنوان یک روش یادگیری فعال، از انگیزش درونی، یادگیری عمیق و مهارت های اجتماعی دانش آموزان حمایت می کند. همچنین در این روش، محیط از آزادی عمل دانش آموزان حمایت کرده و یادگیری آنها را تسهیل می کند. بر اساس دیدگاه دانش آموزان، وجود بی نظمی، فقدان انگیزش، و ناآشنایی با این روش از جمله عواملی هستند که اثربخشی این شیوه را کاهش می دهند.
۱۰.

تأثیر آموزش روش ایفای نقش بر حرمت خود و سازش یافتگی دانش آموزان

تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۱۷
زمینه و هدف: کسب مهارت های اجتماعی از دوران کودکی برای تعامل سازنده با دیگران و سازش یافتگی اجتماعی مطلوب ضروری است. یکی از راهکارهای مؤثر برای آموزش این مهارت ها، روش ایفای نقش است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش ایفای نقش در حرمت خود و سازش یافتگی دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر از نوع آزمایشی و جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه سوم تا پنجم ابتدایی شهرستان خلخال در سال تحصیلی 1396-1395 بود. در مرحله غربالگری و بر اساس کسب نمره لازم در دو پرسشنامه حرمت خود کوپر اسمیت (1967) و پرسشنامه سازش یافتگی سین ها و سینگ (1993)، از میان کل دانش آموزان (178 نفر) تعداد 30 نفر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (در هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیری داد ه ها نشان داد که آموزش ایفای نقش در حرمت خود و سازش یافتگی کل دانش آموزان به طور معناداری مؤثر است ( p<0/001 ). نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری داده ها نیز نشان داد که آموزش از طریق ایفای نقش بر هر یک از مؤلفه های حرمت خود (عمومی، خانوادگی، تحصیلی و اجتماعی) و سه گروه از مولفه های سازش یافتگی (عاطفی، اجتماعی و تحصیلی) تأثیر معنی داری دارد ( p<0/001 ). نتیجه گیری: روش آموزش ایفای نقش با فراهم کردن محیطی لذت بخش برای یادگیری، در افزایش حرمت خود و سازش یافتگی دانش آموزان تأثیر دارد و برای آنها امکان استفاده از مهارت های آموخته شده در محیط های عینی زندگی را فراهم می نماید.
۱۱.

وضعیت تحول مهارت های هیجانی اجتماعی درکودکان 4-1 ساله مهدکودک های تهران در سال 1392

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۳
زمینه و هدف: تحول در طی سال های اولیه زندگی بسیار مهم و متفاوت از تحول در دوره های بعدی است و چگونگی آن، وضعیت فرد را در طول چرخه زندگی تحت تأثیر قرار می دهد. سه حوزه مهم در تحول کودک شناخته شده است: جسمی، هیجانی- اجتماعی، و زبانی- شناختی. هدف از این پژوهش تعیین سطح تحول مهارت های هیجانی- اجتماعی کودکان 4 - 1 ساله مهدکودک های شهر تهران بود. روش: برای انجام این پژوهش زمینه یابی- تحولی، 138 کودک 4 - 1 ساله (68 دختر و 70 پسر) از شش مهدکودک مناطق مختلف تهران در سال 1392 به طور تصادفی انتخاب شدند. وضعیت تحول مهارت های هیجانی- اجتماعی این کودکان بر اساس مصاحبه با مادران و مربیان و مشاهده کودکان، در جدول تحول مهارت های هیجانی- اجتماعی مشخص شد. جهت تجزیه وتحلیل داده ها، از روش های آمار توصیفی، آزمون تک نمونه ای کالموگروف- اسمیرنف و t تک نمونه ای استفاده شد. یافته ها : نتایج آزمون t تک نمونه ای نشان داد میانگین نمرات مهارت های هیجانی- اجتماعی کودکان 2 - 1 ساله به طور معناداری پایین تر از میانگین نمرات ملاک است (001/0 p < ). میانگین نمرات مهارت های هیجانی- اجتماعی کودکان 3- 2 ساله و 4-3 ساله در حد میانگین نمرات ملاک است ( به ترتیب 94/0> P و 89/0> P ). نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه می توان گفت تحول مهارت های هیجانی - اجتماعی کودکان 2-1 ساله کم تر مورد توجه واقع شده است و به نظر می رسد عوامل فرهنگی، اجتماعی، و آموزشی نقش مهمی در این زمینه داشته باشند.
۱۲.

تأثیر گروه درمانی مبتنی بر شفقت بر کیفیت زندگی و تغییر در اهداف و اولویت های مادران کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۲
زمینه و هدف: مشکلات مراقبت از فرزند مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی، والدین به ویژه مادر را در معرض خطر ابتلا به آسیب روانی قرار می دهد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر گروه درمانی مبتنی بر شفقت بر کیفیت زندگی و تغییر در اهداف و اولویت های مادران کودکان مبتلابه اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی بود. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه شامل مادران کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی با غلبه فزون کنشی بودند که در بهار 1396 به بیمارستان خورشید اصفهان مراجعه کرده بودند. 20 مادر از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای دهی شدند (هر گروه 10 نفر). برای هر دو گروه پیش آزمون اجرا شد. سپس گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش شفقت درمانی قرار گرفتند و یک هفته پس از اتمام مداخله برای هر دو گروه پس آزمون اجرا شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه کیفیت زندگی (ویر و شربون، 1992) و مقیاس تغییر در اهداف و اولویت ها (تدسچی و کالهون، 1996) استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد در کیفیت زندگی و ابعاد آن (کارکرد جسمانی، انرژی/ خستگی، بهزیستی هیجانی، کارکرد اجتماعی، درد و سلامت عمومی) و اهداف و اولویت های مادران گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد ولی در ابعاد اختلال نقش بخاطر سلامت جسمی و اختلال نقش بخاطر سلامت هیجانی، تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری: از گروه درمانی مبتنی بر شفقت می توان برای بهبود کیفیت زندگی و تغییر در اهداف و اولویت های مادران کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی استفاده کرد.
۱۳.

ارزیابی عصب زیست شناسی کودک آزاری

تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۴
زمینه و هدف: کودکان از آسیب پذیرترین گروه های جامعه هستند و کودک آزاری عواقب و آثار منفی فراوانی را در حیطه های گوناگون اجتماعی، تحصیلی، خانوادگی، و شغلی به دنبال دارد و سلامت روان شناختی و عصبی زیستی کودک را تحت تأثیر منفی قرار می دهد. در پژوهش حاضر سعی شده است آسیب های ناشی از کودک آزاری بر سیستم عصبی زیستی فرد به صورت ویژه مورد بررسی قرار گیرد. روش: بررسی داده ها در پژوهش حاضر به صورت مروری ساده انجام شده است، بدین صورت که با جستجو در متون چاپ شده در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و خارجی، نسبت به جمع آوری، طبقه بندی و گزارش یافته های مرتبط بین سال های 2015-1990 میلادی، در زمینه تأثیرات عصبی- زیستی کودک آزاری اقدام شده است. یافته ها: به طورکلی می توان تأثیرات کودک آزاری را در دو حوزه آسیب های ساختاری و کنشی در قشر پیشانی مغز، هیپوکامپ، آمیگدال، جسم پینه ای، هیپوفیز، و مخچه مورد توجه قرار داد. مکانیزم عصبی زیستی پاسخ به تنیدگی روانی ناشی از کودک آزاری در دستگاه عصبی خودکار، دستگاه سروتونین، و محور لیمبیک- هیپوتالاموس- هیپوفیز- آدرنال نشان داده شده است. همچنین تأثیرات منفی تجارب ناخوشایند کودک آزاری بر دستگاه ایمنی به تأیید رسیده است. نتیجه گیری: در مجموع، مطالعات نشان دهنده تأثیرات فراگیر و بلندمدت تنیدگی های روانی و بدرفتاری دوران کودکی بر سیستم عصب زیستی، و به دنبال آن فرایندهای شناختی- رفتاری و تحولی کودک است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۱۹