فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۸۸۱ تا ۲٬۹۰۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر ترس از ارزیابی منفی، اضطراب و تعارض خانواده زوجین بدون فرزند مراجعه کننده به مراکز مشاوره گنبدکاووس بود.روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این تحقیق، شامل کلیه زوجین بدون فرزند مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان گنبدکاووس بود. نمونه آماری شامل 30 زوج بود که به روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش گمارده شدند. داده های موردنیاز با استفاده از پرسشنامه ترس از ارزیابی منفی لری (1983)، پرسشنامه اضطراب بک (1990) و مقیاس تعارضات زناشویی ثنایی و براتی (1375) جمع آوری و به وسیله نرم افزار SPSS و تحلیل کوواریانس تجزیه وتحلیل شد.یافته ها: نتایج نشان داد درمان شناختی رفتاری بر ترس از ارزیابی منفی، اضطراب و تعارض خانواده زوجین بدون فرزند مؤثر بوده است. در هر سه فرضیه مقدار F از سطح معناداری 0.05 کمتر بوده و فرضیه ها پذیرفته شده است. از نتایج این تحقیق می توان در مراکز مشاوره روانشناسی و بهزیستی استفاده کرد.واژه های کلیدی: شناختی-رفتاری، ترس از ارزیابی منفی، اضطراب، تعارض، زوجین بدون فرزند.
Investigating the effectiveness of positive psychotherapy on cognitive flexibility and distress tolerance in divorced women(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study aimed to investigate the effectiveness of positive psychotherapy on cognitive flexibility and distress tolerance in divorced women.
Methods: The study population consisted of all divorced women in Damghan City in 2020, from which 30 individuals were randomly selected and assigned to the control and experimental groups (15 individuals in each group). The Distress Tolerance Scale, Cognitive Flexibility Inventory, and Positive Psychotherapy Protocol were used to collect the data, and the ANCOVA test was used to analyze the data. The ANCOVA results showed that the intervention group obtained significantly higher scores in cognitive flexibility and distress tolerance than the control group (p<0.01).
Results: According to the findings, cognitive flexibility and distress tolerance significantly increased in the experimental group. According to the findings of the present study, positive psychotherapy and improvement of psychological components such as psychological flexibility and distress tolerance can play an important role in improving the mental health of divorced women.
Conclusion: By focusing on talents and abilities, a positive therapeutic approach can use the potential capacities of people in order to improve psychological problems to a significant extent.
مرکز اعتیاد ناب: ترسیم الگوی کارکردی مطلوب سازمانی مراکز ترک اعتیاد در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۳
۱۳۴-۱۰۹
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر ترسیم الگوی کارکردی ناب از مراکز ترک اعتیاد در ایران بود. روش: روش پژوهش حاضر کیفی مبتنی بر روش داده بنیاد نوظهور بود. جامعه پژوهش شامل افراد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد، مدیران و رئیس های مراکز ترک اعتیاد، مددیارانِ این مراکز و متخصصان حوزه اعتیاد بودند. براساس نمونه گیری هدفمند از نوع نظری و با استفاده از تکنیک اشباع داده ها، 37 نفر انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با روش مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته و تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن بود که الگوی ناب کارکردی مراکز ترک اعتیاد دارای سه کارکرد اساسی نهادی، اداری و فنی است. کارکردهای نهادی شامل حمایت های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بود. کارکردهای اداری شامل مدیریت منابع انسانی، مدیریت مالی اثربخش، جو اعتماد سازمانی و نظارت دقیق بر سازوکارهای سازمانی بود. در نهایت، کارکردهای فنی شامل سم زدایی توام با احترام، مهارت آموزی حرفه ای و مشاوره حرفه ای برای فرد مبتلا به اعتیاد و خانواده ها بود. نتیجه گیری: الگوی نابِ برآمده از داده های پژوهش نشان از آن دارد که مشارکت کنندگان در پژوهش، ناکارآمدی مراکز ترک اعتیاد را بنیادین می دانند که ریشه های اجتماعی دارد و دلیل این امر این است که در ترسیم الگوی ناب همواره خواهان جلب حمایت های نهادی هستند.
رابطه تعارض با والدین و اعتیاد به اینترنت در نوجوان: نقش تعدیل کننده سبک های مقابله و جنسیت
حوزههای تخصصی:
پیش زمینه و هدف: اعتیاد به اینترنت یک نگرانی فزاینده در میان نوجوانان است که پیامدهای منفی بالقوه ای برای عملکرد تحصیلی، رشد اجتماعی و سلامت روان به دنبال دارد. پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه تعارض با والدین با اعتیاد به اینترنت با نقش تعدیل کنندگی سبک های مقابله و جنسیت انجام در نوجوانان شهرستان کاشان صورت گرفت. مواد و روش کار: روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه اول و دوم شهرستان کاشان در سال تحصیلی 1400-1401 بودند که از این میان، تعداد 400 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسش نامه های اعتیاد به اینترنت یانگ (1996)، راهبردهای تعارض اشتراوس (1979)، شاخص استراتژی مقابله امیر خان (1990) استفاده شد. یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از روش رگرسیون سلسله مراتبی انجام شد و نتایج نشان داد که تعارض با والدین، به طور مستقیم 40/0 اعتیاد به اینترنت را پیش بینی می کند. هم چنین نقش تعدیل کنندگی سبک های مقابله ای، هر سه سبک حمایت اجتماعی، حل مسئله و اجتناب تائید شد. اما در خصوص نقش تعدیل کنندگی متغیر جنسیت، نتایج نشان داد رابطه بین تعارض با والدین با استفاده مفرط از اینترنت در بین نوجوانان دختر و پسر، تفاوت معناداری ندارد. بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج فوق، لازم است جهت آشنایی والدین و فرزندان با تفاوت های نسلی، نوع برخورد سازنده با یکدیگر، ایجاد و حفظ رابطه مثبت در بین اعضای خانواده و همچنین فرهنگ استفاده صحیح و مناسب از اینترنت، برنامه هایی مناسب طراحی و اجرا شود.
اثربخشی تحریک الکتریکی فراجمجمه ای با جریان مستقیم (tDCS) بر حافظه کاری و بازداری پاسخ در کودکان مبتلا به اوتیسم شهر زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۷)
119 - 134
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی تحریک الکتریکی فراجمجمه ای با جریان مستقیم بر حافظه کاری و بازداری پاسخ در کودکان مبتلا به اوتیسم شهر زاهدان انجام شد. این پژوهش، از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی کودکان 10 تا 12 ساله دارای اختلال طیف اوتیسم بودند که به مراکز درمانی شهر زاهدان در سال 1402-1401 مراجعه کردند و تعداد 30 نفر از این کودکان با عملکرد بالا (کسب نمره بالای 85 در آزمون گیلیام و ضریب هوشی بالای 85 بر اساس پرونده کودک در مرکز درمانی)، به عنوان نمونه آماری به روش هدفمند انتخاب و در دو گروه 15 نفر (یک گروه آزمایش و یک گروه گواه) به صورت تصادفی جایگزین شدند. افراد موردنظر از طریق مقیاس تشخیص اوتیسم گیلیام (GARS)، آزمون استروپ (ST)، مقیاس هوش وکسلر کودکان ویرایش پنجم (WISC-5) و پروتکل تحریک الکتریکی فراجمجمه ای با جریان مستقیم (tDCS) مورد سنجش قرار گرفتند. بررسی روابط متغیرها به وسیله ی آزمون کوواریانس تک متغیره انجام شد. نتایج نشان داد بین پس آزمون نمرات حافظه کاری و بازداری پاسخ گروه آزمایش با نمرات حافظه کاری و بازداری پاسخ در گروه گواه تفاوت معناداری وجود دارد و تحریک الکتریکی فراجمجمه ای با جریان مستقیم بر حافظه کاری و بازداری پاسخ به طور قابل توجهی اثربخشی دارد. بنابراین تحریک الکتریکی فراجمجمه ای، مکمل سودمندی جهت بهبود و تقویت حافظه کاری و بازداری پاسخ در کودکان مبتلا به اوتیسم می باشد.
رابطه معاشرت با جنس مخالف، تصور از خود و سلامت روان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
روانشناسی و دین سال ۱۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۶۵)
101 - 116
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین متغیرهای معاشرت با جنس مخالف، تصور از خود و سلامت روان انجام شده است. پژوهش کمی و از نوع همبستگی است. حجم نمونه پژوهش 385 تن از دانش آموزان دبیرستان های دخترانه شهرستان رباط کریم است که با استفاده از روش «نمونه گیری خوشه ای تصادفی» انتخاب شدند. ابزار استفاده شده در این پژوهش، پرسشنامه 9 سؤالی «معاشرت با جنس مخالف»، پرسشنامه 25 سؤالی «تصور از خود» و پرسشنامه 28 سؤالی «سلامت عمومی» است. داده ها بر اساس ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون دومتغیره همزمان تحلیل شد. یافته ها حکایت از آن دارد که بین سه متغیر «معاشرت با جنس مخالف«، «تصور از خود» و «سلامت روان» رابطه معناداری وجود دارد. افزایش خودمهارگری در معاشرت با جنس مخالف با بهبود تصور از خود و افزایش سلامت روان همبسته است. یافته دیگر اینکه خودمهارگری در معاشرت با جنس مخالف و تصور از خود می توانند قریب 16 درصد از واریانس سلامت روان را تبیین نمایند. بنابراین، معاشرت با جنس مخالف، سلامت روان و تصور از خود را کاهش می دهد.
شناخت و فهم پدیده سرایت هیجانی در سازمان های دولتی؛ تحلیل عوامل اثرگذار و پیامدها با روش FCM(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هیجانات و احساسات افرادی که در تعامل با یکدیگر هستند، منجر به شکل گیری مجموعه رفتارها و اعمالی خواهند شد که همگی بر دنیا تاثیر می گذارند. یکی از موضوعاتی که زندگی کاری کارکنان در سازمان ها را تحت تاثیر قرار می دهد، پدیده سرایت هیجانی می باشد. سرایت هیجانی به این موضوع اشاره دارد که هیجانات و احساسات افراد در محیط های کاری سازمانی به یکدیگر منتقل می شود و بر رفتار و عملکرد آن ها تاثیر می گذارد. لذا پژوهش حاضر با هدف شناخت و فهم پدیده سرایت هیجانی در سازمان های دولتی: تحلیل عوامل اثرگذار و پیامدها صورت پذیرفت. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث روش گردآوری داده ها از نوع پیمایشی و اکتشافی است و دارای فلسفه پژوهشی قیاسی استقرایی می باشد. جامعه آماری پژوهش، خبرگان مشتمل بر مدیران ارشد و مدیران حوزه منابع انسانی سازمان های دولتی هستند که اعضای نمونه آن با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری انتخاب شده اند. ابزارگردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه و در بخش کمی پرسشنامه است که روایی و پایایی ابزارها به ترتیب با استفاده از روایی محتوایی و پایایی درون کدگذار میان کدگذار برای مصاحبه و روایی محتوایی پایایی بازآزمون برای پرسشنامه مورد تحلیل قرار گرفت. در این پژوهش برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا و کدگذاری و در بخش کمی از روش نقشه شناختی فازی بهره گرفته شده است.یافته ها: یافته های بخش کیفی مشتمل بر شناسایی انواع عوامل موثر و پیامدهای پدیده سرایت هیجانی است و یافته های بخش کمی مرتبط با اولویت یابی این عوامل است.
مقایسه اثربخشی درمان شناختی- رفتاری توام با خودشفقت گری همراه با فعالیت های شناختی -حرکتی و مداخله شناختی-حرکتی به تنهایی بر اضطراب مرگ و ادراک پیری سالمندان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف از انجام این پژوهش مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری توام با خودشفقت گری همراه با فعالیت های شناختی حرکتی حرکتی بر اضطراب مرگ و ادراک پیری سالمندان بود. مواد و روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون، پس آزمون، با گروه کنترل همراه با دوره پیگیری بود. بدین منظورنمونه ای متشکل از 42 نفر(21 زن و 21مرد) بالای 60 سال ساکن شهرمشهد در سال 1400 که ملاک های ورودی را برآورده کردند، انتخاب و پس از گمارش تصادفی در سه گروه آزمایش اول(با مداخله درمان شناختی رفتاری توام با خودشفقت گری همراه با فعالیت های شناختی حرکتی)؛ گروه آزمایش دوم( با مداخله مبتنی برفعالیت های شناختی حرکتی به تنهایی) وگروه کنترل (بدون هیچگونه مداخله) در 18 جلسه 90 دقیقه ای طی 9 هفته تحت مداخلات ذکرشده قرارگرفتند. داده های حاصل از پرسشنامه اضطراب مرگ تمپلر وهمکاران (1970) و پرسشنامه ادراک پیری اسلاتمن و همکاران(2017) از طریق نرم افزارآماریSPSS و با روش تحلیل کوواریانس چند متغیره با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که درمورد هردو متغیراضطراب مرگ و ادراک پیری، بین دوگروه آزمایش با گروه کنترل، درهردو زمان پس آزمون و پیگیری تفاوت معنادارشده، اما تفاوت میان دو گروه آزمایش، معنادار نبود. نتیجه گیری: به نظر می رسد درمان شناختی-رفتاری توام با خودشفقت گری همراه با فعالیت های شناختی-حرکتی و همچنین مداخله شناختی-حرکتی به تنهایی، را می توان برای کاهش افسردگی مرگ و بهبود ادراک از پیری سالمندان و درجهت ارتقاء کیفیت زندگی و تدوین برنامه های آموزشی مناسب آن ها بکار گرفت.
تدوین الگوی توسعه فیزیکی برای بهبود جو روانشناختی مدارس متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۳ بهار (خرداد) ۱۴۰۳ شماره ۱۳۵
729 - 738
حوزههای تخصصی:
زمینه: ارتباط میان محیط فیزیکی و جو روانشناختی مدرسه، می تواند تأثیرات بسیار گسترده ای بر عملکرد تحصیلی، رفتارها، احساسات و ارتباطات دانش آموزان داشته باشد. بنابراین، تحلیل ارتباط میان مدل توسعه فیزیکی مدارس و بهبود جو روانشناختی می تواند به طراحان و مدیران آموزشی کمک کند تا محیط های مناسبی برای رشد و توسعه دانش آموزان فراهم کنند. در انتها، مطرح است که اغلب در محیط های آموزشی ایران، الگوهای بومی و منطبق با شرایط جامعه محلی برای بهبود جو روانشناختی مدارس وجود ندارد، بنابراین نیاز به ایجاد یک الگوی بومی و مناسب برای بهبود جو روانشناختی مدارس احساس می شود.
هدف: هدف این مطالعه طراحی الگوی توسعه فیزیکی مدارس برای بهبود جو روانشناختی مدارس متوسطه دوم بود.
روش: در پژوهش حاضر از روش داده بنیاد استفاده شد. جامعه آماری پژوهش حاضر را متخصصان، صاحب نظران و مدیران متخصص مستقر در آموزش و پرورش ناحیه یک اهواز بود که در زمینه توسعه فیزیکی مدارس فعالیت داشتند. حجم نمونه مشتمل بر ۱۶ نفر بود که با روش هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها پس از مکتوب کردن مصاحبه ها، داده های جمع آوری شده به کمک کدگذاری واکاوی شد و طبقه بندی طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد.
یافته ها: الگوی مستخرج از تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش در بخش کدگذاری انتخابی در قالب شش مقوله اصلی و 13 مقوله فرعی طراحی شد. چهار مقوله معماری و طراحی محیط، ایمنی، فضاهای مسقف، فضاهای باز، شرایط علّی اثرگذار بر پدیده محوری شناسایی شد. دو مقوله در مورد شرایط زمینه ای برای ایجاد پدیده مورد مطالعه ایجاد شد و چهار مؤلفه فرهنگ مدرسه، ارتباط و مشارکت اجتماعی، منابع انسانی و محیط عاطفی به عنوان مداخله گر شناسایی شد.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد برای بهبود جو روانی مدارس، طراحی فضای فیزیکی محیط درونی که در رأس آن ها کلاس درس است، نیاز به توجه در طراحی است. براساس نتایج این مطالعه می توان پیشنهاد کرد که مدیران آموزش وپرورش به ویژه بخش نوسازی مدارس به مسئله محیط فیزیکی مدارس متناسب با سن دانش آموزان توجه ویژه ای داشته باشد و معماری ساختمان ها و فضاهای هر مقطع تحصیلی را متناسب با روحیات، سن، علایق دانش آموزان طراحی نمایند.
نقش میانجی کنترل شناختی و جهت گیری هدف در رابطه بین هوش معنوی و وجدانی بودن با تجربه غرقگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی کنترل شناختی و جهت گیری هدف در رابطه بین هوش معنوی و وجدانی بودن باتجربه غرقگی بود. روش پژوهش توصیفی_همبستگی به روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش، دانشجویان دانشگاه فرهنگیان گیلان در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. تعداد 450 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه تجربه غرقگی (1996)، کنترل شناختی (CCFQ، 2018)، هدف پیشرفت (AGQ، 1999)، هوش معنوی (1395)، و خرده مقیاس وجدانی بودن از پرسشنامه پنج عاملی نئو (PI-R، 1992) بود. برای تحلیل داده ها از تحلیل معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که هوش معنوی و وجدانی بودن اثر مستقیم بر غرقگی دارند (01/0P<). هوش معنوی و وجدانی بودن به واسطه کنترل شناختی اثر غیرمستقیم بر غرقگی دارند (01/0P<). هوش معنوی و وجدانی بودن به واسطه جهت گیری هدف اثر غیرمستقیم بر غرقگی ندارند (05/0P>). نتایج نشان داد که کنترل شناختی باتوجه به نقش هوش معنوی و وجدانی بودن می تواند تبیین کننده غرقگی باشد.
نقش واسطه ای استفاده از شبکه های اجتماعی در رابطه بین سبک های فرزندپروری مقتدرانه و سهل گیرانه با اهمال کاری تحصیلی در دانش آموزان متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطه ای استفاده از شبکه های اجتماعی در رابطه بین سبک های فرزندپروری مقتدرانه و سهل گیرانه با اهمال کاری تحصیلی در دانش آموزان متوسطه اول بود. پژوهش از نوع همبستگی، و جامعه آماری شامل همه دانش آموزان مقطع متوسطه اول شهرستان اشنویه در سال 1401 بود. در این پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای 339 نفر (170 دختر و 169 پسر) به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. به منظور گردآوری اطلاعات از پرسش نامه های سبک های فرزندپروری بامریند ( PSI ) 1967، اهمال کاری تحصیلی سولومون و راث بلوم ( PASS ) 1984 و شبکه های اجتماعی جهان بانی (1397) استفاده شد. داده ها به روش تحلیل کوواریانس و مدل یابی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج پژوهش حاضر در خصوص میانجی گری استفاده از شبکه های اجتماعی در رابطه بین سبک فرزندپروری مقتدرانه با اهمال کاری تحصیلی نشان داد که سبک فرزندپروری مقتدرانه نه تنها به صورت مستقیم بلکه به صورت غیرمستقیم و با میانجی گریِ استفاده از شبکه های اجتماعی نیز بر اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان تاثیر دارد.
پیش بینی افسردگی بر اساس مواجهه با خشونت خانگی با میانجی گری مشکلات خواب: بررسی نقش تعدیل کننده خودشفقتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۴
25 - 36
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه مواجهه با خشونت خانگی و افسردگی با میانجی گری مشکلات خواب و تعدیل کنندگی خودشفقتی در نوجوانان دختر انجام شد. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه مطالعه شامل تمامی نوجوانان دختر 13 تا 16 ساله مشغول به تحصیل شهر تهران در سال 1402 بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 223 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و به مقیاس مواجهه کودک با خشونت خانگی (ادلسون و همکاران، 2008)، مقیاس افسردگی نوجوانان کوتچر (لبلانس و همکاران، 2002)، نسخه کوتاه مقیاس خودشفقتی (ریس و همکاران، 2011) و پرسشنامه کوتاه اختلالات خواب (زومر، 1985) پاسخ دادند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه هایس (مدل های 4 و 7) در نرم افزار SPSS24 استفاده شد. نتایج نشان داد مشکلات خواب رابطه بین مواجهه با خشونت خانگی و افسردگی را میانجی گری می کنند و رابطه بین مواجهه با خشونت خانگی و افسردگی با میانجی گری مشکلات خواب توسط خودشفقتی تعدیل می شود. بر این اساس، نوجوانانی که از سطوح بالای خودشفقتی برخوردارند، در مواجهه با خشونت خانگی، مشکلات خواب کمتری را تجربه می کنند و در نتیجه ممکن است کمتر دچار افسردگی شوند. یافته های این پژوهش برای درک مکانیسم پیچیده رابطه موجهه با خشونت خانگی و افسردگی مفید است و پیامدهایی عملی برای مداخلات پیشگیرانه و درمانی افسردگی نوجوانان دختر دارد.
فراتحلیل نقش طرح واره های ناسازگار اولیه بر شاخص های روابط بین زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۴
133 - 145
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف فراتحلیل پژوهش های حوزه طرح واره های ناسازگار اولیه بر شاخص های روابط بین زوجین انجام گرفت. تعداد 47 پژوهش اولیه بر اساس ملاک های ورود و خروج از بین مقالات و پایان نامه های داخل کشور انتخاب و در فرم ورود اطلاعات مصرآبادی (1395) وارد شد. اندازه های اثر خلاصه مدل تصادفی نقش طرح واره های اولیه به تفکیک شاخص های مثبت و منفی در روابط بین زوجین برابر با 0/115- و 0/214 به دست آمد. با توجه به مقدار بالای ناهمگنی اندازه های اثر به تفکیک انواع طرح واره ها تحلیل شد. در ارتباط با شاخص های منفی به ترتیب بزرگ ترین اندازه های اثر در منفی گرایی/بدبینی، محدودیت های مختل و متغیر کلی طرح واره های ناسازگار اولیه و در مورد شاخص های مثبت نیز بزرگ ترین اندازه اثر با متغیر کلی طرح واره های ناسازگار اولیه، اطلاعت و قطع ارتباط و طرد دیده شد. همچنین بزرگ ترین اندازه های اثر طرح واره ها بر صمیمیت کلی بین زوجین و طلاق عاطفی مشاهده شد. تلویحات این فراتحلیل بر اثرات متوسط طرح واره های ناسازگار اولیه بر شاخص های متنوع در روابط بین زوجین تأکید دارد.
جهت گیری های دبیران ریاضی متوسطه اول به مولفه های یادگیری، یادگیرنده و روش های یاددهی در نظریه های تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۵
13 - 21
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی جهت گیری های دبیران ریاضی دوره متوسطه اول به مولفه های یادگیری، یادگیرنده و روش های یاددهی در نظریه های تربیتی انجام شده است. روش پژوهش توصیفی-پیمایشی است و جامعه آماری پژوهش آن شامل 320 نفر از دبیران ریاضی متوسطه اول نواحی پنجگانه شهر تبریز در سال تحصیلی 1399-1400 بوده است. نمونه گیری به صورت تصادفی طبقه ای با استفاده از جدول کرجسی و مورگان انجام شده و حجم نمونه 175 نفر تعیین شده است. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه ایدئولوژی های برنامه درسی اسکایرو (2008) بوده که روایی محتوایی و پایایی آن توسط متخصصان و ضریب الفای کرونباخ به ترتیب تایید و محاسبه شده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون فریدمن انجام شده است. یافته ها نشان می دهند که دبیران ریاضی در مولفه یادگیری به نظریه تربیتی و برنامه درسی بازسازی اجتماعی، در مولفه یادگیرنده به نظریه یادگیرنده محور و در مولفه روش های یاددهی-یادگیری به نظریه دانش پژوهان آکادمیک گرایش دارند.
Intermediate EFL Learners’ Attentional Oscillations During Writing Tasks(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Quantitative electroencephalogram (QEEG) quantitatively records brain wave oscillation changes in any brain activity. Beta waves are produced during brain consciousness when an external stimulus induces computation, reasoning, attention, and logical thinking. Accordingly, the present study tried to measure beta wave changes during writing to analyze the changes of beta oscillatory changes while performing a writing task at the intermediate level. The study followed a quantitative method with the quasi-experimental design. To meet the purpose, thirty foreign language learners (15 males and 15 females) participated in this study voluntarily. They were doing writing tasks while their brain waves were recorded in the F3, F4, and Fz brain regions by applying the QEEG technique. The results reported positive significant differences on beta oscillatory activities in these brain areas, indicating the effectiveness of writing task activities in enhancing attention. The study has implications for language teachers to manipulate creative writing tasks as compositions to enhance attention as a prerequisite of learning and, as a result, beta waves and for the TEFL scholars to apply interdisciplinary approaches to uncover the effects of different tasks on brain oscillatory activities.
تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی راهبرد شناختی تنظیم هیجان مبتنی بر نظریه ذهن آگاهی و تعیین اثربخشی آن بر رفتار جامعه پسند دانش آموزان پسر متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: افزایش رفتار جامعه پسند کودکان و نوجوانان از اهداف روان شناسان تربیتی و مراکز آموزشی است. رویکرد ذهن آگاهی در این موضوع اهمیت دارد و اخیراً استفاده از راهبردهای شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی در ارتقای رفتار جامعه پسند جایگاه برجسته ای یافته اند. اهداف: هدف پژوهش حاضر بررسی آموزش راهبرد شناختی تنظیم هیجان مبتنی بر نظریه ذهن آگاهی و اثربخشی آن بر رفتار جامعه پسند دانش آموزان بود. روش: جامعه آماری کلیه دانش آموزان پسر متوسطه دوم رشته علوم انسانی شهرستان بابل در سال تحصیلی 1402-1401 بود. نمونه شامل ۴۰ دانش آموز، در ابتدا از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب و سپس به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند. پس از اجرای پیش آزمون و جمع آوری داده های پس آزمون، جهت بررسی داده ها از مقیاس گرایش های اجتماعی مطلوب (PTM-R) کارلو و راندال (۲۰۰۳) استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS استفاده شد. بحث و نتیجه گیری: بین گروه های آزمایش و گواه ازنظر رفتار جامعه پسند تفاوت معناداری وجود دارد (01/0P<). بنابراین آموزش راهبرد شناختی تنظیم هیجان مبتنی بر نظریه ذهن آگاهی در افزایش رفتار جامعه پسند دانش آموزان مؤثر واقع شده است. یافته ها: از این رو می توان از برنامه آموزشی راهبرد شناختی تنظیم هیجان به عنوان یک روش آموزشی مؤثر جهت افزایش رفتار جامعه پسند دانش آموزان می توان استفاده کرد.
رابطه کژرفتاری دانش آموزان و تمایل به ترک خدمت معلمان با میانجیگری خستگی هیجانی: نقش تعدیل کننده تنظیم هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۱
175 - 200
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی رابطه کژرفتاری دانش آموزان با تمایل به ترک خدمت معلمان با میانجیگری خستگی هیجانی و نقش تعدیل کننده تنظیم هیجانی بود. پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه معلمان مقطع ابتدایی شهرستان سمنان بود که در سال تحصیلی 1400_1401 مشغول به کار بودند (723 نفر). شرکت کنندگان 150 معلم (84 معلم زن و 64 معلم مرد) بودند. از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. همه آنها پرسشنامه خستگی هیجانی جانگ (1995)، پرسشنامه تنظیم هیجانی گراس و جان (2003)، پرسشنامه تمایل به ترک خدمت کیم و همکاران (2007) و پرسشنامه کژ رفتاری دانش آموزان رستمی و راد (1392) را تکمیل کردند. فرضیه ها با مدل تحلیل مسیر و تحلیل فرآیند شرطی آزمون شدند. یافته ها نشان داد که کژرفتاری دانش آموزان اثر ساختاری مستقیم بر خستگی هیجانی و تمایل به ترک خدمت معلمان داشت. خستگی هیجانی در رابطه بین کژرفتاری دانش آموزان با تمایل به ترک خدمت معلمان نقش میانجی ایفا می کرد. نقش تعدیلگر تنظیم هیجانی در رابطه میانجی خستگی هیجانی تأیید شد. در سطوح پایین تنظیم هیجان رابطه خستگی هیجانی با تمایل به ترک خدمت بسیار ملایم و معنادار بود، اما در سطوح بالای تنظیم هیجان، خستگی هیجانی با شدت بیشتری تمایل به ترک خدمت را پیش بینی می کرد. نتیجه آنکه پیشایندهای میل به ترک خدمت روابط ساختاری پیچیده ای دارند.
ارزیابی مبتنی بر بازی کودکان با تجربه تروما: یک مطالعه فراترکیب(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف تروما «پاسخ هیجانی به رویدادی وحشت انگیز مثل تصادف، تجاوز و یا بلایای طبیعی» است. ترومای دوران کودکی عامل خطر کلیدی برای آسیب شناسی روانی است. با در نظر گرفتن اثرات نامطلوب بالقوه ترومای دوران کودکی، ارزیابی های مناسب ازنظر رشدی برای این کودکان جهت شروع فرآیند بهبودی مورد نیاز است. ارزیابی های مبتنی بر بازی می توانند سودمند باشند. این مطالعه با هدف بررسی رایج ترین مضامین بازی در کودکان با تجارب تروما از طریق فراترکیب مطالعات کیفی انجام شده است. مواد و روش ها این مطالعه فراترکیب براساس مدل فرا-قوم نگاری است. 2 پایگاه داده پابمد و گوگل اسکالر به صورت نظام مند بین سال های 2001 تا می 2024 جست وجو شدند. در کل 1846 منبع ابتدایی شناسایی شد و درنهایت 5 مقاله و 1 پایان نامه دکتری که معیارهای ورود را داشتند انتخاب شدند. یافته ها براساس هفت مرحله فراقوم نگاری تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها در تجزیه و تحلیل داده ها، 2 محتوای اصلی بازی کودکان ترومادیده شناسایی شد: آسیب پذیری در برابر تروما و حل و فصل تروما. نتیجه گیری کودکانی که تروما را تجربه کرده اند، با بازآفرینی ترومایشان در خلال بازی و همچنین نمایش احساس ترس و ناامنی، آسیب پذیری شان را در برابر تروما نشان دادند. درعین حال فضای امن بازی به کودکان این امکان را می داد تا به شکل نمادین ترومای شان را حل کنند. کودکان از طریق مبارزه مستقیم با نماد تهدید و خنثی سازی تهدید، وارد کردن قدرت های برتر و بازگشت به زندگی عادی، به شکل نمادین بر ترومای شان مسلط شدند.
ساخت و رواسازی مقیاس بومی گذار موفق دانشجویان از دانشگاه به کار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۳شماره ۱ (پیاپی ۶۹)
131 - 154
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف ساخت مقیاس بومی سنجش گذار موفق دانشجویان از دانشگاه به کار براساس نتایج پژوهش داده بنیاد محققان و بررسی ویژگی های روانسنجی آن انجام شد. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع آزمون سازی بود. 436 نفر از میان دانشجویان ترم آخر کارشناسی دانشگاه اصفهان به عنوان نمونه به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. از روش تحلیل گویه ها، روایی محتوایی، صوری، ملاکی هم زمان و تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی برای بررسی ساختار عاملی مقیاس و ضریب آلفای کرنباخ و بازآزمایی برای پایایی آن استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل عامل اکتشافی نشان داد وجود دو عامل در ساختار 9 گویه ای می تواند برازش مناسبی با پاسخ های آزمودنی ها داشته باشد و شاخص های برازش در تحلیل عامل تأییدی، روایی این ابزار را تأیید کرد. برای بررسی روایی همگرا همبستگی بین ابعاد ابزار با مقیاس اشتغال پذیری مسیر شغلی و پرسشنامه خودکارآمدی تصمیم گیری مسیر شغلی بررسی شد که همبستگی مثبت معنادار حاکی از روایی همگرا مقیاس بود. روایی واگرا آن نیز از طریق همبستگی میان ابعاد ابزار با پرسشنامه بی تصمیمی مسیر شغلی مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. پایایی ابزار به دو روش همسانی درونی ضریب آلفا و بازآزمایی بررسی شد. ضرایب آلفا، همسانی درونی مناسب 89/0 را نشان داد. ضریب بازآزمایی با فاصله زمانی دو هفته 86/0 بود. نتایج این پژوهش از کفایت مقیاس سنجش گذار موفق از دانشگاه به کار حمایت کرد. نتیجه گیری: براساس یافته ها، مقیاس بومی سنجش گذار موفق می تواند به عنوان ابزار جدید معتبر جهت سنجش گذار موفق دانشجویان مورد استفاده قرار گیرد.
Predicting Distress Tolerance in the Elderly Based on Experiential Avoidance and Spiritual Intelligence(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The aim of the present study was to predict distress tolerance in the elderly based on experiential avoidance and spiritual intelligence. Method: This was a descriptive correlational study. The population included all elderly individuals aged between 65 and 80 years who visited community centers in Tehran in 2022, from whom a sample of 300 was selected using cluster sampling. The Emotional Distress Tolerance Scale by Simons and Gaher (2005), the Spiritual Intelligence Scale by King (2008), and the Experiential Avoidance Questionnaire by Gámez et al. (2011) were utilized for data collection. Data were analyzed using regression analysis. Findings: The results indicated that experiential avoidance significantly negatively predicted distress tolerance. Additionally, spiritual intelligence significantly positively predicted distress tolerance. Conclusions: Based on the findings of the current study, it can be concluded that this predictive model could serve as an effective framework in counseling and psychotherapy centers to enhance distress tolerance among the elderly.