فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۸۸۱ تا ۲٬۹۰۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
11 - 31
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر پیش بینی امید و انگیزه کارکنان مرد کلانتری بر اساس تاب آوری، خودکارآمدی و خوش بینی بود. در این پژوهش همبستگی از نوع رگرسیون ، جامعه آماری کلیه کارکنان مرد کلانتری های شهر تبریز بود که در سال 1402 درحال خدمت بودند و 160نفر به روش خوشه ای تصادفی انتخاب شدند و به ابزارهای تاب آوری کانر و دیویدسون (2003)، مقیاس خودکارآمدی شرر و همکاران (1983)، امیدواری اشنایدر (1991)، انگیزه لورنس و جردن (2009) و پرسش نامه خوش بینی شییر و کارور (1985) پاسخ دادند. به منظور تحلیل داده ها از نرم افزار 21 SPSS- و روش پیرسون و رگرسیون استفاده شد. نتایج نشان داد که بین تاب آوری، خودکارآمدی و خوش بینی با امید و انگیزه کارکنان با رابطه معنادار وجود دارد. همچنین تاب آوری و خوش بینی قادر به پیش بینی امیدواری و انگیزه در بین کارکنان کلانتری های شهر تبریز هستند (01/0P<). بر این اساس، می توان نتیجه گرفت که متغیرهایی روانشناختی از جمله تاب آوری، خودکارآمدی و خوش بینی با امید و انگیزه کارکنان کلانتری ها رابطه دارند.
مقایسه اثربخشی درمان حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد (EMDR)، تحریک فراجمجمه ای مغز با جریان مستقیم (tDCS) و درمان تلفیقی بر استرس ادراک شده و ولع مصرف غذا زنان مبتلا به اختلال پرخوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۵
272 - 288
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی مقایسه اثربخشی درمان حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد، تحریک فراجمجمه ای مغز با جریان مستقیم و درمان تلفیقی بر استرس ادراک شده و ولع غذا زنان مبتلا به اختلال پرخوری بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری کلیه زنان مبتلا به اختلال پرخوری مراجعه کننده به مراکز تغذیه در بهار 1402 شهر کرج بودند. در مرحله اول با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند تعداد 60 نفر انتخاب و سپس در 3 گروه آزمایش (هر گروه 15 نفر) و یک گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. سپس گروه های آزمایش تحت درمان حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد و تحریک فراجمجمه ای مغز با جریان مستقیم و درمان تلفیقی قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. از مقیاس شدت پرخوری (BES) گورمالی و همکاران (1982)، مقیاس استرس ادراک شده (PSC) کوهن و همکاران (1983) و پرسشنامه ولع به غذا-صفت (FCQ-T) سپدا-بنیتو و همکاران (2000) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه 28 در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی) انجام پذیرفت. نتایج نشان داد هر سه مداخله مذکور در مرحله پس آزمون و پیگیری نسبت به گروه کنترل اثربخشی معناداری بر کاهش استرس ادراک شده و ولع غذا داشته است (0/05>P). نتایج آزمون تعقیبی بن فرونی نشان داد که درمان تلفیقی اثربخشی بیشتری بر کاهش استرس ادراک شده و ولع غذا دارد (0/05>P). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که درمان حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد و تحریک فراجمجمه ای مغز با جریان مستقیم می توانند به عنوان شیوه درمانی مناسب برای کاهش استرس ادراک شده و ولع غذا افراد مبتلا به اختلال پرخوری در مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی به کار برده شوند و تقدم استفاده با درمان تلفیقی است.
مقایسه اثربخشی درمان فراشناختی و درمان چشم انداز زمان بر خودکارآمدی ترک افراد وابسته به مواد مخدر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف مقایسه اثربخشی درمان فراشناختی و درمان چشم ان داز زمان بر خودکارآمدی ترک افراد وابسته به مواد مخدر انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی، همراه با پیش آزمون، پس آزمون و پی گیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه افراد وابسته به مواد مخدر مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر کرمانشاه در سال 1403 بودند که بر اساس ملاک های ورود و خروج 60 نفر واجد شرایط ورود به مطالعه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی به سه گروه 20 نفری (دو آزمایش و یک کنترل) گمارده شدند. آزمودنی ها با استفاده از پرسشنامه خودکارآمدی ترک (برامسون، 1999) در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پی گیری مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معناداری 0/05 به کمک نرم افزار SPSS-26 تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین گروه کنترل با درمان فراشناختی و درمان چشم انداز زمان در خودکارآمدی ترک افراد وابسته به مواد مخدر وجود دارد و درمان فراشناختی و درمان چشم انداز زمان منجر به افزایش خودکارآمدی ترک در افراد وابسته به مواد مخدر شده است، و این اثرات مثبت در دوره پی گیری پایدار ماند. همچنین درمان فراشناختی مؤثرتر از درمان چشم انداز زمان در افزایش خودکارآمدی ترک است. بر اساس نتایج، به نظر می رسد اگرچه هر دو درمان مذکور می توانند در افزایش خودکارآمدی ترک این افراد مورد استفاده قرار گیرند، اما درمان فراشناختی به دلیل اثربخشی بیشتر می تواند برای روان شناسان و روان پزشکان دارای تلویحات کاربردی تری باشد.
مقایسه اثربخشی بسته آموزشی پیشگیری از اهمالکاری تحصیلی و درمان مبتنی برپذیرش وتعهد بر انگیزه تحصیلی و عملکردتحصیلی دانش آموزان اهمالکار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۲۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۸۹
156 - 185
حوزههای تخصصی:
هدف: اهمالکاری تحصیلی از جمله مسائل مطرح در حیطه آموزش است که نه تنها آینده تحصیلی دانش آموزان را از ابعاد گوناگون تحت تأثیر قرار می دهد بلکه سرنوشت آنها را درحیطه های گوناگون تعیین خواهد کرد. لذا پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی بسته آموزشی پیشگیری از اهمالکاری تحصیلی ودرمان مبتنی برپذیرش وتعهد بر انگیزه تحصیلی و عملکردتحصیلی دانش آموزان اهمالکارانجام شد.
روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه مبتلابه اهمالکاری تحصیلی در شهر اصفهان بودند. که از میان آنان 45 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (بسته آموزشی پیشگیری از اهمالکاری تحصیلی، درمان مبتنی بر پدیزش و تعهد) و یک گروه کنترل جایگزین شدند(هرگروه 15 نفر). ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های اهمالکاری تحصیلی (سولومون و راثبلوم، 1984)، انگیزش تحصیلی (عبدخدایی و همکاران، 1387) و عملکرد تحصیلی (فام و تیلور، 1999) بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد.
نتایج: یافته ها نشان داد بسته آموزشی پیشگیری از اهمالکاری تحصیلی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انگیزه تحصیلی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان اهمالکار تأثیرمعنادراری داشت (001/0>p) و بین دو روش مداخله در این زمینه تفاوت معنی داری وجود دارد. به طوری که بسته آموزشی پیشگیری از اهمالکاری تحصیلی از اثربخشی بیشتری برخوردار بوده است.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش می توان از بسته آموزشی پیشگیری از اهمالکاری تحصیلی به منظور افزایش انگیزه تحصیلی و بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان اهمالکار استفاده نمود
رابطه کارکردهای اجرایی گرم و عزت نفس با نقش تعدیل گری حمایت عاطفی معلم در دانش آموزان با اختلال نقص توجه-بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه کارکردهای اجرایی گرم و عزت نفس با نقش تعدیل گری حمایت عاطفی معلم در دانش آموزان با اختلال نقص توجه-بیش فعالی شهر کاشان انجام شد. روش: پژوهش برحسب هدف، کاربردی و از نوع توصیفی-همبستگی از طریق الگویابی معادلات ساختاری (SEM) است. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مقطع ابتدایی سال تحصیلی 1402-1401 شهر کاشان بود. نمونه گیری به شیوه در دسترس-هدفمند و تعداد افراد نمونه 250 نفر بود ابتدا با پرسشنامه اسنپ، کودکان با اختلال نقص توجه-بیش فعالی غربالگری شدند و وارد پژوهش گردید. ابزار پژوهش پرسشنامه های اسنپ پلیزکا و همکاران (Pliszka.,1980) ، عزت نفس روزنبرگ(1965,Rosenberg.) و نقایص کارکردهای اجرایی کودکان و نوجوانان بارکلی (2012,Barkley.). و حمایت عاطفی معلم ساکیز(2007, Sakiz.) بود. داده ها با استفاده از روش های همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS-26 و Smart PLS-3 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: در یافته های پژوهش، خودتنظیمی هیجانی به عنوان یکی از مؤلفه های کارکرداجرایی گرم با نقش تعدیل گری حمایت عاطفی معلم پیش بینی کننده عزت نفس در دانش آموزان ADHDنبود، در حالی که خودانگیزشی به عنوان مؤلفه ای از کارکردهای اجرایی گرم با نقش تعدیل گری حمایت عاطفی معلم توانست عزت نفس دانش آموزان ADHDرا پیش بینی کند. این در حالی است که در مدل مفهومی از لحاظ آماری بین خودتنظیمی هیجان با عزت نفس ارتباط معناداری یافت نشد ولی بین خودانگیزشی با عزت نفس ارتباط معناداری یافت شد. همچنین بین حمایت عاطفی معلم به عنوان نقش تعدیل کننده با عزت نفس نیز ارتباط معناداری یافت شد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش تقویت کارکردهای اجرایی گرم در راستای حمایت عاطفی معلم در مقطع ابتدایی به عنوان یک عامل محافظتی باعث افزایش شایستگی درک شده و عزت نفس این دانش آموزان خواهد شد.
اثربخشی درمان شناختی-رفتاری بر انزوای اجتماعی و حساسیت اضطرابی نوجوانان دختر مبتلا به صدا بیزاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صدابیزاری نوعی اختلال عصبی-رفتاری است که باعث واکنش های فیزیکی و احساسی شدید نسبت به صداهای خاص می شود. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان شناختی-رفتاری بر انزوای اجتماعی و حساسیت اضطرابی نوجوانان دختر مبتلا به صدابیزاری انجام شد. طرح پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری با گروه کنترل نابرابر بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر سنین 12 تا 18 ساله مبتلا به صدا بیزاری شهر اردبیل در سال 1403 بودند که از میان آنان، 30 نفر به شیوه نمونه گیری هدفمند گزینش و به شیوه تصادفی در گروه آزمایش و گروه کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 60 دقیقه ای درمان شناختی-رفتاری را دریافت کرد و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. هر دو گروه، در سه مرحله قبل از اجرای مداخله، پس از پایان مداخله و در مرحله پیگیری به پرسشنامه صدابیزاری (وو و همکاران، 2014)، پرسشنامه انزوای اجتماعی (چلپی و امیرکافی ، 1383) و پرسشنامه حساسیت اضطرابی (ریس و پترسون، 1985) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل آماری داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. نتایج نشان داد که درمان شناختی-رفتاری موجب کاهش انزوای اجتماعی و حساسیت اضطرابی در مراحل پس آزمون و پیگیری گروه آزمایش تاثیر معنی دار داشته است (01/0>p). نتیجه این مطالعه نشان داد که درمان شناختی-رفتای موجب بهبود انزوای اجتماعی و کاهش حساسیت اضطرابی نوجوانان دختر مبتلا به صدا-بیزاری شده است. روانشناسان و روانپزشکان می توانند برای بهبود انزوای اجتماعی و حساسیت اضطرابی نوجوانان دختر مبتلا به صدابیزاری از این مداخله استفاده نمایند.
الگوی ساختاری کنترل شناختی و انعطاف ناپذیری روانشناختی با افسردگی نوجوانان نقش میانجی گر ذهنیت سازی عاطفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلال افسردگی در نوجوانان یکی از شایعترین انواع اختلالات خلقی است که با همبودی بالا بیماریهای روانی، کیفیت زندگی، ریسک بالای خطر خودکشی و هزینههای بالای اجتماعی همراه است. از سوی دیگر ظرفیت ذهنیسازی و کنترل شناختی تعیین کنندههای مهمی در سازماندهی ظرفیت شناختی و هیجانی هستند که در حوزه پژوهشهای مرتبط با افسردگی در دوران نوجوانی مورد غفلت واقع شدهاند. این پژوهش با هدف الگوی ساختاری کنترل شناختی و انعطافناپذیری روانشناختی با افسردگی نوجوانان با نقش میانجی گر ذهنیت سازی عاطفی انجام شد. مواد روشها: این پژوهش ازنظر هدف بنیادی و ازنظر روش یک پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشآموزان مقطع متوسطه شهر تهران که در سال تحصیلی 1403-1402 مشغول به تحصیل میباشند تشکیل دادند. نمونه پژوهش 347 نفر از دانشآموزان شهر تهران بود که به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند. برای جمعآوری دادههای از پرسشنامههای نشخوار فکری نولن و همکاران (1991)، انعطافناپذیری روانشناختی (رولفس و همکاران، 2016)، مقیاس اضطراب و افسردگی بیمارستانی زیگموند و اسنیت (1983)، ذهنیت سازی عاطفی (رینالدی و همکاران، 2021) و پرسشنامه کنترل شناختی گیبرس و همکاران (2018) استفاده شد. جهت ارزیابی الگوی پیشنهادی از الگویابی معادلات ساختاری و AMOS.24 و SPSS. 27 استفاده شد. یافتهها: نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین انعطافناپذیری روانشناختی با افسردگی رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد (05/0P< ). همچنین بین کنترل شناختی و ذهنیت سازی عاطفی با افسردگی رابطه منفی و معنیداری وجود دارد (05/0P). یافتهها حاکی از برازش مناسب الگوی پیشنهادی با دادههاست. نتایج مدلیابی معادله ساختاری نشان داد که در الگوی 45 درصد از واریانس ذهنیت سازی عاطفی توسط انعطافناپذیری روانشناختی، کنترل شناختی تبیین میشود. همچنین 59 درصد از واریانس افسردگی توسط انعطافناپذیری روانشناختی، کنترل شناختی و ذهنیت سازی عاطفی تبیین میشود. نتیجهگیری: با توجه به این یافتهها به درمانگران پیشنهاد میشود آموزش کنترل شناختی و ذهنیت سازی عاطفی را در جهت کاهش علائم افسردگی نوجوانان مورد توجه قرار دهند.
اثربخشی درمان شناختی -رفتاری مبتنی بر رویکرد روتگرینگ (حضوری- آنلاین) بر خستگی، اضطراب مرگ و تصویر بدنی بیماران ام اس(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ام اس یکی از بیماریهای سیستم عصبی مرکزی است که چالشهای زیادی را در خصوص سازگاری روانشناختی افراد مبتلا در تمام دنیا ایجاد کرده است. در این خصوص مداخلات روانشناختی میتوانند مورد استفاده قرار گیرند. هدف از پژوهش حاضر نیز بررسی اثربخشی درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر رویکرد روتگرینگ حضوری- آنلاین بر اضطراب سلامت، اضطراب مرگ و تصویر بدنی در بیماران ام اس شهر تهران بود. مواد و روشها: طرح پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری برای دو گروه مداخله و کنترل بود. با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس، 30 نفر از بیماران ام اس دارای پرونده در خیریه توانمندسازی شهر تهران که در پرسشنامه اضطراب سلامت، اضطراب مرگ و تصوبر بدنی نمره بالاتر از میانگین داشتند، انتخاب شدند. با استفاده از گمارش تصادفی، در هر دو گروه، 15نفر جایگزین شدند. گروه مداخله جلسات درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر رویکرد روتگرینگ و همکاران (2022) را به صورت تلفیقی حضوری-آنلاین دریافت کردند. یافتهها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد اجرای حضوری-آنلاین پروتکل درمان توانست باعث بهبود اضطراب سلامت، تصویر بدنی و کاهش اضطراب مرگ در بیماران ام اس شود (01/0=P). نتیجهگیری: براساس نتایج به نظر میرسد که درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر رویکرد روتگرینگ بر ویژگیهای روانشناختی بیماران ام اس از جمله اضطراب سلامت، تصویر بدنی و اضطراب مرگ اثربخش است که میتوان به عنوان یک درمان مکمل در کنار روشهای درمانی دیگر برای بیماران ام اس استفاده نمود
بررسی رابطه علی ذهنی سازی بر پریشانی روانشناختی: نقش میانجی حساسیت اضطرابی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با توجه به مشکلاتی که به واسطه پریشانی روانشناختی بروز و تشدید می یابد، شناسایی عوامل موثر بر پریشانی روانشناختی ضروری به نظر می رسد. بر این اساس هدف از پژوهش حاضر برررسی رابطه علی بین ذهنی سازی با پریشانی روانشناختی و نقش میانجی حساسیت اضطرابی است. مواد و روشها: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و از نوع مطالعات مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویانی بود که در سال 1402-1403 در دانشگاه پیام نور تفت مشغول به تحصیل بودند که از بین آنها تعداد 301 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به تکمیل پرسش نامه ذهنی سازی، پریشانی روانشناختی و حساسیت اضطرابی پرداختند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار Amos و SPSS در سطح معناداری 05/0 استفاده گردید. یافتهها: یافته های پژوهش نشان داد که ذهنی سازی تاثیر علی مستقیمی بر پریشانی روانشناختی داشته است، از سویی دیگر تاثیر علی حساسیت اضطرابی بر پریشانی روانشناختی نیز معنادار بود (01/0>p). همچنین حساسیت اضطرابی در ارتباط بین ذهنی سازی با پریشانی روانشناختی تاثیر علی غیرمستقیمی داشته است. در پایان نیز شاخص های برازش مدل حکایت از برازش مطلوب مدل پژوهش دارد. نتیجهگیری: از یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که ذهنی سازی به طور مستقیم نقش مهمی در تبیین پریشانی روانشناختی دارد، همچنین بخشی از تاثیر ذهنی سازی بر پریشانی روانشناختی به طور غیر مستقیم از طریق حساسیت اضطرابی اعمال می گردد
تأثیر بسته ی آموزشی مبتنی بر رفتار غیرمولد تحصیلی بر آرزوهای شغلی دانش آموزان پسر: یک مطالعه نیمه تجربی
منبع:
پیشرفت های نوین در علوم رفتاری دوره نهم ۱۴۰۳ شماره ۵۷
۳۳۱-۳۲۳
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر بسته ی آموزشی مبتنی بر رفتار غیرمولد تحصیلی بر آرزوهای شغلی دانش آموزان پسر انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر بوکان در سال 1401-1400 بود که از طریق روش نمونه گیری در دسترس از بین افراد داوطلب واجد شرایط تعداد 30 نفر وارد مطالعه شده و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه آرزوهای شغلی محقق ساخته بود. گروه آزمایش 10 جلسه ی (هر هفته 2 جلسه) 75 دقیقه ای تحت بسته ی آموزشی مبتنی بر رفتارهای غیرمولد تحصیلی قرار گرفت و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. تجزیه وتحلیل داده های آماری با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک متغیره و با نرم افزار SPSS نسخه 23 صورت گرفت. سطح معناداری آزمون ها 0/05 در نظر گرفته شد. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که بعد از مداخله، اثر بسته ی آموزشی مبتنی بر رفتارهای غیرمولد تحصیلی بر آرزوهای شغلی دانش آموزان پسر معنادار بود. بر اساس نتایج پژوهش می توان گفت بسته ی آموزشی مبتنی بر رفتارهای غیرمولد تحصیلی روش مداخله ای مناسبی برای ارتقای آرزوهای شغلی دانش آموزان پسر است؛ بنابراین به کارگیری این پروتکل آموزشی در ارتقای آرزوهای شغلی دانش آموزان پسر ضروری به نظر می رسد
تعیین مدل علی ذهنیت های طرح واره ای بر اساس هوش هیجانی و سبک های ابراز هیجان با میانجیگری تفکر استراتژیک در کارمندان بانک ها
حوزههای تخصصی:
پیش زمینه و هدف: هدف از انجام این پژوهش تعیین مدل علی ذهنیت های طرح واره ای بر اساس هوش هیجانی و سبک های ابراز هیجان با میانجیگری تفکر استراتژیک در کارمندان بانک ها بود. مواد و روش کار: پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش، توصیفی از نوع همبستگی (رابطه ای) بود. جامعه شامل کارمندان مرد 30 الی 45 ساله بانک های منطقه 1 شهر تهران بود که از میان آن ها 250 نفر به عنوان نمونه به صورت در دسترس انتخاب شده و پرسشنامه های ابراز گری هیجانی کینگ و امونز (1990)، هوش هیجانی برادبری و گریوز (2004)، تفکر استراتژیک گلمن (2007) و ذهنیت های طرح واره ای لابستل و همکاران (2010) را تکمیل نمودند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که مدل برای اندازه گیری متغیرهای پنهان از کفایت و برازش لازم نسبی برخوردار است. علاوه بر این تفکر استراتژیک و ذهنیت های طرح واره های دارای تناسب پیش بینی متوسط و قوی می باشند. همچنین 1/61 درصد از تغییرات متغیر تفکر استراتژیک توسط هوش هیجانی و سبک های ابزار هیجان و 4/70 درصد از تغییرات ذهنیت های طرح واره ای توسط هوش هیجانی، سبک های ابزار هیجانی و تفکر استراتژیک تبیین می شود. بحث و نتیجه گیری: با تکیه بر ساختار تفکر استراتژیک و آموزش پذیر بودن آن؛ دخالت دادن این نوع تفکر می تواند مسیر رابطه ی بین ذهنیت های طرح واره ای باهوش هیجانی و سبک های ابراز هیجان را بازتعریف نماید.
مروری بر مطالعات ذهن آگاهی برای روان پریشی از گذشته تا امروز و دستور کار تحقیقات آینده
حوزههای تخصصی:
ذهن آگاهی برای تحقیقات روان پریشی در 15 سال گذشته به طور تصاعدی رشد کرده است. در این مقاله، مروری کوتاه بر ذهن آگاهی برای روان پریشی ارائه می شود و پس ازآن خلاصه ای از یافته های حاصل از جستجوی سیستماتیک متاآنالیزهای 2013 تا فوریه 2023 ارائه می شود. موضوعات فعلی در این زمینه موردبحث قرارگرفته و دستور کار تحقیقاتی آینده ارائه می شود. برای دسترسی به مقالات علمی مرتبط پایگاه های اطلاعاتی برای مقالات لاتین Science Direct, Scopus Pro Google Scholar, ISC, به منظور دست یابی به مقالات انگلیسی و پایگاه استنادی علوم، Magiran, SID, Civilica, ,Irandoc, Noormagz و نشریات علمی پژوهشی دانشگاه تهران به منظور دست یابی به مقالات فارسی جست وجو شدند. بیست متاآنالیز منتشرشده بین سال های 2013 و 2023 شناسایی شد. اندازه اثر گزارش شده بر کاهش علائم روان پریشی از کوچک تا بزرگ در مرورها متغیر بود. چهار موضوع کلیدی در این زمینه شناسایی و موردبحث قرارگرفته است - (1) آیا ذهن آگاهی برای روان پریشی بی خطر است؟ (2) آیا تمرین در منزل ضروری و مرتبط با نتایج بالینی است؟ (3) تأثیر تمرین ذهن آگاهی در مقابل بینش های فراشناختی حاصل از تمرین، بر نتایج بالینی چیست؟ (4) آیا مزایا به عملکرد بالینی معمول تبدیل می شود؟ ذهن آگاهی یک مداخله امیدوارکننده است که برای افراد مبتلابه روان پریشی هم ایمن و هم مؤثر است. تحقیقات آینده متمرکز بر ارزیابی مکانیسم های تغییر و پیاده سازی در عملکرد بالینی معمول باید در اولویت قرار گیرد.
مقایسه اثربخشی آموزش مهارت های زندگی و درمان پذیرش و تعهد بر نگرش به زندگی دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول شهر کرج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۳ زمستان (دی) ۱۴۰۳ شماره ۱۴۲
۱۶۵-۱۵۱
حوزههای تخصصی:
زمینه: متخصصان حوزه ی نوجوانان تأکید می کنند که برنامه های آموزشی می توانند در بهبود نگرش به زندگی کودکان و نوجوانان نقش مؤثری داشته باشند. از جمله ی این برنامه ها می توان به آموزش مهارت های زندگی و درمان پذیرش و تعهد بر نگرش اشاره کرد، اما تاکنون مطالعه ای به صورت مستقل به مقایسه ی اثربخشی این دو رویکرد در بهبود نگرش به زندگی دانش آموزان نپرداخته است؛ لذا باتوجه به خلأ پژوهشی در این زمینه و اهمیت متغیرهای مذکور، پژوهش در این زمینه ضروری به نظر می رسد. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی دو روش آموزش مهارت های زندگی و رویکرد درمانی مبتنی بر تعهد و پذیرش بر نگرش به زندگی دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول بود. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی و از نوع پیش-پس آزمون با گروه گواه می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول شهرستان کرج به تعداد حدود ده هزار نفر بودند. تعداد 60 نفر از آن ها که نمرات پایینی در پرسشنامه نگرش به زندگی داشتند، انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه (هر کدام 20 نفر) جایگزین شدند. یکی از گروه های آزمایش در معرض ده جلسه 90 دقیقه ای، بسته آموزشی مهارت های زندگی (محمدخانی، 1394) و دومین گروه آزمایش در معرض 8 جلسه 90 دقیقه آموزش رویکرد درمانی مبتنی برتعهد و پذیرش (هیز، 2011) قرار گرفتند. یک هفته پس از اتمام جلسات هر دو گروه مورد مطالعه، مجدداً به پرسشنامه شاخص نگرش به زندگی باتیستا (۱۹۷۳) پاسخ دادند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری توصیفی و استنباطی از جمله تحلیل کواریانس چندمتغیره و آزمون تعقیبی بونفرنی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد دو روش آموزش مهارت های زندگی و رویکرد مبتنی برتعهد بر نگرش به زندگی دانش آموزان دختر تأثیرگذار هستند (05/0 >P). اما بین اثربخشی آموزش مهارت های زندگی با گروه پذیرش و تعهد بر نگرش به زندگی دانش آموزان تفاوت معنادار نمی باشد (05/0 <P). نتیجه گیری: با توجه به اثربخش بودن برنامه های آموزشی مهارت های زندگی و رویکرد درمانی مبتنی برتعهد و پذیرش، می توان از این رویکردها برای بهبود نگرش به زندگی دانش آموزان در مراکز مشاوره، مؤسسات روانشناختی و مراکز آموزشی ازجمله مدارس استفاده نمود
اثربخشی برنامه واقعیت مجازی بر کارکردهای رفتاری، تنظیم هیجان و عملکردهای مغزی در درمان ترس از پرواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: ترس از پرواز جزو دسته بندی هراس ها است که می تواند اثر منفی بر روی افراد داشته باشد. این ترس می تواند ناشی از عوامل زیادی همچون عملکردهای رفتاری، مغزی و تنظیم هیجان باشد. از آنجایی سفرهای هوایی از سفر با سایر وسایل نقلیه ایمن تر هستند، بنابراین درمان این اختلال از اهمیت زیادی برخوردار است. هدف: این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی برنامه واقعیت مجازی بر کارکردهای رفتاری، تنظیم هیجان و عملکردهای مغزی به وسیله اف نیرز در درمان ترس از پرواز انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه آزمایش (آموزش واقعیت مجازی) و یک گروه گواه (هر گروه 13 نفر) با پیگیری 1 ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی افراد دارای ترس از پرواز بود که در سال 1402 و 1403 در شهر تهران طی فراخوانی در شبکه های اجتماعی اینستاگرام و تلگرام از آن ها دعوت به همکاری شد. از پرسشنامه ترس از پرواز (بورناس و همکاران، 1999)، پرسشنامه تنظیم هیجان (گراس و جان، 2003) و طیف نگاری کارکردی مادون قرمز نزدیک (اف نیرز) برای گردآوری داده ها استفاده شد و همچنین از پروتکل 5 جلسه ای (هر هفته یک جلسه و هر جلسه 60 دقیقه) برنامه واقعیت مجازی برای مداخله استفاده شد. داده ها با روش های تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تی-تست تجزیه و تحلیل شدند. از نرم افزار SPSS نسخه 26 برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که برنامه واقعیت مجازی باعث بهبود کارکردهای رفتاری شد (01/0 >p) اما بر روی تنظیم هیجانی و شاخص های فعالیت مغزی اثربخشی معناداری نداشت (01/0 <p). نتیجه گیری: در مجموع برنامه واقعیت مجازی دارای اهمیت زیادی در بهبود ترس از پرواز است و می تواند کارکردهای رفتاری فرد را ارتقاء ببخشد و در نتیجه افراد می توانند بدون ترس از پرواز، از هواپیما استفاده کنند و در نتیجه می توان از این روش برای درمان ترس از پرواز استفاده کرد.
فراتحلیل نقش طرح واره های ناسازگار اولیه بر شاخص های روابط بین زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۴
133 - 145
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف فراتحلیل پژوهش های حوزه طرح واره های ناسازگار اولیه بر شاخص های روابط بین زوجین انجام گرفت. تعداد 47 پژوهش اولیه بر اساس ملاک های ورود و خروج از بین مقالات و پایان نامه های داخل کشور انتخاب و در فرم ورود اطلاعات مصرآبادی (1395) وارد شد. اندازه های اثر خلاصه مدل تصادفی نقش طرح واره های اولیه به تفکیک شاخص های مثبت و منفی در روابط بین زوجین برابر با 0/115- و 0/214 به دست آمد. با توجه به مقدار بالای ناهمگنی اندازه های اثر به تفکیک انواع طرح واره ها تحلیل شد. در ارتباط با شاخص های منفی به ترتیب بزرگ ترین اندازه های اثر در منفی گرایی/بدبینی، محدودیت های مختل و متغیر کلی طرح واره های ناسازگار اولیه و در مورد شاخص های مثبت نیز بزرگ ترین اندازه اثر با متغیر کلی طرح واره های ناسازگار اولیه، اطلاعت و قطع ارتباط و طرد دیده شد. همچنین بزرگ ترین اندازه های اثر طرح واره ها بر صمیمیت کلی بین زوجین و طلاق عاطفی مشاهده شد. تلویحات این فراتحلیل بر اثرات متوسط طرح واره های ناسازگار اولیه بر شاخص های متنوع در روابط بین زوجین تأکید دارد.
مقایسه تأثیر تحریک الکتریکی مستقیم مغز از روی جمجمه و روان نمایشگری بر آشفتگی روان شناختی در نوجوانان دارای ضربه های مغزی خفیف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ضربه مغزی آسیب زا با شیوع بالا از مهم ترین علل ناتوانی های طولانی مدت محسوب می شود. هدف این مطالعه مقایسه اثربخشی تحریک الکتریکی مستقیم مغز از روی جمجمه(tDCS) و روان نمایشگری بر آشفتگی روان شناختی در نوجوانان دارای ضربه های مغزی خفیف (mTBI) بود. روش کار: روش این پژوهش از نوع آزمایشی و با طرح پیش آزمون_پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. از بین تمامی نوجوانان دارای آسیب مغزی خفیف که در نیمه دوم سال 1401 به بیمارستان فاطمی شهر اردبیل مراجعه کرده بودند، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 45 نفر که در مقیاس کمای گلاسکو نمره 15-13 کسب کرده بودند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه 15 نفره ( دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS-21) Lovibond و Lovibond (1995) استفاده شد. داده های به دست آمده با استفاده از تحلیل کواریانس چندمتغیری (مانکوا) در فضای نرم افزار SPSS نسخه 25 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته های به دست آمده از تحلیل کوواریانس حاکی از تفاوت معنادار بین گروه ها در مراحل پس آزمون وپیش آزمون بود. هر دو روش مداخله موجب کاهش آشفتگی روان شناختی نوجوانان شدند. هم چنین بین میزان نمرات آشفتگی روان شناختی گروه آزمایش تحریک فرا جمجمه ای مغز با گروه روان نمایشگری تفاوت معنا دار وجود نداشت. نتیجه گیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر، مداخله های درمانی تحریک الکتریکی مستقیم مغز از روی جمجمه و روان نمایشگری به عنوان شیوه های مکمل در درمان نوجوانان دارای آسیب های مغزی خفیف توصیه می شود.
مقایسه اثربخشی درمان ترکیبی مبتنی بر واقعیت مجازی و ذهن آگاهی با مداخله ذهن آگاهی کوتاه مدت بر باور هراس و حساسیت اضطرابی، در افراد مبتلا به اختلال وحشت زدگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی درمان ترکیبی مبتنی بر واقعیت مجازی و ذهن آگاهی با مداخله ذهن آگاهی کوتاه مدت بر باور هراس و حساسیت اضطرابی، در افراد مبتلا به اختلال وحشت زدگی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل و با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 45 روزه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه افراد داری علائم اختلال وحشت زدگی مراجعه کننده به مراکز مشاوره منطقه 6 و 11شهر تهران در سال 1401 بودند. نمونه پژوهش 45 نفراز افراد مبتلابه اختلال وحشت زدگی بودند که به شیوه در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. گروه های درمان، به تفکیک درمان ترکیبی مبتنی بر واقعیت مجازی و ذهن آگاهی و درمان ذهن آگاهی کوتاه مدت را طی ۸ جلسه دریافت کردند. داده ها با پرسشنامه های باور هراس (گرینبرگ، ۱۹۸۹) حساسیت اضطرابی (تیلور وکاکس، ۱۹۹۸) گردآوری و با روش تحلیل کوواریانس چند متغیره و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS23 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که هر دو درمان در مرحله پس آزمون و پیگیری بر کاهش باور هراس و حساسیت اضطرابی تأثیر معنی داری داشته اند. اما درمان ترکیبی مبتنی بر واقعیت مجازی و ذهن آگاهی در هر دو مرحله اثربخشی و ثبات بیشتری داشته است (0/05>p). نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه، روانشناسان و درمانگران می توانند در مداخله های روانشناختی خود از هر دو درمان ترکیبی مبتنی بر واقعیت مجازی و ذهن آگاهی و نیز درمان ذهن آگاهی کوتاه مدت برای کاهش باور هراس و حساسیت اضطرابی، در افراد مبتلا به اختلال وحشت زدگی استفاده نمایند.
روابط ساختاری تجارب آسیب زای دوران کودکی با نشانه های اختلال شخصیت خودشیفته: نقش میانجی طرحواره های ناسازگار اولیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ خرداد ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۹۶)
21 - 32
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین روابط ساختاری تجارب آسیب زای دوران کودکی و نشانه های اختلال شخصیت خودشیفته با توجه به نقش میانجی طرحواره های ناسازگار اولیه بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1402-1401 (24000 نفر) و نمونه آماری شامل 354 نفر بود که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. جهت اندازه گیری متغیرها از پرسشنامه ی آسیب کودکی (CTQ، برنشتاین و همکاران، 2003)، سیاهه ی شخصیت خودشیفته (NPI-16، آمز و همکاران، 2006) و پرسشنامه ی فرم کوتاه طرحواره ی یانگ (YSQ-SF، یانگ، 1999) و جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر استفاده شد. تحلیل داده ها نشان داد سوءاستفاده جنسی بر اختلال شخصیت خودشیفته اثر مستقیم و از طریق میانجی گری حوزه محدودیت های مختل و حوزه خودگردانی و عملکرد مختل اثر غیرمستقیم داشته است (05/0p<). همچنین نتایج حاکی از این بود سوءاستفاده جنسی ، غفلت عاطفی و غفلت جسمی بر حوزه بریدگی و طرد و سوءاستفاده جنسی و غفلت جسمی بر حوزه دیگر جهت مندی اثر مستقیم داشته است (05/0p<). نتایج نشان داد مدل از برازش مطلوبی برخوردار بود. مبتنی بر این یافته ها می توان بیان داشت که تجارب آسیب زای دوران کودکی با میانجی گری طرحواره های ناسازگار اولیه قادرند تغییرات اختلال شخصیت خودشیفته را پیش بینی کرده و وقوع آن را تبیین نمایند.
پیش بینی انسجام خود در سالمندان بر اساس تنظیم هیجان، شفقت به خود و نگرش به مرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ فروردین ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۹۴)
243 - 254
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر پیش بینی انسجام خود در سالمندان بر اساس تنظیم هیجان، شفقت به خود و نگرش به مرگ بود. روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی سالمندانی بود که در سال 1400 در شهر تهران زندگی می کردند و با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 341 نفر انتخاب شد. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه های انسجام خود ریف و هینکه (1983) (EIQ)، تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران (2۰۰1) (CER)، فرم کوتاه خود شفقت ورزی ریس و همکاران (2011) (SCS) و فرم تجدیدنظر ش ده نگ رش ب ه مرگ وونگ و همکاران (1994) DAP-R)) بود. روش تحلیل پژوهش، همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون به روش هم زمان بود.یافته ها نشان داد که بین مؤلفه های تنظیم هیجان، شفقت به خود و نگرش به مرگ با انسجام خود در سالمندان ارتباط معنی داری وجود دارد (01/0 ≥P). هم چنین نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که مؤلفه های تنظیم هیجان، شفقت به خود و نگرش به مرگ به ترتیب ۵/۷۲ درصد، 58 درصد و 8/28 درصد از واریانس انسجام خود را تبیین می کنند (01/0 ≥P). با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که تنظیم هیجان، شفقت به خود و نگرش به مرگ در پیش بینی انسجام خود در سالمندان نقش اساسی دارند.
من چه کسی هستم؟ ارزیابی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس احساس خود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: با توجه به اهمیت نقش مؤلفه احساس خود در ماهیت و شدت اختلال های شخصیت و نبود ابزار معتبری برای ارزیابی و سنجش میزان یکپارچگی احساس خود در کشور ایران، نیاز به ترجمه و اعتباریابی مقیاس احساس خود که در سایر کشورها ساخته و استاندارد شده، بیش از پیش احساس می شود. هدف: هدف از پژوهش حاضر ترجمه، اعتباریابی و بررسی ویژگی های روانسنجی نسخه فارسی مقیاس احساس خود بود. روش: در پژوهش حاضر، روش پژوهش به لحاظ هدف جزو پژوهش های تحقیق و توسعه و به لحاظ شیوه گردآوری داده ها (طرح پژوهش) از نوع توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه های دولتی شهر تهران (وابسته به وزارت علوم) در سال تحصیلی 1403-1402 بود که از میان آن ها 510 نفر با روش نمونه گیری در دسترس به عنوان گروه نمونه پژوهش انتخاب شدند. نسخه نهایی مقیاس احساس خود (فلری و ایکس، 2007) پس از فرایند ترجمه، بازترجمه و تأیید روایی محتوایی، همراه با مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (لوی باند و لوی باند، 1995) و پرسشنامه شخصیت مرزی (لیشنرنیگ، 1999) به شکل آنلاین توزیع شد. بعد از جمع آوری داده ها، از نرم افزارهای آماری SPSS-25 و LISREL-8 و از روش تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی برای تجزیه و تحلیل آماری داده ها استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از مطلوب بودن و برتری مدل دوعاملی نسبت به مدل تک عاملی بود. ضریب آلفای کرونباخ برای عامل اول 91/0 و برای عامل دوم 67/0 بود. همچنین، عامل احساس خود شکننده با افسردگی، اضطراب، استرس و رگه های شخصیت مرزی همبستگی مستقیم و معنی دار داشت و از سوی دیگر عامل احساس خود منسجم صرفاً با افسردگی، اضطراب و استرس همبستگی مستقیم و معنی دار داشت. نتیجه گیری: باتوجه به مطلوب بودن ویژگی های روانسنجی نسخه فارسی مقیاس احساس خود، می توان استفاده از آن با اهداف پژوهشی، تشخیصی و بالینی را به متخصصان حیطه روانشناسی پیشنهاد داد.