فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۶۲۱ تا ۹٬۶۴۰ مورد از کل ۱۰٬۶۸۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
جای نام ها یا نام مکان های جغرافیایی را به لحاظ نوع به سه دسته شیب نام ها یا نام پستی و بلندی های زمین، آب نام ها یا نام عوارض جغرافیایی که به آب ها اشاره دارند، و کده نام ها یا نام مناطق مسکونی تقسیم می کنند. جای نام ها نیز بخشی از واژگان هر زبانی به شمار می آیند و همان قواعدی که در دستور زبان درباره واژه های عمومی به کار می رود درباره آنها نیز صدق می کند. جای نام ها را به لحاظ صرفی می توان به دو دسته ساده و پیچیده تقسیم کرد. جای نام های ساده آن واژه هایی اند که فقط از یک تکواژ تشکیل شده اند. اما جای نام های پیچیده به سه دسته مشتق، مرکّب و مشتق مرکّب تقسیم می شوند. جای نام های مرکّب یا ترکیبی واژه هایی اند که دست کم در ساخت آنها دو واژه مستقل و معنی دار وجود دارد. در این گونه جای نام های مرکّب معمولاً معنای یکی از دو واژه حاضر در ترکیب اندکی تغییر می یابد و به تدریج و در اثر استفاده زیاد به صورت یک تکواژ یا سازه جای نام ساز درمی آید. در جای نام های ایران این سازه های جای نام ساز نقش عمده ای را دارند و کاربرد آنها در ساخت جای نام ها بیشتر از وندهای اشتقاقی جای نام ساز است. در کده نام های ایران سازه های جای نام ساز متفاوتی به کار رفته است. در این تحقیق به آن سازه های جای نام سازی پرداخته شده که از دسته اسم مکان های بی نشان به شمار می آیند. برای این منظور، این سازه های جای نام ساز در کده نام های ترکیبی از دو دیدگاه صرفی و معنایی بررسی شده اند.
Translation of Culture-Specific Items: A Case Study of Les Miserables’ Persian Musical Performance(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The novel Les Miserables (Hugo, 1985) is one of the most universally translated works, and there are a number of adaptions in several languages. One recent adaption is the Persian musical play performed in Iran. In this performance, culture-specific items (CSIs) were translated differently since visual and aural elements were added to the stage. The present study aims to investigate translation strategies used in the above adaptation to indicate what translation solutions are possible when the medium changes. After watching the ninety-minute recorded play in VOD format, culture-specific items were selected purposively corresponding to those in the novel. Subsequently, they were analyzed based on Newmark's model (1988). The findings showed that the most frequent translation strategies applied were adaptation, followed by communicative translation, and literal translation. Compared with the original performance, some scenes were deleted from the recorded play. Hence, there was no exact one-to-one correspondence with the original text of the book. While instances of censorship contributed to some of these omissions, probably one reason for the issue is the publishing regulations administered in Iran for VOD formats of the plays. These results suggest that while target language-oriented strategies dominated the entire translation approach, the translator of the play tried to familiarize the audience with French culture through literal translations and with the help of visual and aural aids. Since the audience were presented with pictures and songs, it was easier for them to locate themselves in the era of the French Revolution and French customs.
گسترش معنایی مزه واژه ها در گلستان سعدی در چارچوب معناشناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۰
189 - 221
حوزههای تخصصی:
ادراک حسی از محیط پیرامون می تواند نقش مهمی در شناخت و شیوه مفهوم سازی انسان از رخدادهای جهان خارج داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش ساز و کارهای مفهومی و معیارهای برون زبانی در برداشت معانی مجازی از مزه واژه ها درگلستان سعدی انجام شده است. داده های این مقاله، از بیت ها و جمله های گلستان سعدی که دربردارنده مزه واژه های شیرین، تلخ، ترش، شور، تند و نمکین هستند، استخراج شده و در چارچوب معناشناسی شناختی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. یافته های به دست آمده از تحلیل داده ها نشان می دهد که کاربرد مجازی مزه واژه ها در حوزه های شخصیت، اخلاقیات و عواطف، اغلب مبتنی بر ساز و کارهای مجاز و استعاره مفهومی هستند که بر پایه تجربه بدنمند ما از محیط پیرامون و کاربرد پیاپی پاره گفته های چشایی شکل می گیرند. تجربه های خوشایند مربوط به چشیدن شیرینی، تجربه ناخوشایند ناشی از مصرف مواد تلخ، چین و چروک چهره بعد از چشیدن مواد غذایی ترش، تغییر حالات عاطفی در اثر خارش و گرمای ناشی از مصرف مواد غذایی تند و زیان ناشی از وجود نمک زیاد در آب از نمونه تجربیات بدنمند ما هستند که پس از گذشتن از صافی فرهنگ، در نگاشت میان مزه واژه ها و ویژگی های شخصیتی به کار می روند. از این رو، اغلب معانی مجازی برداشت شده از مزه واژه شیرین خوشایند است؛ ولی مزه واژه های ترش، تلخ، شور و تند غالباً معانی ناخوشایند و احساسات منفی را مفهوم سازی می کنند. یافته های این پژوهش، همسو با پژوهش های اخیر در حوزه ادراک حسی، بر نقشِ بدنمندی معنا، نشانه های بافتی، کاربرد زبان و دانش دایره المعارفی ما در برداشت معنای مجازی از مزه واژه ها در گلستان سعدی تأکید می کند.
راهبردهای خود ترمیمی خودآغازی در خلاصه گویی داستان در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع اصلی پژوهش حاضر بررسی خود ترمیمی خود آغازی در خلاصه گویی در زبان فارسی است. نویسندگان در این مطالعه به بررسی راهبرد های مورد استفاده در خودترمیمی خود آغازی، الگوی فراوانی وقوع این راهبرد ها و ترجیحات کاربرد آنها پرداخته اند. هدف دیگر این مطالعه بررسی رابطه متغیر جنسیت با راهبرد های خودترمیمی خود آغازی در خلاصه گویی است. جامعه ی آماری این مطالعه متشکل از 20 مرد و 20 زن در رده ی سنی 40-20 سال است. بر اساس داده های جمع آوری شده از 374 دقیقه بازگویی داستان یا فیلم توسط شرکت کنندگان، مشاهده شد که از تمامی راهبردهای ترمیم بر اساس الگوی ده گانه ی راهبردهای ترمیم شگلاف (2013) استفاده شده است. یافته ها نشان می دهند که ترمیم غیرواژگانی و پرش توالی به ترتیب بیشترین و کمترین بسامد ترمیم های انجام شده را به خود اختصاص داده اند. راهبردهای جایگزینی، بازیابی و جستجو نیز کاربرد زیادی داشته اند. سایر راهبردها نیز با بسامدهای کمتر به کار رفته اند. همچنین، با وجود اینکه زنان بیش از مردان انواع ترمیم استفاده کرده اند، تفاوت معناداری بین ترمیم در زن ها و مردها مشاهده نشد. ازآنجا که عمده ی مطالعات در حوزه ی ترمیم در مکالمات چندنفره صورت گرفته، یافته های این پژوهش که متمرکز بر ترمیم در گفتار تک گویه (خلاصه گویی توسط یک فرد) بود، می تواند در توسعه ی مطالعات ترمیم نقش داشته و مورداستفاده ی دیگر پژوهشگران واقع شود.
واژه گزینی درون متنی یا برون متنی: موردپژوهی رمان «کودک سرراهی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال پنجاه و ششم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
131 - 167
حوزههای تخصصی:
واژه یابی و واژه گزینی از دغدغه های مهم مترجم ها و مدرس ها و فراگیرهای ترجمه است. درباره سازوکار واژه گزینی در ترجمه بسیار سخن گفته شده است. باوجوداین، به نقش و کارایی فرهنگ های دوزبانه در واژه گزینی کمتر توجّه شده است. هدف از جستار حاضر، پاسخ دادن به این سؤال است که آیا واژه گزینی در ترجمه، اساساً، امری درون متنی و یا برون متنی است و این که استفاده از معادل های فرهنگ های دوزبانه برای مترجم کفایت می کند یا خیر؟ در این پژوهش، ترجمه دو صفت عام «Good» و «Bad» در رمان تام جونز ،کودک سرراهی، بررسی شد. نتایج نشان داد که واژه گزینی در ترجمه، درون متنی است و واژه گزینی برون متنی؛ یعنی واژه گزینی بر اساس فرهنگ دوزبانه، در ترجمه به ویژه ترجمه ادبی راهگشا نیست. مترجم، اساساً، بر اساس متن و روابط موجود در آن، ترجمه می کند و واژه های مناسب را انتخاب می کند و این امر، در مورد برخی ویژگی های زبانی متن، بارزتر است. یکی از این ویژگی های زبانی متن، روابط هم نشینی بین کلمه ها است که در تعیین معنای متن و متنیّت آن نقش مهمی دارد.
بررسی ساخت ملکی محمولی معیار در زبان بلوچی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مالکیت، مفهومی جهانی است. بازنمود این مفهوم در نحو به دو شکل کلی اسمی و محمولی است. مالکیت اسمی به شکل گروهی اسمی شامل مالک و مملوک بازنمود دارد، و مالکیت محمولی به صورت جمله بیان می شود. در این مقاله، ساخت ملکی محمولی در بلوچی با رویکردی رده شناختی بررسی می شود. روش پژوهش، ترکیبی از داده های اولیه و ثانویه است. 420 جمله نمونه از طریق پرسشنامه از گویشوران بلوچی زابل به دست آمد. همچنین، داده های ثانویه از برخی از پژوهش های دیگر نیز در این پژوهش به کار رفته اند. چارچوب نظری پژوهش، پژوهش استاسن (2009) است که در آن چهار رده برای رمزگذاری ساخت ملکی محمولی معرفی شده است. این چهار رده عبارتند از: مالکیت مکانی، مالکیت بایی، مالکیت مبتدایی و مالکیت با محمول «داشتن». سه رده ساخت ملکی مکانی، ساخت ملکی بایی و ساخت ملکی با محمول «داشتن» در داده ها وجود دارد، اما شواهدی از وجود ساخت ملکی مبتدایی در این زبان یافت نشد. در بین این سه رده، کاربرد ساخت ملکی بایی بیش تر است و بخش بزرگی از داده های پژوهش به این راهبرد تعلق دارند. پس از آن، ساخت ملکی مکانی بیش ترین کاربرد را دارد و کاربرد ساخت ملکی با محمول «داشتن» اندک بوده است. بهتر است زبان بلوچی از نظر رمزگذاری ساخت ملکی محمولی در رده متفاوتی با زبان های ایرانی دیگر مانند فارسی، گیلکی رشت، و شهمیرزادی قرار گیرد. بنابراین، پژوهش پیش رو، گام دیگری در راه رده شناسی ساخت ملکی محمولی را در زبان های ایرانی برداشته است.
واژه بست ها در زبان گیلکی: رویکردی رده شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واژه بست ها تکواژهای مقیدی هستند که ازنظر نحوی واژه اند؛ اما از نظر ساختواژی به یک واژه وابسته اند و با آن، نوعی واحد ساختواژی تشکیل می دهند. هدف از انجام این پژوهش، توصیف و تحلیل واژه بست های زبان گیلکی (گویش گیلکی اشکورات) با بهره گیری از آزمون های مطرح شده در پیشنه مطالعات، است.نخست، داده ها از طریق شمّ زبانی یکی از نگارندگان و همچنین با رجوع به برخی از منابع مکتوب گردآوری شده و سپس، تمام تکواژهای وابسته با اعمال آزمون های آوایی، صرفی و نحوی بررسی شده اند. براساس رویکرد کلاونس (1982)، می توان گفت که همه واژه بست ها در گیلکی اشکورات بعد از پایه به کار می روند و از این رو،همگی پی بست هستند. در گیلکی اشکورات11 واژه بست وجود دارد که از این میان 9 مورد، واژه بست ویژه و 2 مورد واژه بست ساده به شمار می روند. شایان توجه است که به نظر می رسد واژه بست های زبان گیلکی عمدتاً فاقد تکیه هستند.
تحلیل آوایی فواصل قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فواصل قرآنی یکی از برجسته ترین ویژگی های لفظی قرآن به شمار می روند. با توجه به اینکه برای بسیاری از موضوعات واجی، تبیینی آوایی وجود دارد، جستار حاضر تلاش دارد تا با رویکردی توصیفی تحلیلی علاوه بر تعیین و توصیف فواصل قرآنی، تبیینی آوایی برای گزینش و حضور واج های مختلف در این جایگاه ارائه دهد. به این منظور، ابتدا تمامی فواصل که همان واج پایانی کلمه انتهایی آیات است (6236 مورد)، استخراج و بسامد آن ها مشخص شد. در ادامه براساس مباحث مطرح در علم تجوید و تطبیق آن ها با مباحث و نظریه های آواشناسی نوین، حضور هر واج مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحقیق حاضر نشان می دهد که عواملی همچون کمّیت و کیفیت سرنخ های شنیداری و ادراکی، میزان دشواری آوایی و همچنین میزان نشانداری یک آوا نقشی تعیین کننده در رابطه با حضور یا عدم حضور هر واج و فراوانی آن در این جایگاه دارد. به عبارت دیگر، آواهایی که از سطح شنیداری و ادراکی بالاتری برخوردارند و شنونده آن ها را درست تر و بهتر دریافت می کند و همچنین از میزان دشواری آوایی و نشانداری کم تری برخوردارند، مانند واکه ها و همخوان های رسا، حضور چشمگیرتری در این جایگاه دارند و در مقابل آواهایی که فاقد چنین ویژگی هایی هستند، مانند همخوان های گرفته یا همخوان هایی با تولید دوّمین، نقش کم رنگ تری را در این محیط ایفا می کنند.
بسته بندی اطلاعات از منظر ولدووی: مطالعه موردی روزنامه های «ایران» و «ایران ورزشی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۵
105-126
حوزههای تخصصی:
در رویکردهای مختلف تحلیل گفتمان، روند بسته بندی و انتقال پیام از نویسنده یا گوینده به مخاطب، دارای ساختار منحصر به فرد است. برای شناسایی این ساختار، پژوهش حاضر، با بررسی عناوین روزنامه های «ایران» و «ایران ورزشی» انجام گرفته است. توصیف و تحلیل پیکره در چارچوب نظری «بسته بندی اطلاعات» ولدووی (1990) انجام شده است تا مشخص شود که روزنامه نگاران فارسی زبان برای انتقال پیام خود از چه ساختاری استفاده می کنند و هدف آنان از استفاده ی این ساختهای ویژه چیست. برای رسیدن به هدف مذکور و پاسخ به پرسش های پژوهش، هزار عنوان از روزنامه های مذکور انتخاب و بررسی شده است. شناسایی عناوین پر بسامد و تفاوت موجود در آنها از اهداف دیگر این پژوهش بوده است. یافته های پژوهش، نشان داد که الگوی رابط/ تأکید/ انتها، به عنوان صورت بی نشان در پیکره تظاهر یافته است. الگوی رابط/ تاکید/ انتها به عنوان پر بسامد ترین الگو در روزنامه ی ایران و نیز الگوی رابط/ تاکید به عنوان پر بسامد ترین الگو در روزنامه ایران ورزشی شناخته شده است. گویا روزنامه نگاران فارسی زبان، به منظور انتقال صحیح پیام خود، مخاطب را به سمت اطلاع از پیش موجود در ذهنش سوق داده تا هم مخاطب استنباط بهتری از خبر داشته باشد و هم بر جذابیت و روانی متن و پیام خود بیفزایند. در عناوین هر دو روزنامه از ساختار رابط/ تاکید استفاده شده و تنها تفاوت دو روزنامه، منوط به وجود انتها در روزنامه ی ایران است که در اکثر عناوین، با الگوی رابط/ تاکید/ انتها مشهود گشته است.
بررسی چندمعنایی فعل های مرکب فارسی با همکرد گرفتن براساس نظریه صرف ساختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جستار پیش رو به دنبال آن است الگوهای شکل گیری فعل های مرکب همراه با همکرد گرفتن را در چارچوب نظریه صرف ساختی (بوی، 2010الف و ب) واکاوی و چندمعنایی موجود در آن ها را بررسی کند. در جمع آوری داده های پژوهش که پیکره ای حاوی 300 فعل مرکب همراه با همکرد «گرفتن» است، از فرهنگ زانسو (کشانی، 1372)، فرهنگ بزرگ سخن (1381)، فرهنگ ظرفیت نحوی افعال فارسی (رسولی و همکاران،2011)، فرهنگ املایی خط فارسی (صادقی و زندی مقدم، 1394) و فرهنگ واژه یاب برخط فارسی استفاده شده است. جهت تبیین چندمعنایی فعل های مرکب مورد نظر و شناخت الگوی ساخت آن ها، با پذیرش ایده «واژگان پایگانی» و کمک گرفتن از مفهوم طرح واره ساختی و زیرطرح واره ساختی، تمامی معانی متمایز به هر الگوی شکل گیری این افعال در قالب زیرطرح واره ساختی مجزا ترسیم شد. هر چند این زیرطرح واره های ساختی نیز در سطوح مختلفی از انتزاع قرار دارند. بنا به مفاهیم وراثت پیش فرض انگیختگی و سلسله مراتبی بودن واژگان، همه زیرطرح واره های ساختی تحت یک طرح واره ساختی بسیار انتزاعی و کلی مرتبه بالا قرار می گیرد. نتایج نشان داد تحلیل چندمعنایی واحدهای زبانی در چهارچوب صرف ساختی، رویکردی شناختی، ساخت بنیاد و «واژه بنیاد» است که در سطح انتزاعی طرح واره ساختی اتفاق می افتد. برای افعال مرکب همراه با همکرد گرفتن هفت طرح واره ساختی کلی شناسایی و ترسیم شد که هرکدام به چندین زیرطرح واره ساختی تقسیم می شدند. در نهایت، شبکه پایگانی و سلسله مراتبی کامل از این طرح واره های ساختی ارائه می شود.
A Feasibility Study of Implementing EFL Teachers’ Individual Development Plans at Iranian Public Schools: A Mixed-Methods Study(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The current study investigates the feasibility of implementing EFL teachers' Individual Development Planning at Iranian public schools. It further explores the underlying reasons for the (imp) possibility of practicing this program and seeks the teachers' suggestions to improve the schools' condition. To this end, data were collected from 180 EFL teachers using a researcher-made questionnaire and a follow-up semi-structured interview. The results of one-sample t-tests revealed a slight possibility following the interviews which indicated 14 underlying reasons for the insufficient grounds at public schools. Participating teachers also argued that equipping a room with necessary technological tools, allocating monetary resources, assigning specific teachers time to practice IDP, taking advantage of head teachers, changing the school administration delegation, and performing advocating cultural acts can provide a ground for IDP implementation. The findings demonstrate the necessity of creating changes by policymakers, school principals, and EFL teachers so that they can all benefit from this program.
Enhancing EFL Students' Essay Writing Proficiency through Input Flooding Strategies for Parallel Structure: An Examination of Flipped Online versus Flipped Face-to-Face Instructional Models(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The proficient use of parallel structures in essay writing plays a vital role in enhancing language proficiency among English as a Foreign Language (EFL) learners. Exploring effective instructional strategies, such as input flooding, can contribute significantly to improved writing outcomes. This study investigates the impact of input flooding techniques on the utilization of parallel structures in essay writing among EFL learners, comparing two instructional settings: flipped online and flipped face-to-face. A total of 73 participants were randomly assigned to three groups: the flipped online group (n=24), the flipped face-to-face group (n=22), and a control group (n=27). In the flipped online approach, the participants were exposed to input flooding through pre-recorded videos and received online feedback on their essays, allowing for extensive exposure to parallel structures. In the flipped face-to-face approach, the participants received the same instructional materials emphasizing relevant structures and engaged in activities to promote the use of parallel structures. The control group followed their regular instructional method without any specific intervention. Following the treatment sessions, all participants underwent a post-test essay assessment to evaluate their proficiency in utilizing parallel structures. The results indicate that the flipped online group demonstrated the highest level of proficiency, highlighting the effectiveness of input flooding techniques in promoting the use of parallel structures in essay writing. Nevertheless, the flipped face-to-face group also exhibited improvement compared to the control group, suggesting the potential benefits of incorporating input flooding in the face-to-face approach. The study indicates that employing input flooding techniques, particularly in a flipped online instructional environment, can significantly improve EFL learners' proficiency in using parallel structures in essay writing. Moreover, the implications extend beyond the classroom, offering valuable insights for educators and policymakers to refine instructional strategies and shape language learning policies effectively.
Representation of Culture and Intercultural Interactions in Iranian and Afghan Secondary English Textbooks
حوزههای تخصصی:
Culture, intercultural interaction, and language have often been described as indivisible and the relation between them is quite intricate. This study was conducted to evaluate Iranian and Afghan secondary English textbooks. Two aspects, representation of culture and intercultural interaction, were focused on in the conversation parts of Iranian and Afghan secondary English textbooks. First, 172 conversations in Iranian textbooks and 160 conversations in Afghan textbooks were analyzed based on Byram’s (1994) framework to investigate the frequency of representation of culture. Second, all the conversations were analyzed based on Song’s (2013) model to investigate the frequency of intercultural interactions. Results revealed that Social Interaction was the most frequent category for the representation of culture and Superficial Interaction was the most frequent category for intercultural interactions. In the same vein, National History was largely ignored in the representation of culture within these 12 books while Critical Reflection was the category that was not paid due and sufficient attention to throughout the books regarding the intercultural interaction. The study implies that teachers, materials developers, and coursebook designers might be able to make more informed and proper decisions regarding the way and the extent cultural elements are to be incorporated in English textbooks.
موضع گیری و مشارکت جویی در نظریه های داوری در دادگاه خانواده : جستاری در گفتمان کاوی قضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی و تشریح فرایند موضع گیری و مشارکت جویی در نظریه های داوری مربوط به دادگاه خانواده بر اساس چارچوب پیشنهادی هایلند (2008) می پردازد. در پرونده های مربوط به طلاق، قاضی از هر یک از طرف ها (زن و شوهر) می خواهد که یک داور معرفی نمایند. داور موظف است قضاوت و نتیجه بررسی های خود از وضعیت هر یک از طرف ها را در قالب یک نظریه به قاضی ارائه دهد. در جستار حاضر ۳۶ نظریه داوری برای بحث و بررسی انتخاب شد. ۱۸ نظریه مربوط به داورهای منتخب طرف ها است که نظریه های غیر تخصصی و ۱۸ نمونه مربوط به نظریه داورهای منتخب دادگاه است که نظریه های تخصصی نام می گیرند. پس از بررسی داده ها براساس رویکردهای کمی و کیفی چنین محرز شد که نشان گرهای موضع گیری و (به نسبت کمتری) مشارکت جویی نقش محوری در شکل گیری گفتمان نظریه داوری دارند، به میزانی که به ازای هر 26/59 واژه در پیکره یک نشان گر موضع گیری و مشارکت جویی وجود دارد. همچنین، مقایسه نظریه های تخصصی و غیرتخصصی نشان می دهد که نظریه های تخصصی دارای کفایت توصیفی و تبیینی بیشتری هستند.
دل نگرانی معلّم زبان انگلیسی به عنوان حلقه ای گمشده در موفّقیت وی: مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال پنجاه و ششم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
135 - 162
حوزههای تخصصی:
در جوامع امروزه با پررنگ شدن اهمّیّت یادگیری زبان انگلیسی به عنوان زبان علم و ارتباطات، پرداختن به مقوله موفّقیت معلّم زبان انگلیسی ضروری است. این مفهوم تابه حال در کنار مفاهیم گوناگونی مورد بررسی قرار گرفته است، امّا به نظر می رسد نقش دل نگرانی معلّم که توانایی عاطفی و شناختی وی برای فهم و پاسخ دهی به موقعیت هیجانی، ذهنی و احساسی زبان آموزان است، در موفّقیت وی مورد غفلت قرار گرفته است. در این پژوهش، محقّقان با انتخاب و بررسی مطالعاتی در زمینه موفّقیت معلّم زبان علاوه بر استخراج متغیرهایی که در کنار موفّقیت معلّم مورد بررسی قرار گرفته اند، دریافتند که بین میزان دغدغه مندی معلّمان زبان برای فراگیران و موفّقیت آنان می تواند رابطه وجود داشته باشد. نتایج حاصل می تواند به مدرّسان دوره های تربیت معلّم، معلّمان زبان انگلیسی، زبان آموزان و محققان کمک کند
Illuminating the Pedagogical Odyssey: Perspectives of Iranian EFL Educators Grounded in the Principles of Critical Pedagogy(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Applied Language Studies,Vol ۱۶, No. ۲, ۲۰۲۴
157 - 176
حوزههای تخصصی:
Critical Pedagogy (CP) is a prerequisite for a democratic society where pedagogy empowers teachers and learners to be both socially reasonable and knowledgeable. It is a novel and rather minimally investigated motif, being rarely noticed in the Iranian educational system. Recognizing the importance of fostering critical thinking and active engagement within educational settings, the current study intended to investigate perspectives on critical pedagogy among English as a Foreign Language (EFL) teachers with different academic degrees and language backgrounds. Following a qualitative research design, a semi-structured interview was conducted with 18 EFL teachers to provide information on their perspective of CP to identify the challenges against CP awareness and solutions towards a balanced CP. Grounded Theory (Strauss & Corbin, 1990) as a thematic analysis approach was followed for the purpose of qualitative data analysis. The results showed that although teachers were aware of the importance of critical pedagogy, they did not have the freedom to put it into practice. The findings yield implications for teachers, students, and educational systems, highlighting the need for greater emphasis on CP in the Iranian context.
کتاب زبان ومغز: راهنمای مختصر عصب شناسی زبان، جاناتان آر. برزنن، انتشارات دانشگاه آکسفورد، 2022، 225 صفحه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۵
261-275
حوزههای تخصصی:
علاقه به بررسی بنیان هایِ عصبی زبان در مغز به پیدایش علومِ اعصاب نوین در قرن نوزدهم برمی گردد. امروزه ابزارهایی مانند تصویربرداری تشدید مغناطیسی کاربردی (اف. ام. آر. آی.)[1] و ثبت سیگنال های مغزی با تکنیک انسفالوگرافی (ای. ای. جی.)[2] و دیگر تکنیک های مشابه به ما این امکان را می دهند که فعالیت مغز در هنگام انجام تکالیف شناختی پیچیده مانند صحبت کردن یا خواندن را به صورت غیرتهاجمی مطالعه کنیم. کتاب زبان و مغز: راهنمای مختصر عصب شناسی زبان را انتشارات دانشگاه آکسفورد در سال ۲۰۲۲ منتشر کرده است تا خوانندگان را با تازه ترین پیشرفت های علوم اعصابِ مرتبط به درک ما از بنیان های عصبیِ زبان آشنا کند. نویسنده کتاب، جاناتان آر. برنن[3]، چگونگی ارتباط سیگنال های مغزی با ساختار شناختیِ زیربناییِ زبان انسان را با مرور پژوهش های انجام شده در زمینه عصب شناسی زبان بررسی می کند. کتاب در ۱۰ فصل و ۲۲۵ صفحه به مسائل مرتبط با چگونگی پردازش زبان در مغز می پردازد. توالی فصل های این کتاب مسیری را دنبال می کند که درون داد صوت شناختی[4] طی می کند تا به صورت جمله معنادار درک شود. عنوان فصل های کتاب به ترتیب زیر است: ۱) مقدمه، ۲) جعبه ابزار، ۳) آواها در مغز، ۴) کدی عصبی برای گفتار، ۵) فعال سازی واژه ها، ۶) بازنمایی معنی، ۷) ساختار و پیش بینی، ۸) ترکیب جمله ها، ۹) ساختن وابستگی ها۱۰)جمع بندی. در فصل ۱ تاریخچه ای از آن معرفی شده است. فصل ۲ ابزارها و روش های مربوط به علوم اعصاب را مروری سریع می کند که دانستن درباره آنها برای فهم ادامه مطالب کتاب مهم است. فصل ۳و ۴ بر آوا تمرکز دارد: مغز چطور معنی را بر اساس موج صوتی منتشرشده در هوا خلق می کند؟ دستیابی و بازنمایی آن معانی توسط مغز موضوع بحثِ فصل ۵ و ۶ است. انسان (معمولاً) با واژه های منفرد ارتباط برقرار نمی کند. زبان فوق العاده است و به صورت قابل توجهی در چگونگی ترکیب واژه ها باهم برای خلقِ گفته یا فکر کردن به چیزهایی که تاکنون کسی آن ها بیان نکرده، یکتا است. فصل های ۷-۹ به این موارد می پردازند. ایده هایی که در این فصل ها به آنها پرداخته شده است بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند. هرچند نویسنده تلاش می کند آنها را با ترتیبی منطقی بنویسد ایده های مرتبط به هم را در فصل های مختلف به وسیله هایپرلینک به یکدیگر متصل و مرتبط کرده تا به این صورت خوانندگانی که می خواهند از برخی مسائل بگذرند به راحتی بتوانند مطالب مرتبط در فصل ها را دنبال کنند. این کتاب که به زبانی ساده و با اهداف آموزشی برای پژوهشگران و دانشجویان تازه وارد به حوزه عصب شناسی زبان نوشته شده است توجه خواننده را به موضوع های گسترده تر و مهم تری جلب می کند. در واقع چگونگی ارتباط بین مفاهیم انتزاعی مانند «دانستن یک زبان» با سیگنال های مغزیِ مشخصی که در آزمایشگاه مشاهده و اندازه گیری می شوند از محورهای اصلی کتاب است. نویسنده با توجه به موضوع هر فصل و پژوهش های انجام شده در آن زمینه شرح می دهد که داده های به ظاهر متفاوت و حاصل از آزمایش های مختلف چگونه بر یکدیگر انطباق می یابند. در ادامه به مرور مختصر فصل های این کتاب پرداخته می شود. [1]. functional magnetic resonance imaging (fMRI) [2]. electroencephalography (EEG) [3]. J. R. Brennan, Associate Professor of Linguistics & Psychology. University of Michigan
نقدی بر مقاله «بررسی صوت شناختی رخداد انسدادی چاکنایی پیش از واکه آغازین در واژگان زبان فارسی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال نهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۵
457 - 470
حوزههای تخصصی:
نواب صفوی و همکاران (۱۳۹۹) در مقاله ای که در شماره یازدهم نشریه علم زبان (بهار و تابستان ۱۳۹۹) با عنوان "بررسی صوت شناختی رخداد انسدادی چاکنایی پیش از واکه آغازین در واژگان زبان فارسی" منتشر شده است، به گزارش پژوهش خود راجع به ویژگی های آکوستیکِ بست چاکنایی پیش از واکه های آغازین در زبان فارسی پرداخته اند. این پژوهش برپایه بررسی تلفظِ هجای اول و دومِ تعدادی ناواژه با ساخت هجایی CVCV و همچنین هجای اولِ سی واژه فارسی با استفاده از نرم افزار پرت انجام شده است. نتیجه گیری اصلی پژوهشگران آن است که همخوان انسدادی چاکنایی، با توجه به انسداد ناقص پیش از واکه ها، به عنوان واج مستقل در ابتدای واژه های فارسی وجود ندارد و بست چاکنایی در این واژه ها، از ویژگی های واکه آغازین به شمار می رود. به نظر می رسد مقاله مذکور از نظر پیش فرض ها، نقدِ پژوهش های پیشین، روش تحقیق، نتیجه گیری، و منابع و ارجاعات دچار اشکالاتی است و خصوصاً در آن، دو حوزه آواشناسی و واج شناسی، و جایگاه و ویژگی های هر یک از این دو حوزه با یکدیگر خلط شده است. در یادداشت حاضر به بررسی نقاط ضعف مقاله مذکور می پردازیم.
تحلیل نقشی بند گردان های قصیده «المواکب» جبران بر اساس فرانقش بینافردی در رویکرد دستور نقش گرای نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دستور نقش گرای نظام مند هلیدی زبان را در بافت متن و در سه حوزه فرانقش اندیشگانی، بینافردی و متنی بررسی کرده و کارکرد آن را در تحول فرایندهای شناختی توضیح می دهد. از آنجا که ساختارهای زبانی نظیر قواعد دستوری، نوع واژگان و ترکیب آن ها در تکوین و توسعه فرایندهای شناختی انسان و فهم و تحلیل متون مؤثر هستند، بررسی قصیده «المواکب» به عنوان اثری فلسفی و مطول با موضوعاتی چون تأمل در طبیعت، خیر، شر، زندگی و مرگ بر اساس رویکردهای تحلیلی زبان شناختی، ابعاد تازه ای از جنبه های فنی و متنی این اثر را آشکار می سازد. در این پژوهش، تحلیل بندگردان ها در ترجیع بندهای قصیده «المواکب» با روش توصیفی-تحلیلی و بر اساس فرانقش بینافردی انجام شده است تا با تبیین پیوستگی معنایی، ابعادی از ویژگی های زبان شناختی و درکی از محتوای قصیده، دلالت ها و پیام های آن به دست آید. یافته ها نشان دهنده این هستند که شاعر از انواع بیان خبری، تأکیدی، امری، آرزومندانه و قطبیت مثبت برای توصیف تجارب مادی و مفهومی استفاده کرده و با تکرار بیان خبری و تأکیدی، با مخاطب تعامل برقرار نموده و او را با اندیشه خود همراه می کند و از طریق استفاده از صیغه امر، او را به نواختن «نی» که نمادی از جاودانگی و آرامش است، فرا می خواند.
Effects of Immersive Learning and Communicative Language Teaching on the Oral Complexity, Accuracy, and Fluency of Iranian EFL Learners with Expressive Language Disorder(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۱, Issue ۴۶, Autumn ۲۰۲۳
63 - 81
حوزههای تخصصی:
The CTML served as the primary source of motivation for this investigation, which explored the effects of Immersive Learning (IL) and Communicative Language Teaching on the Oral Complexity, Accuracy, and Fluency (CAF) of Iranian EFL learners with Expressive Language Disorder (ELD). Using a quasi-Solomon four-group design, the participants, who were all Iranian pre-intermediate EFL learners with mild to moderate levels of ELD, were separated into experimental and control groups. There were a total of 36 participants in this study. The intervention consisted of virtual reality (VR) authoring eighty speech exercises in the form of learning chunks for twenty sessions lasting seventy minutes each. In the groups that served as controls, the content was presented using a method known as Communicative Language Teaching (CLT). Both the pre-test and the post-test were conducted orally using the CAF test. In terms of oral complexity (syntactic complexity and diversity), oral accuracy (error-free sentences and accurate verb forms), and oral fluency (number of vocally generated syllables), the findings revealed that individuals who received IL fared better than their counterparts in the CLT group. The findings may have important implications for teaching English as a foreign language and for rehabilitative education.