کمال خالق پناه

کمال خالق پناه

مدرک تحصیلی: استادیار جامعهشناسی، گروه جامعهشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه کردستان، کردستان، ایران
پست الکترونیکی: kkhaleghpanah@yahoo.com

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۳۱ مورد.
۱.

بازنمایی عوامل و مؤلفه های خلقیات ایرانی ها در میدان دانشگاه: (مطالعه موردی: دانشگاه کردستان و دانشگاه علامه طباطبایی)

تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۱۹۳
اخیرا خلقیات ایرانی به عنوان یکی از موانع توسعه مورد نظر جامعه شناسان بوده است. هدف اصلی این تحقیق، شناخت ابعاد بنیادی خلقیات ایرانی در بستر دانشگاه بود. با استفاده از یک مطالعه پیمایشی و از از طریق روش نمونه گیری در دسترس، تعداد 833 دانشجو و 266 آموزشگر دانشگاهی از دانشگاه های علامه طباطبایی و کردستان مورد مطالعه قرار گرفتند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که روایی محتوای آن توسط متخصصان رشته های جامعه شناسی و آموزش عالی و پایایی آن بر مبنای آلفای کرونباخ در سطح 9/0 تأیید شد. داده ها به وسیله آزمون تحلیل عاملی اکتشافی با روش مؤلفه های اصلی تحلیل گردید. نتایج پژوهش نشان داد که خلقیات دانشجویان ایرانی شامل؛ شش عامل بنیادی رفتار کلیشه ای و توسل به نیرنگ در امور علمی، شخصیت چندوجهی و حسادت، خودکامگی و انتقادناپذیری در روابط بین فردی، تعصب، سوگیری و پیش داوری در فعالیت های علمی، روحیه استثمارپذیری، خودشیفتگی و گرایش به کار فردی بود. همچنین خلقیات آموزشگران شامل؛ شش عامل منفعت طلبی و تجاوز به حقوق دیگران در انجام امور علمی، روحیه بهره کشی و شخصیت چندوجهی، خودکامگی و متوقع بودن، سوگیری، پیش داوری و تعارف در فعالیت های علمی، روحیه پرسشگری و سماجت علمی، خودشیفتگی و تمایل به کار فردی بود. در مجموع نتایج نشان داد که خلقیات آموزشگران و دانشجویان نمودی از خلقیات عمومی جامعه ایرانی است.
۲.

مدرنیته و صورت بندی گفتمانی سیاست فرهنگی: تحلیل گفتمان سیاست فرهنگی دولتی در ایران (1285 ه . ش. تا به امروز)

تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۸۹
هدف این مقاله واکاوی گفتمان سیاست فرهنگی در ایران است. نقطه آغاز این امر، رویارویی ایرانیان با مدرنیته بود. رویارویی نظامی ایران با مدرنیته و پی بردن به عقب ماندگی های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در مقایسه با اروپا، گفتمان های متنوعی را در جهت پاسخگویی به سؤال «چرا عقب افتاده ایم؟» پدید آورد و تلاش هایی مبتنی بر دولت - ملت سازی برای تغییر در عقلانیت حکومتی و رسیدن به سامان سیاسی مدرن آغاز شد. جایگاه فرهنگ در این بازمهندسی روح جامعه بسیار اهمیت داشت. مشروطه، پهلوی و جمهوری اسلامی ایران به منزله سه دولت (به معنای فوکویی) برجای مانده از میراث دولت - ملت سازی در ایران، سیاست های فرهنگی مشترک و سیاست گذاری های فرهنگی متفاوتی را برای بازاندیشی در هویت ملی ایرانی به کار گرفته اند. هدف این مقاله، واکاوی این نظم گفتمانی با استفاده از روش تحلیل گفتمان لاکلائو و موفه (1393) است؛ بنابراین، به کمک قوانین و اساس نامه های دولتی از زمان تأسیس مجلس شورای ملی (1285 ه . ش.) تا به امروز، گفتمان ذکرشده تحلیل شد. نتایج مقاله نشان می دهند در هر سه دوره بررسی شده، دولت، محور و معنادهنده سیاست گذاری های فرهنگی بوده است. گفتمان سیاست فرهنگی دولتی در ایران در دولت مشروطیت مفصل بندی و در دولت پهلوی با تأکید بر سیاست فرهنگی نمایشی بازمفصل بندی شد. در دولت جمهوری اسلامی ایران نیز همین روند با تأکید بر مهندسی فرهنگی ادامه پیدا کرده است.
۳.

سنگینی دردها و تمرین صبوری با بدن: پدیدارشناسی تجربه ی زیسته ی دردهای مزمن در بیماران مبتلا به ام-اس

نویسنده:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۰۲
زندگی با بیماری مزمن فرایندی طولانی مدت از مواجهه با سیمپتوم ها، زخم ها، تشخیص و درک این موقعیت و بازمفهوم سازی و بازسازی روایی آینده ی فرد بیمار است. دردهای مزمن یکی از آن سیمپتوم های پیچیده ای است که بیماران در زندگی روزمره ی خود، مرئی و نامرئی تجربه می کنند. ایده ی نظری مقاله این است که دردهای مزمن در بیماری های مزمن متضمن مدارایی طولانی مدت با بدن هستند، تمرین طولانی از زیستن با بدنی غیرقابل پیش بینی و دردهایی که مرئی و نامرئی، با دلیل و بی دلیل در زمانی که انتظارش را ندارید، سر می رسند. هدف من در این مقاله نشان دادن این ایده است که درد مزمن چگونه و به واسطه ی چه شیوه هایی شکلی از رنج است؟ مفروضه ی ما در این رابطه کنارگذاشتن نظریه های نوروفیزیولوژیکی است که درد را به حسی جسمی و تنانی و استوار بر پایه ی واکنش مغز تقلیل می دهند. براین اساس به مطالعه پدیدارشناختی تجربه زیسته دردهای مزمن در بیماران مبتلا به ام-اس پرداخته ایم. در این کاوش دشوار در میانه ی خاطرات ازهم گسیخته، استعاره های الهیاتی، دل نوشته های احساسی و غیره، پنج مضمون بنیادی خود را آشکار ساخته که عبارت اند از: آسیب پذیری و حس شکنندگی، درد در بنیان تجربه زندگی، ترس از معلولیت و تمرین مستمر مدارا با بدن و نارضایتی تنانه و شکایت از بدن.
۴.

توسعه مرز محور و اضمحلال ظرفیت ها و فرصت های اجتماعات مرزی؛ با تاکید بر نقد بازارچه های مرزی (مورد مطالعه؛ بازارچه های مرزی ننور شهرستان بانه و خاو و میر آباد شهرستان مریوان)

تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۵۴
مفروضه بنیادین پژوهش حاضر این گزاره است که بازارچه ها ی مرزی و توسعه وابسته آن، سیاست مناسبی برای توسعه مناطق مرزی نبوده است. روش پژوهش حاضر، روش نظریه ی زمینه ای است که در آن به شرایط زمینه ای، علی و مداخله ای، پیامدها و همچنین راهبردها می-پردازد. ابزار گردآوری داده های مصاحبه نیمه ساخت یافته است که در این راستا با 45 نفر از ذی ربطان و ذی نفعان بعنوان نمونه های هدفمند شامل دهیاران، اعضای شوراهای بخش و روستاها، کارشناسان بازارچه ها تا مرحله اشباع داده ها، گفتگوهای عمیق صورت گرفت. بر اساس منطق روش نظریه زمینه ها داده ها در سه سطح کدگذاری باز، محوری و گزینشی استخراج شدند که تعداد مفاهیم ساخته شده در این مرحله 134 مفهوم اولیه، 15 مقوله محوری، ۴ مقوله اصلی و یک مقوله هسته ای استخراج شد. مقولات اصلی عبارتند از؛ کمبود زیرساخت های توسعه ای، اضمحلال بخش کشاورزی و دامداری و انزوای فرهنگی_اجتماعی، ناکارآمدی در سیاست های ترمیمی. تحلیل این مقولات، ما را به مقوله ی هسته ای یعنی طرد نهادی و ساختاری اجتماعات مرزی سوق داد. بر مبنای آن می توان نتیجه گرفت که منطق حاکم بر توسعه ی مرز محور با ارائه بازارچه ها به عنوان مهمترین محور توسعه در این مناطق، اجتماعات مرزی را طرد نموده است و ظرفیت ها و پتانسیل های آنها را به اضمحلال کشانده است. واژگان کلیدی: توسعه مرز محور، بازارچه های مرزی، توسعه ی محلی، اضمحلال ظرفیت ها و فرصت ها، اجتماعات مرزی
۵.

تحلیل وضعیت، شرایط و پیامد های سرمایه مورد منازعه در آموزش و پرورش ایران

تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۲۳
تلاش پژوهش حاضر، پاسخگویی به این سؤال است که معلمان در میدان آموزش برای دستیابی به کدام سرمایه با یکدیگر رقابت دارند؟ و شرایط و پیامد های این رقابت را چگونه تجربه می کنند؟ بدین منظور چارچوب مفهومی پژوهش براساس نظریات بوردیو تدوین گردید. مشارکت کنندگان این تحقیق عبارت بودند از معلمان نواحی هفت گانه آموزش و پرورش شهر مشهد که با استفاده از نمونه گیری هدفمند، نمونه گیری نظری و معیار اشباع نظری با 31 نفر از آنها مصاحبه گردید. نتایج تحقیق حاکی از آن است معلمان در سال های گذشته برای کسب و ارتقای سرمایه فرهنگی تجسم یافته در میدان آموزش تلاش می کردند، اما در سال های اخیر (اواخر دهه هشتاد) تحت تأثیر صوری شدن ضمن خدمت، بازدارندگی قوانین میدان آموزش، مشکلات منزلتی، محوریت یافتن مدرک تحصیلی، محوریت یافتن ضمن خدمت، عوامل فردی، مشکلات اقتصادی و اقتصادگرایی، این شکل از رقابت رو به کاهش بوده و به جای آن رقابت اقتصادی و رقابت برای دستیابی به سرمایه فرهنگی نهادی شکل گرفته است. این امر بیانگر «تغییر سرمایه مورد منازعه از سرمایه فرهنگی تجسم یافته به سرمایه فرهنگی نهادی/ اقتصادی در میدان تولید آموزش» است. شکل گیری این پدیده از یک سو، موجب اُفت فعالیت فراغتی، تضعیف سلامت جسمانی روانی و تضعیف عادت واره نهادی آنها است و از سوی دیگر، توانمندسازی اقتصادی و توانمندسازی علمی ضعیف معلمان را در پی داشته است.
۶.

برساخت سوژه ملی با میانجی آموزش وپرورش در ایران (دوره پهلوی اول)

تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۵۱۶
پژوهش حاضر تاریخ نهاد آموزش را نه از منظر پیشرفت که میل به هدایت جامعه به سوی سعادت عمومی دارد، بلکه از منظر انتقادی به مثابه نهادی یکدست ساز موردبررسی قرار می دهد بنابراین یافته های این پژوهش درصدد پاسخ به این پرسش خواهد بود که آموزش چگونه در وضعیتی متکثر، سوژه ملی را برساخت؛ چارچوب مفهومی پژوهش برآمده از مباحث اندرسون در رابطه با خلق تصویر ملت به میانجی آموزش وپرورش در سطح ذهنی و استفاده از مفهوم حکومتندی به منظور توضیح سازوکارهای انضباطی در سطح مادی است همچنین از روش تبارشناسی فوکو برای بازنمایی این مقطع تاریخی استفاده شده است. با تکیه بر تبارشناسی در این پژوهش، ابتدا شرایط گذار از آموزش مکتب خانه ای به آموزش مدرن براثر دو رخداد جنگ و بیماری در بستر ارتباط با غرب توضیحاتی ارائه شده است که منجر به صورت بندی کردارها و گزاره هایی حول گفتمان ترقی شد و تربیت ملت را به سطح رؤیت پذیری برکشاند و سپس به شرایط برآمدن گفتمان ناسیونالیسم اقتدارطلب در اواخر دوره قاجار پرداخته شده است؛ گفتمان فوق با برجسته کردن ترس از فروپاشی، زمینه های رسوخ در ابژه های قدرت را فراهم ساخت و این فرایند در نظام آموزشی ذیل یکدست سازی اذهان با محوریت کتاب های درسی و یکدست سازی بدن ها با تأکید بر مکانسیم های انضباطی به انجام رسید.
۷.

تجربه زیسته زنان آسیب دیده از روابط فرازناشویی همسر در شهر سنندج

تعداد بازدید : ۳۸۵ تعداد دانلود : ۳۷۴
رابطه زناشویی، یک رابطه چندوجهی است که متأثر از عوامل گوناگون و در معرض چالش های مختلفی قرار دارد که خیانت زناشویی یکی از آسیب زاترین این چالش ها است. خیانت، نقض تعهد در رابطه دو نفره، توأم با درجاتی از صمیمیت عاطفی و فیزیکی با شخصی غیر از همسر است که می تواند رابطه را با نابودی مواجه کند. بر این اساس هدف پژوهش بررسی تجربه ی زیسته ی زنان آسیب دیده از روابط فرازناشویی است. پژوهش به روش کیفی و با راهبرد پدیدارشناسی توصیفی، شیوه تحلیل کلایزی انجام شد. 14 زن آسیب دیده از روابط فرازناشویی همسر، مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روان درمانی در شهر سنندج که به روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس تا حد اشباع نظری انتخاب شدند، مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته انجام شد. نقل قول های مشارکت کنندگان جمع آوری، ثبت، تحلیل و کدگذاری و در قالب مضمون های اصلی و فرعی طبقه بندی گردید و نتیجه تحلیل داده ها سبب دست یابی به 68 کد اولیه، 13 زیر مضمون و 3 مضمون اصلی شد. سه مضمون اصلی عبارت اند از افزایش مشکلات در زندگی، آشفتگی ذهن و نابسامانی در کارکردهای ارتباطی. بر اساس یافته های پژوهش، خیانت می تواند پیامدهای منفی بسیاری بر زنان آسیب دیده و البته کل خانواده بگذارد. واکنش به خیانت در زنان مختلف، متفاوت است و آگاهی از تجارب افراد خیانت دیده و شناخت حالات روانی و انتظارات آنان، این امکان را فراهم می کند که با آموزش همسران پیمان شکن از برخوردهای مخرب با مسئله کاست و با برآورده کردن انتظارات و نیازهای فرد مورد بی وفایی قرارگرفته، احتمال بهبود او و ماندن در رابطه را افزایش داد.
۸.

آیا شرق شناسی و شرق شناسی وارونه را پایانی هست؟

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۸۳
رویارویی با تجربه ی مدرنیته و سرمایه داری پروبلماتیک عام جهان اسلام در جهان مدرن است. این پروبلماتیک عام از سویه های درونی (مسئله هویت) و بیرونی (رابطه با سرمایه داری) برخوردار است. مواجهه با این پروبلماتیک ها در قالب گفتمان های شرق شناسی و شرق شناسی وارونه مفهوم سازی و صورت بندی شده و تا به امروز همچنان سیطره ی خود را حفظ کرده اند. هدف این مقاله کاوشی در امکان طرح پرسش از رهایی از گفتمان شرق شناسی و شرق شناسی وارونه است. پس از تحلیل گفتمان شرق شناسی و گرایش های درونی آن، به تحلیل گفتمان شرق شناسی وارونه می پردازیم و سپس با نشان دادن محدودیت های درونی هر کدام به پرسش از امکان جایگزین و اهمیت پرسش از خروج از این گفتمان ها می پردازیم. در نهایت این پرسش را مطرح می کنیم که آیا رهایی از شرق شناسی و شرق شناسی وارونه بدون توضیحی جدید از رابطه ی امر کلی و امر خاص ممکن خواهد بود؟ کلی گرایی ای که توهم بازگشت به دوران قبل از شرق شناسی را نداشته و در درون آن نیز باقی نماند، نه متکی به آموزه های غیرتاریخی ایده آلیستی باشد و نه اسیر خاص گرایی های پسا استعماری.
۹.

سوبژکتیویته شکننده در میانه بازار و دولت (مطالعه مردم نگارانه سوبژکتیویته در بانه)

تعداد بازدید : ۲۱۶ تعداد دانلود : ۲۷۸
هدف مقاله حاضر کاوشی در ماهیت سوبژکتیویته در فضای نئولیبرال ناموزون امروز در حیات اجتماعی مرزهای ایران و به طور خاص، شهر بانه است. بدین منظور در چارچوب روایتی مردم نگارانه در شهر بانه در مرز ایران – عراق به مواجهه فرهنگ محلی و بازار نئولیبرال جهانی پرداخته ایم. پرسش ما این است که مواجهه شهری مرزی بانه با فضای نئولیبرال اقتصاد ایران و فضای سیاسی دولت چگونه سوبژکتیویته را برساخت و مفصل بندی می کند؟ روش این مقاله ترکیبی از مردم نگاری و خودزندگی نامه نویسی است. روایت ما از مردم نگاری این مواجهه بیانگر آن است که در رابطه با چگونگی رویارویی با نئولیبرالیسم، الگویی عام در جهان و حتی در یک کشور خاص وجود ندارد و کاوش در این حوزه، کاوش در زمینه های خاص تجربه مورد نظر است، در فضای اجتماعی ناموزون ایران و در شهر بانه، سوبژکتیویته در میانه میدان اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی هستی سرشار از مخمصه، اقبال و بد اقبالی دارد. سوبژکتیویته نه آزاد و مستقل و نه سیال و ترکیبی بلکه شکننده و آسیب پذیر است. حاکمیت مولفه های نئولیبرال و مناسبات بازار و دولت در شکل خاص آن در شهر بانه به سپهر حیات روانی افراد، حیات خانوادگی و دیگر مناسبات اجتماعی ورود پیدا کرده، فردی شکننده برساخت شده، ناپایدارسازی فرهنگی و اجتماعی زندگی نمادین تغییراتی در راستای تغییر هنجارهای اجتماعی و ارزش های فرهنگی، کالایی شدن روابط انسانی و درنهایت برساخت سوبژکتیویته شکننده در میانه بازار و دولت ممکن ساخته است.
۱۰.

سیر نزولی عادت واره نهادی معلمان (مطالعه موردی معلمان دوره متوسطه دوم شهر مشهد)

تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۳۱۹
پژوهش حاضر سعی در تبیین این مسأله را دارد که عادت واره نهادی معلمان در مشهد در چه سطحی قرار دارد؟ و در طول زمان تغییرات آن چگونه بوده است؟ یعنی این که معلمان در گذشته از چه عادت واره نهادی برخوردار بوده و امروزه از چه عادت واره نهادی برخوردار هستند؟ بدین منظور چارچوب مفهومی پژوهش بر اساس نظریات بوردیو تدوین گردید. جهت گردآوری و تحلیل داده ها از روش پیمایش و تحلیل موضوعی بهره گرفته شد. جامعه آماری مورد مطالعه در روش پیمایش عبارت بود از معلمان شهر مشهد که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه بندی و فرمول کوکران 360 نفر از آن ها به عنوان نمونه انتخاب شدند. در روش تحلیل موضوعی با استفاده از نمونه گیری هدفمند و معیار اشباع نظری با 31 نفر از معلمان مصاحبه گردید. نتایج بخش کمی و کیفی تحقیق بیانگر کاهش سطح عادت واره نهادی معلمان می باشند. به طوری که نتایج بخش کمی بیانگر آن است که سطح عادت واره نهادی معلمان پایین تر از سطح متوسط قرار دارد و نتایج بخش کیفی نیز نشان دهنده کاهش عادت واره نهادی معلمان در سال های اخیر است. چنین وضعیتی برای میدان آموزش که یکی از مهم ترین کارکردهای میدان اجتماعی را بر عهده دارد، رضایت بخش نیست. .
۱۱.

تجربه های فقیر در سینما: بازنمایی سینمایی تجربه جنگ در فیلم کوتاه کُردستان

تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۲۵۸
مدرنیزاسیون در تمامیت خود به مثابه تجربه ای تاریخی آسیب زا و متناقض بود. در این میان تجربه جنگ به عنوان یکی از آسیب ها، بازنمایی از تجربه مدرنیته برای جوامع غیرغربی است. در چنین بستری است که سینما به به بازنمایی این تجربه می پردازد. هدف پژوهش حاضر هم فهم چگونگی بازنمایی تجربه جنگ به واسطه منظومه مفهومی والتربنیامین، در سینمای کُردستان است. در نگاه بنیامین اگرچه جنگ باعث فقیرشدن تجربه ها می-شود اما از ط رفی دیگر سی نمای سیاس ی توانایی بازچنگ آوری تجربه ای دیگر را برای انسان های بدون تجربه فراهم می کند. در چنین فضایی تئوریک است که فیلم های «آپارتمان مورچ ه ها، چه ار ترانه برای کرکوک ، ۷۴» مبتنی بر روش نشانه شناسی مورد خوانش واقع شدند که هر کدام از فیلم ها مبتنی بر یک دیالکتیک رمزگانیدرصدد بازنمایی کردن تجربه جنگ به مثابه یک تجربه فقیر هستند. حضور رمزگان های مستندگونه مبتنی بر غیاب داستان در فیلم ها، بازنمایی تجربه را مواجه با یک بحران می کند. اما از سویی دیگر، مستندگونگی، فضایی سیاسی را به فیلم ها می بخشد. در نهای ت می توان گفت چشم انداز سینمای ستم دیدگان بستری برای پروبلماتیزه کردن فیلم ها برای بتصویر کشیدن سطوری دیگر از تاریخ چندخطی رافراهم می کند.
۱۲.

مصرف و هویت: مطالعه مردم شناختی جوانان بازاری شهر بانه

تعداد بازدید : ۳۶۹ تعداد دانلود : ۴۳۱
تجارت مرزی در مناطق کُردنشین به واسطه موقعیت مرزی و گسترش بازار های جهانی رشد قابل توجهی پیدا کرده است. به دلیل رشد چشمگیر و فزاینده فضا های تجاری در میدان مورد مطالعه، در بیست سال اخیر، شهر مرزی بانه به شهر پاساژ ها معروف شده و گردشگری خرید جایگاه درخور توجهی پیدا کرده است. مقاله حاضر در چارچوب روش مردم نگاری به دنبال واکاوی هویت مردم محلی به واسطه فرهنگ مصرف کالا های جهانی است. در این راستا در کنار مشاهده مشارکتی، با 19 نفر از جوانان فعال در فضای بازار مصاحبه به عمل آمده است. بر مبنای روایت مصاحبه شوندگان، بازار به روح حاکم بر فرهنگ کنونی شهر تبدیل و موتور محرکه و انگیزه اصلی عامه را برای کار و فعالیت شکل داده است. بر مبنای یافته های پژوهش، استقرار بازار با خود جریاناتی از قبیل فردگرایی ضد اجتماعی، انسان تک ساحتی، مناسکی شدن عرف عامه، ظهور هویتِ بخشی شده، تعدیل عدالت، استحاله ارزش ها، سرمایه داری عامیانه، مدیریت واکنشی و ذهنیت ابهام فردا را در پی داشته است.
۱۳.

تحلیل فرایند تولید فضای غیررسمی در شهر سنندج

تعداد بازدید : ۲۹۳ تعداد دانلود : ۳۲۱
شکل گیری و گسترش فقر و نابرابری شهری معاصر درپی گسترش سازوکارهای نظام سرمایه داری جهانی و بیشتر در شکل سرمایه داری دولتی [1] در ایران، شکل گیری دوگانه ی رسمی و غیررسمی در ابعاد اقتصاد و کالبد شهرها را درپی داشته است. در تفسیر و تشریح فرآیند غیررسمی شدن به ویژه در ابعاد فضایی شهر مباحث پردامنه ای جاری است. در این نوشتار با تمرکز بر روش تحلیلی انتقادی و باتوجه به نظریه تولید فضای هانری لوفور مبتنی بر سه وجه فضایی فضا شامل بازنمایی فضا، عمل فضایی و فضای زیسته، نظام تولید و بازتولید فضا در زیست غیررسمی [2] شهری به عنوان مکمل فضای رسمی بررسی شده است. پرسش بنیادین نوشتار این است که نتیجه کوشش و منازعه بر تولید فضای غیررسمی از سه وجه فضایی بازنمایی فضا (پنداشته)، عمل فضایی (دریافته) و فضای زیسته چگونه خود را در شهر نشان داده است و چگونه درک شده است؛ در کوشش برای پاسخ به این پرسش، شهر سنندج، مرکز استان کردستان و یکی از شهرهای دارای فضای غیررسمی گسترده، مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که سه گروه فن سالار دولتی و علمی و مردم از شرایط زیست غیررسمی درک و برداشتی متفاوت دارند. هرگروه برپایه ی دیدگاه های خود؛ تفکرات خود را شایسته تر و ورای دیگر گروه های می دانستند و این در صورتی است که ساکنان این سکونتگاه ها خود را بهره ور از این مناطق دانسته و دیدگاه خود را برای ساماندهی مطلوب تر می دانند. تفاوت نگرش و اقدامات سه گروه فن سالاران دولتی و علمی با تجربه ی زیسته ی ساکنان نشان از شکاف عمیق میان این گروه ها و لزوم در نظر گرفتن راهکارهایی بدیل با دیدی انتقادی و یکتا از فضا نسبت به دهه های پیشین را ایجاد کرده است. [1] . State – Capitalist مفهوم «سرمایه داریِ دولتی» به ندرت می تواند از آزمون تحلیل اقتصادیِ جدّی به سلامت عبور کند. زمانی که دولت به مالک انحصاریِ همه ی ابزارهای تولید بدل می شود، عملکرد یک اقتصاد سرمایه داری ازطریق نابودیِ سازوکاری که خونِ چنین نظامی را در گردش نگه می دارد، ناممکن می شود (Hilferding,2010). [2] . Informality
۱۴.

مطالعات توسعه انسانی زنان و جنسیت: فراسنتز مطالعات توسعه انسانی زنان

تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۲۹۴
مفهوم توسعه به مثابه پروژه ای نظری و عملی بخشی از زندگی شخصی و اجتماعی است. تحلیل و بازخوانی مطالعات توسعه برای تداوم پروژه توسعه اجتناب ناپذیر است. این مقاله در شکل فراسنتز کیفی به بازخوانی مطالعات توسعه انسانی حوزه زنان می پردازد. هدف ما واسازی صورت بندی موضوعی و معرفت شناختی حاکم بر مطالعات توسعه انسانی زنان است. در این راستا ضمن بررسی نظریه های راجع به زنان، جنسیت و توسعه، سعی خواهیم کرد، جایگاه مطالعات توسعه انسانی زنان را در تاریخ مطالعات نظری توسعه، زنان و جنسیت بررسی کنیم. فراسنتز روش ارزیابی مظالعات کیفی با هدف شناخت و تعیین صورت بندی موضوعی و نظری حاکم بر یک میدان مطالعاتی خاص است. فراسنتز نقد زمینه های معرفتی، نظری و کرداری مطالعات یک حوزه خاص برای فراهم کردن فهمی چند بعدی از تجربه ها، کردارها و نهادها و مسائل است. هدف فراسنتز تفسیری و نه استقرایی است. این فراسنتز در میدان مطالعات توسعه زنان در پی این پرسش بود که رابطه نظری توسعه، زنان و جنسیت چگونه صورت بندی شده است . برای اینکار مقالات با روش کیفی در فصلنامه زن در توسعه و سیاست را در فاصله سال های 1380 – 1392 به مثابه هدف خود در نظر گرفتیم. نتیجه گیری مقاله این است که سیاست های مطالعات توسعه انسانی زنان در چارچوب تعریف زیستی از زنان بوده و بحث از زمینه های تاریخی و ساختاری و ایدئولوژیک برساختن عاملیت زنانه و توانمندی ها و محدودیت ها غایب مطالعات توسعه انسانی زنان است.
۱۵.

بازنمایی سریال های تلویزیونی و برساخت گفتمانی خانواده

تعداد بازدید : ۵۸۵ تعداد دانلود : ۳۶۴
گفتمان ها با بهره گیری از ابزارهای گفتمانی (مانند رسانه ها) و متون گفتمانی مختلف از جمله سریال های تلویزیونی، به بازنمایی نهادهای مختلف به ویژه نهاد خانواده می پردازند. دقت به این مهم که در سریال های تلویزیونی، نهاد خانواده چگونه بازنمایی می شود، چه گفتمان هایی در آن نمود می یابند، روابط بین گفتمان ها چگونه اند و این گفتمان ها به کدام فرایندهای نهادی و به کدام فرایندهای اجتماعی تعلق دارند، مسأله ای است که تحقیق حاضر سعی دارد با بررسی یکی از سریالی های محبوب ایرانی (سریال ستایش) به آن پاسخ دهد. در راستای پاسخ به این مسئله از نظریات نورمن فرکلاف به عنوان چارچوب مفهومی استفاده شد و برای گردآوری و تحلیل داده ها نیز از روش تحلیل گفتمان انتقادی استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان می دهد که این مجموعه سریال بیانگر تقابل گفتمانی بین دو گفتمان مذهبی و دنیاگرایی است که محور اصلی این تقابل گفتمانی، تربیت فرزندان است. این سریال با نشان دادن پیروزی گفتمان مذهبی، گفتمان بهتر و برتر در راستای شیوه تربیت نسل جدید را معرفی می کند. دیگر نتیجه تحقیق بیانگر آن بود که سریال «ستایش» تصویری از فرایندهای اجتماعی در جامعه ایران است، زیرا در جامعه ایران نیز تقابل گفتمانی بین گفتمان دنیاگرایی و مذهبی وجود دارد و هر گفتمانی بر آن است که معنای مورد نظرش را تثبیت کند. فرایند اجتماعی حاکی از تقابل طبقاتی است که حامل این گفتمان هاست. بر این اساس در این سریال شاهد تقابل دو طبقه متوسط سنتی و طبقه بورژوازی بازاری هستیم. برای رفع این نزاع اجتماعی، گفتمان مذهبی (به مثابه گفتمان حاکم) از طریق متون گفتمانی (سریال ستایش) برتری گفتمان خود را به اثبات رسانده و سوژه ها (والدین و جوانان) را به گفتمان خود فرا می خواند.
۱۶.

تحلیل انتقادی گفتمان ایرانشهری (با تاکید بر نگاه رانسیری به اندیشه جوادطباطبایی)

تعداد بازدید : ۳۸۰ تعداد دانلود : ۴۲۸
هدف از این پژوهش، تحلیل گفتمان ایرانشهری به مثابه گفتمان هویتیِ نوین ایرانیان در کلیت اقتصادی- سیاسی معاصر است. از آن جا که صورت بندی نوین این گفتمان در آثار جوادطباطبابی ظهور یافته، مفصل بندی این گفتمان و چراییِ هژمونیک شدن آن بر مبنای متون نویسنده نام برده مورد پرسش قرار می گیرد. در ادامه مفهوم خلاِ ایجاد شده به وسیله نئولیبرالیسم را واسطه قرار داده و به صورت بندی این خلا در گفتمان ایرانشهری بر مبنای روش شناسی لاکلائو پرداخته ایم. ایده نظری پژوهش حاضر این است که گفتمان ایرانشهری درصدد تفسیر شکاف برآمده از نئولیبرالیسم به واسطه فلسفه سیاسی خاص خود است. بدین ترتیب با بهره گیری از مفاهیم رانسیری مولفه هایی مانند: دیگری تهی از دیگریت، حذف مردم و برساخت ملت، جمعِ تهی افراد و تحمیل اجماع بر اختلاف را در تحلیل فلسفه سیاسی آن بر شمرده ایم. براساس مولفه های فوق چنین استنباط می شود که گفتمان ایرانشهری و فلسفه سیاسی آن درصددند با عطف توجه توده ها به جایی غیر از بحران های نئولیبرالیسم، سیاست هویت ایرانی را بنیان نهاده و وضعیت موجود را توجیه کند.
۱۷.

میدان آموزش به مثابه وابسته کارکردی غیرقابل اعتنا: مورد مطالعه، تحلیل جایگاه میدان آموزش ایران در میدان قدرت

تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۴۵۰
مقاله حاضر درصدد تبیین این مسئله است که میدان آموزش در میدان قدرت از چه جایگاهی برخوردار است؟ چارچوب مفهومی مقاله براساس نظریات بوردیو تدوین گردید. به منظور گردآوری و تحلیل داده ها از روش تحلیل اسنادی و تحلیل موضوعی استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه در روش اسنادی عبارت بود از اسناد فرادستی که با استفاده از نمونه گیری هدفمند، اسناد توسعه و بودجه به عنوان نمونه انتخاب شدند. در روش تحلیل موضوعی، با استفاده از نمونه گیری هدفمند و معیار اشباع نظری با 31نفر از معلمان مصاحبه شد؛ سپس داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزاز Maxqda و تکنیک های کدگذاری باز و محوری مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که به رغم وابستگی مالی میدان آموزش به میدان قدرت، به لحاظ اهداف میدانی تحت سیطره آن قرار دارد. البته به لحاظ مالی در سال های اخیر از سوی میدان قدرت تا حدی نیز مورد طرد و بی اعتنایی واقع شده است. این امر بدان معناست که میدان آموزش نزد میدان قدرت «وابسته کارکردی غیرقابل اعتنا» است. این امر موجب شده است که میدان آموزش از کارکرد تخصصی خود فاصله گرفته و با چالش های متعددی مواجه شود. به طورکلی، نتایج به دست آمده حاکی از آن است که میدان آموزش نزد این میدان قدرت از جایگاه والایی برخوردار نیست.
۱۸.

بررسی تناقض یا تطابق میان اهداف و قوانین نظام آموزش و پرورش در دوره آموزش متوسطه

تعداد بازدید : ۶۴۳ تعداد دانلود : ۵۱۲
بررسی تناقض یا تطابق میان اهداف و قوانین نظام آموزش و پرورش در دوره آموزش متوسطه فردین محمدی* دکتر محسن نوغانی دخت بهمنی** دکتر مهدی کرمانی*** دکتر کمال خالق پناه**** چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی این موضوع است که آیا میان محتوای قوانین و اهداف میدان آموزش (زیر میدان مدرسه) مطابقت وجود دارد یا تناقض. چارچوب مفهومی پژوهش براساس نظریات بوردیو و مرتن تدوین شده است. برای گردآوری و تحلیل داده ها روش تحلیل اسنادی و تکنیک تحلیل موضوعی به کار رفته است. جامعه مورد مطالعه در این پژوهش شامل اسناد آموزشی و اجرایی وزارت آموزش و پرورش بوده است. با بهره گیری از روش نمونه گیری هدفمند از میان آنها، آیین نامه های آموزشی، اجرایی و اهداف میدان مدرسه در دوره متوسطه به عنوان نمونه انتخاب شده اند. اسناد مورد نظر در دو مرحله مورد بررسی قرار گرفتند. ابتدا اهداف و قوانین میدان هر کدام به طور مجزا کدگذاری شدند، سپس با تعیین مقوله های اهداف و قوانین میدان آموزش، تطابق یا تناقض آنها مورد بررسی قرار گرفت. نتایج به دست آمده از اسناد مورد مطالعه بیانگر آن است که میان اهداف و قوانین میدان آموزش در زمینه های گوناگون تناقض وجود دارد، به طوری که میان مقوله های افزایش سطح اخلاقیات و افزایش سطح دانش در اهداف میدان آموزش با مقوله های حذف پیش نیازهای پایه های بالاتر، کاهش سطح معیار نمره قبولی در آیین نامه آموزشی و نبود ابزار کنترل مناسب در آیین نامه های اجرایی تناقض وجود دارد و این تناقض سبب بروز مشکلات آموزشی شده است. بنابراین تناقض میان اهداف و قوانین آموزشی، میدان آموزش مدارس را در دستیابی به اهداف مورد نظر با چالش مواجه ساخته است. کلید واژگان: میدان آموزش، قوانین میدان، اهداف میدان، تناقض آموزشی تاریخ دریافت: 95/11/1 تاریخ پذیرش: 96/5/31 *دانشجوی دکتری جامعه شناسی اقتصادی و توسعه، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران fardin.mohammadi@mail.um.ac.ir **دانشیار گروه جامعه شناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران (نویسنده مسئول) Noghani@um.ac.ir ***استادیار گروه جامعه شناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران M-Kermani@ um.ac.ir ****استادیار گروه جامعه شناسی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران K.khaleghpanah@uok.ac.ir
۱۹.

رابطه بین هویت سازمانی و انگیزش شغلی اعضای هیئت علمی با نقش میانجی سرمایه اجتماعی

کلید واژه ها: هویت سازمانی انگیزش شغلی اعضای هیئت علمی سرمایه اجتماعی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی سازمان
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی کار و شغل
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی مفاهیم علوم اجتماعی (هویت، سرمایه اجتماعی و ...)
تعداد بازدید : ۲۶۲ تعداد دانلود : ۹۴۰
هدف پژوهش حاضر، بررسی میزان رابطه هویت سازمانی از طریق سرمایه اجتماعی با انگیزش شغلی در میان اعضای هیئت علمی است. روش اجرای تحقیق از نوع  توصیفی- همبستگی است و جامعه آماری شامل تمام اعضای هیئت علمی رسمی دانشگاه های کردستان و رازی کرمانشاه است که در سال تحصیلی 94-1393 مشغول خدمت بودند. حجم نمونه 269 نفر عضو هیئت علمی انتخاب شدند. در تحلیل داده ها از تحلیل رگرسیون و روش معادلات ساختاری استفاده شده است. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه هویت سازمانی میلر، الن و مایک؛ سرمایه اجتماعی ناهاپیت و گوشال؛ و پرسشنامه هاکمن و اولدهام استفاده شد، پایایی و روایی پرسشنامه ها به وسیله آلفای کرونباخ و تحلیل عامل تاییدی مورد سنجش قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که بین متغیرهای پژوهش همبستگی در سطح بالایی یعنی برای انگیزش شغلی و هویت سازمانی، برای انگیزش شغلی و سرمایه اجتماعی و نیز برای هویت سازمانی و سرمایه اجتماعی وجود دارد. هویت سازمانی و سرمایه اجتماعی به طور کلی می توانند انگیزش شغلی اعضای هیئت علمی را پیش بینی کنند. همچنین تاثیر هویت سازمانی از طریق مولفه شناختی (مربوط به سرمایه اجتماعی) بر انگیزش شغلی هیئت علمی مثبت و معنادار است.
۲۰.

تجربه مصرف شبکه های اجتماعی (مورد مطالعه: شبکه اجتماعی «بی تاک»)

کلید واژه ها: نمایش هویت ساختگی تجربه فضایی کارناوالی زمان/ مکان زدایی از ارتباط اعتیاد مجازی جمع گرایی مجازی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات مطالعات فضای مجازی، جهانی شدن و تکنولوژی های نوین ارتباطاتی مطالعات فضای مجازی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات مطالعات فضای مجازی، جهانی شدن و تکنولوژی های نوین ارتباطاتی مطالعات فضای مجازی شبکه های اجتماعی
تعداد بازدید : ۹۲۷ تعداد دانلود : ۵۹۱
بی تاک یک شبکه اجتماعیِ دسترس پذیر از طریق تلفن همراه است که طیف وسیعی از کاربران را به خود جلب کرده است. محوریت یافتن شبکه های اجتماعی در زندگی روزمره، به ویژه در میان نسل نوجوان و جوان، سبب نوعی دگردیسی پایه ای در فرایندهای هویت یابی، معناسازی و به طور خاص در فرم و محتوای ارتباط شده است. این جستار، تحقیقی است درباره کاربران شبکه بی تاک، تعامل ها و فعالیت ها و تجارب آنها در این فضای مجازی، و احساس ها، لذت ها، معناها و نگرش هایی که از قِبَل حضور در این شبکه عایدشان می شود. پژوهش به شیوه کیفی انجام شده است. کاربران شبکه اجتماعیِ بی تاک نمونه های مورد مطالعه هستند که از میان دانشجویان دانشگاه کردستان انتخاب شده اند. برای انتخاب نمونه ها از شیوه نمونه گیری باز استفادع شده است. فن گردآوری داده ها مشاهده مستقیم فضای درون شبکه و مصاحبه نیمه ساخت یافته با کاربران و روش تحلیل داده ها، نظریه زمینه ای است. نتایج تحقیق نشان می دهد که شرایط/ زمینه هایی همچون «پیگیری علایق واقعی در دنیای غیر واقعی» و «بازنمایی خواست ها/ صداها در فضای مجازی» ورود و مشارکت کاربران در شبکه بی تاک را آسان تر می کنند؛ و عامل «دسترس پذیری آنی» همچون شرطی مداخله گر این مشارکت را تشدید می کند. مشارکت و فعالیت کاربران در این شبکه، ضمن تغییر تعامل های اجتماعیِ پیشین آنها در جهان واقعی، به شکل گیری فرم های نوین تعامل و ارتباط می انجامد که «نمایش هویت ساختگی»، «تجربه فضایی کارناوالی»، «سواد حبابی» و «زمان/ مکان زدایی از ارتباط» برجسته ترین خصایل این اَشکال نوین ارتباطند. این مشارکت/ فعالیت همچنین واجد پیامدهایی چون «اعتیاد مجازی» و «جمع گرایی مجازی» در زندگی روزمره کاربران است که خود به تغییر فرایندهای کسب معنا و هویت در حیات اجتماعی آنها دامن می زند. می توان گفت حاصل مشارکت/ فعالیت کاربران در این شبکه، در کل، ورود به نوعی «ارتباط ایماژمحور و شبیه سازی شده» است که تفاوت هایی بنیادین با تعامل های واقعیِ جهان خارج دارد. تجربه ارتباط در اینجا دیگر آن تجربه واجد اصالت، غنا و سرزندگی نیست بلکه آنی، ساختگی و فاقد توان حیات بخشی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان