رضا هویدا

رضا هویدا

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه علوم تربیتی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۳۸ مورد.
۱.

شناسایی و اعتباریابی مؤلفه های مهارت مربی گری اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۶
مقدمه: مربی گری رویکرد نوین توسعه حرفه ای و آموزش می باشد. بخش مهمی از این رویکرد را مهارت های مربی گری را تشکیل می دهد. در علوم پزشکی به دلیل ماهیت رشته ها و بالینی بودن آموزش ها این مهارت ها نیاز می باشد. هدف این پژوهش شناسایی و اعتباریابی مؤلفه های مهارت مهم مربی گری در اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی بود. روش کار: پژوهش با روش ترکیبی (کمی و کیفی) انجام شد. در بخش کیفی 17 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با روش شبکه متخصصان انتخاب و مصاحبه شد. در بخش کمی با استفاده از ساخت پرسشنامه به جمع آوری داده های اقدام گردید. تعداد 157 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال تحصیلی 96-95 بعنوان نمونه بطور تصادفی با استفاده از جدول مورگان اتخاب شدند. برای تجزیه وتحلیل داده هااز نرم افزار PLS استفاده شد. یافته ها: با تحلیل داده های کیفی هشت مؤلفه مهارت مربی گری تنظیم گردید و اعتباریابی آن ها در بخش کمی انجام پذیرفت که آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی هشت مؤلفه بالای 70/0 بود و معیار روایی همگرا برای هشت مؤلفه بالای 50/0 بود که نشان از همبستگی سازه مهارت مربی گری با مؤلفه های خود است. این مؤلفه ها عبارتند از: پرسش و پاسخ، گوش دادن، ارزیابی فرد و موقعیت، بازخورد، همکاری و تعامل، انعطاف پذیری، ثبات عاطفی. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد هشت مؤلفه مهم مهارت مربی گری برای اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان وجود دارد که این مؤلفه ها برای مؤثر بودن مربی گری اعضای هیات علمی مورد نیاز می باشند.
۲.

مدل ساختاریِ روابط رهبری اخلاقی مدیران دانشگاهی و عملکرد آموزشی اعضای هیأت علمی با نقش میانجی اخلاق حرفه ای آنان در واحدهای جامع دانشگاه آزاد اسلامی

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۳
مقدمه : توسعه عملکرد حرفه ای اعضای هیئت علمی، به وجود شرایط و بستری مناسب نیاز دارد که رهبری اخلاقی مدیران می تواند یکی از عوامل مؤثر در این زمینه باشد. این مطالعه با هدف تدوین مدل ساختاری روابط بین رهبری اخلاقی مدیران دانشگاهی و عملکرد آموزشی اعضای هیأت علمی با نقش میانجی اخلاق حرفه ای آنان، انجام گردید. روش کار: این پژوهش در تحصیلی 96-1395 و با روش توصیفی- همبستگی انجام شد. جامعه آماری پژوهش مشتمل بر کلیه اعضای هیأت علمی واحدهای جامع دانشگاه آزاد اسلامی که از بین آنها با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، یازده واحد جامع دانشگاهی از نواحی شمالی، جنوبی، شرقی، غربی و مرکزی کشور به صورت تصادفی انتخاب و سپس متناسب با تعداد اعضای هیأت علمی هر یک از واحدهای مذکور و از طریق نرم افزار برآورد حجم نمونه SPSS Sample Power ، 400 نفر به عنوان نمونه آماری تحقیق انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه محقق ساخته رهبری اخلاقی، اخلاق حرفه ای و عملکرد آموزشی استفاده گردید. روایی محتوایی این پرسشنامه ها با کمک نظرات متخصصان و روایی سازه آنها از طریق تحلیل عاملی تأیید گردید و پایایی آنها نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب برابر 93/0، 90/0 و 89/0 محاسبه گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای آماری SPSS 23 و Amos Graphic استفاده شد. یافته ها: اهم یافته های پژوهش حاکی از آن بود که متغیر رهبری اخلاقی مدیران دانشگاه در مجموع 80 درصد از واریانس متغیر عملکرد آموزشی اعضای هیأت علمی را تبیین می کند و در حد بالایی توان تبیین واریانس متغیر عملکرد آموزشی اعضای هیأت علمی را دارد و برازش داده ها به مدل برقرار است، همچنین نتایج نشان داد متغیر اخلاق حرفه ای اعضای هیأت علمی در رابطه بین دو متغیر رهبری اخلاقی مدیران و عملکرد آموزشی اعضای هیأت علمی نقش میانجی ایفا می کند. در مجموع همه شاخص ها دلالت بر مطلوبیت مدل معادله ساختاری دارند. نتیجه گیری: در مجموع مدل معادلات ساختاری طراحی شده بر اساس جامعه آماری، نشان از اهمیت نقش رهبری اخلاقی مدیران دانشگاهی و همچنین اخلاق حرفه ای اعضای هیئت علمی در توسعه عملکرد آموزشی آنها دارد. بر این اساس ضروریست مدیران دانشگاهی با رعایت اصول و مبانی ارزشی و اخلاقی در مدیریت و رهبری واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی، بستر مناسبی را در جهت توسعه عملکرد اعضای هیئت علمی و تحقق رسالتهای خطیر نظام آموزش عالی، فراهم نمایند.
۳.

اعتباریابی مدل نظارت آموزشی برای آموزش و پرورش

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۶
هدف پژوهش حاضر اعتباریابی مدل نظارت آموزشی برای آموزش و پرورش ایران می باشد که به روش کیفی- کمی انجام شد. جامعه آماری پژوهش از یک سو تمامی کشورهای پیشرو در زمینه نظارت آموزشی و از طرف دیگر تمامی مدیران مقاطع تحصیلی و گروههای آموزشی می باشد. در فاز اول پژوهش (بخش کیفی) نمونه گیری براساس فراوانی مشاهده شده پرتکرار درباره مولفه ها و در فاز دوم پژوهش (بخش کمی) با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای با تعداد 380 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی فهرست های کنترلی و فیش برداری از تمامی اسناد و مدارک بالادستی و پژوهش های کشورهای منتخب و در بخش کمی، پرسشنامه محقق ساخته نظارت آموزشی می باشد. جهت تعیین روایی و پایایی در بخش کیفی از اشباع نظری و در بخش کمی از آلفای کرانباخ بهره گرفته شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از تکنیک تحلیل محتوا برای دسته بندی مولفه ها و در بخش کمی از تحلیل عاملی تاییدی مرتبه 1 و 2 استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که مولفه های رهبری آموزشی، مدیریت آموزشی، کیفیت آموزشی، تدریس و یادگیری، پژوهش محوری و حمایت اجتماعی اجزای اصلی مدل مفهومی نظارت آموزشی هستند و همچنین نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که مدل طراحی شده از نظر خبرگان و صاحبنظران آموزش و پرورش دارای اعتبار و از برازش لازم جهت اجرا برخوردار است.
۴.

نقش خودکارآمدی تحصیلی و خود ناتوان سازی تحصیلی در اهمال کاری تحصیلی دانشجویان

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۲
مقدمه: اهمال کاری تحصیلی یکی از متغیرهای شایع در دانشجویان است که لزوم توجه به آن و بررسی متغیرهای تأثیرگذار بر آن ازجمله خود ناتوان سازی تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی اهمیت بسیاری دارد. لذا پژوهش حاضر باهدف نقش خودکارآمدی تحصیلی و خود ناتوان سازی تحصیلی در اهمال کاری تحصیلی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان پردیس شهید باهنر بیرجند انجام شد. روش ها: پژوهش حاضر ازجمله پژوهش های همبستگی که به روش نمونه گیری طبقه ای تعداد 120 نفر از دانشجویان پسر پردیس شهید باهنر بیرجند انتخاب و پرسش نامه های اهمال کاری تحصیلی سولومون و راثبلوم (1984)، خود ناتوان سازی تحصیلی میجلی و همکاران (2000) و خودکارآمدی تحصیلی مک ایلروی و بانتینگ (2002) را تکمیل نمودند. جهت تحلیل داده ها، از روش های آمار توصیفی مانند جداول توزیع فراوانی، محاسبه میانگین، انحراف معیار و نیز از شاخص های آمار استنباطی، همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین متغیرهای خودکارآمدی تحصیلی و اهمال کاری تحصیلی (34/0- = R ) رابطه منفی و معنی دار، خود ناتوان سازی تحصیلی با اهمال کاری تحصیلی (21/0 = R ) رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. همچنین این دو متغیر باهم مقدار 16/0 واریانس اهمال کاری تحصیلی را پیش بینی می کنند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش توجه بیشتر مسئولین و متصدیان تعلیم و تربیت و مؤسسات آموزش عالی را در زمینه اهمال کاری تحصیلی دانشجویان را می طلبد.
۵.

بررسی تأثیر رهبری هوشمند بر عملکرد آموزشی اعضای هیات علمی دانشگاه های دولتی شهر زاهدان با نقش میانجی تفکر انتقادی

کلید واژه ها: تفکر انتقادیاعضای هیات علمیرهبری هوشمندعملکرد آموزشی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۱۰۵
هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر رهبری هوشمند بر عملکرد آموزشی اعضای هیات علمی دانشگاه های دولتی شهر زاهدان با نقش میانجی تفکر انتقادی است. روش پژوهش از نوع توصیفی – پیمایشی، مبتنی بر معادلات ساختاری است و جامعه آماری شامل کلیه اعضای هیات علمی دانشگاه های دولتی شهر زاهدان می باشد، حجم نمونه از بین 666 نفر طبق فرمول کوکران و با استفاده از واریانس جامعه برابر با 120 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای برآورد شده است. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ها ی رهبری هوشمند (محقق ساخته )، تفکر انتقادی و عملکرد آموزشی (استاندارد) استفاده شده که روایی محتوایی به تایید متخصصان و روایی سازه از طریق تحلیل عاملی تایید گردید و پایایی نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برابر با 97/0، 93/0و 99/0 محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای آماری spss23 و PLS استفاده شده است. یافته ها ی پژوهش نشان داد، رهبری هوشمند با ضریب مسیر ( 33/0) بر عملکرد آموزشی؛ و رهبری هوشمند با ضریب مسیر (58/0) بر تفکر انتقادی؛ و تفکر انتقادی با ضریب مسیر (28/0) بر عملکرد آموزشی تاثیر گذار بوده است. بنابراین، رهبری هوشمند با تأکید بر مدیریت هدف، عواطف و احساسا؛ معنا و هدفمندی و توسعه روحیه کار تیمی و گروهی و پرورش و تقویت حس جستجوگری می تواند بر عملکرد اعضای هیات علمی تاثیرگذار باشد و بر توسعة روزافزون و همه جانبه دانشگاه ها بیفزاید .
۶.

طراحی و تدوین مدل فرایند مدیریت استعداد اعضای هیات علمی برای دانشگاه های استعداد محور

کلید واژه ها: اعضای هیات علمیمدیریت استعداددانشگاه های استعداد محور

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۳ تعداد دانلود : ۶۴۳
مطالعه حاضر، به منظور طراحی مدل فرایند مدیریت استعداد اعضای هیات علمی برای دانشگاه های استعداد محور انجام گردید. نوع پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش تحقیق، آمیخته (کیفی-کمی) در دو مرحله می باشد. در مرحله کیفی با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختار یافته در بین 18 نفر از مدیران و اعضای هیات علمی دانشگاه های اصفهان، علوم پزشکی و صنعتی اصفهان به روش نمونه گیری هدفمند و با توجه به معیار اشباع داده ها، مولفه های مدیریت استعداد شناسایی و به روش تحلیل محتوا و با رویکرد قیاسی – استقرایی تحلیل شد. در مرحله کمی، آزمون الگو با رویکرد پیمایشی انجام شد. جامعه آماری در این بخش شامل تمامی اعضای هیات علمی که از سال 89 تا 94 در این سه دانشگاه جذب شده اند ، بود. برای نمونه گیری از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم استفاده شد. حجم نمونه 130 نفر با استفاده از فرمول کوکران برآورد شد. سپس از طریق بکارگیری پرسشنامه محقق ساخته و با استفاده از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری واریانس محور، بعد از آنکه روایی محتوایی پرسشنامه با استفاده از نظر متخصصان و کارشناسان تأیید قرار گرفت، اعتبار همگرا 53/0 و پایایی پرسشنامه بر اساس ضریب آلفای کرونباخ 81/0 وپایایی ترکیبی 83/0بدست آمد. 107 کد از داده های تحقیق کیفی استخراج شد که در7 طبقه اصلی دسته بندی گردید. یافته های بخش کمی نیز سازه فرایند مدیریت استعداد را که شامل هفت بعد مجزا، «شناسایی و تعیین نیازهای استعدادی، کشف منابع استعداد، جذب استعدادها، توسعه توانایی های بالقوه استعدادها، بکارگیری استراتژیک استعدادها، حفظ و نگهداری استعدادها، ارزیابی و همراستایی فعالیت های مدیریت استعداد» می باشد، را تایید کرد. در نهایت با توجه به داده های حاصل از تحقیق کیفی و کمی مدلی برای فرایند مدیریت استعداد اعضای هیات علمی در دانشگاه ها، پیشنهاد گردید.
۷.

مفهوم توانمندسازی روان شناختی و رابطه آن با سرمایه روان شناختی معلمان

۸.

تبیین روابط چندگانه میان قابلیت جذب دانش با بهبود کیفیت علمی از دیدگاه اعضای هیئت علمی در دانشگاه های منتخب اصفهان

کلید واژه ها: اعضای هیئت علمیقابلیت جذب دانشبهبود کیفیت علمی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۶ تعداد دانلود : ۱۴۶
هدف از این پژوهش، بررسی روابط چندگانه میان قابلیت جذب دانش با بهبود کیفیت علمی از دیدگاه اعضای هیئت علمی در دانشگاه های منتخب اصفهان بود. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه اعضای هیئت علمی تمام وقت دانشگاه های اصفهان (593 نفر)، علوم پزشکی اصفهان (643 نفر) و آزاد اسلامی واحد خوراسگان (236 نفر) در سال تحصیلی 92-1391جمعاً به تعداد 1472 نفر می باشد. که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی متناسب با حجم، تعداد 177 نفر انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه قابلیت جذب دانش منبیوا و همکاران (2003) با 10 سؤال و پرسشنامه بهبود کیفیت علمی براساس مدل برنامه بهبود کیفیت علمی (2012) با 30 سؤال با مقیاس پنج درجه ای لیکرت بود. روایی پرسشنامه ها به صورت محتوایی، صوری و سازه مورد تأیید قرار گرفت و ضرایب پایایی آنها با استفاده از میزان آلفای کرونباخ به ترتیب 88/0 و 95/0 محاسبه گردید. در این پژوهش داده ها با استفاده از نرم افزارهای آماری 16SPSS و 18Amos مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان داد که بین قابلیت جذب دانش با بهبود کیفیت علمی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد، هم چنین بین مؤلفه های قابلیت جذب دانش (توانایی کارکنان و انگیزش کارکنان) با تمام مؤلفه های بهبود کیفیت علمی رابطه مثبت و معناداری وجود داشت. نتایج حاصل از مدل معادله ساختاری نشان داد که قابلیت جذب دانش تأثیر مثبت و معناداری بر بهبود کیفیت علمی دارد.
۹.

رابطه بین توانمندساز ها و فرآیندهای مدیریت دانش با عملکرد دانشگاه-ها (مورد مطالعه: دانشگاه های دولتی منتخب استان اصفهان)

تعداد بازدید : ۴۱۶ تعداد دانلود : ۱۵۹
هدف این پژوهش بررسی رابطه بین توانمندسازها و فرآیندهای مدیریت دانش با عملکرد دانشگاه های دولتی منتخب استان اصفهان بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه اعضای هیات علمی دانشگاه های دولتی منتخب استان اصفهان بوده است که به روش کوکران تعداد 203 نفر از آنها انتخاب گردید. ابزار جمع آوری داده ها در این پژوهش شامل پرسشنامه های توانمندسازهای مدیریت دانش لی و چوی(2003)، پرسشنامه فرآیندهای مدیریت دانش پارک(2006)، پرسشنامه عملکردکاپلان و نورتون(2001) بوده که روایی محتوایی هر سه پرسشنامه بوسیله اساتید متخصص مدیریت مورد تائید قرار گرفت. روایی سازه پرسشنامه ها با استفاده از تحلیل عاملی تائیدی بررسی شد و ضریب پایایی پرسشنامه ها به ترتیب 8/93 و 95/0 و 89/0 بدست آمد. در این پژوهش از آزمون ضریب همبستگی و رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد رابطه بین توانمندسازها و فرآیندهای مدیریت دانش با عملکرد دانشگاه ها مثبت و معنادار بوده است. هم چنین بررسی نتایج بدست آمده از تحلیل داده های مربوط به تعیین سهم مولفه های توانمندسازهای مدیریت دانش در پیش بینی ابعاد عملکرد دانشگاه ها به ترتیب6/64 درصد از واریانس دیدگاه مالی، 5/45 درصد از واریانس دیدگاه مشتری،1/51 درصد از واریانس دیدگاه فرآیندهای درون سازمان، 4/49 درصد از واریانس دیدگاه رشد و نوآوری بوده و سهم فرآیندهای مدیریت دانش در پیش بینی ابعاد عملکرد دانشگاه ها به ترتیب 7/51 درصد از واریانس دیدگاه مالی، 2/37 درصد از واریانس دیدگاه مشتری، 1/44 درصد از واریانس دیدگاه فرآیندهای درون سازمانی، 2/49 درصد از واریانس دیدگاه رشد و نوآوری بوده است.
۱۰.

رابطه بین تسهیم دانش و بهبود کیفیت علمی از دیدگاه اعضای هیئت علمی در دانشگاه های منتخب اصفهان

کلید واژه ها: مدیریت دانشبهبود کیفیتدانشگاه ها

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۶ تعداد دانلود : ۱۴۶
مقدمه : امروزه یکی از استراتژی های مهم برای استقرار و کاربست مدیریت دانش در سازمان ها ، فرآیند تسهیم دانش می باشد. لذا سازمان ها خصوصاً دانشگاه ها که از مراکز مهم اشاعه دانش به شمار می روند با دستیابی به این قابلیت تسهیم دانش می توانند، بهبود کیفیت علمی خود را تضمین کنند. هدف از این پژوهش، تعیین رابطه بین تسهیم دانش و بهبود کیفیت علمی از دیدگاه اعضای هیئت علمی در دانشگاه های منتخب اصفهان بود . روش بررسی : روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه اعضای هیئت علمی تمام وقت دانشگاه های اصفهان (593 نفر) ، علوم پزشکی اصفهان (643 نفر) و دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان (236 نفر) در سال تحصیلی 92-1391 خورشیدی جمعاً به تعداد 1472 نفر بودکه با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی متناسب با حجم، تعداد 177 نفر انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه تسهیم دانش با 10 سؤال و پرسشنامه بهبود کیفیت علمی با 30 سؤال با مقیاس پنج درجه ای لیکرت بود. روایی پرسشنامه ها به صورت محتوایی، صوری و سازه مورد تأیید قرار گرفت و ضرایب پایایی آنها با استفاده از Cronbach's alpha به ترتیب 87/0 و 95/0 محاسبه گردید . داده ها با استفاده از نرم افزارهای آماری 16SPSS و 18Amos مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . یافته ها : نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین تسهیم دانش و بهبود کیفیت علمی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (01/0p >)، هم چنین بین مؤلفه های تسهیم دانش با تمام مؤلفه های بهبود کیفیت علمی رابطه مثبت و معناداری وجود داشت(01/0p >) . نتایج حاصل از مدل معادله ساختاری نشان داد که تسهیم دانش تأثیر مثبت و معناداری بر بهبود کیفیت علمی دارد و میزان تأثیر تسهیم دانش بر بهبود کیفیت علمی برابر با مقدار برآورد شده استاندارد 60/0 محاسبه گردید . به عبارت دیگر تسهیم دانش 35 درصد از واریانس بهبود کیفیت علمی را پیش بینی و تبیین می کند. نتیجه گیری : دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی با استقرار و کاربست فرهنگ تسهیم دانش می توانند بهبود کیفیت علمی خود را تضمین کرده و آن را ارتقاء ببخشند .
۱۱.

رابطه سیرت نیکو و کیفیت زندگی کاری با رفتار شهروندی سازمانی

کلید واژه ها: رفتار شهروندی سازمانیکیفیت زندگی کاریسیرت نیکو

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵۱ تعداد دانلود : ۵۰۲
در محیط کاری پویای امروزکه کارها بیش از پیش در تیم ها انجام می شود و انعطاف پذیری محیط اهمیت بالایی دارد، سازمان ها به کارمندانی نیاز دارند که دارای رفتارهای مناسب شهروندی باشند. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر سیرت نیکو و کیفیت زندگی کاری بر رفتار شهروندی سازمانی، با مطالعه موردی در دانشگاه اصفهان بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل کارکنان دانشگاه اصفهان بوده که با استفاده از فرمول کوکران در سطح اطمینان 95% حجم نمونه آماری 108 نفر برآورد شد. در این پژوهش از پرسشنامه های سیرت نیکوی بارکر و کوی (2003)، پرسشنامه رفتار شهروندی سازمانی اُرگان (1988) و پرسشنامه کیفیت زندگی کاری والتون (1973) برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. پس از جمع آوری اطلاعات، با استفاده از رویکرد معادلات ساختاری و نرم افزار Amos ویرایش 18 به بررسی و آزمون سه فرضیه پرداخته شد: 1) سیرت نیکو بر کیفیت زندگی کاری تأثیر مثبت دارد؛ 2) سیرت نیکو بر رفتار شهروندی سازمانی تأثیر مثبت دارد. 3) کیفیت زندگی کاری بر رفتار شهروندی سازمانی تأثیر مثبت دارد. با توجه به تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده، تمامی فرضیات پژوهش تایید شدند (05/0> .(p
۱۲.

رابطه ی توانمندسازهای تعالی سازمانی و قابلیت های چابکی سازمانی در دانشگاه های دولتی شهر اصفهان

تعداد بازدید : ۳۲۰ تعداد دانلود : ۲۶۰
هدف از این پژوهش، بررسی رابطه ی توانمندسازهای تعالی سازمانی و قابلیت های چابکی سازمانی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی اعضای هیات علمی دانشگاه های دولتی شهر اصفهان به تعداد 1745 نفر بوده که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم جامعه آماری312 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده و ابزارهای مورد استفاده در پژوهش، پرسشنامه استاندارد EFQM(2010) با 25 پرسش و ضریب پایایی 93/0 و پرسشنامه ی محقق ساخته چابکی سازمانی بر اساس نظریه ژانگ و شریفی (2000) با 25 پرسش و ضریب پایایی92/0 بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، ضریب همبستگی چندگانه و رگرسیون گام به گام صورت گرفت. نتایج نشان داد بین توانمندسازهای تعالی سازمانی و قابلیت های چابکی سازمانی و ابعاد آن رابطه معنی دار وجود دارد و بهترین پیش بینی کننده قابلیت های چابکی سازمانی به ترتیب کارکنان، فرایندها، محصولات و خدمات، رهبری، شرکاء و منابع و استراتژی می باشد.
۱۳.

نظریه رهبری خدمتگزار با تکیه بر سیره امام رضا (ع)

کلید واژه ها: اسلامرهبرینظریهخدمتگزار و سیره امام رضا (ع)

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مدیریت گروههای ویژه مدیریت اسلامی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی انسان و جامعه در روایات جامعه در روایات
تعداد بازدید : ۶۷۶ تعداد دانلود : ۳۳۳
درسازمان های خدمتگزار در راستای تحقق رسالت های خداپسندانه و مردم دوستانه خود، نیاز به رهبری به عنوان یک ضرورت احساس می شود. نوع رهبری متناسب برای این نهادها رهبری خدمتگزار است. در این مقاله ضمن اشاره به رویکردهای غربی و معرفی مؤلفه های رهبری خدمتگزار از دیدگاه صاحب نظران این رویکرد، به دیدگاه اسلام با بهره گرفتن ازمنابع و متون اسلامی پرداخته شده و مؤلفه های خدمتگزاری معرفی شده است. هدف پژوهش حاضر، تبیین ویژگی های رهبری خدمتگزار از دیدگاه اسلام، با تأکید بر سیره امام رضا (ع) بوده است. روش بررسی در این پژوهش روش توصیفی-تحلیلی بوده و با تفحص و جستجو درمنابع اسلامی و سیره امامان معصوم(ع) به مؤلفه های مهم در رویکرد اسلامی اشاره شده است.
۱۴.

بررسی روابط چندگانه میان یادگیری سازمانی، توانمندسازهای تعالی سازمانی و قابلیت های چابکی سازمانی در دانشگاه های دولتی شهر اصفهان

کلید واژه ها: یادگیری سازمانیاعضای هیأت علمی دانشگاهتوانمندسازهای تعالی سازمانیقابلیت های چابکی سازمانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۴ تعداد دانلود : ۱۹۰
هدف از این پژوهش، تعیین روابط چندگانه میان یادگیری سازمانی، توانمندسازهای تعالی سازمانی و قابلیت های چابکی سازمانی در دانشگاه های دولتی شهر اصفهان بوده است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل 1745 نفر از اعضای هیأت علمی دانشگاه های دولتی شهر اصفهان در سال تحصیلی 1392- 1391 بودکه از این جامعه تعداد 291 نفر به عنوان نمونه با روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم انتخاب و مطالعه شدند. داده ها به وسیله سه پرسشنامه یادگیری سازمانی گومژ و همکاران (2005) مشتمل بر 16 سؤال، پرسشنامه توانمندسازهای تعالی سازمانی بر اساس مدل EFQM (2010) مشتمل بر 25 سؤال و پرسشنامه قابلیت های چابکی سازمانی بر اساس مدل چابکی سازمانی ژانگ و شریفی (2000) مشتمل بر 25 سؤال جمع آوری شد. روایی پرسشنامه ها به صورت محتوایی و سازه تأیید شد. پایایی پرسشنامه ها با استفاده از روش ضریب آلفای کرونباخ محاسبه گردید. پایایی پرسشنامه یادگیری سازمانی 89/0، توانمندسازهای تعالی سازمانی 93/0، قابلیت های چابکی سازمانی 92/0 بود. یافته های پژوهش نشان داد که توانمندسازهای تعالی سازمانی بر قابلیت های چابکی سازمانی تأثیر معنی دار داشته، ولی تأثیر یادگیری سازمانی بر قابلیت های چابکی سازمانی معنادار نبوده است(05/0p≤). همچنین بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون بین ابعاد یادگیری سازمانی، توانمندسازهای تعالی سازمانی و قابلیت های چابکی سازمانی رابطه چندگانه ای مشاهده گردید(05/0p≤). نتایج برازش مدل پژوهش نیز نشان داد که داده های پژوهش با مدل مفهومی پژوهش برازش دارد و مدل تأیید می شود.
۱۵.

حوزه های بهبود بر اساس مدل تعالی در بیمارستان امام موسی کاظم (ع)

کلید واژه ها: ارزیابی عملکردبیمارستان هامدل تعالی بنیاد اروپایی کیفیت

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مدیریت گروههای ویژه مدیریت بهداشت و درمان
  2. حوزه‌های تخصصی مدیریت مدیریت صنعتی مدیریت کیفیت جامع
تعداد بازدید : ۸۷۰ تعداد دانلود : ۴۰۴
مقدمه: در بخش بهداشت و درمان نیز همانند دیگر بخش ها، خود ارزیابی امری اجتناب ناپذیر می باشد. محدودیت منابع این بخش، ضرورت پایش عملکرد، حیاتی بودن خدمات و مراقبت های ارایه شده توسط بخش، اهمیت رعایت کیفیت در ارایه ی خدمات و ... شواهدی دال بر ضرورت خود ارزیابی دقیق و صحیح عملکرد این بخش می باشند. از این رو هدف از پژوهش حاضر، بررسی حوزه های بهبود از طریق خود ارزیابی بر اساس مدل تعالی (EFQM یا European foundation for quality management excellence model) در بیمارستان امام موسی کاظم (ع) بود. روش بررسی: پژوهش حاضر کاربردی از دسته ی مطالعات توصیفی- مقطعی بود. جامعه ی آماری شامل 15 نفر از کارشناسان و مدیران ارشد بیمارستان امام موسی کاظم (ع) در سال 1389 بود که به صورت سرشماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه ی استاندارد EFQM بود که مورد تعدیل قرار گرفت و روایی آن با کمک اساتید و کارشناسان مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن با استفاده از ضریب alpha Cronbach's، 97 درصد تعیین شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات در نه حوزه بر اساس نرم افزار SPSS انجام شد. یافته ها: بیمارستان امام موسی کاظم (ع) در این ارزیابی، 599 امتیاز به خود اختصاص داد که حوزه ی توانمندسازها 300 و حوزه ی نتایج 299 امتیاز کسب نمودند. همچنین درصد امتیاز هر کدام از عوامل نه گانه به قرار زیر می باشد: رهبری 60 درصد، خط مشی و استراتژی 58 درصد، کارکنان 68 درصد، منابع و شرکا 60 درصد، فرایندها 56 درصد، نتایج مشتری 58 درصد، نتایج کارکنان 60 درصد، نتایج جامعه 63 درصد و نتایج کلیدی عملکرد 61 درصد. نتیجه گیری: نتیجه ی خودارزیابی بر اساس مدل تعالی EFQM این بود که منجر به تهیه ی یک سیستم اطلاعاتی از نقاط قوت و ضعف در 9 حوزه و تعیین امتیاز در بیمارستان امام موسی کاظم (ع) شد که بر این اساس و با استفاده از منطق رادار، نقاط ضعف به عنوان حوزه های بهبود مورد مداخله قرار گرفت و پروژه های بهبود تعیین شد.
۱۶.

رابطه راهبردهای رهبری مثبت گرا و مولفه های سازمان کوانتومی

کلید واژه ها: دانشگاهرهبری مثبت گراسازمان کوانتومی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱۱ تعداد دانلود : ۷۵۱
اهداف: اندیشه های کنونی پیرامون پویایی محیطی و سازمان های حیاتی، ظهور سازمان های کوانتومی را به همراه داشته است. نقش رهبری در این سازمان های تغییریافته، حفظ تعادل بین تنش و نظم است. این پژوهش با هدف تحلیل راهبردهای رهبری مثبت گرا و ارتباط آن با میزان کاربست مولفه های سازمان کوانتومی انجام شد. روش ها: این پژوهش توصیفی- همبستگی در کلیه 575 عضو هیات علمی دانشگاه اصفهان طی سال های 1391 و 1392 انجام شد و 101 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شدند. از پرسش نامه های رهبری مثبت گرا و سازمان کوانتومی برای گردآوری داده ها استفاده شد. از نرم افزار آماری SPSS 15 و آزمون های همبستگی پیرسون، T تک نمونه ای، رگرسیون گام به گام و تحلیل واریانس یک طرفه برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها: بالاترین میانگین در راهبردهای رهبری مثبت گرا مربوط به جو مثبت (31/0±97/3) و در مولفه های سازمان کوانتومی مربوط به تفکر جمعی (32/0±90/3) بود. از میان راهبردهای رهبری مثبت گرا، ""جو مثبت"" (21/3-=t؛ 002/0=p) و ""معنی گرایی مثبت"" (72/4=t؛ 0001/0=p) قابلیت پیش بینی سازمان کوانتومی را داشتند. نتیجه گیری: میانگین راهبردهای رهبری مثبت گرا و مولفه های سازمان کوانتومی در دانشگاه اصفهان در حد نسبتاً مطلوب است. بین راهبردهای رهبری مثبت گرا و مولفه های سازمان کوانتومی رابطه مثبت وجود دارد.
۱۷.

فراتحلیل تأثیر فرهنگ سازمانی براستقرار مدیریت دانش در سازمان های ایران

کلید واژه ها: فرهنگ سازمانیمدیریت دانشدانش

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱۱۴ تعداد دانلود : ۹۵۲۰
در سال های اخیر موضوع دانش به بحث محافل علمی و عرصه های عملی تبدیل شده است. دانش باعث خلق مزیت رقابتی می شود و سازمان هایی که قادر به کسب دانش کاری مورد نیاز خود و استفاده از آن نباشند، در عرصه رقابت محکوم به شکست هستند. یکی از ابزارهایی که می تواند سازمان ها را در تامین این هدف یاری کند، مدیریت دانش است. اما این به تنهایی کافی نیست، زیرا موفقیت سازمان در اجرای هر استراتژی از جمله مدیریت دانش تا اندازه زیادی به حمایت و پشتیبانی فرهنگ سازمانی از آن استراتژی بستگی دارد. تلاش سازمان ها برای تبدیل شدن به سازمان دانش محور در صورتی موفقیت آمیز خواهد بود که ویژگی های فرهنگی مورد نیاز برای اجرای مدیریت دانش در سازمان وجود داشته باشد. پژوهش حاضر به دنبال آن است که تأثیر فرهنگ سازمانی بر استقرار مدیریت دانش را در سازمان ها بررسی کند. بدین منظور، از بین 42 پژوهش، 13 پژوهش که از لحاظ روش شناختی مورد قبول بود، انتخاب، و فراتحلیل بر روی آنها انجام گرفت. ابزار پژوهش عبارت از چک لیست فراتحلیل بود. یافته های پژوهش نشان داد که اندازه تأثیر فرهنگ سازمانی بر استقرار مدیریت دانش در سازمان ها 77/0 بود( P≤ . /002 ). این اندازه اثر مطابق جدول کوهن در حد زیاد قرار دارد. از پیشنهادهای مهم این پژوهش، افزایش میزان سرمایه گذاری به منظور گسترش زیرساخت های فرهنگی سازمان است. فرهنگ سازمانی به عنوان اهرمی قدرتمند برای تقویت رفتار سازمانی عمل کرده، باعث می شود که افراد در تلاش برای نگهداشت پایگاه قدرت شخصی و کارایی خویش، دانسته های خود را تسهیم و منتشر سازند.
۱۸.

رابطه یادگیری سازمانی و خودکارآمدی مسیر شغلی با اشتیاق کاری مدیران

تعداد بازدید : ۴۶۲ تعداد دانلود : ۱۶۵
هدف از این پژوهش بررسی رابطه یادگیری سازمانی و خودکارآمدی مسیرشغلی با اشتیاق کاری مدیران در شرکت سهامی ذوب آهن اصفهان بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی و جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مدیران شرکت سهامی ذوب آهن اصفهان بود که تعداد آنها 75 نفر و حجم نمونه 62 نفر تعیین گردید. ابزارهای جمع آوری داده ها در این پژوهش شامل پرسشنامه های، یادگیری سازمانی گومژ و همکاران (2005)، پرسشنامه خودکارآمدی مسیرشغلی بتز(2004) و پرسشنامه اشتیاق کاری شوفلی و همکاران (2006) بوده که روایی محتوایی هر سه پرسشنامه به وسیله اساتید متخصص علوم تربیتی، روان شناسی و مدیریت مورد تایید قرار گرفت و ضریب پایایی پرسشنامه ها به ترتیب 92/0، 93/0 و95/0بدست آمد. در این پژوهش از آزمون-های ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس چندگانه، رگرسیون گام به گام و تحلیل مسیر استفاده شده است. بر اساس یافته های پژوهش رابطه معنی داری بین یادگیری سازمانی (32/0═ r) و اشتیاق کاری مدیران وجود دارد. هم چنین، رابطه ای معنی دار بین یادگیری سازمانی با خود کارآمدی مسیر شغلی (36/0═ r) دیده شده است. نتایج رگرسیون چند متغیره نشان داد که اشتیاق کاری مستقیما تحت تاثیر یادگیری سازمانی (68/0═ β) است.
۱۹.

رابطه مؤلفه های سرمایه روان شناختی و مؤلفه های تعهد سازمانی

کلید واژه ها: امیدواریخوش بینیخودکار آمدیسرمایه روان شناختیانعطاف پذیری و تعهد سازمانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶۴ تعداد دانلود : ۵۴۲
هدف از این پژوهش، بررسی رابطه مؤلفه های سرمایه روان شناختی وابعاد تعهد سازمانی اعضای هیأت علمی دانشگاه اصفهان بود. به این منظور، از میان 463 عضو هیأت علمی تعداد 106 نفر برای پژوهش به روش تصادفی ساده گزینش شدند. به منظور بررسی سرمایه روان شناختی از پرسشنامه استاندارد لوتانز و همکاران (2007) استفاده گردید. پایائی این پرسشنامه از طریق ضریب آلفای کرونباخ (77/0) مورد تأیید قرار گرفته است.برای بررسی تعهد سازمانی اعضای هیأت علمی از پرسشنامه تعهد سازمانی آلن و مایر (1977) استفاده گردیدکه پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ (70/0) تأیید شده است .داده ها با استفاده از روش آماری رگرسیون همزمان برای پیش بینی تاثیر مؤلفه های سرمایه روان شناختی (خودکارآمدی/ اعتماد به نفس، امیدواری، خوش بینی و انعطاف پذیری) بر روی ابعاد تعهد سازمانی (تعهد هنجاری، مستمر و عاطفی) تحلیل گردید. نتایج پژوهش نشان داد که متغیر امیدواری و متغیرخودکارآمدی/ اعتماد به نفس دارای توان پیش بین معنا داری برای تعهد عاطفی است (004/0 p< ). متغیر امیدواری و متغیرخودکارآمدی/ اعتماد به نفس دارای توان پیش بین معنا داری برای تعهد مستمر بوده است (0001/0 p= ) و متغیر خوش بینی و متغیرخودکارآمدی/ اعتماد به نفس و متغیر انعطاف پذیری دارای توان پیش بین معنا داری برای تعهد هنجاری است(0001/0 p= ).
۲۰.

تبیین مدل معادله ی ساختاری تأثیر فرایند تبدیل دانش بر سرمایه ی انسانی در دانشگاه های اصفهان، علوم پزشکی اصفهان و صنعتی اصفهان

تعداد بازدید : ۹۵۹ تعداد دانلود : ۴۳۰
مقدمه: تحولات رو به رشد در هر جامعه ای از دانشگاه ها آغاز میشود. سرمایه ی فکری از مهم ترین تئوریهای مدیریتی است که سازمان های دانش محور با استفاده از آن میتوانند بر اثربخشی و کارآیی خود بیفزایند. هدف از این پژوهش، تبیین مدل معادله ی ساختاری تأثیر فرایند تبدیل دانش بر مؤلفه های سرمایه ی فکری در دانشگاه های دولتی اصفهان بود. روش بررسی: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و بررسی پدیده های مستند و تکراری بود. جامعه ی آماری شامل کلیه ی اعضای هیأت علمی دانشگاه های دولتی شهر اصفهان (1472 نفر) در سال تحصیلی 90-1389 بود که حجم نمونه پس از مطالعه ی مقدماتی و تعیین واریانس جامعه، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم 205 نفر برآورد شد. ابزار جمع آوری اطلاعات، 2 پرسش نامه ی استاندارد فرایند تبدیل دانش (26 سؤال) و پرسش نامه ی محقق ساخته ی مؤلفه های سرمایه ی فکری (35 سؤال) بود که بر اساس مقیاس پنج درجه ای لیکرت تنظیم شد. برای تعیین روایی صوری و محتوایی پرسش نامه ها از نظرات متخصصین بهره گرفته شد و ضریب پایایی پرسش نامه های فرایند تبدیل دانش و سرمایه ی فکری با استفاده از Cronbach's alpha به ترتیب 96/0 و 93/0 به دست آمد. داده ها با استفاده از نرم افزارهای آماری Amos Graphic و SPSS و در سطح استنباطی به روش های Manova و مدل معادله ی ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل Manova نشان داد که اجتماعیسازی و ترکیب دانش با هیچ یک از مؤلفه های سرمایه ی فکری رابطه ی معنی دار نداشت، اما مراحل ترکیب و برونیسازی دانش ارتباط معنی داری را با تمام مؤلفه های سرمایه ی فکری نشان دادند. یافته های حاصل از مدل معادله ی ساختاری نیز نشان داد که ضریب اثر مراحل فرایند تبدیل دانش بر مؤلفه های سرمایه ی فکری معنی دار بوده است. نتیجه گیری: در کل میتوان استنباط نمود که پیاده سازی فرایند تبدیل دانش علاوه بر اینکه در استخراج، سازمان دهی، انتقال، تبادل و استفاده ی مناسب از دانش موجود در سازمان و اعضای هیأت علمی مناسب است، میتواند در ارتقای سرمایه ی فکری دانشگاه ها نیز مؤثر باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان