سعید رجایی پور

سعید رجایی پور

مدرک تحصیلی: عضو هیات علمی دانشگاه اصفهان، دانشیار گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه اصفهان

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۷۸ مورد.
۱.

پیش بینی پذیرش نوآوری های آموزشی بر اساس رفتار به اشتراک گذاری دانش و توسعه حرفه ای اعضای هیئت علمی

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۱
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش رفتار به اشتراک گذاری دانش و توسعه حرفه ای در پیش بینی پذیرش نوآوری های آموزشی در بین اعضای هیئت علمی بود. روش پژوهش، توصیفی-همبستگی و روش تحلیل از نوع مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی اعضای هیئت علمی دانشگاه اصفهان در سال 97 - 96 به تعداد 650 نفر تشکیل می دادند که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان(1970)، حجم نمونه به تعداد 242 نفر تعیین گردید که به دلیل عدم بازگشت تعداد 19 پرسشنامه، درنهایت تعداد 223 پرسشنامه مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. روش نمونه گیری، طبقه ای تصادفی متناسب با حجم بود. برای جمع آوری اطلاعات از سه پرسشنامه پذیرش نوآوری های آموزشی علیزاده (1386)؛ پرسشنامه رفتار به اشتراک گذاری دانش بهلول (1392) و پرسشنامه محقق ساخته توسعه حرفه ای اعضای هیئت علمی استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار spss23 و Lisrel صورت گرفت. نتایج ضرایب همبستگی نشان داد که پذیرش نوآوری های آموزشی با رفتار به اشتراک گذاری دانش و توسعه حرفه ای اعضای هیئت علمی رابطه مثبت و معناداری دارد (01/0≥P). همچنین نتایج معادلات ساختاری نشان داد توسعه حرفه ای و رفتار به اشتراک گذاری دانش با ضرایب مسیر 61/0 و 28/0 به ترتیب قادر به تبیین حدود 37 و 8% از واریانس پذیرش نوآوری های آموزشی از سوی اعضای هیئت علمی می باشند(96/1t≥). با توجه به نتایج حاصله، توسعه حرفه ای و انگیزه اعضای هیئت علمی برای به اشتراک گذاری دانش خود نقش مهمی در پذیرش نوآوری های آموزشی دارد.
۲.

مدل ساختاریِ روابط رهبری اخلاقی مدیران دانشگاهی و عملکرد آموزشی اعضای هیأت علمی با نقش میانجی اخلاق حرفه ای آنان در واحدهای جامع دانشگاه آزاد اسلامی

تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۳
مقدمه : توسعه عملکرد حرفه ای اعضای هیئت علمی، به وجود شرایط و بستری مناسب نیاز دارد که رهبری اخلاقی مدیران می تواند یکی از عوامل مؤثر در این زمینه باشد. این مطالعه با هدف تدوین مدل ساختاری روابط بین رهبری اخلاقی مدیران دانشگاهی و عملکرد آموزشی اعضای هیأت علمی با نقش میانجی اخلاق حرفه ای آنان، انجام گردید. روش کار: این پژوهش در تحصیلی 96-1395 و با روش توصیفی- همبستگی انجام شد. جامعه آماری پژوهش مشتمل بر کلیه اعضای هیأت علمی واحدهای جامع دانشگاه آزاد اسلامی که از بین آنها با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، یازده واحد جامع دانشگاهی از نواحی شمالی، جنوبی، شرقی، غربی و مرکزی کشور به صورت تصادفی انتخاب و سپس متناسب با تعداد اعضای هیأت علمی هر یک از واحدهای مذکور و از طریق نرم افزار برآورد حجم نمونه SPSS Sample Power ، 400 نفر به عنوان نمونه آماری تحقیق انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه محقق ساخته رهبری اخلاقی، اخلاق حرفه ای و عملکرد آموزشی استفاده گردید. روایی محتوایی این پرسشنامه ها با کمک نظرات متخصصان و روایی سازه آنها از طریق تحلیل عاملی تأیید گردید و پایایی آنها نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب برابر 93/0، 90/0 و 89/0 محاسبه گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای آماری SPSS 23 و Amos Graphic استفاده شد. یافته ها: اهم یافته های پژوهش حاکی از آن بود که متغیر رهبری اخلاقی مدیران دانشگاه در مجموع 80 درصد از واریانس متغیر عملکرد آموزشی اعضای هیأت علمی را تبیین می کند و در حد بالایی توان تبیین واریانس متغیر عملکرد آموزشی اعضای هیأت علمی را دارد و برازش داده ها به مدل برقرار است، همچنین نتایج نشان داد متغیر اخلاق حرفه ای اعضای هیأت علمی در رابطه بین دو متغیر رهبری اخلاقی مدیران و عملکرد آموزشی اعضای هیأت علمی نقش میانجی ایفا می کند. در مجموع همه شاخص ها دلالت بر مطلوبیت مدل معادله ساختاری دارند. نتیجه گیری: در مجموع مدل معادلات ساختاری طراحی شده بر اساس جامعه آماری، نشان از اهمیت نقش رهبری اخلاقی مدیران دانشگاهی و همچنین اخلاق حرفه ای اعضای هیئت علمی در توسعه عملکرد آموزشی آنها دارد. بر این اساس ضروریست مدیران دانشگاهی با رعایت اصول و مبانی ارزشی و اخلاقی در مدیریت و رهبری واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی، بستر مناسبی را در جهت توسعه عملکرد اعضای هیئت علمی و تحقق رسالتهای خطیر نظام آموزش عالی، فراهم نمایند.
۳.

بررسی رابطه بین تسهیم دانش و میزان کاربست مؤلفه های سازمان یادگیرنده در کتابخانه های دانشگاه های دولتی شهر اصفهان

تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۳
مقدمه: امروزه کتابخانه ها با تغییرات وسیعی از لحاظ خدمات رسانی روبه رو هستند. بنابراین برای باقی ماندن در این محیطِ اطلاعاتیِ در حال تغییر، باید با تبدیل شدن به سازمان یادگیرنده، پژوهش و ریسک کردن را بپذیرند. هدف پژوهش حاضر، تعیین رابطه بین تسهیم دانش و میزان کاربست مؤلفه های سازمان یادگیرنده بر اساس مدل سنگه در کتابخانه های دانشگاه های دولتی شهر اصفهان است. روش شناسی: روش پژوهش توصیفی همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه کتابداران شاغل (نمونه 120 نفر) در دانشگاه اصفهان، صنعتی اصفهان و علوم پزشکی اصفهان در سال 1393 است. در این پژوهش از پرسشنامه های استاندارد تسهیم دانش و نیز پرسشنامه محقق ساخته سازمان یادگیرنده استفاده شد. برای تحلیل داده ها در سطح آمار توصیفی از آماره های فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار، و واریانس و در سطح آمار استنباطی از آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن و خی دو استفاده شده است. یافته ها: مقدار r مشاهده شده در سطح 05/0P همبستگی مثبت و معناداری را بین تسهیم دانش و میزان کاربست مؤلفه های سازمان یادگیرنده در کتابخانه های دانشگاه اصفهان، صنعتی اصفهان و علوم پزشکی اصفهان نشان داد. همچنین بین تسهیم دانش و مؤلفه های سازمان یادگیرنده از جمله تسلط شخصی، آرمان مشترک، مدل های ذهنی، یادگیری تیمی و نگرش سیستمی رابطه مثبت معنادار مشاهده گردید. ازطرف دیگر، برحسب دانشگاه های مختلف نیز تفاوت وجود دارد. نتیجه گیری: باتوجه به اهمیت تسهیم دانش و همبستگی مثبت میان تسهیم دانش و میزان کاربست مؤلفه های سازمان یادگیرنده، راهکارهایی جهت افزایش میزان کاربست مؤلفه های سازمان یادگیرنده و تسهیم دانش کتابداران پیشنهاد شده است.
۴.

نقش خودکارآمدی تحصیلی و خود ناتوان سازی تحصیلی در اهمال کاری تحصیلی دانشجویان

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۱
مقدمه: اهمال کاری تحصیلی یکی از متغیرهای شایع در دانشجویان است که لزوم توجه به آن و بررسی متغیرهای تأثیرگذار بر آن ازجمله خود ناتوان سازی تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی اهمیت بسیاری دارد. لذا پژوهش حاضر باهدف نقش خودکارآمدی تحصیلی و خود ناتوان سازی تحصیلی در اهمال کاری تحصیلی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان پردیس شهید باهنر بیرجند انجام شد. روش ها: پژوهش حاضر ازجمله پژوهش های همبستگی که به روش نمونه گیری طبقه ای تعداد 120 نفر از دانشجویان پسر پردیس شهید باهنر بیرجند انتخاب و پرسش نامه های اهمال کاری تحصیلی سولومون و راثبلوم (1984)، خود ناتوان سازی تحصیلی میجلی و همکاران (2000) و خودکارآمدی تحصیلی مک ایلروی و بانتینگ (2002) را تکمیل نمودند. جهت تحلیل داده ها، از روش های آمار توصیفی مانند جداول توزیع فراوانی، محاسبه میانگین، انحراف معیار و نیز از شاخص های آمار استنباطی، همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین متغیرهای خودکارآمدی تحصیلی و اهمال کاری تحصیلی (34/0- = R ) رابطه منفی و معنی دار، خود ناتوان سازی تحصیلی با اهمال کاری تحصیلی (21/0 = R ) رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. همچنین این دو متغیر باهم مقدار 16/0 واریانس اهمال کاری تحصیلی را پیش بینی می کنند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش توجه بیشتر مسئولین و متصدیان تعلیم و تربیت و مؤسسات آموزش عالی را در زمینه اهمال کاری تحصیلی دانشجویان را می طلبد.
۵.

طراحی و اعتبار یابی مدل ارزشیابی عملکرد وظیفه مدار مدیرگروه آموزشی

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۰
هدف از این مقاله شناسایی شرح وظایف مدیران گروه های آموزشی در دانشگاه های دولتی وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری اطلاعات کشور ایران است تا بر مبنای آن، الگویی برای ارزشیابی از عملکرد مدیرگروه آموزشی ارائه شود. روش پژوهش ترکیبی با طرح اکتشافی است که طی دو مرحله کیفی و کمی با استفاده از نظریه داده بنیاد انجام شد. با انجام مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسناد و مدارک موجود شرح وظایف مدیرگروه آموزشی به کمک نرم افزار تحلیل داده های کیفی مکس کیو.دی.ای استخراج شد. بدین منظور کار تحلیل محتوا طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت و تعداد 1297 کد باز استخراج شده و پس از آن در قالب 26 مولفه (کدهای محوری) و 6 مقوله های اصلی( کدهای اختیاری) دسته بندی شد. هم چنین 17 مصاحبه با متخصصان و صاحب نظران حوزه آموزش عالی انجام شد. انتخاب نمونه ها بر اساس روش نمونه گیری هدفمند بود. با پیاده سازی و تحلیل و کدگذاری متن مصاحبه ها، تعداد 1503 کد استخراج و در قالب 31 مولفه و7 مقوله اصلی دسته بندی شدند. مقایسه دو الگوی شرح وظایف حاصل از تحلیل مبانی نظری و مصاحبه های پژوهش منجر به الگوی نهایی شرح وظایف مدیرگروه آموزشی شد که دارای 7 مقوله ی اصلی و 42 مولفه بود. مقوله های اصلی شرح وظایف مدیرگروه آموزشی عبارتند از رهبری گروه، کسب شایستگی ها و مهارت ها، تعاملات، مربی گری، مدیریت اجرایی، ایجاد تغییر و تنوع و ارتقای کیفیت. به منظور برازش الگوی مذکور، برای اجرای مطالعه ای جنبی، تعداد 40 مدیرگروه از دانشگاه های دولتی انتخاب شدند. برازش الگو طی سه مرحله و محاسبه آماره های مورد نیاز، منجر به حذف 7 گویه و تایید مدل نهایی با 113 گویه شد. این ابزار می تواند در بازبینی شرح وظایف مدیرگروه آموزشی در آیین نامه مدیریت دانشگاه ها و نیز سنجش وضع موجود و خودارزشیابی عملکرد توسط سایر مدیران گروه ها مورد استفاده قرار گیرد. <br clear="all" /> [1] Maxqda
۶.

بررسی رابطه تسهیم دانش با خودکارآمدی در پژوهشگران دانشگاه صنعتی مالک اشتر

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۷
مقدمه: اهمیت تسهیم دانش در کسب مزیت رقابتی و نقش خودکارآمدی در توانمندسازی کارکنان بر کسی پوشیده نیست. هدف از این پژوهش بررسی رابطه تسهیم دانش با خودکارآمدی (میل به آغازگری رفتار، تمایل به تلاش درجهت تکمیل رفتار، مقاومت در رویارویی با موانع) در پژوهشگران دانشگاه صنعتی مالک اشتر است. روش : این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و روش آن، توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش کلیه پژوهشگران دانشگاه صنعتی مالک اشتر، شاهین شهر، در سال 1395 است (242 نفر). از این تعداد، با نمونه گیری تصادفی طبقه ای برحسب مجتمع، دانشکده یا پژوهشکده، 165 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. ابزار جمع آوری اطلاعات، سه پرسش نامه است: پرسش نامه محقق ساخته جمعیت شناختی؛ پرسش نامه محققساخته تسهیم دانش مبتنی بر مدل دیکسون (20 پرسش نامه) و نیز پرسش نامه استاندارد خودکارآمدی شرر و مادوکس بود. در نهایت 161 پرسش نامه پاسخ داده شده به صورت صحیح و کامل بهدست پژوهشگر رسید. برای سنجش روایی از روایی صوری و برای سنجش پایایی، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. پایایی پرسش نامه تسهیم دانش 89/0 و پرسش نامه خودکارآمدی 82/0 به دست آمد. یافته ها: بین تسهیم دانش و خودکارآمدی در پژوهشگران دانشگاه صنعتی مالک اشتر رابطه معنا داری وجود دارد. این ارتباط برای همه سازوکارهای تسهیم دانش یعنی انتقال ترتیبی، نزدیک، دور، کارشناسی و راهبردی صدق می کند. بیشترین ارتباط میان تسهیم دانش ترتیبی و خودکارآمدی و کمترین ارتباط نیز میان تسهیم دانش راهبردی و خودکارآمدی به دست آمد. بحث و نتیجه گیری: باتوجه به تأیید رابطه تسهیم دانش با خودکارآمدی، مدیران و مسئولان دانشگاه صنعتی مالک اشتر بهتر است نگرش و دیدگاه خود درباره تسهیم دانش را ارتقا دهند. همچنین به نقش و تأثیر تعامل تیمی افراد در گروه های پژوهشی با استفاده از تعریف پروژه های مشترک برای افراد، اهمیت بیشتری بدهند.
۷.

تبیین برنامه درسی آینده در راستای تحقق چشم اندازها و رسالت های آموزش عالی ایران در افق 1404

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۵
هدف پژوهش حاضر،تبیین اهداف و محتوای برنامه درسی آینده بر اساس چشم اندازها و رسالت های آموزش عالی ایران در افق 1404 است. روش تحقیق، ترکیبی( کیفی و کمی) است. جامعه آماری پژوهش حاضر، منابع بالادستی، صاحب نظران حوزه آموزش عالی کشور، و نیز اعضای هیات علمی و دانشجویان دکتری دانشگاه اصفهان در سال تحصیلی 95-1394 بوده اند. دربخش کیفی از نمونه گیری هدفمند و در بخش کمی از روش نمونه گیری طبقه ای نسبتی، و برای جمع آوری داده ها از تحلیل محتوای کیفی منابع بالادستی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. یافته های حاصل از تحلیل محتوای کیفی منابع بالادستی نشان داد جهت گیری هایی که منابع بالادستی نسبت به علم و فناوری به عنوان چشم انداز و رسالت داشته اند، جامع نگرانه و با مدنظر قرار دادن توسعه ملی صورت گرفته است و می توان آنها در سه مقوله آموزش، پژوهش و خدمات مورد بررسی و تحلیل قرار داد. نتایج حاصل از مصاحبه ها نیز نشان داد که توجه به جامعه باید به عنوان مهمترین موضوع در تدوین اهداف و محتوای برنامه درسی آموزش عالی در نظر گرفته شود. علاوه بر این، اولویت بندی اهداف و محتوای برنامه درسی توسط اعضای هیات علمی و دانشجویان دکتری نشان داد که در مولفه هدف « آموزش حقوق شهروندی» و در محتوا « توجه به نیازهای فرهنگی جامعه» به عنوان عامل های دارای اولویت نخست شناخته شده اند. در مجموع بر اساس یافته های پژوهش، می توان گفت که رویکرد و دغدغه اصلی برنامه درسی آینده آموزش عالی ایران، جامعه محوری است.
۸.

بررسی رابطه بین مؤلفه های رهبری معنوی و رضایت شغلی کتابداران کتابخانه های دانشگاه های دولتی شهر اصفهان

تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۹۵
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه بین مؤلفه های رهبری معنوی (شامل: چشم انداز، عشق نوع دوستانه، ایمان/امید به کار، معناداری در کار، تعهد و عضویت سازمانی، و ایمان دینی) و خشنودی شغلی کتابداران در دانشگاه های اصفهان، صنعتی اصفهان، و علوم پزشکی اصفهان بود. روش : روش پژوهش توصیفی- همبستگی و جامعه آماری، شامل کلیه کتابداران (۱۶۴ نفر) در سال ۱۳۹۳ بود. حجم نمونه از طریق فرمول کوکران ۹۱ نفر تعیین شد. ابزار اندازه گیری پرسشنامه بود؛ که در این پژوهش از پرسشنامه اصلاح شده رهبری معنوی فرای و همکاران (۲۰۰۵)، و پرسشنامه خشنودی شغلی جاج و بنو (۲۰۰۰) استفاده شد. یافته ها: نتایج همبستگی مثبت و معناداری بین رهبری معنوی و خشنودی شغلی کتابداران در کتابخانه های دانشگاه اصفهان، صنعتی اصفهان، و علوم پزشکی اصفهان وجود داشت (۰۰۴/۰P= ). همچنین بین خشنودی شغلی و مؤلفه های رهبری معنوی از جمله چشم انداز، ایمان به کار، معناداری در کار، و عضویت سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ ولی بین خشنودی شغلی کتابداران و سایر مؤلفه های رهبری معنوی از جمله عشق نوع دوستانه و ایمان دینی رابطه معناداری وجود ندارد. با توجه به اهمیت رهبری معنوی و همبستگی مثبت میان رهبری معنوی و خشنودی شغلی کتابداران، توجه به مؤلفه های رهبری معنوی برای مدیران پیشنهاد می گردد.
۹.

رابطه بین مهارتهای مدیریت کوانتومی و قابلیتهای چابکی سازمانی از طریق نقش میانجی هوش سازمانی در دانشگاه های دولتی منتخب اصفهان

کلید واژه ها: چابکی سازمانیهوش سازمانیمدیریت کوانتومیمدیران دانشگاه ها

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مدیریت تئوری های مدیریت کلیات
  2. حوزه‌های تخصصی مدیریت مدیریت منابع انسانی رهبری
تعداد بازدید : ۲۴۵ تعداد دانلود : ۲۱۰
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین مهارت های مدیریت کوانتومی و قابلیت های چابکی سازمانی با نقش میانجی هوش سازمانی در مدیران دانشگاه های دولتی منتخب شهر اصفهان انجام شده است. روش پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی همبستگی، مبتنی بر معادلات ساختاری است، و جامعه آماری شامل کلیه مدیران دانشگاه های دولتی منتخب شهر اصفهان در سال 1394 بوده است. حجم نمونه از بین 286 نفر طبق فرمول کوکران 165 نفر، به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای برآورد شده و 151 نفر در تحلیل استفاده شده است. برای جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه، مهارتهای مدیریت کوانتومی، قابلیتهای چابکی سازمانی و هوش سازمانی، استفاده شده است، روایی صوری و محتوایی پرسشنامه ها به تأیید متخصصین و روایی سازه از طریق تحلیل عاملی تاییدی، و پایایی آنها نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 92/.، 93/.، و 97/. محاسبه گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای آماری Spss23 ، Amos23 و EQS استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد، مهارتهای مدیریت کوانتومی با ضریب مسیر (33/0r=) بر چابکی سازمانی، و با ضریب مسیر (41/0 r=) بر هوش سازمانی، و هوش سازمانی با ضریب مسیر (78/0 r=) بر چابکی سازمانی تأثیر گذار بوده است، و هوش سازمانی رابطه بین مهارتهای مدیریت کوانتومی و قابلیتهای چابکی سازمانی مدیران دانشگاههای منتخب اصفهان را بطور کامل میانجی گری می کند.
۱۰.

بررسی رابطه تمایل به دورکاری و تعهد سازمانی در میان کتابداران دانشگاه های دولتی شهراصفهان

تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۹۳
هدف: هدف این پژوهش بررسی رابطه تمایل به دورکاری و تعهد سازمانی (تعهد عاطفی، تعهد مستمر، و تعهد هنجاری) کتابداران دانشگاه های دولتی شهر اصفهان بود. روش: روش این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آن کتابداران دانشگاه های دولتی شهر اصفهان (دانشگاه اصفهان، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، دانشگاه صنعتی اصفهان) در سال تحصیلی ۱۳۹۱-۱۳۹۲ بود (۱۶۴ نفر). به منظور تعیین حجم نمونه از فرمول نمونه گیری کوکران (۱۰۷ نفر) و روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای استفاده شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه تعهد سازمانی آلن و می یر (۱۹۹۰) و پرسشنامه محقق ساخته دورکاری بود. روایی پرسشنامه توسط اساتید متخصص تأیید و پایایی آن به روش آلفای کرونباخ ۸۶/۰ محاسبه گردید. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی توسط نرم افزار آماری SPSS استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که تعهد سازمانی با تمایل به دورکاری کتابداران دانشگاه های دولتی شهر اصفهان ارتباط معناداری دارد. بین میانگین تمایل به دورکاری با هیچ یک از متغیرهای جمعیت شناختی تفاوت معنادار وجود ندارد. همچنین بین میانگین تعهد سازمانی با متغیرهای جمعیت شناختی جنسیت، پست سازمانی، دانشگاه محل خدمت، و سطح تحصیلات تفاوت معنادار وجود ندارد ولی در دو متغیر رشته تحصیلی و سابقه خدمت کتابداران تفاوت معنادار است. با توجه به اینکه برخی فعالیت های کتابخانه ای به شرط وجود زیرساخت های مناسب قابلیت دورکاری را دارند، مدیران می توانند با توجه به معیارهای تعهد سازمانی برنامه ریزی مناسبی جهت اجرای آن را انجام دهند.
۱۱.

مقایسه سطح سرمایه فکری در کتابخانه های عمومی و دانشگاهی شهر اصفهان بر اساس دیدگاه بونتیس

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۸
هدف: این پژوهش با هدف بررسی و مقایسه سرمایه فکری در کتابخانه های عمومی و دانشگاهی شهر اصفهان در سال تحصیلی 1391-1392 بر اساس دیدگاه بونتیسانجام شد. روش: پژوهش از نوع توصیفی- پیمایشی بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان کتابخانه های عمومی شهر اصفهان (98 نفر) و کتابخانه های مرکزی دانشگاهی و در سال تحصیلی 1391-1392بود. به منظور تعیین حجم نمونه از فرمول نمونه گیری کوکران (84 نفر) و روش تصادفی طبقه ای استفاده شد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بر اساس مولفه های بونتیس است که روایی آن توسط استادان متخصص تایید و پایایی آن به روش آلفای کرونباخ 95/0 محاسبه گردید. یافته ها: میزان سرمایه فکری در کتابخانه های عمومی (8/3) و کتابخانه های دانشگاهی (23/3) شهر اصفهان در وضعیت مناسبی قرار نداشت و میزان آن در کتابخانه های عمومی بیشتر از کتابخانه های دانشگاهی بود. وضعیت سرمایه ساختاری نسبت به سرمایه ساختاری و رابطه ای در کتابخانه های مزبور مناسب تر و اختلاف بین مولفه های سرمایه فکری معنادار بود(P≤0/05). همچنین در خصوص سطح سرمایه فکری در کتابخانه های عمومی و دانشگاهی شهر اصفهان از نظر ویژگی های جمعیت شناختی (جنسیت، سن، میزان تحصیلات، رشته تحصیلی، و نوع کتابخانه) تفاوت معناداری مشاهده نشد (P≥0/05) ولی از نظر ویژگی سِمَت شغلی تفاوت معنادار بود (P≤0/05). نتیجه گیری: سرمایه فکری از جمله دارایی های نامشهود سازمان بود که در اعصار گذشته توجه چندانی به آن نشده است اما امروزه بدون توجه به سرمایه فکری، نیل به اهداف سازمان امکان پذیر نیست. کتابخانه به عنوان سازمانی که رسالت آن اطلاع رسانی و ارائه خدمات به مردم است برای ارائه خدمات بهتر به اعضای خود باید از سرمایه فکری به بهترین شکل استفاده نماید.
۱۲.

تبیین روابط چندگانه میان قابلیت جذب دانش با بهبود کیفیت علمی از دیدگاه اعضای هیئت علمی در دانشگاه های منتخب اصفهان

کلید واژه ها: اعضای هیئت علمیقابلیت جذب دانشبهبود کیفیت علمی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۱۴۶
هدف از این پژوهش، بررسی روابط چندگانه میان قابلیت جذب دانش با بهبود کیفیت علمی از دیدگاه اعضای هیئت علمی در دانشگاه های منتخب اصفهان بود. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه اعضای هیئت علمی تمام وقت دانشگاه های اصفهان (593 نفر)، علوم پزشکی اصفهان (643 نفر) و آزاد اسلامی واحد خوراسگان (236 نفر) در سال تحصیلی 92-1391جمعاً به تعداد 1472 نفر می باشد. که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی متناسب با حجم، تعداد 177 نفر انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه قابلیت جذب دانش منبیوا و همکاران (2003) با 10 سؤال و پرسشنامه بهبود کیفیت علمی براساس مدل برنامه بهبود کیفیت علمی (2012) با 30 سؤال با مقیاس پنج درجه ای لیکرت بود. روایی پرسشنامه ها به صورت محتوایی، صوری و سازه مورد تأیید قرار گرفت و ضرایب پایایی آنها با استفاده از میزان آلفای کرونباخ به ترتیب 88/0 و 95/0 محاسبه گردید. در این پژوهش داده ها با استفاده از نرم افزارهای آماری 16SPSS و 18Amos مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان داد که بین قابلیت جذب دانش با بهبود کیفیت علمی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد، هم چنین بین مؤلفه های قابلیت جذب دانش (توانایی کارکنان و انگیزش کارکنان) با تمام مؤلفه های بهبود کیفیت علمی رابطه مثبت و معناداری وجود داشت. نتایج حاصل از مدل معادله ساختاری نشان داد که قابلیت جذب دانش تأثیر مثبت و معناداری بر بهبود کیفیت علمی دارد.
۱۳.

بررسی فرهنگ سازمانی کتابخانه ملی جمهوری اسلامی براساس مدل دنیسون

کلید واژه ها: فرهنگ سازمانیمدل دنیسونانعطاف پذیریمشارکت پذیریانطباق پذیریکتابخانه ملیرسالت پذیری

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم کتابداری کتابخانه ها مدیریت و سازمان کتابخانه ها
  2. حوزه‌های تخصصی علوم کتابداری کتابخانه ها استانداردهای کتابخانه ای
  3. حوزه‌های تخصصی علوم کتابداری کتابخانه ها(به طور عام) انواع کتابخانه ها ملی
تعداد بازدید : ۲۴۹ تعداد دانلود : ۲۲۳
هدف: بررسی فرهنگ سازمانی کتابخانه ملی براساس مدل دنیسون روش/رویکرد پژوهش: روش توصیفی- پیمایشی. داده ها با استفاده از پرسشنامه استاندارد دنیسون با 60 سؤال و چهار بخش گردآوری شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی، با استفاده از نرم افزار SPSS -20 انجام شد یافته ها: هر چهار بُعد اصلی فرهنگ سازمانی در کتابخانه ملی دارای نمره متوسط و پایین تر است. بیشترین امتیاز در بُعد مشارکت پذیری و کمترین امتیاز در متغیر سازگاری حاصل شده است. بالاترین میانگین شاخص های فرهنگ سازمانی، مربوط به توانمندسازی با میانگین 3/21 و کمترین شاخص با میانگین 69/2 مربوط به توافق بود.
۱۴.

رابطه بین تسهیم دانش و بهبود کیفیت علمی از دیدگاه اعضای هیئت علمی در دانشگاه های منتخب اصفهان

کلید واژه ها: مدیریت دانشبهبود کیفیتدانشگاه ها

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۱۴۶
مقدمه : امروزه یکی از استراتژی های مهم برای استقرار و کاربست مدیریت دانش در سازمان ها ، فرآیند تسهیم دانش می باشد. لذا سازمان ها خصوصاً دانشگاه ها که از مراکز مهم اشاعه دانش به شمار می روند با دستیابی به این قابلیت تسهیم دانش می توانند، بهبود کیفیت علمی خود را تضمین کنند. هدف از این پژوهش، تعیین رابطه بین تسهیم دانش و بهبود کیفیت علمی از دیدگاه اعضای هیئت علمی در دانشگاه های منتخب اصفهان بود . روش بررسی : روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه اعضای هیئت علمی تمام وقت دانشگاه های اصفهان (593 نفر) ، علوم پزشکی اصفهان (643 نفر) و دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان (236 نفر) در سال تحصیلی 92-1391 خورشیدی جمعاً به تعداد 1472 نفر بودکه با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی متناسب با حجم، تعداد 177 نفر انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه تسهیم دانش با 10 سؤال و پرسشنامه بهبود کیفیت علمی با 30 سؤال با مقیاس پنج درجه ای لیکرت بود. روایی پرسشنامه ها به صورت محتوایی، صوری و سازه مورد تأیید قرار گرفت و ضرایب پایایی آنها با استفاده از Cronbach's alpha به ترتیب 87/0 و 95/0 محاسبه گردید . داده ها با استفاده از نرم افزارهای آماری 16SPSS و 18Amos مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . یافته ها : نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین تسهیم دانش و بهبود کیفیت علمی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (01/0p >)، هم چنین بین مؤلفه های تسهیم دانش با تمام مؤلفه های بهبود کیفیت علمی رابطه مثبت و معناداری وجود داشت(01/0p >) . نتایج حاصل از مدل معادله ساختاری نشان داد که تسهیم دانش تأثیر مثبت و معناداری بر بهبود کیفیت علمی دارد و میزان تأثیر تسهیم دانش بر بهبود کیفیت علمی برابر با مقدار برآورد شده استاندارد 60/0 محاسبه گردید . به عبارت دیگر تسهیم دانش 35 درصد از واریانس بهبود کیفیت علمی را پیش بینی و تبیین می کند. نتیجه گیری : دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی با استقرار و کاربست فرهنگ تسهیم دانش می توانند بهبود کیفیت علمی خود را تضمین کرده و آن را ارتقاء ببخشند .
۱۵.

میزان کاربست مؤلفه های سازمان یاددهنده توسط مدیران در کتابخانه های مرکزی دانشگاه های دولتی شهر تهران براساس نظریه تیچی

کلید واژه ها: ارزش هاکتابخانه های مرکزیسازمان یاددهندهدیدگاه قابل یاددهیایده هاانرژی هیجانیقاطعیت در تصمیم گیری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۸ تعداد دانلود : ۳۳۶
پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان کاربرد مؤلفه های سازمان یاددهنده در کتابخانه های مرکزی دانشگاه های دولتی شهر تهران در سال تحصیلی 1390-1391 انجام شد. جامعه آماری پژوهش، شامل 298 نفر از کارکنان کتابخانه های مرکزی دانشگاه های دولتی شهر تهران بود که از آن میان 173 نفر به عنوان نمونه آماری، از طریق فرمول تعیین حجم نمونه کوکران برآورد و از طریق روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده پرسشنامه محقق ساخته ای بود که با استفاده از منابع علمی مرتبط با موضوع و در نظرگرفتن اصول طرح پرسشنامه و با الهام از پرسشنامه زارع محمدآبادی (1387)، به منظور جمع آوری نظرات مدیران و کتابداران در خصوص میزان کاربرد مؤلفه های سازمان یاددهنده توسط مدیران در کتابخانه های مرکزی دانشگاه های دولتی شهر تهران براساس نظریه تیچی تهیه گردید. این پرسشنامه شامل35 سؤال بسته پاسخ بود که از طریق آن پنج مؤلفه سازمان یاددهنده (دیدگاه قابل یاددهی، ایده ها، ارزش ها، انرژی هیجانی و قاطعیت در تصمیم گیری) در دو وضعیت موجود و مطلوب مورد سنجش قرار گرفت که در نهایت 169 پاسخنامه دریافت گردید. از ضریب آلفای کرونباخ برای تعیین پایایی استفاده شد که ضریب پایایی پرسشنامه در وضعیت موجود981/0 و در وضعیت مطلوب 974/0 برآورد گردید که حاکی از پایایی بالای ابزار اندازه گیری است. یافته های تحقیق نشان داد، کلیه مؤلفه ها در وضعیت موجود کمتر از سطح متوسط و در وضعیت مطلوب بیشتر از سطح متوسط بود (p<0.001) . ضمناً نتایج حاصل از t2 هتلینگ نشان داد که در وضعیت موجود میزان کاربرد مؤلفه های دیدگاه قابل یاددهی و ایده ها بیشتر از سایر مؤلفه ها و میزان کاربرد مؤلفه انرژی هیجانی کمتر از سایر مؤلفه ها بوده است (p<0.001) ، در حالی که آزمودنی ها میزان مطلوبیت مؤلفه ارزش ها را بیشتر از سایر مؤلفه ها و مطلوبیت مؤلفه های دیدگاه قابل یاددهی و قاطعیت در تصمیم گیری راکمتر از سایر مؤلفه ها ارزیابی نمودند (p<0.001) . همچنین، بین وضع موجود و مطلوب مؤلفه های سازمان یاددهنده تفاوت معناداری وجود داشت (p<0.001) .
۱۶.

رابطه ی میزان کاربست مؤلفه های مدیریت دانش و عملکرد آموزشی اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

کلید واژه ها: ارزیابی عملکردمدیریت دانشاعضای هیأت علمیدانشگاه ها

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۷ تعداد دانلود : ۴۷۹
مقدمه: دانشگاه ها اصلی ترین مؤسساتی هستند که سرمـایه ی دانش را در نیروی کار ایجـاد می کنند و می توانند اقتصاد دانش محور را حمایت کنند. این مقاله درصدد تعیین رابطه ی بین کاربست مؤلفه های مدیریت دانش با عملکرد آموزشی اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال تحصیلی 91-1390 بود. روش بررسی: روش پژوهش توصیفی- همبستگی و جامعه ی آماری شامل اعضای هیأت علمی (643 نفر) و دانشجویان آنان (7006 نفر) در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود. حجم نمونه ی اعضای هیأت علمی 240 نفر و دانشجویان 1120 نفر بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی- طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های محقق ساخته ی کاربست مؤلفه های مدیریت دانش (ایجاد، ثبت، پالایش، انتشار و کاربرد دانش) و عملکرد آموزشی بود که روایی ابزارها با استفاده از روایی صوری و محتوایی و پایایی آنها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (87/0=r1) و (92/0=r2) محاسبه گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ی 18 و آزمون t، ANOVA و رگرسیون چند متغیره صورت گرفت. یافته ها: بین ایجاد، پالایش، انتشار و کاربرد دانش با عملکرد آموزشی در سطح (05/0P<) رابطه ی چندگانه ی معنی دار وجود داشت. همچنین ضرایب بتا بین کاربست مؤلفه های مدیریت دانش با عملکرد آموزشی از نظر آماری معنادار بود (000/0 = P). ضریب همبستگی چندگانه 269/0 و ضریب تعیین اصلاح شده 20/7 بود. بنابراین 0/27 درصد از تغییرات مربوط به واریانس عملکرد آموزشی تحت تأثیر کاربست مؤلفه های مدیریت دانش بود و بین آنها هم خطی وجود نداشت و بنابراین مدل رگرسیون معنی دار بود. بین میانگین نمرات مدیریت دانش از دیدگاه اعضای هیأت علمی برحسب مشخصات دموگرافیک تفاوت معنی دار وجود نداشت، ولی بین عملکرد آموزشی اعضای هیأت علمی برحسب جنس و مرتبه ی علمی تفاوت معنی دار بود. نتیجه گیری: مدیریت دانش به عنوان ابزار کلیدی مدیریت قرن جدید، راهبردی سیستماتیک بوده و فرآیندهای تعریف، دستیابی، انتقال و به کارگیری اطلاعات و دانش توسط افراد سازمان های آموزشی است که موجب ایجاد نوآوری، توانایی رقابت و ارتقای بهره وری می شود و ضمن کمک به حل مشکل، تصمیم گیری، برنامه ریزی راهبردی، یادگیری پویا از زوال دارایی های ذهنی جلوگیری کرده به آگاهی سازمان های آموزشی می افزاید و انعطاف پذیری آنها را افزایش می دهد.
۱۷.

میزان کاربرد مؤلفه های مدیریت پست مدرن در کتابخانه های دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

کلید واژه ها: رهبریدانشگاه هانوآوری سازمانیمدیریت کارکنان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۶ تعداد دانلود : ۷۳۷
مقدمه: با پیدایش مؤلفه های جدید مدیریت پست مدرن شامل ترغیب، خودکنترلی، رهبری خدمتگزار، سازماندهی فعال، نوآوری، و هم آفرینی، مدل های سنتی مدیریت زیر سؤال برده شده است؛ از این رو پژوهش حاضر با هدف شناسایی میزان کاربرد مؤلفه های مدیریت پست مدرن در کتابخانه های دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام شد. روش بررسی: در این پژوهش توصیفی- پیمایشی، جامعه ی پژوهش تمام کارکنان کتابخانه های دانشگاه علوم پزشکی اصفهان (78 نفر) بود که با روش نمونه گیری تصادفی ساده، 55 نفر در سال 90-1389 انتخاب شدند. ابزار تحقیق پرسش نامه ی محقق ساخته در دو وضعیت موجود و مطلوب بود که روایی آن با استفاده از روایی محتوایی و صوری و پایایی آن با استفاده از محاسبه ی ضریب alpha Cronbach's در وضعیت موجود 97/0 و در وضعیت مطلوب 96/0 محاسبه گردید. تجزیه و تحلیل داده ها در سطح آمار توصیفی و استنباطی (آزمون های t تک نمونه ای، t مستقل، Hotelling t2، تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی ال. اس. دی) توسط نرم افزار SPSS صورت گرفت. یافته ها: میانگین نمرات مؤلفه های مدیریت پست مدرن در وضعیت موجود، کمتر از سطح متوسط (3 > m) و در وضعیت مطلوب، بیشتر از حد متوسط (3 < m) بود. همچین بین میانگین مؤلفه های مدیریت پست مدرن در وضعیت موجود بر مبنای متغیر جمعیت شناختی جنسیت، در مؤلفه های «خودکنترلی»، «رهبری خدمتگزار» و «نوآوری» و در وضعیت مطلوب بر مبنای متغیر جمعیت شناختی نوع کار در خصوص مؤلفه ی «هم آفرینی» اختلاف معنی داری مشاهده شد (05/0 > P). نتیجه گیری: با ظهور دوره ی پست مدرن و بنا به اهمیت مدیریت به عنوان رکن اساسی توسعه و پیشرفت، مدیران کتابخانه های دانشگاهی باید با مؤلفه های مدیریت پست مدرن آشنا شده و جهت اداره ی مناسب کتابخانه ها، این مؤلفه ها را به کار گیرند.
۱۹.

رابطه راهبردهای رهبری مثبت گرا و مولفه های سازمان کوانتومی

کلید واژه ها: دانشگاهرهبری مثبت گراسازمان کوانتومی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۲ تعداد دانلود : ۷۵۰
اهداف: اندیشه های کنونی پیرامون پویایی محیطی و سازمان های حیاتی، ظهور سازمان های کوانتومی را به همراه داشته است. نقش رهبری در این سازمان های تغییریافته، حفظ تعادل بین تنش و نظم است. این پژوهش با هدف تحلیل راهبردهای رهبری مثبت گرا و ارتباط آن با میزان کاربست مولفه های سازمان کوانتومی انجام شد. روش ها: این پژوهش توصیفی- همبستگی در کلیه 575 عضو هیات علمی دانشگاه اصفهان طی سال های 1391 و 1392 انجام شد و 101 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شدند. از پرسش نامه های رهبری مثبت گرا و سازمان کوانتومی برای گردآوری داده ها استفاده شد. از نرم افزار آماری SPSS 15 و آزمون های همبستگی پیرسون، T تک نمونه ای، رگرسیون گام به گام و تحلیل واریانس یک طرفه برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها: بالاترین میانگین در راهبردهای رهبری مثبت گرا مربوط به جو مثبت (31/0±97/3) و در مولفه های سازمان کوانتومی مربوط به تفکر جمعی (32/0±90/3) بود. از میان راهبردهای رهبری مثبت گرا، ""جو مثبت"" (21/3-=t؛ 002/0=p) و ""معنی گرایی مثبت"" (72/4=t؛ 0001/0=p) قابلیت پیش بینی سازمان کوانتومی را داشتند. نتیجه گیری: میانگین راهبردهای رهبری مثبت گرا و مولفه های سازمان کوانتومی در دانشگاه اصفهان در حد نسبتاً مطلوب است. بین راهبردهای رهبری مثبت گرا و مولفه های سازمان کوانتومی رابطه مثبت وجود دارد.
۲۰.

بررسی دیدگاه کتابداران کتابخانه های دانشگاهی شهر اصفهان نسبت به رعایت استانداردهای خدمات مرجع دیجیتال

کلید واژه ها: کتابخانه های دانشگاهیکتابدارانخدمات مرجع دیجیتالاستاندارد های ایفلا

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم کتابداری کتابخانه ها کتابداران و کارمندان کتابخانه
  2. حوزه‌های تخصصی علوم کتابداری کتابخانه های الکترونیکی کتابخانه های دیجیتالی نرم افزارهای کتابخانه های دیجیتالی
  3. حوزه‌های تخصصی علوم کتابداری کتابخانه های الکترونیکی کتابخانه های دیجیتالی کتابداران در کتابخانه های دیجیتالی
تعداد بازدید : ۵۹۲ تعداد دانلود : ۵۵۲
هدف: هدف مطالعه دیدگاه کتابداران دانشگاهی نسبت به اجرای خدمات مرجع دیجیتال در دانشگاه های شهر اصفهان بر اساس مؤلفه های استاندارد ایفلا است. روش: روش انجام پژوهش توصیفی- پیمایشی، و جامعه آن کتابداران شاغل کتابخانه های دانشگاهی دولتی شهر اصفهان بود. حجم نمونه با استفاده از برآورد واریانس به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای برابر با 113 نفر محاسبه شد. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه محقق ساخته بر اساس استانداردهای مرجع ایفلا بود. یافته ها: یافته ها نشان داد که میزان رعایت مؤلفه های مرجع ایفلا از دیدگاه جامعه مورد بحث در کتابخانه ها به طور یکسان نبود. بیشترین میزان رعایت مربوط به مؤلفه خط مشی با میانگین 64/2 و کمترین میزان، مربوط به مؤلفه ارزیابی با میانگین 30/2 بوده است. میانگین کل مؤلفه های پژوهش برابر با 97/1 بود که میزان رعایت خدمات مرجع دیجیتال را کمتر از حد متوسط نشان می دهد.با توجه به نتایج به دست آمده پیشنهاد می شود که خط مشی اختصاصی برای خدمات مرجع دیجیتال با توجه به استانداردهای ایفلا تدوین شود و با برنامه ریزی های کوتاه مدت و بلند مدت، اجرای برنامه های آموزش ضمن خدمت، طراحی و سفارش صفحات و منوی خدمات مرجع به ارتقاء سطح کمی و کیفی کتابخانه ها پرداخته شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان