محمدرضا شعیری

محمدرضا شعیری

سمت: استادیار
مدرک تحصیلی: دانشیار، گروه روانشناسی بالینی دانشگاه شاهد، تهران، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۵۵ مورد.
۱.

بررسی نقش اجتناب تجربه ای در پیش بینی سلامت عمومی در جمعیت غیر بالینی

تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۵
مقدمه: اجتناب تجربه ای یکی از عوامل فراتشخیصی است که می تواند نقش مهمی را در شکل گیری و تداوم بسیاری از مشکلات مربوط به سلامت روانی افراد ایفا کند. هدف: پژوهش حاضر به منظور بررسی نقش اجتناب تجربه ای در پیش بینی سلامت عمومی در جمعیت غیر بالینی انجام گرفت. روش: در این مطالعه مقطعی، تعداد 150 دانشجوی کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه شاهد از طریق نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و ارزیابی متغیرها با استفاده از پرسشنامه های سلامت عمومی ( GHQ-12 ) و پذیرش و عمل ( AAQ-II ) صورت پذیرفت. یافته ها: نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین اجتناب تجربه ای و سلامت عمومی رابطه منفی و معنا دار ( 01/0 P< ) وجود دارد. به عبارت دیگر، هرچه میزان گرایش به اجتناب تجربه ای در فرد بیشتر باشد، نشانگان مرضی بیشتر و سلامت عمومی کمتر است. هم چنین، نتایج تحلیل رگرسیون خطی نشان داد که اجتناب تجربه ای می تواند 42% از پراکندگی های سلامت عمومی دانشجویان را به طور معناداری پیش بینی نماید ( 01/0 P< ) . نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش و به منظور پیش گیری از مشکلات روان شناختی دانشجویان، لازم است راه کارهای مناسبی جهت کاهش اجتناب تجربه ای و افزایش انعطاف پذیری روان شناختی افراد در نظر گرفته شود.
۲.

روابط ساختاری سبک دلبستگی با پریشانی روان شناختی: نقش واسطه ای تنظیم شناختی هیجان

تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۶
مقدمه: با توجه به نقش دلبستگی ناایمن در تحول و تداوم پریشانی روان شناختی و تأثیر تنظیم هیجان بر مشکلات و اختلالات روان شناختی، هدف پژوهش حاضر، وارسی سهم تنظیم شناختی هیجان در تبیین رابطه بین سبک دلبستگی و پریشانی روان شناختی بود. روش: نمونه مورد مطالعه، دربرگیرنده 300 نفر از دانشجویان کارشناسی و دکتری حرفه ای مشغول به تحصیل در دانشگاه شاهد بود. ابزارهای مورداستفاده در این پژوهش شامل مقیاس اضطراب، افسردگی و استرس (DASS-21)، پرسشنامه تجارب مربوط به روابط نزدیک (ECR-R) و فرم کوتاه پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (CERQ-S) بود. داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزار های SPSS-23 و AMOS-18 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین اضطراب دلبستگی با مؤلفه های اضطراب، افسردگی و استرس و نیز تنظیم غیرانطباقی هیجان رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. یافته های برآمده از معادلات ساختاری و آزمون سوبل بیان گر تأیید نقش واسطه ای متغیر تنظیم غیرانطباقی هیجان در رابطه بین اضطراب دلبستگی و مؤلفه های پریشانی روانشناختی بود. نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر، نقش واسطه ای متغیر تنظیم غیرانطباقی هیجان را در رابطه بین اضطراب دلبستگی و مؤلفه های پریشانی روانشناختی نمایان ساخت. بدین سان می توان در گستره روابط بین فردی، تربیتی، خانوادگی و درمانی به متغیرهای یادشده توجه نمود.
۳.

پردازش آزمودنی های غیر بالینی ایرانی از یک کلیپ هیجانی

تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۶
در پرتو پژوهش های روزافزونی که حاکی از نقش گسترده عوامل فرهنگی بر نوع واکنش آزمودنی های غربی و شرقی نسبت به محرک های هیجانی نظیر فیلم هستند و خلا چشمگیر چنین ابزاری در مطالعات آزمایشی در کشور، هدف پژوهش پیش رو، تعیین و مقایسه واکنش آزمودنی های مذکر و مونث نسبت به کلیپ هیجانی در نمونه های غیربالینی است. بنابراین،پژوهشی نیمه آزمایشی طراحی گردید و 87 آزمودنی برای شرکت در آزمایش های این تحقیق بر گزیده شدند. لازم به ذکر است که آزمایش به شکل انفرادی انجام شد. نخست، آزمودنی ها روی مقیاس آنالوگ بینایی، خلق خود را مشخص نمودند و به پرسشنامه ی افسردگی بک و سلامت عمومی پاسخ دادند. دوم، فیلم در لپ تاپ به آنها ارائه گریدید و آن را مشاهده نمودند. سوم، به پرسشنامه ی مربوط به ویژگی های فیلم پاسخ دادند. نتایج حاکی از این بود که تفاوت های چشمگیری در ارزیابی فیلم بین آزمودنی های مذکر و مونث وجود دارد. این یافته ها حاکی از این است که زنان پاسخدهی بیشتری نسبت به محرک های هیجانی نشان می دهند. زنان از لحاظ هیجانی بیانگری بیشتری دارند در حالیکه مردان تظاهرات هیجانی شان را بیشتر پنهان یا کنترل می کنند. به رغم تفاوتهای فرهنگی، همسویی با برخی از نتایج دیگر وجود دارد.
۴.

رابطه عدم تحمل بلاتکلیفی و باورهای فراشناختی با نگرانی در افراد مبتلا به نشانه های افسردگی

تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۴
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه عدم تحمل بلاتکلیفی و باورهای فراشناختی با نگرانی در افراد مبتلا به نشانه های افسردگی بود. روش : روش پژوهش از حیث هدف کاربردی و از لحاظ روش اجرا از نوع توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه افراد مبتلا به اختلال افسردگی مراجعه کننده به کلینیک های روانپزشکی شهر تبریز بودند. نمونه پژوهش شامل 60 بیمار مبتلا به اختلال افسردگی می باشد که از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش، پرسش نامه باورهای فراشناخت ولز، پرسش نامه عدم تحمل بلاتکلیفی داگاس و مقیاس نگرانی ایالت پنسیلوانیا استفاده شد . یافته ها: داد ها با استفاده از تحلیل رگرسیون چندگانه مورد تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که بین عدم تحمل بلاتکلیفی و باورهای فراشناختی با نگرانی در افراد مبتلا به افسردگی همبستگی مثبت و معنی داری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که سازه های عدم تحمل بلاتکلیفی و باورهای فراشناختی توانستند 45% از تغییرات نگرانی را تبیین کنند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش همسو با نتایج تحقیقات پیشین، نشان می دهد که در نظر گرفتن عدم تحمل بلاتکلیفی و باورهای فراشناختی در برنامه های آموزشی و مداخلات روان شناختی، می تواند در پیشگیری از اختلالات هیجانی، کاهش و درمان آن ها موثر باشد.
۵.

نقش واسطه ای ترس از سرایت در تبیین رابطه بین گرایش به تجربه چندش و ترس از آلودگی

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۰
اهداف هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه گرایش به تجربه چندش، ترس از آلودگی و ترس از سرایت و همچنین تعیین نقش واسطه ای ترس از سرایت در این رابطه بود. مواد و روش   ها پژوهش حاضر از نوع طرح های همبستگی است. جامعه تحت مطالعه، دانشجویان دانشگاه شاهد تهران بودند که از بین آن ها، 391 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. این افراد پرسش نامه آلودگی فزاینده، خرده مقیاس ترس از آلودگی پرسش نامه وسواس پادوا و خرده مقیاس پرسش نامه گرایش و حساسیت به چندش را کامل کردند. به منظور تحلیل داده ها از spss 22 و از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون سلسله مراتبی براساس روش بارون و کنی (1987) و آزمون سوبل استفاده شد. یافته   ها نتایج آزمون رگرسیون مشخص کرد که بین گرایش به تجربه چندش با ترس از سرایت (001/0 >P ، 35/0= β ) و ترس از آلودگی (001/0 >P ، 41/0= β ) رابطه وجود دارد. علاوه براین، رابطه معناداری بین ترس از سرایت و ترس از آلودگی مشاهده شد (001/0 >P ، 41/0= β ). همچنین، تحلیل های رگرسیون نشان داد که ترس از سرایت، نقش واسطه ای در ارتباط بین گرایش به تجربه چندش و ترس از آلودگی ایفا می کند (001/0 >P ، 26/0= β ) و نتایج آزمون سوبل این نقش واسطه ای را تأیید کرد (001/0 >P ، 36/6= Z ). نتیجه   گیری ترس از سرایت، متغیری واسطه ای بین گرایش به تجربه چندش و ترس از آلودگی است. در نتیجه، به نظر می رسد این سازه، در تبیین ترس از آلودگی اهمیت داشته باشد. می توان گفت که چنانچه در ارزیابی و درمان ترس از آلودگی به ترس از سرایت توجه شود، اثربخشی درمان افزایش می یابد.
۶.

مقایسه ی متغیرهای رورشاخ بر اساس نظام جامع اکسنر (2003) در گروه های سنی 7-5 ساله، 9 ساله، 10 ساله، 11 ساله،12 ساله

تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۱۴
هدف: هدف اساسی پژوهش حاضر تعیین تفاوت نتایج نمونه های غیربالینی 7-5، 9، 10، 11 و 12 ساله با یکدیگر بوده است تا مشخص گردد آیا می توان از یک تغییر خطی در متغیرهای رورشاخ با توجه به سن یا تحول روان شناختی سخن گفت؟ روش: تحقیق حاضر پیرو طرحی علی – مقایسه ای است. جامعه آماری پژوهش از دو قسمت تشکیل شده است: دانش آموزان پژوهش حاضر و نیز، پژوهش های دلاوری (1390)، کاشفی (1392)، محسنی زاده (1392) حسینی نسب (2016). البته قابل ذکر است که دانش آموزان پژوهش حاضر شامل 99 کودک 12 ساله بود که در پایه ی ششم مقطع ابتدایی مشغول به تحصیل بودند و از 5 منطقه آموزش وپرورش شهر تهران (شمال، جنوب، شرق، غرب، مرکز) انتخاب شده و توسط آزمون رورشاخ مورد آزمایش قرارگرفته اند. یافته ها: نتایج به دست آمده حاکی از آن بود که بین نمونه های سنین مختلف در برخی متغیرهای گستره، محتوا، تعیین کننده، کیفیت تحولی و کیفیت شکل و پاسخ های رایج تفاوت معناداری وجود داشت. نتیجه گیری: از تفاوت هایی بین گروه های سنی مشاهده شد، چنین به نظر می رسد که تغییر هم نوا و یا خطی در این گروه های سنی وجود ندارد. اما با نگاه تحولی می توان تفاوت های معناداری را در متغیرهای رورشاخ مشاهده کرد.
۷.

کاهش علایم و نشانه های افسردگی با استفاده از مداخله های مثبت گرا: مطالعه ی تک آزمودنی چند خط پایه

کلید واژه ها: افسردگینشانهروان درمانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۳ تعداد دانلود : ۲۴۱
مقدمه: هدف پژوهش حاضر، مطالعه ی کارآمدی روان درمانی مثبت گرا در کاهش افسردگی افراد دارای علایم و نشانه های افسردگی بود. روش کار: برای انجام این پژوهش در سال 1393 از طرح تک آزمودنی چند خط پایه با دوره ی پی گیری استفاده شد. ابتدا از بین افراد دارای علایم و نشانه های افسردگی که به یک مرکز مشاوره در تهران مراجعه کرده بودند، 3 نفر به شیوه ی نمونه گیری هدف مند انتخاب شدند. برای هر کدام از ایشان به صورت تصادفی بین 3 تا 7 هفته جلسه، خط پایه در نظر گرفته شد. ارزیابی ها با استفاده از مقیاس افسردگی بک-ویرایش دوم، مقیاس افسردگی هامیلتون-17، مقیاس عاطفه ی مثبت و منفی، آزمون جهت گیری شادکامی و پرسش نامه ی معنا در زندگی در مرحله ی خط پایه، جلسات درمان و چهار ماه بعد از پایان درمان (پی گیری) انجام گرفت. مداخله به صورت انفرادی بر اساس دستورالعمل سلیگمن و همکاران (2006) در 6 جلسه توسط پژوهشگر انجام شد. یافته ها: این پژوهش نشان می دهد که هر سه مراجع با شروع درمان روند کاهشی را در طراز نمرات افسردگی بک (71%) و افسردگی هامیلتون (61%) نشان می دهند. این نتایج در پایان دوره ی پی گیری نیز حفظ شده و درمان برای هر سه مراجع، موثر بوده است. هم چنین طراز نمرات شرکت کنندگان در مولفه های روان درمانی مثبت گرا مثل احساس لذت، تقویت توان مندی ها و احساس معنا در طی جلسات درمان، روند افزایشی داشته است. نتیجه گیری: به نظر می رسد روان درمانی مثبت گرا به عنوان یک درمان کوتاه مدت موثر برای کاهش علایم و نشانه های افسردگی می تواند مورد استفاده قرار گیرد.
۸.

مقایسه ی فعالیت سازماندهی ادراکی رورشاخ در افراد مبتلا به اختلال ملال جنسیتی و افراد غیرمبتلا

تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۱۷
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر، تعیین تفاوت نتایج مربوط به نمرات سازماندهی ذهنی-شناختی در افراد مبتلا به اختلال ملال جنسیتی با افراد غیرمبتلا با استفاده از آزمون رورشاخ بوده است. روش بررسی : به این منظور 28 بیمار مبتلا به اختلال ملال جنسیتی و 28 آزمودنی غیرمبتلا، به روش نمونه گیری در دسترس، با توجه به همتاسازی ویژگی های جمعیت شناختی تا حد ممکن، انتخاب شدند. آزمودنی ها با استفاده از آزمون رورشاخ، منطبق با نظام جامع اکسنر، به شکل انفرادی، مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد بین افراد مبتلا به اختلال ملال جنسیتی و افراد غیرمبتلا در متغیرهای Zf, Zsum , تفاوت معنادار وجود داشت. نتیجه گیری : نتایج حاکی از این بوده که هر دو متغیر در افراد مبتلا نسبت به افراد غیر مبتلا میزان کمتری را نشان داده اند. بحث: نتایج حاصل می تواند بیانگر نوعی محدودیت ذهنی یا بی میلی نسبت به پیچیدگی میدان محرک ها باشد. به نظر می رسد افراد غیرمبتلا به اختلال ملال جنسیتی در مقایسه با افراد مبتلا میزان تلاش شناختی بیشتری در سازمان دهی به شرایط و محرک های محیطی از خود نشان می دهند که در نهایت منجر به عمل موفق تر و کارآمدتر و در نهایت سازگاری بهتر می شود.
۹.

ساختار عاملی و ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس آلودگی ذهنی- پرسش نامه وسواسی جبری ونکوور

کلید واژه ها: ساختار عاملیویژگی های روان سنجیمقیاس آلودگی ذهنی پرسش نامه وسواسی جبری ونکوور

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۴۰
آلودگی ذهنی اشاره به احساس کثیفی و آلودگی دارد که مستقل از تماس فیزیکی با آلودگی ایجاد می شود و در برخی از اختلال های روانی دیده شده است. مقیاس آلودگی ذهنی پرسش نامه وسواسی جبری ونکوور (VOCI-MC)، یک ابزار خودگزارشی برای سنجش این سازه است. هدف از این مطالعه، بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی این مقیاس در نمونه غیر بالینی بود. ساختار عاملی، اعتبار همگرا، همسانی درونی و پایایی بازآزمایی این مقیاس با 391 شرکت کننده از جمعیت عمومی دانشجویان دانشگاه شاهد بررسی شد. ابزارهای مورد استفاده مقیاس آلودگی ذهنی (VOCI- MC) و پرسش نامه پادوآ (PI) بود. نتایج نشان دادند که نسخه فارسی VOCI-MC همسانی درونی و پایایی بازآزمایی خوبی دارد. هم چنین، همگرایی این مقیاس با نمره های وسواس پرسش نامه پادوآ (PI) خوب بود. نتایج تحلیل عامل اکتشافی، چهار عامل را برای این مقیاس نشان داد و تحلیل عامل تاییدی از برازش مطلوب تر ساختار چهار عاملی نسبت به ساختار یک عاملی این مقیاس حمایت کرد. یافته های این مطالعه نشان دادند که نسخه فارسی VOCI-MC مشخصه های روان سنجی مناسبی در جمعیت عمومی دارد. بر این اساس، می توان از این ابزار برای سنجش نشانه های آلودگی ذهنی و هم چنین، در حوزه پژوهشی، با اطمینان استفاده کرد.
۱۰.

اثربخشی روان درمانی مثبت گرا بر شادکامی و بهزیستی روانشناختی افراد دارای نشانه های افسردگی: مطالعه تک آزمودنی با چند خط پایه

کلید واژه ها: بهزیستی روانشناختیمداخله های مثبت گراعلایم و نشانه های افسردگیطرح تک آزمودنی چند خط پایه

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلال خلقی افسردگی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی هیجان هیجان مثبت و منفی
  3. حوزه‌های تخصصی روانشناسی هیجان رضایت از زندگی
  4. حوزه‌های تخصصی روانشناسی حوزه های جدید روانشناسی روانشناسی مثبت گرا
تعداد بازدید : ۶۰۲ تعداد دانلود : ۵۲۷
هدف پژوهش حاضر مطالعه ی کارآمدی روان درمانی مثبت گرا برای افزایش بهزیستی روانشناختی در افراد دارای علایم و نشانه های افسردگی در فرهنگ ایرانی است. بدین منظور از طرح تک آزمودنی چند خط پایه با دوره پیگیری استفاده شد. برای انجام این پژوهش ابتدا از بین افراد دارای علایم و نشانه های افسردگی که به یک مرکز مشاوره در تهران مراجعه کرده بودند و ملاک های ورود و خروج در پژوهش حاضر را دارا بودند و برای شرکت در پژوهش اعلام آمادگی کردند، 3 نفر به شیوه نمونه-گیری هدفمند انتخاب شدند. برای هر کدام از شرکت کنندگان به صورت تصادفی بین 3 تا 7 هفته مرحله خط پایه در نظر گرفته شد. درمان به صورت انفرادی بر اساس دستورالعمل سلیگمن و همکاران (2006) در 6 جلسه توسط پژوهشگر انجام گرفت. ارزیابی ها با استفاده از پرسش نامه افسردگی بکویرایش دوم(بک و دیگران، 1996) پرسشنامه شادکامی آکسفورد(آرگایل و دیگران، 1995)، آزمونجهت گیری های شادکامی (پترسون و دیگران، 2005)، مقیاس رضایت از زندگی (دینر و دیگران، 1985) و پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف (ریف، 1995) در مرحله خط پایه، جلسات درمان و دو ماه بعد از پایان درمان (پیگیری) انجام گرفت. یافته ها نشان می دهد که هر سه مراجع با شروع درمان روند کاهشی معناداری را در طراز نمرات افسردگی نشان می دهند (71 درصد). همچنین هر سه مراجع روند افزایشی معناداری را در طراز نمرات بهزیستی روانشناختی (21 درصد)، شادکامی (46 درصد) و رضایت از زندگی (61 درصد) نشان می دهند. این نتایج در مرحله پیگیری نیز باقی مانده است. بر این اساس، به نظر می رسد روان درمانی مثبت گرا یک درمان کوتاه مدّت مؤثر برای کاهش علایم و نشانه های افسردگی و افزایش بهزیستی روانشناختی در فرهنگ ایرانی است.
۱۱.

بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر برنامه ""Coping cat"" در کاهش اضطراب کودکان 10-8 ساله مبتلا به اضطراب

کلید واژه ها: اضطرابدرمان شناختی ـرفتاریکودکانبرنامه ""Coping cat

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۵ تعداد دانلود : ۲۷۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر برنامه ""Coping cat"" در کاهش علائم اضطراب کودکان 10-8 ساله ایرانی مبتلا به اضطراب صورت گرفته است. این پژوهش، بر اساس یک طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل انجام شده است. 20 کودک 8 تا 10 ساله با تشخیص اختلال اضطراب فراگیر، اضطراب جدایی، و یا اضطراب اجتماعی پس از مصاحبه بالینی توسط روان پزشک کودک و نوجوان، ارزیابی با مصاحبه تشخیصی نیمه ساختاریافته اختلالات خلقی و اسکیزوفرنیا برای کودکان و نوجوانان (K-SADS-PL) و قرارگرفتن در سطح بالینی بر اساس مقیاس اضطراب مبتنی بر DSM آزمون فهرست مشکلات رفتاری کودکان (CBCL)، با روش نمونه گیری در دسترس مبتنی بر هدف به طور تصادفی در دو گروه 10 نفری (گروه درمان و گروه انتظار) جایگزین شدند. مداخله درمانی مبتنی بر برنامه شناختی رفتاری انفرادی ""Coping cat"" به مدت 16 جلسه برای شرکت کنندگان گروه درمان اجرا شد. تحلیل داده ها بر اساس آزمون ناپارامتریک من ویتنی، فریدمن و همچنین بررسی معناداری بالینی نشان داد درمان شناختی رفتاری ""Coping cat"" از نظر آماری (335/3-=Z ، 001/0p<) و بالینی به طور معناداری علایم اضطراب گروه درمان را در مقایسه با گروه انتظار کاهش داده که در پیگیری های یک و نیم ماهه و سه ماهه نیز تداوم داشته است
۱۲.

مقاله به زبان انگلیسی: بررسی مقایسه ای سبک های والدگری و خودکارآمدی والدینی در مادران کودکان با و بدون نشانه های اضطرابی

کلید واژه ها: اضطرابکودکانخودکارآمدیوالدگری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۶ تعداد دانلود : ۲۸۸
مقدمه: اختلالات اضطرابی از شایع ترین مشکلات در بین کودکان می باشد که می تواند به مشکلات کارکردی منجر شود. اکثر مطالعات نشانگر همپوشی بالای اختلالات اضطرابی کودک و خانواده وی بوده اند. هدف مطالعه ی حاضر، مقایسه ی بین سبک های والدگری و خودکارآمدی والدگری مادران کودکان مضطرب و غیر مضطرب بوده است. روش کار: در این تحقیق علی-مقایسه ای در سال 1392 110کودک (55 کودک مبتلا به اضطراب و 55 کودک غیر مبتلا به اضطراب) به همراه مادران شان شرکت کردند. کودکان مضطرب از طریق نمونه گیری در دسترس و کودکان غیر مضطرب بر اساس همتاسازی متغیرهای جمعیت شناختی با گروه مضطرب از مدارس ابتدایی شهر مشهد انتخاب شدند. مادران کودکان، پرسش نامه های سبک های والدگری، خودکارآمدی والدگری و اطلاعات جمعیت شناختی را تکمیل نمودند. مقایسه ی نتایج دو گروه با استفاده از نرم افزار SPSS و آمار توصیفی و آزمون تی مستقل انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که تعارض و سردرگمی مادران کودکان مضطرب به طور معنی داری بالاتر از تعارض و سردرگمی مادران گروه شاهد (001/0P<) و پاسخ دهی، دسترسی و حساسیت مادران کودکان مضطرب به شکل معنی داری پایین تر از مادران کودکان گروه شاهد (001/0P<) است. هم چنین مادران کودکان مضطرب سطوح پایین تر خودکارآمدی والدینی را در مقایسه با مادران کودکان غیر مضطرب نشان دادند (001/0P<). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشانگر ارتباط اضطراب کودکان با برخی از عوامل والدگری مثل سبک های والدگری و خودکارآامدی والدگری بوده است. بنابر این شایسته است در ارزیابی و درمان کودکان مضطرب و هم چنین پیشگیری به برخی از عوامل والدینی توجه شود.
۱۳.

بررسی رابطه ساده و چندگانه سپاس گزاری با عواطف مثبت و منفی، شادکامی و خوش بینی

کلید واژه ها: شادکامیخوش بینیعاطفه مثبت و منفیسپاس گزاری

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی هیجان هیجان مثبت و منفی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی هیجان رضایت از زندگی
تعداد بازدید : ۳۵۵ تعداد دانلود : ۳۳۹
سپاس گزاری یکی از سازه های روان شناختی نوظهور در روان شناسی مثبت گرا است که با پرسش های بسیاری روبرو می باشد. بدین خاطر هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه ساده بین سپاس گزاری با عواطف مثبت و منفی، شادکامی و خوش بینی، ونیز تبیین میزان سپاس گزاری برمبنای متغیرهای یاد شده بوده است. پژوهش حاضر از نوع همبستگی می باشد. نمونه تحقیق بر اساس روش خوشه ای از دانشگاه شاهد و دانشکده ولیعصر انتخاب شده و شامل 128 دانشجو با میانگین سنی 62/20 (29/2=ِsd) بوده اند. ابزارهای مورد استفاده در این بررسی شامل مقیاس های سپاس-گزاری(GQ-6)، عاطفه مثبت و منفی (PANAS)، شادکامی آکسفورد و خوش بینی (LOT) بوده است. نتایج مربوط به همبستگی بین متغیر سپاسگزاری و متغیرهای عاطفه مثبت، شادکامی و خوش بینی نشانگر رابطه مثبت و معنادار، و با عاطفه منفی بیانگر رابطه منفی و معنادار بوده است. همچنین، نتایج مربوط به رگرسیون چند متغیره نشان داده است که متغیرهای عاطفه مثبت، شادکامی و خوش بینی می توانند در مجموع 43 درصد از واریانس متغیر سپاس گزاری را پیش بینی کنند. در عین اینکه بین سپاس-گزاری افراد با عواطف مثبت و منفی و شادکامی و خوش بینی رابطه معنادار وجود دارد، اما در این پژوهش، متغیرهای عاطفه منفی، شادکامی و خوش بینی پیش بینی کننده سپاس گزاری می باشند، در حالی که متغیر عاطفه مثبت علیرغم رابطه مثبت و معناداری که با سپاس گزاری دارد، در پیش بینی کنندگی سپاس گزاری نقشی ایفا نمی کند.
۱۴.

ژنتیسم دیدار با پیاژه : از پنجره تحلیل مقایسه ای با دیگر تحول گرایان

نویسنده:

کلید واژه ها: تحولپیاژهوالنگزللئونتیف

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۵ تعداد دانلود : ۴۱۶
مقاله حاضر با نگاهی تحلیلی اندیشه پیاژه را مورد بررسی قرار داده است.برای رسیدن به این هدف ، نوشته کنونی در پنج قسمت تنظیم گردیده است.در گام اول و دوم اندیشه پیاژه از شناخت شناسی تا روانشناسی پیگیری شده است. در گام سوم تحول اندیشه پیاژه مطرح، و در گام چهارم با دیگر تحول گرایان مقایسه گردیده است.در اخرین گام دورنمای اندیشه او مورد بررسی قرار داده شده است.
۱۵.

طراحی مقدماتی پروتکل درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد برای کودکان مبتلا به درد مزمن (CHACT) و بررسی تاثیر آن بر میزان انعطاف پذیری روانشناختی کودکان 7 تا 12 ساله نسبت به درد

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۸ تعداد دانلود : ۲۶۰
هدف: هدف پژوهش حاضر، طراحی مقدماتی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد کودکان مبتلا به درد مزمن و کارآزمایی بالینی آن بر روی میزان انعطاف پذیری کودکان 7 تا 12 ساله نسبت به درد بوده است. روش: تحقیق حاضر در دو مرحله انجام شد: در مرحله ی اول، برای طراحی پروتکل، از سویی، منابع مرتبط با درمان پذیرش و تعهد و درمان های روان شناختی کودکان و از سوی دیگر گرته ی اولیه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد کودکان، به همراه مشورت با اعضای انجمن علوم رفتاری و بافتاری، مورد استفاده قرار گرفت. سپس در مرحله ی دوم، این پروتکل مورد کارآزمایی بالینی قرار گرفت. بدین منظور، با توجه به معیارهای درد مزمن، 20 کودک که با توجه به نظر والدینشان آمادگی شرکت در این پژوهش را داشتند، از بیمارستان های تخصصی و فوق تخصصی کودکان تهران، به روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب شدند و در گروه آزمایش ( 10 نفر) و گروه کنترل ( 10 نفر)، قرار گرفتند. نسخه ی کودک و نسخه ی والد پرسش نامه ی انعطاف پذیری روان شناختی نسبت به درد، در مرحله ی پیش آزمون، پس آزمون، پیگیری اول و پیگیری دوم، در هر دو گروه اجرا شد. نتیجه: نتایج این پژوهش نشان داد که در مرحله ی نخست، پروتکل یاد شده، بر اساس گام های هشتگانه با تکالیف والدین و کودکان شکا گرفت و در مرحله ی دوم، گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل تغییر معناداری را در متغیر انعطاف پذیری در مراحل متعدد نمایان ساخته و این تغییر بعد از پایان درمان، در دو مرحله ی پیگیری اولیه و ثانویه، ادامهشته است. بحث: با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت که پروتکل یاد شده توانسته مولفه ها و گام هایی را برای مداخله بر روی کودکان مبتلا به درد مزمن، نشان دهد و کارآزمایی بالینی آن بر میزان انعطاف پذیری این کودکان و والدینشان نسبت به درد مزمن اثر بخش بوده است،
۱۶.

پرسشنامه الگوهای ارتباطی: اعتبار و روایی

کلید واژه ها: اعتبارارزیابیرواییارتباط زناشوییپرسشنامه الگوهای ارتباطیالگوهای تعاملی متعارضطلبکار - بدهکار

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۴ تعداد دانلود : ۱۸۵
هدف: مطالعه حاضر به تعیین اعتبار و روایی پرسشنامه الگوهای ارتباطی (CPQ) در زنان و مردان متاهل ایرانی پرداخته است. روش: نمونه ای از 401 (148 زن، 253 مرد) کارمند متاهل انتخاب شدند و مقیاس های پرسشنامه الگوهای ارتباطی (کریستینسن و سولاوی، 1984)، پرسشنامه پرخاشگری (باس و پری، 1992)، مقیاس زوجی انریچ (فورز و السون، 1998)، عاطفه مثبت-منفی (واتسون و همکاران، 1988)، سازگاری زناشویی (اسپانیر، 1976)، عزت نفس (آیزنک، 1976) و رضایتمندی (هودسن، 1992) را تکمیل کردند. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که پرسشنامه الگوهای ارتباطی (CPQ) از اعتبار مناسبی (آلفای کرونباخ 76/0) برخوردار است. علاوه براین، روایی همگرای پرسشنامه با مقیاس های ذکر شده (از 30/0 تا 95/0) بدست آمد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج بدست آمده می توان نتیجه گیری کرد که پرسشنامه الگوهای ارتباطی از اعتبار و روایی مناسبی در نمونه ای زنان و مردان متاهل ایرانی برخوردار بوده است.
۱۷.

درد مزمن، خودکارآمدی درد و افکار خودکشی: نقش تعدیل کننده ی خودکارآمدی درد بر رابطه ی بین افسردگی و افکار خودکشی در بیماران مبتلا به درد مزمن

کلید واژه ها: افسردگیخودکارآمدیدرد مزمنافکار خودکشی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلال خلقی افسردگی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلال خلقی خودکشی
  3. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلال شبه جسمی
تعداد بازدید : ۸۲۰ تعداد دانلود : ۷۶۸
مقدمه: یکی از نتایج زیان­بخش درد مزمن، افزایش قابل ملاحظه­ی افکار و رفتارهای خودکشی در بیماران مبتلا به درد مزمن است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه­ی بین افسردگی، خودکارآمدی و افکار خودکشی در بیماران مبتلا به درد مزمن انجام گرفت. روش­کار: در این پژوهش توصیفی­همبستگی، در بهار تا تابستان 1389، 264 بیمار مبتلا به درد مزمن به شیوه­ی نمونه­گیری در دسترس انتخاب شدند و مقیاس­های افکار خودکشی، افسردگی و خودکارآمدی را کامل کردند. داده­ها با استفاده از روش­های همبستگی پیرسون و رگرسیون سلسله مراتبی، تحلیل گردیدند. یافته­ها: همبستگی مثبت و معنی­داری بین افکار خودکشی و افسردگی (01/0P<، 56/0=r) و همبستگی منفی و معنی­داری بین افکار خودکشی و خودکارآمدی (01/0P<، 36/0-=r) وجود داشت. نتایج رگرسیون سلسله مراتبی نیز نشان داد که خودکارآمدی در رابطه­ی بین افسردگی و افکار خودکشی، نقش تعدیل­کننده را ایفا می­کند. نتیجه­گیری: رابطه­ی معنی­داری بین افسردگی و افکار خودکشی در بیماران درد مزمن وجود دارد و خودکارآمدی می­تواند چنین رابطه­ای را تعدیل کند. بنابراین، آن گروه از برنامه­های درمانی که علاوه بر اعاده­ی خلق بهنجار بیماران، افزایش احساس خودکارآمدی مرتبط با درد را در دستور کار خود قرار می­دهند احتمالا قادر هستند در کاهش شدت افکار خودکشی بیماران مبتلا به درد مزمن عملکرد موثرتری داشته باشند.
۱۹.

نقش خودکارآمدی و فاجعه آفرینی در پیش بینی افسردگی در بیماران درد مزمن

کلید واژه ها: افسردگیخودکارآمدیدرد مزمنفاجعه آفرینی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۰ تعداد دانلود : ۵۵۷
مقدمه: هر چند شواهدی درباره ارتباط متغیرهای شناختی و افسردگی در بیماران درد مزمن وجود دارد اما اینکه آیا ارتباط مذکور پس از کنترل اثر متغیرهای مداخله گر همچنان باقی می ماند یا خیر، مورد وارسی کافی قرار نگرفته است. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی سهم خودکارآمدی و فاجعه آفرینی درد در پیش بینی افسردگی پس از کنترل اثر شدت درد و توقف فعالیت ها بر اثر درد انجام شد. روش: پژوهش حاضر دارای طرحی مقطعی و از نوع همبستگی است که در آن 245 بیمار مبتلا به درد مزمن، به شیوه نمونه گیری در دسترس، در فاصله زمانی 6 ماه از هفت مرکز درمانی درد شهر تهران انتخاب شدند. این افراد مقیاس های اطلاعات جمعیت شناختی، شدت درد، افسردگی، خودکارآمدی و فاجعه آفرینی را تکمیل کردند. داده های به دست آمده با محاسبه ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره از نوع سلسله مراتبی مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: ارتباط معناداری بین خودکارآمدی و فاجعه آفرینی درد با شدت درد، افسردگی و تعداد روزهای توقف فعالیت بر اثر درد (01/0P≤) وجود داشت. در تحلیل رگرسیون، خودکارآمدی و فاجعه آفرینی توانستند افسردگی را فراتر از اثر شدت درد و توقف فعالیت ها بر اثر درد نیز پیش بینی کنند. نتیجه گیری: با توجه به اینکه درد شدید، احساس خودکارآمدی ضعیف و افکار فاجعه آفرین زیاد، خلق افسرده را در بیماران درد مزمن پیش بینی می کند لذا اگر در کنار برنامه درمانی این بیماران برای کاهش درد، از راهکارهای شناختی مربوط به افزایش باورهای خودکارآمدی و کاهش افکار فاجعه آفرینی نیز استفاده شود، می توان به پیشگیری از افسردگی این بیماران کمک کرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان