مطالب مرتبط با کلید واژه " استعدادهای درخشان "


۱.

الگوی پیش بینی کنندگی راهبردهای خودتنظیمی ریاضی برای ابعاد خلاقیت در میان دانش آموزان دبیرستان های پرورش استعدادهای درخشان، نمونه دولتی و عادی

نویسنده:

کلید واژه ها: خلاقیت راهبردهای خودتنظیمی ریاضی حل مسأله ریاضی استعدادهای درخشان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱۶ تعداد دانلود : ۵۶۲
هدف پژوهش حاضر بررسی الگوی پیش بینی­کنندگی راهبردهای خودتنظیمی ریاضی برای ابعاد خلاقیت در میان دانش­آموزان دبیرستانی بود. بدین منظور، گروهی متشکل از 507 دانش­آموز سال اول دبیرستان (259 دختر و 248 پسر) با میانگین سنی 15 سال و 6 ماه و انحراف معیار 8 ماه از مدارس پرورش استعدادهای درخشان، نمونه دولتی و عادی شهرستان شیراز به عنوان آزمودنی در این پژوهش شرکت نمودند. مقیاس راهبردهای خودتنظیمی ریاضی و پرسشنامه مدادی- کاغذی چندگزینه­ای خلاقیت به عنوان ابزار سنجش در این تحقیق به کار برده شد. مقیاس راهبردهای خودتنظیمی ریاضی از سه مؤلفه راهبردهای خودتنظیمی عمومی یادگیری، راهبردهای ویژه حل مسأله ریاضی و راهبردهای فراشناختی تشکیل شده و پرسشنامه مدادی- کاغذی چندگزینه­ای خلاقیت شامل چهار بعد سیالی، بسط، ابتکار، و انعطاف­پذیری است. مطالعات قبلی در فرهنگ ایرانی مبین روائی و پایائی قابل قبول نمرات این ابزارها در میان دانش­آموزان بوده است. یافته­های پژوهش حاضر نشان داد که رابطه همبستگی بین مؤلفه­های خودتنظیمی ریاضی و ابعاد خلاقیت برقرار است. تحلیل­های رگرسیونی چندگانه بیانگر آن بود که راهبردهای ویژه حل مسأله ریاضی، مهم­ترین عامل پیش بینی­کننده ابعاد چهارگانه خلاقیت است. فزونی در کاربرد این راهبردها و نیز راهبردهای فراشناختی، افزایش خلاقیت را به دنبال دارد. راهبردهای شناختی عمومی که معرف شیوه­های ساده­تر و نسبتا سطحی پردازش اطلاعات از قبیل مرور ذهنی است، خلاقیت را از بعد بسط و ابتکار پیش­بینی نمی­کند و در مقایسه با راهبردهای پیچیده­تر، به کاهش سیالی و انعطاف­پذیری می­انجامد. افزون بر این، پژوهش حاضر نشانگر آن بود که دانش­آموزان مدارس پرورش استعدادهای درخشان، و نمونه دولتی در مقایسه با دانش­آموزان مدارس عادی از سیالی و انعطاف­پذیری بیشتری در تفکر برخوردارند، اما تفاوتی در ابعاد خلاقیت بین دانش­آموزان مدارس پرورش استعدادهای درخشان، و نمونه دولتی حاصل نشد.
۲.

طراحی و اعتبارسنجی الگوی مناسب برنامه درسی دوره اول متوسطه مدارس استعدادهای درخشان

تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۷۶
هدف از پژوهش حاضر طراحی و اعتبار سنجی الگوی مناسب  برنامه درسی استعدادهای درخشان بوده است. این پژوهش از نوع پژوهش های ترکیبی اکتشافی متوالی از نوع ابزارسازی است که در بخش کیفی از روش مطالعه موردی چندگانه و رویکرد تحلیلی بافت نگاری و در بخش کمی از روش توصیفی از نوع پیماشی استفاده شد. در بخش کیفی با رویکرد نمونه گیری هدفمند و روش نمونه گیری معیار 11 نفر از صاحبنظران و متخصصین مورد مصاحبه عمیق نیمه ساختمند قرار گرفتند و در بخش کمی و جهت اعتباریابی ابزار و الگوی ارائه شده 106 نفر از عوامل اجرایی و آموزشی مدارس متوسطه اول استعدادهای درخشان فارس به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب و پرسش نامه محقق ساخته 127 گویه ای تکمیل گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده های کیفی از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی از تحلیل عاملی تاییدی استفاده گردید. نتایج تحلیل عناصر نشان داد که عنصر مواد و منابع آموزشی، راهبردهای یاددهی و یادگیری، فعالیت یادگیرنده و گروه بندی یادگیرندگان دارای بیشترین قدرت تبیین هستند عناصر دیگر نظیر عنصر زمان، محتوا، هدف و ارزشیابی نیز به ترتیب به عنوان تببین کننده معنادار این مدل مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت 
۳.

چالش های تفکیک دانش آموزان تیزهوش و سرآمد: رویکرد ترکیبی

تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۶
توجه به دانش آموزان نخبه و ممتاز یکی از ایده های کانونی نظام تعلیم و تربیت هر جامعه است. هدف پژوهش حاضر، ارزشیابی چالش های تفکیک دانش آموزان تیزهوش و سرآمد از دانش آموزان عادی می باشد. در این پژوهش روش آمیخته اکتشافی به کار گرفته شد. در بخش کمی، از روش توصیفی و در بخش کیفی، از روش مطالعه موردی کیفی استفاده شد. جامعه ی آماری در بخش کمی، دبیران، دانش آموزان و والدین آن ها در کلیه ی مدارس استعدادهای درخشان و نمونه دولتی و تعداد 4 مدرسه عادی در استان بوشهر بود که 70 نفر از دبیران، 260 نفر از دانش آموزان و 70 نفر از والدین با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای ساده  انتخاب گردیدند. نمونه ی بخش کیفی، شامل اعضای هیأت علمی دانشگاه های شهید چمران اهواز و دانشگاه شیراز و دبیران و دانش آموزان و دانش آموختگان دبیرستان های تیزهوشان و نمونه دولتی استان بوشهر بودند. 15 نفر از اعضای هیأت علمی که قبلاً در زمینه تحقیق، دارای مطالعات و یا پژوهش هایی بودند با روش نمونه گیری هدفمند مطلوب و 30 نفر از گروه های ذینفع (والدین، دبیران، دانش آموزان، دانش آموختگان) با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب گردیدند. ابزار پژوهش در بخش کمی، پرسش نامه محقق ساخته و روش گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختمند بود. برای تحلیل داده های کمی از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و  آمار استنباطی مانند تحلیل واریانس تک راهه، استفاده شد و تحلیل داده های کیفی با استفاده از تحلیل مضمون صورت گرفت. نتایج بخش کیفی نشان داد که رویکرد تفکیک در ایران عملکرد قابل قبولی را نداشته است، اما حذف این شیوه به دلیل فراهم نبودن بستر مناسب، امکان پذیر نمی باشد. گروه های ذینفع، تفکیک از آغاز سال های ابتدایی، منزلت اجتماعی بالاتر در سطح جامعه و دستیابی به مشاغل بالاتر را از مهم ترین عوامل تسهیل کننده در مسیر مدارس استعداد درخشان و نمونه دولتی و تعریف موجود از مفهوم سرآمدی، نگرش منفی و بی اعتمادی خانواده ها نسبت به عملکرد این مدارس و شدت امتحانات داخلی را مهم ترین عوامل بازدارنده بر می شمارند. مخالفین بر دلایلی مانند ایجاد نظام طبقاتی، خلاقیت کشی، ایجاد حس رقابت گرایی مخرب و موافقین نیز بر دلایلی مانند ارزشمندی پرورش نخبگان، تقاضای جامعه برای آموزش کیفی تر و نیاز کشور به شناسایی این افراد، اشاره داشته اند. نتایج حاصل در بخش کمی پژوهش نیز نشان داد که تفاوت معناداری بین نگرش دانش آموزان، اولیاء و دبیران نسبت به ضرورت تربیتی تفکیک و کارکرد جذب وجود ندارد؛ اما در نگرش آن ها به ضرورت اجتماعی تفکیک، تفاوت معنادار است. نزدیک به 60% دانش آموزان نسبت به مطلوبیت و کفایت آزمون ورودی تردید دارند و تقریباً نزدیک به نیمی از هر سه گروه معتقدند تجدیدنظر اساسی در شیوه ی گزینش دانش آموزان، یک الزام است. تفاوت معناداری بین گروه های ذینفع نسبت به پرورش مؤلفه های سرمایه اجتماعی وجود دارد و تفکیک دانش آموزان تیزهوش و سرآمد از دانش آموزان عادی نتوانسته است موجب افزایش سرمایه اجتماعی دانش آموزان شود.