فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۹۶ مورد.
۱.

اثر مصرف کوتاه مدت مکمل تورین بر میزان خستگی عصبی عضلانی و سطوح لاکتات خون در فعالیت تناوبی بیشینه

کلید واژه ها: لاکتات خوناسید آمینه تورینخستگی عصبی - عضلانیفعالیت ورزشی تناوبی

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی تغدیه ورزشی و مکملها و مواد نیروزا
  3. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی عصبی ـ عضلانی
  4. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی قلب و عروق و تنفس
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۲۸
هدف از این تحقیق، بررسی تأثیر مصرف کوتاه مدت مکمل اسید آمینة تورین بر خستگی عصبی- عضلانی و تجمع لاکتات پس از اجرای فعالیت ورزشی تناوبی بیشینه بود. جامعه آماری دانشجویان تربیت بدنی و روش تحقیق نیمه تجربی بود. بدین منظور 20 مرد فعال داوطلب (با میانگین سنی 25/1±12/22 سال، قد 63/4±59/174 سانتی متر، وزن 97/8±52/71 کیلوگرم، شاخص تودة بدن 19/2±40/23 کیلوگرم بر متر مربع و درصد چربی بدن 21/1±81/11) در دو گروه مکمل یا دارونما که به طور تصادفی انتخاب شده بودند، طی دو جلسه پیش آزمون و پس آزمون در اجرای فعالیت ورزشی تناوبی بیشینه شرکت کردند. مکمل تورین و دارونما (نشاسته) به صورت کپسول های یک گرمی در اختیار آزمودنی های گروه تجربی و کنترل قرار گرفت، تا روزانه 5 کپسول را به مدت دو هفته مصرف کنند. پس از پایان دوره مصرف مکمل، بلافاصله، پس آزمون صورت گرفت. به منظور تعیین تفاوت بین متغیرها از آزمون انوا با عامل بین گروهی و آزمون t مستقل استفاده شد. نتایج نشان داد که مصرف کوتاه مدت مکمل اسید آمینه تورین میزان خستگی عصبی- عضلانی (002/0P=) و میزان تجمع لاکتات خون (000/0P=) را پس از اجرای فعالیت ورزشی تناوبی بیشینه کاهش می دهد. بنابراین، می توان بااحتیاط گفت که از این مکمل می توان به عنوان راهگشای بهبود عملکرد ورزشی در فعالیت های متناوب سرعتی استفاده کرد.
۲.

مقایسه دو و چهار هفته مکمل یاری کوآنزیم Q10 بر آستانه تهویه و آستانه تنفسی جبرانی ورزشکاران استقامتی مرد جوان

کلید واژه ها: آستانه تهویهآستانه تنفسی جبرانیمکمل یاری کوآنزیم Q10

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی تغدیه ورزشی و مکملها و مواد نیروزا
  3. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی قلب و عروق و تنفس
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۸۱
هدف از این پژوهش نیمه تجربی، تعیین تأثیر دو و چهار هفته مکمل یاری کوآنزیمQ10 بر آستانه تهویه(VT) و آستانه تنفسی جبرانی(RCP) ورزشکاران استقامتی مرد جوان بود. جهت انجام پژوهش، 14 مرد جوان ورزشکار (با میانگین سنی 2/1 ± 4/22 سال، درصد چربی 4/4 ± 5/12 و توان هوازی 7/2 ± 3/53 میلی لیتر/ کیلوگرم/ دقیقه) به طور تصادفی در دو گروه مساوی (هفت نفره) قرار گرفته و در یک پژوهش دوسویه کور به مدت چهار هفته، کوآنزیمQ10 (گروه مکمل) و دکستروز (گروه کنترل) را به مقدار 60 میلی گرم در روز به صورت کپسول مصرف نمودند. درادامه، دو گروه به منظور تعیین آستانه تهویه و آستانه تنفسی جبرانی، آزمون بیشینه فزاینده ایلیف را در روزهای اول، چهاردهم و بیست و هشتم بر روی نوارگردان انجام دادند. شایان ذکر است که گازهای تنفسی با استفاده از دستگاه گازآنالیزور نفس به نفس جمع آوری گردید و مقادیرVO2 ،VCO2 وVE اندازه گیری شد. اکسیژن معادل با آستانه تهویه و آستانه تنفسی جبرانی نیز در فواصل زمانی 15 ثانیه ای برآورد گردید. همچنین، به منظور مقایسه متغیرها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر، آزمون تعقیبی بونفرنی (درون گروهی) و تی مستقل (بین گروهی) استفاده شد (P<0.05 ). نتایج نشان می دهد که در گروه کوآنزیمQ10 ، میانگین اکسیژن مصرفی معادل با آستانه تهویه وVO2max افزایش معناداری داشته است؛ اما این افزایش نسبت به گروه کنترل اختلاف معنا داری ندارد(P>0.05 ). علاوه براین، در هیچ یک از گروه ها، آستانه تنفسی جبرانی در سه مرحله زمانی اختلاف معناداری را نشان نمی دهد (0.34 =P,1.19 = ( 2,12 )F ). به طورکلی، مکمل یاری کوآنزیمQ10 به مدت دو و چهار هفته، تأثیر معناداری بر آستانه تهویه و آستانه تنفسی جبرانی مردان جوان ورزشکار نداشته است؛ در نتیجه، مکمل یاری کوآنزیمQ10 به مقدار 60 میلی گرم در روز به مدت دو و چهار هفته، تأثیری بر آستانه تهویه و آستانه تنفسی جبرانی ورزشکاران استقامتی مرد جوان ندارد.
۳.

اثر هم زمان بولدنون و تمرین مقاومتی بر نیم رخ هماتولوژیک و ساختار طحال در موش های صحرایی نر

کلید واژه ها: تمرینات مقاومتیعوامل هماتولوژیکیبولدنونتغییرات ساختاری طحالموش صحرایی نر

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی تغدیه ورزشی و مکملها و مواد نیروزا
  3. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی قلب و عروق و تنفس
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۷۹
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر هم زمان بولدنون و تمرین مقاومتی بر نیم رخ هماتولوژیک و ساختار طحال در موش های صحرایی نر بود. بدین منظور، 47 سر موش نر ویستار (با سن 12هفته و میانگین وزنی 94/7±195گرم) به طور تصادفی در هفت گروه تقسیم شدند: گروه کنترل، شم، بولدنون یک (دو میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن)، بولدنون دو (پنج میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن)، تمرین مقاومتی، تمرین مقاومتی + بولدنون یک و تمرین مقاومتی + بولدنون دو. برنامه تمرین مقاومتی شامل شش هفته صعود از یک نردبان به صورت پنج جلسه دربرگیرنده سه ست با پنج تکرار و یک دقیقه استراحت در فاصله بین هر ست بود که با 50 درصد یک تکرار بیشینه در هفته اول آغاز شد و به 100 درصد یک تکرار بیشینه در هفته پایانی رسید. تزریق دارو به صورت یک بار در هفته و در یک روز مقرر، در عضلات چهارسر و پشت ران به شکل عمیق انجام گرفت. پس از بیهوشی، کالبد شکافی صورت گرفت و طحال برداشته شد. مقاطع میکروسکوپی انتخاب شده پس از رنگ آمیزی هماتوکسیلین و آئوزین با میکروسکوپ نوری مطالعه شدند. درادامه، آسیب طحال بر اساس معیارهای هیستوپاتولوژیک تعیین گشت و داده ها به روش تی هم بسته، تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی حداقل تفاوت معنادار در سطح P
۴.

تأثیر شیوه های گوناگون تمرین ورزشی بر سطوح پلاسمایی IL-6 و IL-10 موش های صحرایی نر بالغ

کلید واژه ها: اینترلوکین 6اینترلوکین10فعالیت ورزشی استقامتیفعالیت ورزشی شدید تناوبیفعالیت ورزشی شدید تداومی

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی علم تمرین
  3. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی قلب و عروق و تنفس
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۶
هدف از مطالعه حاضر بررسی و مقایسه ی تأثیر شیوه های مختلف فعالیت ورزشی بر IL-6 و IL-10 و کنترل وزن موش های صحرایی نر بالغ بود. در این پژوهش تجربی- آزمایشگاهی 40 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (با سن 8 هفته و میانگین وزن 10±170 گرم)، به طور تصادفی به 5 گروه مساوی 8 تایی کنترل، فعالیت ورزشی استقامتی(ET-Endurance Training) ، فعالیت ورزشی تناوبی شدید (HIIT-High Intensity Interval Training)، فعالیت ورزشی تداومی شدید (ST-Sprint Training) و فعالیت ورزشی بر سطح شیب دارITW-Incline Treadmill Workout) ) تقسیم شدند. گروه کنترل هیچ گونه برنامه تمرینی نداشت و گروه های فعالیت ورزشی به مدت 8 هفته و 5 جلسه در هفته فعالیت ورزشی انجام دادند. IL-6 و IL-10 با روش الایزا سنجیده شد و داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس یک طرفه با 05/0p < تحلیل شدند. پژوهش حاضر نشان داد، مقادیر IL-6 و IL-10 پلاسمایی پس از 8 هفته، در هیچ یک از گروه های تمرینی نسبت به گروه کنترل تفاوت معنی داری نداشت(05/0p
۵.

تأثیر حاد فعالیت تداومی و تناوبی شدید بر سطوح پلاسمایی ایی سلکتین و شاخص های گلبول های سفید در بیماران عروق کرونر

کلید واژه ها: تمرین تناوبی شدیدایی سلکتینشاخص های گلبول های سفیدجراحی بایپس عروق کرونراستنت گذاری

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی بیوشیمی و متابولیسم ورزشی
  3. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی قلب و عروق و تنفس
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۸
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر حاد فعالیت تناوبی شدید و تداومی بر سطوح پلاسمایی ایی سلکتین و شاخص های گلبول های سفید در بیماران عروق کرونر بود. بدین منظور، از بین بیماران قلبی مرد داوطلب با سابقه عمل جراحی بای پس و استنت گذاری، 30 بیمار انتخاب شدند و در سه گروه کنترل، تمرین تداومی و تناوبی شدید جای گرفتند. فعالیت تناوبی شامل: گرم کردن، هشت تکرار چهار دقیقه ای فعالیت (دو دقیقه فعالیت با شدت 90 درصد اوج اکسیژن مصرفی و دو دقیقه استراحت فعال با شدت 30 درصد اوج اکسیژن مصرفی) و سرد کردن بود. فعالیت تداومی نیز دربرگیرنده 30 دقیقه فعالیت با شدت 60 درصد اوج اکسیژن مصرفی بود. نمونه های خونی قبل و بعد از فعالیت جمع آوری شده و برای اندازه گیری ایی سلکتین و شاخص های گلبول های سفید آنالیز گردیدند. از واریانس یک راهه و هم بستگی پیرسون برای تحلیل آماری داده ها استفاده شد. نتایج نشان می دهد که بین افزایش ایی سلکتین در سه گروه تفاوت معنا داری وجود دارد ( P<0.001 ، F 2,27=27.8 ). نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نیز حاکی از آن است که بالاتر بودن میزان افزایش ایی سلکتین در گروه تناوبی نسبت به گروه کنترل ( P<0.001 )، گروه تداومی نسبت به گروه کنترل ( P=0.001 ) و گروه تناوبی نسبت به گروه تداومی ( P=0.009 ) به لحاظ آماری معنا دار می باشد؛ اما تغییرات شاخص های گلبول های سفید در سه گروه تفاوت معنا داری را نشان نمی دهد ( P>0.05 ). به طورکلی، یک جلسه فعالیت ورزشی برای بیماران عروق کرونر باعث تحریک مسیرهای التهابی و افزایش شاخص های التهابی در بدن می شود که با افزایش شدت فعالیت به واسطه فعالیت تناوبی شدید، این پاسخ افزایش می یابد؛ لذا، استفاده از این فعالیت ها برای یک جلسه در بیماران قلبی پیشنهاد نمی شود.
۶.

تأثیر ده هفته تمرین تناوبی هوازی بر وضعیت آنتی اکسیدانی و اکسیدانی در بیماران دیابتی نوع دو

کلید واژه ها: تمرین تناوبیدیابت نوع دواسترس اکسایشیعملکرد اندوتلیال

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی علم تمرین
  3. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی بیوشیمی و متابولیسم ورزشی
  4. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی قلب و عروق و تنفس
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۴۹
پژوهش حاضر با هدف تأثیرپذیری وضعیت استرس اکسایشی ناشی از تمرینات تناوبی هوازی در بیماران دیابتی نوع دو طراحی و اجرا شد. 24 بیمار دیابتی نوع دو که تحت درمان دارویی بودند، با میانگین سنی 50/6 ± 29/50 سال و شاخص توده بدنی 67/0 ± 21/27 کیلوگرم بر متر مربع در دو گروه تمرینی و کنترل قرار گرفتند. برنامه تمرینی به مدت ده هفته، سه جلسه در هفته و به مدت 40 دقیقه با شدت 80 درصد حداکثر تواتر قلبی (HR max) اجرا شد. شاخص های آنتی اکسیدانی سوپراکسید دیسموتاز (SOD) و گلوتاتیون پراکسیداز (GPX)، شاخص اکسیدانی مالون دی آلدئید و نیتریت/نیترات (NOx) اندازه گیری شد. داده ها با روش آماری آنوای دوطرفه بررسی شد. نتایج نشان داد تمرین تناوبی هوازی موجب افزایش معنادار نیتریت/ نیترات (004/0P=)، GPX (001/0P=) و کاهش معنادار MDA (029/0P=) شد. درحالی که تأثیر معناداری بر SOD (063/0P=) نداشت. علاوه بر این، به بهبود ظرفیت آمادگی هوازی (005/0P=) منجر شد، اما شاخص های متابولیکی تأثیر معناداری ناشی از تمرین تناوبی هوازی نشان ندادند. ازاین رو می توان نتیجه گرفت تمرینات تناوبی هوازی از راه کاهش اکسیدان ها و افزایش آنتی اکسیدان ها موجب افزایش فعالیت زیستی NO شده است. همچنین تناوب های تمرین ورزشی با افزایش آنتی اکسیدان ها و تنش برشی موجب بهبود وضعیت اکسایشی و عملکرد اندوتلیال می شود.
۷.

مقایسه هشت هفته تمرینات تداومی و تناوبی بر دستگاه PRO-BNP/CORIN در بیماران شریان کرونر قلبی پس از عمل جراحی CABG

کلید واژه ها: تمرین تناوبیتمرین تداومیدستگاه PRO-BNP/CORINعمل جراحی CABG

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی قلب و عروق و تنفس
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۴۳
هدف از پژوهش حاضر، مقایسه اثر هشت هفته تمرین تداومی و تناوبی بر دستگاه پرو-بی ان پی/کورین در بیماران قلبی پس از عمل جراحی پیوند شریان کرونر بود. بدین منظور، 36 بیمار (27 مرد و نه زن) (با میانگین سنی 81/5 ± 32/60 سال، قد 25/9 ± 64/164 سانتی متر، وزن 23/14 ± 86/73 کیلو گرم، میزان چربی زیر پوستی 28/4 ± 30/32 درصد، میزان فشار خون استراحتی اندازه گیری شده د ر حالت نشسته به ترتیب سیستولی 49/6 ± 67/142 و دیاستولی 16/5 ± 50/84 میلی متر جیوه و ظرفیت عملکردی 49/2 ± 8/7مت) هدفمند انتخاب شدند و سپس، به صورت تصادفی در سه گروه کنترل ( بدون انجام برنامه تمرینی)، تمرینات تداومی و تناوبی (سه جلسه تمرین در هفته به مدت هشت هفته) با شدت های به ترتیب 65 تا 80 درصد و 80 تا 95 درصد ضربان قلب ذخیره جای گذاری شدند. نمونه گیری خونی نیز 48 ساعت قبل و بعد از دوره تمرینی انجام شد. پس از تعیین غیر طبیعی بودن توزیع داده ها از طریق آزمون شاپیرو ویلک، از آزمون های ویلکاکسون و کروسکال والیس جهت تجزیه و تحلیل نتایج استفاده شد. نتایج نشان داد که در گروه کنترل، پرو-بی ان پی افزایش یافته و کورین و بی ان پی کاهش معناداری داشته اند ( P=0.005, 0.012,0.00 ). همچنین، در هر دو گروه تمرین تداومی و تناوبی، پرو-بی ان پی و بی ان پی کاهش و کورین افزایش یافته اند؛ اما این تغییرات تنها در گروه تمرین تناوبی معنادار بودند ( P=0.005,0.002,0.002 ) علاوه بر این، تفاوت بین گروهی این تغییرات نیز معنادار بود( P≤0.001 ). به طور کلی، تمرین تناوبی در مقایسه با تمرین تداومی باعث بهبود بیشتر دستگاه پرو-بی ان پی/کورین پس از عمل جراحی پیوند شریان کرونر می شود.
۸.

تأثیر چهار هفته تمرین تناوبی شدید بر بیان ژن های پروآنژیوژنیک سلول های اندوتلیال در عضله اسکلتی رت ها

کلید واژه ها: رگ زاییتمرینات تناوبی شدیدعامل رشد اندوتلیال عروقیمیکرو RNA

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی بیوشیمی و متابولیسم ورزشی
  3. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی قلب و عروق و تنفس
  4. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی فیزیولوژی ورزشی کاربردی
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۲
، میکرو RNA پروآنژیوژنزی سلول های اندوتلیال است که این میکرو RNA، از طریق سرکوب EphrinA3 و افزایش مهاجرت برخی هدف های ژنی و پروتئینی (VEGF) موجب بهبود فرایند رگ زایی می شود. در این پژوهش 12 سر رت نر در سن هشت هفتگی با میانگین وزنی20±180 گرم انتخاب و تصادفی به دو گروه کنترل (6=n) و تمرین (6=n) تقسیم شدند. تمرین تناوبی شدید به مدت چهار هفته و هر هفته پنج روز شامل سه تناوب شدید (چهار دقیقه با شدت 90 تا 100 درصد (VO2max و سه تناوب سبک (دو دقیقه با شدت 50 تا 60 درصد VO2max) انجام گرفت. میزان بیان ژن ها با تکنیک Real time-PCR و از روش ∆∆CT -2 محاسبه شدند. برای تعیین معنادار بودن متغیرها بین گروه های تحقیق از آزمون آماری t مستقل استفاده شد. یافته ها نشان داد تمرین تناوبی شدید موجب تغییر معنادار افزایش بیان ژن Mir-210 و VEGF شد (005/0P=)- (003/0P=). همچنین کاهش بیان ژن گیرنده EphrinA3 در گروه تمرین نسبت به گروه کنترل معنادار شد (000/0P=). به طور کلی شاید در اثر هیپوکسی، که همراه با تمرین تناوبی شدید اتفاق افتاده است، افزایش بیان ژن های Mir-210 و VEGF موجب بهبود عملکرد پروآنژیوژنزی سلول های اندوتلیال می شود که این سازگاری به افزایش رگ زایی در رت ها منجر شده است.
۹.

ارتباط بین آمادگی قلبی تنفسی با انعطاف پذیری شناختی

کلید واژه ها: دانشجوانعطاف پذیری شناختیآمادگی قلبی تنفسی آزمون مرتب کردن کارت های ویسکانسین

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی روانشناسی ورزشی آموزش و پژوهش در روانشناسی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی قلب و عروق و تنفس
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۶
هدف از پژوهش حاضر، بررسی ارتباط بین آمادگی قلبی تنفسی با انعطاف پذیری شناختی در دانشجویان بود. بدین منظور، از بین دانشجویان تربیت بدنی دانشگاه کردستان و افرادی که براساس پرسش نامه مربوطه صلاحیت لازم را داشتند، 38 نفر (با میانگین سنی 60/1±23/22 سال؛ وزن 88/6±82/70 کیلوگرم) به صورت تصادفی انتخاب شدند. برای برآورد آمادگی قلبی تنفسی، حداکثر اکسیژن مصرفی شرکت کنندگان با استفاده از "تست بروس" اندازه گیری گردید و برای ارزیابی انعطاف پذیری شناختی از "آزمون رایانه ای مرتب کردن کارت های ویسکانسین" بهره گرفته شد. تجزیه و تحلیل آماری داده ها توسط روش های آماری توصیفی و آزمون ضریب هم بستگی پیرسون بیانگر آن است که هم بستگی معناداری بین حداکثر اکسیژن مصرفی با متغیرهای آزمون مرتب کردن کارت های ویسکانسین مشاهده نمی شود. این یافته ها نشان می دهد که بین آمادگی قلبی تنفسی و انعطاف پذیری شناختی در دانشجویان ارتباط معناداری وجود ندارد.
۱۰.

تأثیر تمرین هوازی بر استرس اکسیداتیو بافت کلیوی رت های مبتلا به انفارکتوس قلبی

کلید واژه ها: نارسایی مزمن کلیهتمرینات استقامتیاسترس اکسیداتیوانفارکتوس قلبی

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی ایمونولوژی ورزشی
  3. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی قلب و عروق و تنفس
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۵۱
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تمرین هوازی بر شاخص های منتخب استرس اکسیداتیو در بافت کلیه رت های مبتلا به انفارکتوس قلبی بود. بدین منظور، 24 سر موش صحرایی نر ویستار چهار هفته، پس از جراحی و به صورت تصادفی در سه گروه شم (تحت جراحی بدون ایجاد انفارکتوس) (8 n=)، کنترل انفارکته (8 n=) و تمرینی انفارکته (n=8) قرار گرفتند. جهت انجام پژوهش، گروه تمرینی مبتلا به انفارکتوس قلبی فعالیت دویدن زیربیشینه روی تردمیل جوندگان را طی 10 هفته ( پنج روز در هفته، هر جلسه به مدت 50 دقیقه با شدت 17 متر بر دقیقه) اجرا نمودند و در این مدت، گروه های شم و کنترل هیچ گونه فعالیت ورزشی نداشته و در قفس نگهداری می شدند. پس از اتمام پروتکل تمرینی، سطوح فعالیت آنزیم های کاتالاز، گلوتاتیون پراکسیداز، گلوتاتیون احیا شده و مالون دی آلدهید در بافت کلیه اندازه گیری گردید. آنالیز آماری داده ها نشان می دهد که اختلاف معناداری در سطح فعالیت آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز بافت کلیه در گروه های سه گانه وجود ندارد؛ اما سطوح فعالیت آنزیم کاتالاز و گلوتاتیون احیا شده بافت کلیه در گروه های تمرینی مبتلا به انفارکتوس قلبی و کنترل مبتلا به انفارکتوس کاهش معناداری را نسبت به گروه شم نشان می دهد. براساس نتایج، اختلاف معناداری در آنزیم کاتالاز و گلوتاتیون احیاشده در بین گروه های تمرینی مبتلا به انفارکتوس قلبی و کنترل مبتلا به انفارکتوس وجود ندارد. علاوه براین، سطح مالون دی آلدهید در موش های با انفارکتوس قلبی به طور معناداری افزایش پیدا کرده است؛ اما میزان فعالیت این آنزیم در گروه تمرینی مبتلا به انفارکتوس قلبی به طور معناداری کمتر از گروه کنترل مبتلا به انفارکتوس می باشد. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که مداخله ورزش دویدن پیوسته به مدت 10 هفته با میانگین شدت کار معادل 65 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی از طریق کاهش سطح پراکسیداسیون لیپید سبب کاهش استرس اکسیداتیو و بهبود عملکرد بافت کلیه پس از انفارکتوس قلبی می شود.
۱۱.

تأثیر یک دوره تمرین عضلات دمی در ارتفاع به همراه تمرین اختصاصی در ارتفاع بالا و پایین بر اشباع اکسیژن سرخرگی و عملکرد دوندگان استقامت تیم ملی

کلید واژه ها: هایپوکسیدوندگان استقامتیعملکرد استقامتیتمرین عضلات تنفسیSpo2

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی قلب و عروق و تنفس
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۶
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر یک دوره تمرین عضلات دمی در ارتفاع به همراه تمرین اختصاصی در ارتفاع بالا و پایین بر اشباع اکسیژن سرخرگی و عملکرد دوندگان تیم ملی استقامت بود. بدین منظور، 12 دونده مرد (با میانگین سنی 1/3±4/24 سال؛ قد 2/4±5/180 سانتی متر؛ وزن 4/3±7/66 کیلوگرم؛ شاخص توده بدن 0/1±5/20 کیلوگرم برمتر مربع) به طور تصادفی به دو گروه تمرین عضلات دمی و بدون آن، همراه با تمرین اختصاصی دویدن در ارتفاع پایین و بالا تقسیم شدند. جهت انجام پژوهش آزمون های 3000 متر، قدرت عضلات دمی، حجم ، جریان دمی و اشباع اکسیژن سرخرگی قبل و 24ساعت پس از دوره تمرین اجرا گردید. برنامه تمرینی شامل: تمرینات تداومی، تناوبی، هوازی و مقاومتی برای هر دو گروه بود. آزمودنی ها به طور میانگین 16 جلسه در هفته و به مدت چهار هفته زندگی در ارتفاع، تمرین در ارتفاع و تمرین در پایین (اجرای سه جلسه تمرین فقط در روزهای زوج در ارتفاع پایین و ادامه تمرینات به همراه خواب در ارتفاع بالا) را تمرین نمودند. تمرینات گروه عضلات دمی شامل 30 تکرار با بینی بسته به صورت دوبار در روز (صبح و عصر)، هفت روز در هفته و به مدت چهار هفته با 50 درصد حداکثر قدرت عضلات دمی در ارتفاع اجرا گردید. به منظور تحلیل داده ها از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر با عامل بین گروهی در سطح معناداری (P≤0.05) استفاده شد. نتایج نشان می دهد که هایپوکسی منجر به کاهش معنادار زمان دوی 3000 متر در دو گروه و افزایش قدرت عضلات دمی و جریان دمی از قبل تا پس از تمرین در گروه تمرین عضلات دمی شده است؛ اما تفاوت معناداری در حجم و اشباع اکسیژن سرخرگی مشاهده نمی شود (P≤0.05). به طور کلی، به نظر می رسد که استفاده از تمرین عضلات دمی به همراه تمرین اختصاصی در هایپوکسی موجب افزایش قدرت عضلات و جریان دمی، کاهش تهویه و کاهش زمان دوی 3000 متر در ارتفاعات پایین تر می گردد.
۱۲.

تأثیر شش هفته تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) بر سطوح پلاسمایی اپلین و نیتریک اکساید مردان میانسال غیرفعال

کلید واژه ها: تمرین تناوبی با شدت بالافشارخون اپلینقلب و عروق

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی قلب و عروق و تنفس
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۰
گشادکننده های عروقی از تنظیم کننده های کلیدی فشارخون و سیستم قلبی – عروقی اند که این مطالعه با هدف بررسی تأثیر تمرینات تناوبی شدید بر تغییرات اپلین و نیتریک اکساید به عنوان گشادکننده های عروقی و تنظیم کننده فشارخون انجام گرفت. در این پژوهش اپلین و نیتریک اکساید و فشارخون پیش و پس از شش هفته تمرینات تناوبی اندازه گیری شد. بدین منظور دو گروه تجربی (10 نفر) و کنترل (10 نفر) شامل مردان میانسال شهر تهران با دامنه سنی 45 تا 55 سال به صورت تصادفی انتخاب شدند. پروتکل تمرین تناوبی با شدت بالا شامل 10 تناوب (45 ثانیه با شدت 85 تا 90 درصد ضربان قلب ذخیره و 2 دقیقه بازیافت) توسط گروه تجربی طی شش هفته اجرا شد. در پایان هفته سوم شدت تمرین به 12 تناوب تمرینی و 90 ثانیه بازیافت رسید. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی نمونه های خونی و اندازه گیری های آنتروپومتریکی و ترکیب بدنی از آزمودنی ها گرفته شد. نتایج نشان داد که شش هفته مداخله تمرین تناوبی شدید موجب افزایش معنادار میزان اپلین (001/0P = )، نیتریک اکساید (001/0P = )، و کاهش معنادار در میزان فشارخون سیستولی (001/0P = )، و دیاستولی (002/0P = )، در گروه تجربی شد. نتایج این پژوهش حاکی از تأثیر مفید ورزش بر روی دستگاه اپلینرژیک و فشارخون است و از طرفی نشان می دهد احتمالاً افراد دچار فشارخون، می توانند به فعالیت تناوبی با شدت بالا بپردازند، لیکن تأیید این مطلب نیازمند پژوهش های بیشتر در خصوص نقش تمرینات تناوبی شدید و ارتباط آن با فشارخون است.
۱۳.

تأثیر اجرای دو نوع تمرین تناوبی خیلی شدید (HIIT) بر اکسیداسیون چربی و کربوهیدرات در مردان جوان دارای اضافه وزن

کلید واژه ها: تمرینات تناوبی با شدت بالااکسیداسیون چربیمردان جوان دارای اضافه وزناکسیداسیون کربوهیدرات

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی علم تمرین
  3. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی قلب و عروق و تنفس
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۴۹
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر دو هفته تمرین تناوبی شدید (HIIT)  بر اکسیداسیون چربی و کربوهیدرات مردان جوان دارای اضافه وزن بود. به این منظور، 16 مرد جوان غیرفعال دارای اضافه وزن داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند و به طور تصادفی به دو گروه تجربی HIIT-1، با BMI معادل 6/2±54/26، و گروه HIIT-2 با BMI 29/2 ±32/26 تقسیم شدند. HIIT-1 شامل سه جلسه در هفته، چهار تناوب یک دقیقه ای با چهار دقیقه استراحت و HIIT-2 شامل چهار تناوب 30 ثانیه ای با دو دقیقه استراحت بود. گازهای تنفسی یک روز قبل و بعد از تمرین، به صورت ناشتا برای انجام تجزیه وتحلیل های آزمایشگاهی جمع آوری شد. از آزمون آماری t مستقل برای بررسی تغییرات بین گروهی و از  tوابسته برای بررسی تغییرات درون گروهی استفاده شد. تمرینات HIIT موجب کاهش 9 درصدی استفاده از کربوهیدرات و افزایش 43 درصدی استفاده از چربی به هنگام تست بروس در گروه HIIT-1 شد. این تغییرات نسبت به گروهHIIT-2  معنادار بود. تغییرات وزن و درصد چربی بدن تنها در گروه  HIIT-1معنادار بود. با توجه به نتایج پژوهش حاضر، اجرای شش جلسه HIIT به بهبود نسبی اکسیداسیون چربی و ذخیره گلیکوژن منجر می شود.
۱۴.

اثر میزان محدودیت جریان خون هنگام فعالیت ایزومتریک بر غلظت هورمون رشد و تستوسترون مردان فعال

کلید واژه ها: تستوسترونهورمون رشدمحدودیت جریان خونفعالیت ایزومتریککاآتسو

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی عصبی ـ عضلانی
  3. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی قلب و عروق و تنفس
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۴۸
هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر میزان محدودیت جریان خون (کاآتسو) هنگام فعالیت ایزومتریک بر غلظت هورمون رشد و تستوسترون مردان فعال بود. این پژوهش از نوع مطالعات نیمه تجربی بوده و 10 مرد فعال (دارای یک تا سه جلسه فعالیت در هفته، میانگین سنی 32/2 ± 8/23 سال و شاخص توده بدنی 80/1 ± 26/24 کیلوگرم بر مترمربع) که سابقه انجام تمرین مقاومتی را داشتند، به صورت داوطلبانه در آن شرکت نمودند. ابتدا، فشار سیستولی پای آزمودنی ها به وسیله دستگاه سونوگرافی داپلر رنگی تعیین گردید و سپس، آزمودنی ها پروتکل پژوهش را که شش انقباض ایزومتریک 10 ثانیه ای با بار 65 درصد و حداکثر انقباض ارادی با 60 ثانیه استراحت بین هر انقباض و با چند فشار مختلف محدودیت جریان خون (صفر (بدون فشار)، 70، 100 و 130 درصد فشار سیستولی پا) بود، اجرا کردند. لازم به ذکر است که نمونه های خون پیش از فعالیت، بلافاصله پس از فعالیت و 15 دقیقه پس ازآن گرفته شد. نتایج تحلیل داده ها تعامل معناداری را در هورمون رشد، تستوسترون و لاکتات بین فشارهای مختلف محدودیت جریان خون (جلسه × زمان) نشان نمی دهد ( P>0.05 ). علاوه براین، نتایج حاکی از آن است که میزان هورمون رشد، تستوسترون و لاکتات بلافاصله پس از فعالیت نسبت به پیش از آن در تمامی فشار های محدودیت جریان خون افزایش یافته است ( P<0.05 )؛ اما به جز هورمون تستوسترون ( P=0.074 )، میزان هورمون رشد و لاکتات در 15 دقیقه پس از فعالیت نسبت به پیش از آن در تمامی فشارهای محدودیت جریان خون معنادار می باشد ( P<0.05 ). می توان گفت باوجوداینکه با افزایش فشار محدودیت جریان خون، میزان هورمون های رشد و تستوسترون افزایش یافته است؛ اما تفاوت معنادار در مقدار هورمون های تستوسترون و رشد بین فعالیت با فشارهای مختلف محدودیت جریان خون در یک شدت برابر مشاهده نمی شود .
۱۵.

آثار حاد یک وهله فعالیت هوازی تناوبی بر اتساع رگی ناشی از جریان و فشارخون در زنان مبتلا به پیش پرفشاری خون

کلید واژه ها: فشار خونتمرین تناوبیفعالیت هوازیFMD

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی قلب و عروق و تنفس
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۳۷
هدف از پژوهش حاضر بررسی آثار یک وهله فعالیت هوازی تناوبی بر اتساع رگی ناشی از جریان و فشارخون در زنان مبتلا به پیش پرفشاری خون (فشارخون سیستولی 120تا139 یا دیاستولی 80تا89 میلی متر جیوه) بود. بدین منظور، 12 زن مبتلا به پیش پرفشاری خون (با میانگین سنی 6/3±4/29 سال؛ وزن 6/4±7/65 کیلوگرم؛ شاخص توده بدن 5/1±9/24 کیلوگرم بر مترمربع)، بدون سابقه فعالیت ورزشی و ابتلا به هرگونه بیماری قلبی عروقی در دو شرایط کنترل و فعالیت هوازی تناوبی مورد مطالعه قرار گرفتند. فعالیت هوازی تناوبی شامل چهار ست چهار دقیقه ای دویدن با شدت 90 تا 95 درصد ضربان قلب بیشینه و چهار دقیقه فاصله استراحتی فعال به صورت راه رفتن بود. اتساع رگی ناشی از جریان پیش از فعالیت و یک ساعت پس از آن با استفاده از دستگاه سونوگرافی داپلر اندازه گیری شد. فشار خون نیز پیش از فعالیت و بلافاصله تا یک ساعت پس از فعالیت در فواصل 10 دقیقه ای اندازه گیری گردید. یافته های آزمون تی وابسته نشان می دهد که فعالیت هوازی تناوبی موجب افزایش معنادار اتساع رگی ناشی از جریان در یک ساعت پس از تمرین می شود (P=0.000). همچنین، فعالیت هوازی تناوبی موجب کاهش معنادار فشارخون از دقیقه 20 پس از فعالیت گردید که این کاهش تا آخرین زمان اندازه گیری فشار خون؛ یعنی 60 دقیقه پس از فعالیت ادامه داشت. به طور کلی، یافته ها حاکی از آن است که انجام یک وهله فعالیت هوازی تناوبی با پاسخ مثبت در اتساع رگی ناشی از جریان و فشارخون در زنان مبتلا به پیش پرفشاری خون همراه می باشد.
۱۶.

بررسی پاسخ سطوح FABP5 پلاسمایی به هشت هفته فعالیت هوازی در زنان یائسه و غیریائسه با وزن بالا

کلید واژه ها: فعالیت هوازیغیریائسهوزن بالایائسهFABP5

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی علم تمرین
  3. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی قلب و عروق و تنفس
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۴۶
مطالعه حاضر با هدف بررسی پاسخ سطوح پلاسمایی FABP 5به هشت هفته فعالیت هوازی در زنان در شرایط پیش و پس از یائسگی انجام گرفت. 10 زن غیریائسه (میانگین BMI، kg/m 203/2±8/27) و 10 زن یائسه (میانگین BMI، kg/m 25/1±6/28) در دو گروه تمرینی قرار گرفتند. تمرین شامل هشت هفته فعالیت هوازی و هر هفته 3 جلسه با شدت 40 تا 80 درصد حداکثر ضربان قلب ذخیره بود که به مدت 25 دقیقه در هفته اول اجرا شد و در هفته هشتم به 45 دقیقه رسید. پیش و پس از تمرین، سطوح پلاسمایی FABP 5و مقادیر نیم رخ لیپیدی خون اندازه گیری شد. تمرین سبب افزایش معنادار FABP 5در گروه یائسه شد (05/0>P). مقادیر LDL نیز در گروه یائسه و کلسترول در هر دو گروه افزایش معنادار یافت (05/0>P). افزایش سطوح FABP 5در یائسگی ممکن است از مکانیسم های دیگری تبعیت کند و با تغییرات متابولیکی پس از تمرین در ارتباط باشد.
۱۷.

تأثیر تمرین تناوبی با شدت بالا در محیط گرم بر عملکرد هوازی و بی هوازی مردان فعال

کلید واژه ها: مردان فعالتمرین تناوبی با شدت بالامحیط گرمعملکرد هوازی و بی هوازی

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی علم تمرین
  3. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی قلب و عروق و تنفس
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۴۹
هدف از پژوهش حاضر تعیین تأثیر تمرین تناوبی با شدت بالا در محیط گرم بر عملکرد هوازی و بی هوازی مردان فعال بود. 24 دانشجوی مرد فعال با توجه به برآورد  vVO 2maxبه سه گروه تمرین در محیط گرم (8 نفر)، تمرین در محیط طبیعی (8 نفر) و کنترل (8 نفر) به صورت همتا تقسیم شدند. آزمودنی های گروه محیط گرم و طبیعی 12 جلسه طی دو هفته متوالی تمرین کردند. هر جلسه تمرین شامل 5 وهله 150 ثانیه ای دویدن با شدت 90-85 درصد vVO 2maxروی نوار گردان بود و بین هر وهله 150 ثانیه دویدن با شدت 50 درصد vVO 2maxبه عنوان استراحت فعال قرار داشت. پیش و پس از پروتکل پژوهش، آزمون T maxو آزمون فزاینده بیشینه روی نوار گردان جهت بررسی عملکرد هوازی و آزمون وینگیت به منظور بررسی عملکرد بی هوازی در محیطی با دمای 1±23 درجه و رطوبت 5±35 درصد طبیعی اجرا شد. بررسی داده ها، از طریق تحلیل واریانس یکسویه در سطح 05/0P< نشان داد، تمرین تناوبی با شدت بالا در محیط گرم، شاخص های vVO 2max، T max، مسافت حداکثر سرعت توان هوازی و میانگین توان بی هوازی به ترتیب به مقدار 3/14 درصد، 3/16 درصد، 4/33 درصد و 1/40 درصد نسبت به پیشرفت گروه تمرین در محیط طبیعی افزایشی معنا دار داشت، اما حداکثر توان بی هوازی (15 درصد) تنها نسبت به گروه کنترل افزایش معنا داری داشت (05/0P<). همچنین مقدار لاکتات پس از آزمون T maxتنها در گروه تمرین در محیط گرم (6/12-  درصد) کاهش معناداری نشان داد، اما در مقایسه های بین گروهی تفاوت معنادار نبود (05/0P<). گروه کنترل در هیچ یک از شاخص ها تفاوت معناداری نشان نداد (05/0P<). به طور کلی نتایج نشان داد دو هفته تمرین تناوبی با شدت بالا در محیط گرم، عملکرد هوازی و برخی شاخص های عملکرد بی هوازی را نسبت به محیط طبیعی به طور معناداری بهبود می دهد.
۱۸.

تأثیر مصرف کوتاه مدت مکمل کراتین بر دستگاه قلبی عروقی و نقش آن در آمادگی هوازی و بی هوازی ورزشکاران

کلید واژه ها: آمادگی هوازیمصرف کوتاه مدت مکمل کراتیندستگاه قلبی عروقیآمادگی بی هوازی

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی تغدیه ورزشی و مکملها و مواد نیروزا
  3. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی قلب و عروق و تنفس
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۶۰
مطالعات بسیاری به بررسی تأثیرات مکمل کراتین پرداخته اند؛ اما تأثیرات احتمالی قلبی عروقی آن بررسی نشده است؛ بنابراین، با توجه به مصرف گسترده آن در بین ورزشکاران، در این پژوهش به بررسی تأثیر مصرف کوتاه مدت مکمل کراتین بر عملکرد همودینامیک قلب و عروق و تغییرات انقباض پذیری و نقش آن در آمادگی هوازی و بی هوازی ورزشکاران پرداخته شده است. بدین منظور، هشت ورزشکار کاراته کای نخبه (با میانگین سنی 1/5 ± 0/21 سال، وزن 6/9 ± 2/71 کیلوگرم، قد 7/4 ± 4/180 سانتی متر و سابقه تمرین 4/5 ± 4/12) پس از احراز شرایط به صورت داوطلبانه در پژوهش شرکت نمودند. لازم به ذکر است که پژوهش با طرح متقاطع و به صورت دوسویه کور انجام گرفت و اطلاعات همودینامیک و انقباض پذیری قلب و عروق، ظرفیت هوازی و بی هوازی و قدرت آزمودنی ها به ترتیب به وسیله کاردیواسکرین در حالت استراحتی ، آزمون فزاینده بر روی نوارگردان همراه با دستگاه گاز آنالایزر، آزمون وینگیت بر روی دوچرخه مونارک و نیروسنج دست و تنه، قبل و بعد از مصرف مکمل و دارونما جمع آوری گردید. آزمودنی ها در گروه های تصادفی تعیین شده مکمل و دارونما به مدت پنج روز و هر روز 20 گرم کراتین یا دارونما در چهار مرحله دریافت نموده و قبل و بعد از آن در آزمون فزاینده شرکت کردند. بین دو مرحله مصرف کراتین یا دارونما نیز 10 روز فاصله برای پاکسازی در نظر گرفته شد. علاوه براین، تحلیل آماری نتایج با نرم افزار اس. پی. اس. اس و آزمون تحلیل واریانس دوطرفه با اندازه گیری های تکراری در سطح معناداری (05/0) انجام گرفت. نتایج نشان می دهد که مصرف کوتاه مدت مکمل کراتین بر حجم ضربه ای، برون ده قلبی، کار قلب چپ، مقاومت منظم عروقی، شاخص سرعت خروج خون، شاخص شتاب خروج خون، نسبت زمان سیستولیک، آستانه بی هوازی، اکسیژن مصرفی بیشینه، توان بیشینه و شاخص خستگی، تأثیرات مطلوب؛ اما غیرمعناداری دارد ( P≤0.05 )؛ بنابراین، مصرف کوتاه مدت مکمل کراتین بر عملکرد قلبی عروقی و تنفسی ورزشکاران اثرات مطلوبی بر جای می گذارد. این امر بیانگر آن است که اثرات مطلوب مکمل کراتین در کوتاه مدت، احتمالاً ناشی از سازگاری های پیرامونی و غیرمرکزی می باشد.
۱۹.

مقایسه QTc ورزشکاران مرد نخبه، باشگاهی و مبتدی در حالت استراحت و ورزش وامانده ساز

کلید واژه ها: ورزشکار نخبهالکتروکاردیوگراففاصله زمانی QTورزشکار باشگاهیورزشکار مبتدی

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی قلب و عروق و تنفس
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۹
از علل مرگ ناگهانی در ورزش طولانی بودن مرحله استراحت قلبی است. هدف از این تحقیق مقایسه QTc از الکتروکاردیوگراف ورزشکاران مرد نخبه، باشگاهی و مبتدی است. نمونه آماری پژوهش 7 ورزشکار مرد قایقران تیم ملی کانو، 10 فوتبالیست مرد باشگاه نیروی زمینی و 10 دانشجوی غیر تربیت بدنی مرد بودند. میانگین و انحراف معیار 27 ورزشکار شامل گروه نخبه: سن 43/2 ± 42/22 سال، قد 29/4 ± 14/182سانتی متر، وزن 16/6 ± 28/81 کیلوگرم، شاخص توده بدنی 13/2 ± 53/24؛ گروه باشگاهی: سن 48/0± 30/20 سال، قد 27/4 ± 5/177سانتی متر، وزن 44/6 ± 6/71 کیلوگرم، شاخص توده بدنی 47/1 ± 69/22؛ و گروه مبتدی: سن 93/1 ± 20/20 سال، 71/4 ± 4/176 سانتی متر، وزن 5/7 ± 92/70 کیلوگرم، شاخص توده بدنی 13/2 ± 77/22 بود. کلیه آزمودنی ها در آزمون بروس تا مرحله واماندگی شرکت کردند. با استفاده از دستگاه الکتروکاردیوگرام ورزشی پیش و پس از آزمون بروس، الکتروکاردیوگراف آنها ثبت شد. پس از محاسبه فاصله زمانی QTc، نتایج با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس چندعاملی و آزمون تعقیبی شفه استخراج شد. نتایج نشان داد که فاصله زمانی QTc در هر دو مرحله استراحت و واماندگی در سه گروه تفاوت معنا دار دارد (001/0> P). همچنین فاصله زمانی QTc در دو مرحله استراحت (001/0> P) و واماندگی (01/0> P) با افزایش سطح ورزشکاری از مبتدی به نخبه افزایش معنا داری را نشان داد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که احتمالاً ورزش و سطح آمادگی جسمانی می تواند موجب افزایش دپولاریزاسیون و رپولاریزاسیون بطن و عملکرد قلب شود.
۲۰.

تأثیر ده هفته تمرین مقاومتی همراه با مکمل دهی سیاه دار بر برخی عوامل خطرزای قلبی- عروقی زنان دیابتی نوع دو

کلید واژه ها: عوامل خطرزای قلبی- عروقی تمرین مقاومتیدیابتی نوع دومکمل سیاه دار

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی تغدیه ورزشی و مکملها و مواد نیروزا
  3. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی قلب و عروق و تنفس
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۰
دیابت نوع دو یک اختلال متابولیکی است که عوارض متعددی از جمله بیماری قلبی- عروقی را در پی دارد. برای پیشگیری از عوارض آن روش های مختلفی از جمله تغییر سبک زندگی و اصلاح رژیم غذایی پیشنهاد شده است. در این تحقیق اثر ده هفته تمرین مقاومتی و مکمل دهی سیاه دار بر برخی عوامل خطرزای قلبی- عروقی زنان دیابتی نوع دو بررسی می شود. به این منظور در یک طرح تحقیقی نیمه تجربی 31 زن میانسال مبتلا به دیابت نوع دو با میانگین و انحراف استاندارد سن 76/3±12/41 سال، وزن 9/7±15/79 کیلوگرم و شاخص توده بدنی 26/2±70/30 داوطلب شرکت در تحقیق شدند و به طور تصادفی در چهار گروه کنترل، تمرین، مکمل، ترکیبی (مکمل+تمرین) قرار گرفتند و به مدت ده هفته پروتکل تمرینی و مصرف مکمل ویژه خود را دنبال کردند. گروه تمرین، برنامه تمرین مقاومتی با وزنه را برای گروه عضلانی اصلی با شدت 40 تا 85 درصد یک تکرار بیشینه (IRM) سه جلسه در هفته به مدت ده هفته اجرا کردند. گروه مکمل در این مدت روزانه دو کپسول سیاه دار 500 میلی گرمی را در دو وعده صبحانه و ناهار صرف کردند. گروه ترکیبی هر دو برنامه تمرینی و مصرف مکمل را دنبال کردند. گروه کنترل نیز تحت هیچ گونه مداخله ای قرار نگرفت. نمونه های خونی در دو مرحله پیش از شروع تمرین و 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی برای اندازه گیری متغیرهای تری گلیسرید (TG)، کلسترول تام (TC)، لیپوپروتئین با چگالی پایین (LDL) و بالا (HDL)، قند خون ناشتا (FBG) و مقاومت به انسولین انجام گرفت. برای تحلیل داده ها از آنوای دوراهه ( 4*2) در سطح معنا داری کمتر از 05/0 استفاده شد. براساس نتایج تحقیق حاضر در شاخص های FBG و مقاومت به انسولین در هر دو گروه تمرین و مکمل سیاه دار کاهش معناداری گزارش شد (05/0>P). اما در شاخص های TG، TC، LDL و HDL اثر تمرین معنادار بود، اما تأثیر مکمل سیاه دار روی عوامل مذکور معنادار نبود (05/0<P). ازاین رو به نظر می رسد اجرای تمرین مقاومتی روی نیمرخ لیپیدی و مقاومت به انسولین و مکمل سیاه دار در بهبود عوارض دیابت مؤثر باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان