مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۲۱.
۲۲۲.
۲۲۳.
۲۲۴.
۲۲۵.
۲۲۶.
۲۲۷.
۲۲۸.
۲۲۹.
۲۳۰.
۲۳۱.
۲۳۲.
۲۳۳.
۲۳۴.
مازندران
حوزههای تخصصی:
بررسی تاریخچه صنعت گردشگری در ایران نیازمند واکاوی نقش و عملکرد سازمان های متولی گردشگری مخصوصاً در تاریخ معاصر ایران با تکیه بر اسناد آرشیوی این سازمان ها است. ازجمله این سازمان ها، سازمان جلب سیاحان است که در سال های 1343.ش تا 1353.ش در ایران متولی امر گردشگری بود. این سازمان با ساختار و تشکیلات خود در استان هایی مانند مازندران که از پتانسیل های گردشگری برخوردار بود فعالیت های متعدد انجام داد. بر این اساس این پژوهش درصدد است تا با استفاده از روش تحقیق تاریخی و بهره گیری از اسناد و مدارک آرشیوی به طرح و پاسخ گویی این پرسش بپردازد که نقش و عملکرد سازمان جلب سیاحان در ساخت و توسعه زیرساخت های عمرانی گردشگری در مازندران عصر پهلوی دوم چه بود؟ یافته های تحقیق نشان می دهد که تشکیل سازمان جلب سیاحان به عنوان یکی از معاونت های نخست وزیری در ایران در اردیبهشت 1342.ش به تشکیل شعب استانی و شهرستانی این سازمان در استان های مختلف کشور ازجمله در مازندران منجر شد. این سازمان در استان مازندران به منظور رشد و توسعه گردشگری اقدامات متعددی انجام داد. ازجمله این اقدام ها ساخت و توسعه زیرساخت های عمرانی گردشگری بود. ساخت پلاژ در شهرهای ساحلی، توسعه شبکه راه ها به منظور سهولت در دسترسی گردشگران به مناطق گردشگری ازجمله راه های عمود بر دریا و راه های جنگلی و بالاخره احداث پارک های جنگلی مهم ترین اقدامات سازمان جلب سیاحان در ساخت و توسعه زیرساخت های عمرانی گردشگری در مازندران دوره پهلوی دوم طی سال های 1342.ش تا 1353.ش بود.
تحلیل کیفی ابعاد جمعیت شناختی الگوی مصرف خدمات همراه اول در استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جمعیت سال ۲۹ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۱۹ و ۱۲۰
۱۴۶-۱۲۷
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به تحلیل کیفی ابعاد جمعیت شناختی الگوی مصرف خدمات همراه اول در مخابرات استان مازندران می پردازد. روش تحقیق این پژوهش مبتنی بر روش کیفی و نظریه داده بنیاد است. در این پژوهش با 14 نفر از مدیران و کارشناسان مرتبط با موضوع مورد مطالعه، مصاحبه عمیق بعمل آمد. داده های گردآوری شده بر اساس اصول حاکم بر نظریه زمینه ای طی سه مرحله «کدگذاری باز»، «کدگذاری محوری» و «کدگذاری گزینشی» تحلیل و تعداد 153 مفهوم اولیه، 8 مقوله عمده و یک مقوله هسته استخراج شدند. از آن جا که ساختار جمعیتی استان مازندران تحت تأثیر جمعیت مقیم غیر بومی و گردشگران عمدتاً جوان ساختار متفاوتی را به خود گرفته است؛ مدیریت شرایط مذکور در کنار مهاجرپذیری و بالا بودن میزان جمعیت شناور در استان مازندران نیازمند توجه جدی نظام سیاستگذاری اپراتور همراه اول به ابعاد جمعیتی، اقتصادی و فرهنگی مخاطبین همراه اول در این استان است. یافته های بدست آمده حکایت از این دارد که استفاده از استراتژی بازاریابی اجتماعی، با تأکید بر مسئولیت اجتماعی سازمانی، موضوعی است که نیازمند تغییر رویکرد در نظام سیاستگذاری اپراتور همراه اول است. بدین معنا که با تولید و انتشار محتوی مرتبط با الزامات باز توزیع فضایی و جغرافیایی جمعیت، مدیریت مهاجرپذیری استان، رفتار زیست محیطی گردشگران، به توسعه پایدار و تقویت گفتمان پایداری جمعیت کمک کند. پیامد سازمانی چنین استراتژی، برندینگ خدمات همراه اول و نهادینه شدن خدمات آن در افکار عمومی و گروه های مختلف اجتماعی است.
واکاوی زمانی-مکانی تمرکز بارش و پهنه بندی آن در استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحلیل فضایی مخاطرات محیطی سال ۱۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
۱۰۸-۹۵
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی الگوهای مکانی و زمانی تمرکز بارش در استان مازندران می پردازد. لذا داده های بارش هشت ایستگاه هواشناسی در بازه زمانی 2002 تا 2021 مورد استفاده قرار گرفت و برای تحلیل داده ها از شاخص تمرکز بارش (PCI) استفاده شد. نتایج نشان داد بالاترین مقادیر PCI در مناطق غربی استان، به ویژه بابلسر و نوشهر، مشاهده شده که حاکی از تمرکز شدید بارش در فصول مشخصی است. در مقابل، مناطق شرقی استان توزیع یکنواخت تری از بارش را نشان می دهند. علاوه بر این، بررسی نوسانات بین سالانه PCI حاکی از روند افزایشی در برخی ایستگاه هاست که نشان دهنده افزایش تمرکز بارش در سال های اخیر است. تحلیل الگوهای مکانی PCI نیز نشان می دهد که مناطق جنوب غربی و شرقی استان، به دلیل عوامل توپوگرافی و فاصله از دریای خزر، تمرکز نسبی بارش را در ماه های خاصی تجربه می کنند. در مقابل، مناطق شمالی و شمال غربی استان به دلیل تأثیر سیستم های جوی مدیترانه ای و تغییرات اقلیمی اخیر، توزیع نامنظم و فصلی بارش را نشان می دهند. نتایج این پژوهش بر اهمیت در نظر گرفتن تغییرات مکانی و زمانی تمرکز بارش در مدیریت منابع آب و فرایندهای هیدرولوژیکی استان مازندران تأکید دارد. روند افزایشی PCI نشان می دهد که تدوین استراتژی های سازگار برای مقابله با چالش های ناشی از وقوع رویدادهای شدید بارش و دوره های خشک طولانی مدت ضروری است
تحلیل الگوی مکانی- زمانی تصادفات در جاده کندوان با استفاده از روش های آمار فضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اطلاعات جغرافیایی سپهر دوره ۳۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۳۲
85 - 101
حوزههای تخصصی:
احتمال وقوع تصادف در جاده کندوان که به عنوان یکی از زیباترین و شگفت انگیزترین جاده های توریستی کشور شناخته شده است، از دغدغه های مهم مسافران در بازدید از استان مازندران محسوب می شود. در پژوهش حاضر، با استفاده از قابلیت های GIS، الگوی توزیع مکانی– زمانی تراکم تصادفات جاده ای، الگوی توزیع مکانی– زمانی خوشه های تصادفات و سطح معنی داری آماری آنها با استفاده از روش های تخمین تراکم کرنل و تحلیل نقاط حاد مورد بررسی قرار گرفته است. به این منظور، داده های تصادفات جاده ای به وقوع پیوسته دربازه زمانی سال های 1401-1395 که توسط سازمان امداد و نجات جمعیت هلال احمر استان مازندران جمع آوری شده، مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج حاصل از تحلیل توصیفی و آماری تصادفات جاده ای نشان می دهد که در این بازه زمانی، 2084 تصادف درامتداد این جاده به وقوع پیوسته که در آن 9076 نفر مصدوم و 52 نفر فوت شده اند. بیشترین تعداد وقوع تصادفات در سال های 1400 و 1401 بوده که نسبت به تعداد پایین وقوع تصادفات در سال های 1398 و 1399 به دلیل مشکلات مرتبط با بیماری کرونا و منع مسافرت، رشد قابل ملاحظه ای داشته است. علاوه بر این، نتایج حاصل از تابع تخمین تراکم کرنل، نشان دهنده تراکم بالای تصادفات در منطقه های پل زنگوله، تونل کندوان، سیاه بیشه، مجلار، پل اوشن و شاه چشمه در بازه زمانی 1401- 1395 است. همچنین نتایج بدست آمده از تحلیل نقاط حاد نشان می دهد که در منطقه های پل زنگوله، تونل کندوان، مجلار، سیاه بیشه و پل اوشن خوشه های مکانی تصادفات با مقدار میانگین Z-score = 3.12 و سطح اطمینان 90-95 % شناسایی شده اند. نتایج این تحقیق می تواند در جهت شناسایی عوامل مؤثر بر شکل گیری خوشه های مکانی تصادفات و افزایش ایمنی حمل و نقل جاده ای در محور کندوان مورد استفاده قرار بگیرد.
تحلیل انگیزه هدونیک و کاربرد واقعیت مجازی در گردشگری (مطالعه موردی: استان مازندران)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
495 - 513
حوزههای تخصصی:
گردشگران به دنبال تجربه های جدید و متنوع هستند و این تمایل سبب ایجاد مفاهیم جدیدی در زمینه ی گردشگری به نام واقعیت مجازی در گردشگری و گردشگری مجازی شده است. از این رو مطالعه در زمینه ی فن آوری های نوین به ویژه در بحث واقعیت مجازی اهمیت زیادی یافته است. هم چنین شناسایی انگیزه های گردشگران و توجه به خواسته ها و نیازهای آنان به ما در امر برنامه ریزی و بازاریابی کمک شایانی می کند. هدف پژوهش بررسی کاربرد واقعیت مجازی در گردشگری، به لحاظ کاربردی و عملکردی در استان مازندران و هم چنین بررسی انگیزه ی لذت جویانه (هدونیک) در گردشگری است. اطلاعات موردنیاز بر اساس روش اسنادی و میدانی (پرسشنامه) تهیه شده است. جامعه ی آماری این پژوهش جمعی از گردشگران استان مازندران در نظر گرفته شده است. از آنجایی که جامعه ی آماری نامحدود است، حجم نمونه 385 برآورد شده است. نمونه ها به شیوه ی تصادفی انتخاب شدند. داده های گردآوری شده بر اساس روش های آمار توصیفی و استنباطی مورد پردازش قرارگرفته اند. نتایج به دست آمده نشان می دهد که از میان متغیرهای پژوهش متغیر انگیزه لذت جویانه بر رفاه ذهنی تاثیر می گذارد. هم چنین متغیر رفاه ذهنی نیز بر استفاده مداوم تاثیر می گذارد. بنابراین چنانچه انگیزه لذت جویانه در گردشگران تقویت شود، رفاه ذهنی بیشتری برای آنها حاصل می شود. هم چنین هرچه گردشگران در یک مقصد، رفاه ذهنی بیشتری را تجربه کنند، تمایل بیشتری برای تجربه ی مجدد و استفاده مداوم از آن مقصد را دارند. در حالیکه؛ متغیرهای سهولت درک شده گردشگری مجازی، سودمندی درک شده گردشگری مجازی و لذت درک شده گردشگری مجازی بر متغیر رفاه ذهنی تاثیر نمی گذارند.
بررسی شاخصهای زنجیره ارزش صنایع دستی در دهستان عشرستاق شهرستان بهشهر مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زنجیره ارزش صنایع دستی، یک سیستم اقتصادی شامل مجموعه ای از فعالین و فعالیت های تجاری است که کسب وکار آن ها در امتداد یکدیگر، موجب تکامل و تجارت محصول، از تولیدکنندگان ابتدایی به مصرف کنندگان نهایی می شود و برای هر یک از فعالان شبکه، ارزش اقتصادی خلق می کند. از طرفی، صنعت گردشگری نیز به عنوان نزدیک ترین صنعت به صنایع دستی است که می تواند در جهت ایجاد و گسترش بازار صنایع دستی، نقش حیاتی ایفا کند. در این پژوهش مفهوم و روند زنجیره ارزش صنایع دستی در دهستان عشرستاق شهرستان بهشهر استان مازندران، به عنوان نمونه ای از روستاهای با شرایط نسبتاً مشابه به ویژه در مناطق شمالی کشور مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش از طریق توزیع پرسشنامه بین مردم بومی و کارشناسان مربوطه صورت گرفته و تحلیل در SPSS و با آزمون T مستقل تک نمونه ای صورت گرفته است. تحلیل شاخص های زنجیره ارزش صنایع دستی در 7 متغیر نشان می دهد هر 7 متغیر زنجیره ارزش صنایع دستی شامل مصرف کننده، تولیدکننده، تکمیل کننده، خرده فروش، عمده فروش، تامین کننده و تسهیلگر در محدوده موردمطالعه وجود داشته و اثرگذار بوده است. بیشترین میانگین تاثیر را نقش «تسهیلگر» و «خرده فروشی» و کمترین تاثیر نسبی نیز در مولفه «تولیدکننده» و «مصرف کننده» ثبت شده است.
تحلیل مکانی و زمانی اقلیم گردشگری با استفاده از شاخصHCI در استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی و توسعه گردشگری دوره ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۳
197 - 219
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تغییرات اقلیمی، به عنوان یک مسأله جهانی، بر صنعت گردشگری تأثیرگذار است. این پژوهش به بررسی تأثیر تغییرات اقلیمی بر مقاصد گردشگری استان مازندران، با تمرکز بر شاخص های اقلیم سنجی و آسایش گردشگری (HCI) می پردازد. روش شناسی: از تحلیل داده های اقلیمی و شاخص HCI برای بررسی تأثیر تغییرات اقلیمی بر گردشگری استفاده شده است. در بخش تغییر اقلیم نیز از CanESM2 استفاده شد. پژوهش در استان مازندران انجام شده و از داده های هواشناسی بازه زمانی 2000 تا 2024 و پیش بینی های مدل CanESM2 برای سال 2050 استفاده شده است. یافته ها: تغییرات اقلیمی تأثیرات متنوعی بر گردشگری مازندران دارد. مناطق غربی (رامسر، تنکابن، عباس آباد) با حفظ شرایط مناسب، مقاصد پرطرفداری باقی می مانند. درحالی که مدل سازی نشان داد با تغییر در اقلیم مازندران مناطق شرقی و کوهستانی به دلیل کاهش HCI ممکن است با کاهش جذابیت روبه رو شوند. همچنین، افزایش سطح دریا و تغییر الگوهای بارش تهدیدی برای مناطق ساحلی است. نتیجه گیری و پیشنهادات: برنامه ریزی گردشگری در مازندران با توجه به پیش بینی مقادیر بالای HCI تا سال 2050 در مناطق غربی به جذب گردشگر کمک می کند. همچنین، پیشنهاد می شود از مراکز اطلاع رسانی هواشناسی برای آگاهی بخشی به گردشگران استفاده شود. مناطق با HCI پایین تر نیز با بهبود زیرساخت ها می توانند جذابیت بیشتری پیدا کنند. نوآوری و اصالت: این پژوهش با ترکیب داده های تاریخی و پیش بینی شده اقلیمی (مدل CanESM2)، تأثیرات تغییرات اقلیمی را تا سال 2050 تحلیل کرده و راهکارهای مدیریتی برای صنعت گردشگری ارائه داده است.
بازنمایی ارزش های اخلاقی- معنوی در سریال پایتخت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
215 - 243
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق بازنمایی بازنمایی ارزش های اخلاقی-معنوی در سریال پایتخت و در سکانسهای منتخب ازاین مجموعه بوده است. به این منظور از روش نشانه شناسی جان فیسک بهره برده و براساس واحد تحلیل که سکانسهای منتخب (16 سکانس انتخاب شده) که به صورت هدفمند انتخاب و تحلیل شدند. سبک زندگی، شیوه زندگی طبقات و گروه های اجتماعی مختلف جامعه است که در آن، افراد جامعه با پیروی از الگوهای رفتاری، باورها، هنجارها و ارزش های اجتماعی یا انتخاب نهادهای فرهنگی و منزلتی خاص، تعلقات خود را نسبت به آن هویدا می کنند. سبک زندگی وابسته به انتخاب، انتخاب نیز وابسته به اطلاعات و اطلاعات، محصول فرآیند ارتباطات است. رسانه ها با اطلاعات خود بر ارزش ها، نگرش ها، آرزوها، انتخاب ها و رفتار های ما در سبک زندگی اثر می گذارند. تلویزیون با کارکرد سرگرمی و تفریح در بیشتر سریال های نمایشی به تولید منش و رفتار در سنین مختلف می پردازد. با توجه به سبک زندگی اسلامی ما ایرانیان، دین اسلام به عنوان یک ایدئولوژی، ارائه دهنده کامل ترین سبک زندگی بشریت است و احکام و دستورهای آن، حوزه های فردی، خانوادگی و اجتماعی را دربرمی گیرد. بنابراین، تولید سبک زندگی اخلاقی در سریال های خانوادگی تلویزیونی، ضرورتی اساسی برای نهادینه کردن ارزش های اخلاقی-معنوی. این مقاله درصدد بیان این مطلب است که تلویزیون با سریال های نمایشی و سبک زندگی معنوی بر آمده از دین به صورت غیر مستقیم، ولی مؤثر می تواند با کارکرد سرگرمی آشکار و آموزشی تربیتی پنهان، ارزش های دینی و اخلاقی را به مخاطبان عرضه دارد و نیاز معنوی انسان معاصر را بر آورده سازد. نتایج تحقیق نشان داد که مجموعه ای از دلالت های اخلاقی-معنوی در این سریال مثل توجه به خانواده، رعایت شان بزرگتر، توجه به نمادهای و ارزش های فرهنگی مثل لهجه و گویش، لباس، موسیقی و... مورد توجه بوده است. بطور کلی سریال پایتخت ایدئولوژی خانواده صمیمی و اخلاق محور را بازنمایی و برساخته های این نظام خصلتی طبیعی می بخشد هرچند بر بحث توجه به قومیت خصوصا در گویش دارای ضعف است.
بررسی رابطه سایبرلوفینگ و عملکرد شغلی کارکنان ادارات ورزش استان مازندران
منبع:
فناوری اطلاعات و ورزش دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱
138 - 157
حوزههای تخصصی:
درسال های اخیر، فناوری با سرعت بیشتری در حال رشد است.سازمان ها در حال حرکت به سمت دیجیتالی شدن هستند؛ بنابراین، استفاده از اینترنت را در محل کار خود افزایش می دهند. در این رابطه، پدیده ای چالش برانگیز به نام سایبرلوفینگ یا پرسه زنی اینترنتی به وجود آمده است که در محیط کار به شدت در حال افزایش است. این ویژگی ها سوال جالبی را در رابطه با چگونگی استفاده از رسانه های اجتماعی توسط افراد مختلف و چگونگی تأثیر این کاربردها بر عملکرد شغلی ایجاد می کند. مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه سایبرلوفینگ و عملکرد شغلی کارکنان ادارات ورزش استان مازندران انجام شد. روش پژوهش همبستگی بود و جامعه آماری آن را کلیه کارکنان ادارات ورزش استان مازندارن در سال 1399 که در مجموع 271 نفر بودند، تشکیل دادند. از بین این افراد، نمونه ای به حجم 156 نفر طبق فرمول کرجسی مورگان با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شد و با استفاده از پرسشنامه های سایبرلوفینگ اسکیو و مقیاس عملکرد شغلی پاترسون مورد ارزیابی قرار گرفتند.داده های پژوهش با استفاده از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه از طریق نرم افزار SPSS-22 تجزیه و تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که بین تمام ابعاد سایبرلوفینگ و تمام ابعاد عملکرد شغلی کارکنان ادارات ورزش استان مازندران ارتباط منفی و معنی داری وجود دارد (05/0>sig). نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که سایبرلوفینگ و مولفه های آن به طور معناداری قادر هستند 3/41 درصد از عملکرد شغلی کارکنان ادارات ورزش استان مازندران را پیش بینی کنند.نتایج پژوهش حاضر نشان دادکه سایبرلوفینگ در عملکرد شغلی کارکنان ادارات ورزش استان مازندران موثر است
بلوغ حکمرانی داده در کتابخانه های دانشگاهی استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۷ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۲۴)
353 - 368
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر بررسی سطح بلوغ کتابخانه های دانشگاهی استان مازندران به منظور ارتقاء سطوح بلوغ و بهبود وضعیت می باشد. روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی 10 نفر از خبرگان و در بخش کمّی 210 نفر از کارشناسان و کتابداران کتابخانه های دانشگاهی بودند. داده ها از طریق پرسش نامه محقق ساخته با 105 سوال استخراج گردید و با استفاده از نرم افزار اس. پی. اس. اس.[1] و تحلیل عاملی تأییدی، تحلیل شده و برای رسیدن به مدل معادلات ساختاری، از نرم افزار Smart PLS استفاده گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کندال، تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تاییدی و معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: براساس یافته های پژوهش و بررسی کدها و رتبه بندی شاخص های پژوهش، کد سیستم های سخت افزاری و نرم افزاری در رتبه اول قرار دارد که بیانگر اهمیت سیستم های سخت افزاری و نرم افزاری بوده و از شرایط لازم در بلوغ کتابخانه های دانشگاهی می باشد. نظام های اطلاعاتی، کاربران و کیفیت داده، مجموعه سازی و سازماندهی، مدیریت، اینترنت و شبکه، سازمان و کارکنان به ترتیب در اولویت های بعدی اهمیت قرار دارند. نتیجه گیری: براساس یافته ها سطح بلوغ کتابخانه های دانشگاهی استان مازندران در سطح 2 قرار داشته و تا رسیدن به سطح ایده آل (سطح 5) فاصله نسبتاً زیادی دارند.
جستاری بر مفهوم معماری بومی مازندران در دورۀ معاصر؛ نمونۀ موردی: شهر ساری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ مرداد ۱۴۰۴ شماره ۱۴۶
27 - 36
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: پیدایشِ معماریِ بومی، خروجی کالبدی تعامل مؤلفه های جغرافیایی با مؤلفه های انسانی هر بوم است. در دوران سنتی، این تعامل، در یک فرایند تکاملی به پیش می رفت؛ اما با گذار از سنت به مدرنیته، این پیشرفت، دچار تحول شد. مؤلفه های سازنده بوم چیست و چگونه در دوره های مختلف بر شکل گیری معماری بومی استان مازندران تأثیر می گذارند؟هدف پژوهش: شناسایی مؤلفه های سازنده بوم و تأملی بر مفهوم معماری بومی خطه مازندران در دوره معاصر، هدف این پژوهش است. در این راستا، استخراج معیارها و زیرمعیارهای مؤثر بر پیدایش مصادیق کالبدی معماری بومی، اهداف فرعی بوده است.روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و با انتخاب شهر ساری به عنوان نمونه موردی، به شیوه تاریخی-تحلیلی انجام شده است. از فراترکیب ادبیات موضوع در بستر نرم افزار 20 MaxQDA برای شناسایی معیارها و زیرمعیارهای مؤثر بر پیدایش معماری بومی و از مقایسه زوجی، برای محاسبه وزن زیرمعیارها استفاده شده است. با نمونه گیری هدفمند و انجام مطالعات اسنادی و مشاهدات میدانی، مفهوم معماری بومی معاصر در خطه مازندران با بهره برداری ترکیبی از رویکردهای تحلیل درون سامانه ای و برون سامانه ای تشریح شده است.نتیجه گیری: نتایج پژوهش به شناسایی 43 زیرمعیار سازنده بوم ذیل 5 معیار در خوشه جغرافیایی و 7 معیار در خوشه انسانی منتج شده است. در نتیجه تحلیل های درون سامانه ای محله آب انبار نو در زمان خود 66. 628 امتیاز و محله بخش هشت در دوره معاصر 66 .197 امتیاز کسب کرده است. مقایسه برون سامانه ای این دو محله نشان داده که ناسازگاری مصادیق کالبدی دوره معاصر شهر ساری در 21 زیرمعیار از 43 زیرمعیار سازنده بوم از جمله زیرمعیارهای بارش و رطوبت، تابش و دما، وزش باد و تهویه و... از خوشه معیارهای جغرافیایی و زیرمعیارهای عادات و هنجارها، عرف و اخلاق، آداب و رسوم و... از خوشه معیارهای انسانی موجب ناهماهنگی معماری این دوره با مؤلفه های معماری بومی شده است.
تأثیر دقت مکانی مدل های رقومی ارتفاع (DEM) بر عملکرد هیدروگراف واحد لحظه ای نش و روسو (مطالعه موردی: حوزه آبخیز معرف کسیلیان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استفاده از مدل رقومی ارتفاع (DEM)، استخراج خصوصیات فیزیوگرافی مورد استفاده در مدل های هیدروگراف واحد لحظه ای نش و روسو را میسر می سازد. بنابراین دقت مکانی مدل رقومی ارتفاع بر عملکرد مدل های هیدروگراف واحد لحظه ای نش و روسو موثر می باشد. لذا پژوهش حاضر با هدف ارزیابی تاثیر مدل های رقومی ارتفاع شامل ALOS PALSAR، ASTER، SRTM و GTOPO به ترتیب با دقت 5/12، 30، 90 و 1000متر و مدل رقومی ارتفاع حاصل از نقشه توپوگرافی (TOPO)سازمان زمین شناسی با مقیاس 1:25000 و دقت 10 متر در مدل های نش و روسو در حوزه آبخیز کسیلیان انجام شد . مواد و روش ها حوزه آبخیز کسیلیان به مساحت حدود 43/66 کیلومترمربع در جنوب شرق استان مازندران در عرض شمالی ´´30 ˊ 58° 35تا ´´15 ˊ07 °36 و طول شرقی ´´44 ˊ08 °53 تا ´´42 ˊ15 °53 است. این حوضه بر اساس طبقه بندی اقلیمی دومارتن دارای آب و هوای مرطوب است و بارندگی متوسط منطقه 4/783 میلی متر می باشد.خصوصیات فیزیوگرافی شامل نسبت های هورتونی برای هر DEM محاسبه شد. در نهایت ابعاد هیدروگراف واحد لحظه ای بر اساس مدل های نش و روسو برای 64 واقعه بارش-رواناب و پنج DEM مختلف تخمین زده شد. نتایج و بحث نتایج نشان داد با کاهش دقت DEM تکامل شبکه آبراهه از دست می رود به نحوی که حداکثر رتبه آبراهه در مدل های TOPO وPALSAR ALOS برابر با شش، و در ASTER تعداد آن به پنج کاهش یافت. تنها درSRTM و GTOPO تعداد رتبه های آبراهه به طور قابل ملاحظه ای به سه تقلیل پیدا کرد. پارامتر های n و k به عنوان مولفه های موثر در مدل های نش و روسو هستند که در مدل نش میزان n در DEMهای مختلف اختلاف معنی داری نداشت. اما مقدار k با کاهش دقت DEM از 35/1 به 64/1 افزایش یافته است. در برآورد پارامتر n به روش روسو، روند ثابتی در مدل های رقومی ارتفاع دیده نمی شود به طوری که در TOPO، ALOS PALSAR و ASTER حدود شش به دست آمد. در حالی که در SRTM، سه و در GTOPO، چهار برآورد شد و پارامتر k برای هر رویداد متفاوت و مقدار آن در DEMهای مختلف متفاوت بوده است. در حجم رواناب برآوردی روش نش، کمترین و بیشترین متوسط درصد خطای نسبی به ترتیب مربوط به مدل هایTOPO و GTOPO با مقادیر 72/10 و 01/11درصد می باشد. در ارتباط با حجم رواناب تخمینی روش روسو، مقدار متوسط درصد خطای نسبی در سه مدل TOPO، ALOSPALSAR و ASTER تقریباً مشابه به دست آمده است. در حالی که میزان خطا در SRTM و GTOPO بیشتر از سایر مدل های رقومی ارتفاع برآورد شده است. درواقع به دلیل توانایی مشابه استخراج خصوصیات فیزیوگرافی حوضه از این سه مدل ، نتایج نزدیک به هم به دست آمده است. البته باید بیان نمود که با تفاوت کم، کمترین میزان خطا در تخمین حجم رواناب مربوط به مدل TOPO است. نتیجه گیری مدل رقومی ارتفاع ASTER با دقت پایین تر نسبت به TOPO وPALSAR ALOS شبکه آبراهه قابل قبولی را ارائه داده است. هرچند SRTM و GTOPO شبکه آبراهه مطلوبی را ارائه نداده اند. به طور کلی با افزایش قدرت تفکیک مکانی DEM تراکم شبکه آبراهه مطلوب تر می شود اما آبراهه اصلی در DEM های با دقت کمتر تا حدودی توسعه یافته است. با تخمین صحیح مقادیر n و k در روش نش و روسو می توان کارایی هر دو روش را در مدل سازی فرآیند بارش-رواناب افزایش داد. روش های متفاوتی جهت تخمین مقادیر n و k ارائه شده است که در پژوهش حاضر به منظور بررسی اثر مدل های رقومی مختلف در روش نش، از بین روش های مختلف تخمین پارمترهای آن از روش تجربی استفاده شده است. در روش تجربی خصوصیات فیزیوگرافی حوزه آبخیز از جمله شیب، طول آبراهه اصلی و مساحت حوضه نقش اصلی را در تخمین دبی اوج ایفاء می کنند. در ارتباط با تخمین دبی اوج، مدل نش و در تخمین حجم رواناب مدل روسو با استفاده از مدلTOPO عملکرد بهتری داشت. درواقع می توان بیان نمود که تخمین دبی اوج در روش نش بر اساس روش تجربی، در این حوزه آبخیز نتایج قابل قبولی را ارائه داده است. با توجه به ضرورت برآورد دبی اوج در تعیین ابعاد هیدروگراف واحد لحظه ای در حوزه آبخیز به منظور شبیه سازی دقیق و کنترل سیلاب های آتی، استفاده از نتایج پژوهش حاضر می تواند کمک شایانی نماید.
تحلیل مورفومتریک مخروط افکنه ها در مناطق پایکوهی البرز شمالی، مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مخروط افکنه ها یکی از مهم ترین لندفرم های رسوبی رودخانه ای هستند که عمدتاً در محل خروج از کوهستان تشکیل می شوند. عوامل متعددی در شکل گیری و تکامل این اشکال نقش دارند. تحقیق حاضر، با هدف ارزیابی مورفومتری مخروط افکنه ها در پایکوههای البرز شمالی (مازندران)، بررسی عوامل مؤثر در تشکیل آنها و مقایسه آنها با مخروط افکنه های سایر مناطق ایران انجام شدهاست. در ابتدا محدوده مخروط افکنه ها با استفاده از شاخص MRVBF شناسایی شد و سپس با استفاده از شکل منحنی تراز حاصل از مدل ارتفاعی رقومی با قدرت تفکیک 5/12 متر تعیین حدود شدند. پارامترهای مساحت، طول، شیب، حجم و زاویه جاروب مخروط ها اندازه گیری شدند. مقادیر خصوصیات هندسی حوضه های آبریز بالادست، درصد پوشش جنگلی و مقاومت لیتولوژیکی آنها با استفاده از آنالیز مؤلفه های اصلی (PCA) مورد تحلیل قرار گرفتند. تعداد 45 مخروط افکنه با مساحت های 2/0 تا 370 کیلومتر مربع مورد ارزیابی قرار گرفتند. تحلیل رگرسیونی متغیرهای مختلف بیانگر نقش پارامترهای مساحت، طول و درصد پوشش جنگلی حوضه در تخمین ابعاد مخروط افکنه شامل مساحت، طول، شیب و حجم با ضریب تبیین بالا است. بر اساس این ویژگیها، مخروط ها در سه دسته گروه بندی شدند. مقایسه ویژگیهای هندسی مخروط افکنه های البرز شمالی با سایر مناطق کشور نشانمیدهد که مساحت این مخروط ها نسبت به سایر مناطق کشور 3 تا 4 برابر کوچکتر و شیب مخروط ها 2/1 تا 6/1 برابر کمتر است. علاوه بر خصوصیات هندسی حوضه های آبریز، درصد پوشش جنگلی و پهنای دره در قسمتهای انتهایی حوضه هم در ابعاد مخروط افکنه ها نقش داشته اند.
تاثیر ابعاد سرمایه انسانی بر رعایت هنجارهای اخلاقی از سوی گردشگران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرمایه انسانی در نیروی پلیس نقشی کلیدی در تقویت هنجارهای اخلاقی ایفا می کند، به ویژه در مناطق گردشگری که تعاملات فرهنگی و اجتماعی پیچیده است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر ویژگی های اخلاقی، روان شناختی، مهارت های حرفه ای و دانش نیروی پلیس بر رعایت هنجارهای اخلاقی از سوی گردشگران در شهرهای ساحلی استان مازندران انجام شده است. این پژوهش از نوع کمی و اثبات گرا بوده و جامعه هدف شامل 126 مدیر و افسر پلیس فرماندهی انتظامی استان مازندران بود که 100 نفر به روش تصادفی انتخاب شدند. در این پژوهش برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های صادق حسنی و همکاران (1402) و میرزاخانى و همکاران(1398) استفاده شد. با نظر استاد راهنما و سایر اساتید دانشگاه آشنا به موضوع پژوهش، اعتبار (روایی) پرسشنامه مورد تایید قرار گرفت. همچنین پایایی با استفاده از ضریب آلفا کرونباخ مورد تایید قرار گرفته است. تحلیل داده ها نشان داد که ویژگی های اخلاقی پلیس، مهارت های حرفه ای و ویژگی های روان شناختی تأثیر معناداری بر رعایت هنجارهای اخلاقی از سوی گردشگران دارند. در مقابل، دانش پلیس تأثیر معناداری نداشت. سرمایه انسانی پلیس، به ویژه ویژگی های روان شناختی و مهارت های حرفه ای، می تواند نقش مهمی در ارتقای رعایت هنجارهای اخلاقی از سوی گردشگران ایفا کند. این تحقیق از اولین مطالعاتی است که به بررسی تأثیر سرمایه انسانی پلیس بر رعایت هنجارهای اخلاقی از سوی گردشگران در ایران می پردازد و بینشی نو برای ارتقای گردشگری اخلاقی و تعاملات مثبت میان گردشگران و جوامع میزبان فراهم می کند.