مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳۸٬۳۴۱ تا ۱۳۸٬۳۶۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
مأموریت اساسی دانشگاه فرهنگیان؛ تربیت معلمان فکورو کنشگر است. استراتژی پژوهش حاضر شناسایی و بازنمایی کیفی-شیوه های نوین در آموزش و پژوهش و رونمایی چالش ها و موانع موجود در اشاعه و ترویج این شیوه ها درگرایش و نگرش مدرسان آن است. این پژوهش از نوع توصیفی بوده وبا رویکرد کیفی و بهره گیری ازروش مطالعه پدیدارشناسی، اجرا شد. انتخاب نمونه با الهام ازنظریه «داده بنیاد» استراوس و گلیسربا روش نمونه گیری هدفمند تا به اشباع رسیدن داده های پژوهش ادامه پیدا کرد. جامعه پژوهش شامل کلیه مدرسان دانشگاه فرهنگیان استان گلستان در سال تحصیلی 99- 98می باشند که تعداد 20نفرازاستادان(رسمی-پیمانی- آزمایشی، مأمورو مدعو) رشته های مختلف به عنوان نمونه با انتخاب دانشجویان و به کمک فرم مشاهده آموزش برگزیده شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با پرسش-های باز و استاندارد شده بود و داده های حاصله طی مراحل سه گانه کدگذاری نظریه داده بنیاد تحلیل وطبقه بندی شد. و در نهایت تحلیل داده ها نشان داد که مهمترین چالش های استادان در پیشبرد شیوه های نوین در آموزش و پژوهش در سه حیطه ویژگی های استادان، انتظارات دانشجویان و تعامل بین استاد و دانشجو توصیف شد.. که تأمل و تفحص پژوهشگران، سیاستگزاران و برنامه ریزان آموزشی را می طلبد تا چالش های متفاوت و متنوعی را که بر هر یک از این جنبه ها مترتب است با اتخاذ رویکرد سیستمی وهمسونگر به عوامل پدیدآورنده آن، امکان اجرای شیوه های نوین در آموزش و پژوهش را در این دانشگاه نوپا و مأموریت گرا، به نحو مطلوب فراهم سازند.
اجتهاد تمدنی؛ منطق فهم دین در مقیاس تمدن سازانه (چیستی، امکان و چگونگی)(مقاله پژوهشی حوزه)
هدف نگارنده در این مقاله، دستیابی به روشی استنباطی مبتنی بر مکتب اجتهاد جواهری، برای اکتشاف نظر شارع درباره ساختارها و فرایندهای لازم در تحقق یک تمدن است. در این مقاله، پس از مفهوم شناسی «تمدن» و «اجتهاد»، به چیستی اجتهاد تمدنی پرداخته شده است که دال مرکزی آن «استنباط فرایندها» از ادله است و تمایز آن با عناوین مشابهی مانند فقه حکومتی و فقه نظام ارائه شده است. سپس با استفاده از تعمیم متعلَّق حکم از «فعل جوارحی مکلف فردی» به «کلیه فعل و انفعالات و تغییرات حاصل از ساختارها و فرایندها» و تعمیم کارکرد «حجیت» از «مُعذّریّت و مُنجّزیت» به «مَدرکیت»، اثبات شده است که اجتهاد به فقه موجود اختصاص ندارد و می تواند فهم از گزاره های توصیفی و اخلاقی را هم در مقیاس خرد و هم مقیاس کلان مدیریت کند. در انتهای مقاله نیز به چگونگی اجتهاد تمدنی، با استفاده از ابزار «وضع الفاظ برای ارواح معانی» و ابزار «منطق سیستم ها» در جمع میان ادله پرداخته شده و نمونه ای از این عملیات نیز ارائه شده است.
ارزیابی عملکرد پروژه های عمرانی بر اساس موانع اجرایی شناسایی و خوشه بندی شده با استفاده از تحلیل پوششی داده ها مورد مطالعه: امور اجرایی بنیاد مسکن استان چهار محال و بختیاری
حوزههای تخصصی:
هدف: ارزیابی عملکرد پروژه های عمرانی بر اساس موانع اجرایی شناسایی و خوشه بندی شده با استفاده از تحلیل پوششی داده ها روش شناسی: این پژوهش با بررسی مطالعات پیشین به شناسایی موانع اجرایی پروژه های عمرانی پرداخته است. شناسایی موانع اجرایی پروژه های عمرانی این امکان را فراهم می کند تا میزان اهمیت و عملکرد هر یک از این موانع با استفاده از پرسشنامه دوسویه در زمان اجرای پروژه بررسی شود. این پژوهش اطلاعات گردآوری شده از طریق پرسشنامه دوسویه را خوشه بندی نموده است. استفاده از خوشه بندی برای سهولت در حل مدل تحلیل پوششی داده ها انجام گرفته است. ارزیابی عملکرد نحوه اجرای هر یک از پروژه های موردمطالعه با استفاده از روش تحلیل پوششی داده ها انجام گرفت. یافته ها: دراین پژوهش پروژه های واحد موردمطالعه با استفاده از پرسشنامه موانع اجرایی پروژه های عمرانی مورد ارزیابی قرار گرفتند و پروژه های کارا و ناکارا واحد موردمطالعه مشخص شدند. اصالت/ارزش افزوده علمی: این پژوهش قادر است با شناسایی موانع اجرایی پروژه های عمرانی، اطلاعات کامل تری از نحوه عملکرد اجرای پروژه های عمرانی ارائه نماید. با استفاده از این اطلاعات دقیق می توان میزان موفقیت پروژه ها را نسبت به یکدیگر سنجید و تصمیم گیری راحت تری برای پوشش نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت ارائه نمود. این پژوهش در حالی به ارزیابی عملکرد پروژه های عمرانی می پردازد که اطلاعاتی از موانع اجرای این پروژه ها در دست دارد. به این ترتیب ارزیابی عملکرد منجر به ایجاد نتایج مطلوب در اجرای پروژه های آتی خواهد شد.
ارزیابی حساسیت متغیرهای معماری ساختمان های بلندمرتبه در عملکرد حرارتی و مصرف انرژی در اقلیم های گوناگون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری اقلیم گرم و خشک سال هشتم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۲
244 - 263
حوزههای تخصصی:
رشد سریع جمعیت منجر به افزایش نیاز به ساخت ساختمان های جدید می شود. با توجه به محدودیت زمین های شهری، ناگزیر ساختمان های بلند توسعه پیدا خواهندکرد. متغیرهای زیادی از جمله مشخصات معماری ساختمان بر میزان نیاز انرژی ساختمان و تامین آسایش حرارتی کاربران تاثیر گذارند. در این پژوهش بهینه سازی متغیرهای معماری به منظور تامین حداقل مصرف انرژی و حداکثر آسایش حرارتی با دو روش تحلیل پارامتریک و الگوریتم ژنتیک در سه اقلیم تهران، بندرعباس و تبریز بررسی شده است. همچنین حساسیت نتایح به دست آمده نسبت به تراکم بافت شهری ارزیابی شده است. نتایج نشان داده اند که در روش پارامتریک ساختمانی با فرم مستطیل در جهت گیری جنوبی با 40% سطح پنجره در دو شهر تهران و تبریز مناسب است. از طرف دیگر تنها در شهر بندرعباس تراکم بافت شهری زیاد در هر دو بخش انرژی وآسایش مناسب است و در دو شهر تهران و تبریز تراکم بافت شهری کم به عنوان الگوی شهری برگزیده انتخاب می شود. متغیرهای معماری: درصد پنجره، ساختار پنجره، فرم ساختمان به ترتیب با 4/15، 9/9 و 8/8 (درصد) بیشترین میزان حساسیت را با استفاده از روش پارامتریک در بخش انرژی نمایش داده اند. این در حالی ست که در بخش بهینه سازی مصرف انرژی، شهرهای تهران، بندرعباس و تبریز به ترتیب با میزان 16، 6 و 23 (درصد) حساسیت در متغیرهای معماری در روش الگوریتم ژنتیک را نشان می دهند. با بررسی هر دو روش بهینه سازی، الگوریتم ژنتیک نسبت به پارامتریک در بخش ارزیابی مصرف انرژی و عملکرد حرارتی دارای شاخص حساسیت بالاتر به میزان 9.4 و 23.3 درصد به ترتیب است. از طرف دیگر روش پارامتریک با ایجاد روندی مرحله به مرحله، نتایج تصمیمات طراح را در گام های نخستین از وضعیت حرارتی و مصرف انرژی به واسطه ی تغییر در هر یک از متغیر های معماری ساختمان آشکار می سازد.
بررسی تطبیقی نظریه دوگانه انگاری نوخاسته(هسکر) و حدوث جسمانی نفس(صدرالمتالهین) در نحوه تعلق یا تکون نفس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات فلسفی سال دهم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲۴
289 - 313
حوزههای تخصصی:
دوگانه انگاری نوخاسته از جمله دیدگاه های معاصر در فلسفه ذهن است که طی عطف توجه دوباره به مبحث نوخاستگی در دهه های اخیر مطرح شده است. ویلیام هسکر، مبدع این نظریه درخصوص رابطه نفس و بدن، تا حدود زیادی از سایر دیدگاه های موجود در فلسفه ذهن معاصر که عموماً به تحویل امور ذهنی به امور فیزیکی و نهایتاً فیزیکالیسم منجر می شود، فاصله می گیرد و به نظریه حدوث جسمانی نفس در حکمت متعالیه نزدیک می گردد. یک نظریه کارآمد درباره نفس باید به دو مسئله پاسخ دهد: مسئله جفت شدن یا تعلق و مسئله تداوم نفس پس از مرگ بدن. دوگانگی نوخاسته به برآمدن امری نوخاسته از امری پایه با ویژگی های ذهنی و غیر قابل تحلیل به امر مادی معتقد است که هویت مستقل واقعی دارد. اگرچه در نحوه تعلق یا تکون نفس قرابت هایی میان نظر هسکر و صدرالمتالهین وجود دارد، اما نحوه بیان و بسترسازی در حکمت متعالیه با دوگانگی نوخاسته متفاوت است به طوری که موضع آن دو را در مسئله بقای نفس با یکدیگر متفاوت می سازد.
چهارچوب های حقوقی حفظ امنیت پردازش داده های خصوصی (مطالعه ای تطبیقی در حقوق ایران و اتحادیه اروپا)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حقوق اسلامی سال هفدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۶۶
209 - 232
حوزههای تخصصی:
ابداع ابزارهای اینترنت اشیا، علی رغم برخورداری از کاربردهای فراوان در صنعت و تجارت، چالشهایی را نیز پیش روی نظامات حقوقی قرار داده است. یکی از مهمترین این چالشها، حفظ امنیت پردازش داده های خصوصی می باشد. سوال اصلی پژوهش حاضر این است که چه چارچوب های حقوقی در جهت حفاظت از اطلاعات خصوصی اشخاص در پردازش داده های خصوصی توسط شرکت های فراملی در حقوق ایران و اتحادیه اروپا موجود بوده و حقوق ایران در برابر خلاء های موجود باید چه سیاستگذاری های تقنینی و اجرایی را در پیش گیرد؟ مهمترین چارچوب های حقوقی موجود اعطای مجوز فعالیت به کنترل کنندگان ابزارهای اینترنت اشیا و پردازندگان این اطلاعات، تعیین حدود و کیفیت عملکرد این نهادها در مواجهه با اطلاعات خصوصی اشخاص، نظارت بر عملکرد نهادهای مذکور و پیاده سازی سازوکار انعقاد قراردادهای پردازش در بسترهای نامتمرکز می باشد. البته دراین زمینه حقوق ایران نیازمند تصویب قوانین کارآمد در خصوص مکانیسم پردازش داده های خصوصی، تخصیص مجوز به کارگیری امضائات دیجیتالی، اعتبارسنجی و سازوکار تبادل ارزهای مجازی و پیش بینی مراجع صلاحیت دار نظارتی می باشد.
تدوین واعتباریابی مدل فرایند ارزشیابی ارتقاء وترفیع اعضای هیأت علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی سال ۲۷ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
253 - 276
حوزههای تخصصی:
فرایند کنونی ارزشیابی ارتقاء و ترفیع اعضای هیأت علمی با ادبیات آموزش عالی وتجربه های دانشگاه های برترجهان همسویی ندارد. لذا این پژوهش با هدف تدوین و اعتبا ریابی فرایند ارزشیابی ارتقاء و ترفیع اعضای علمی انجام شد. ابتدا با استفاده از مطالعه تطبیقی، فرایند ارزشیابی در دانشگاه های برترجهان وایران مقایسه شد. بر اساس یافته های مطالعه تطبیقی و ادبیات پژوهش مدل اولیه تدوین شد. در بخش پیمایشی براساس یافته های مطالعه تطبیقی پرسشنامه محقق ساخته تدوین شد. روایی محتوای پرسشنامه از طریق متخصصان و پایایی آن با روش بازآزمایی بررسی و تأیید شد. جامعه آماری بخش مطالعه تطبیقی اسناد و مدارک فرایند ارزشیابی دانشگاه های برترجهان بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند وجامعه آماری بخش پیمایشی پژوهش اعضای علمی دانشکده های علوم انسانی و اجتماعی بودند که با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. نتیجه مطالعه تطبیفی نشان داد که در اکثر دانشگاه های برتر مورد مطالعه چند نکته برجسته است1) نقش اساسی نهادهای درون دانشگاهی در ارزشیابی اعضای علمی2) انتخاب بهترین منبع ارزشیابی و تأکید بر ارزشیابی عمیق3) اهمیت شفافیت و پاسخگویی در ارزشیابی. نتایج بخش کمی پژوهش نشان داد که ازدیدگاه اعضای علمی اقداماتی مانند ارزشیابی عمیق پژوهش، بررسی دقت و عدالت در ارزشیابی به وسیله کمیته دانشگاه، فرصت فرجام خواهی بعد ازارزشیابی به وسیله هریک ازکمیته ها بیش ترین ضرورت را به ویژه در ارزشیابی ارتقاء دارند. برای فرایند ارزشیابی ارتقاء فعلی پیشنهاد می شود1)تخصصی تر کردن مراحل ارزشیابی کیفیت با اقداماتی مانند افزایش نقش گروه های علمی در فرایند و تعیین ملاک های ارزشیابی2) شفاف سازی درمورد مرجع نظارت کننده برکمیته های ارزشیابی3)افزایش شفافیت و پاسخگویی ارزشیابی با اضافه کردن اقداماتی مانند ارائه گزارش تفضیلی از چگونگی ارزشیابی و دلایل رد و قبول متقاضی به کمیته های ارزشیابی بالاتر و متقاضی.
واکاوی و شناسایی متغیرهای تأثیرگذار در نقض علائم تجاری در حوزه تجارت الکترونیک ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
امروزه رقابت در تجارت به استفاده هر چه بیشتر کسب وکارها از حوزه الکترونیک منجر شده است. کسب و کارها در محیط وب با علامت تجاری خاص خود فعالیت می کنند. علامت تجاریِ هر کسب و کار آن را از سایر کسب و کارها مشابه متمایز می کند. این تمایز نتیجه حفاظت از کسب و کار دربرابر کپی برداری از فعالیت هایش است. در این میان، مسائل و مشکلات مربوط به علائم تجاری کسب و کار را تهدید می کند. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی متغیرهای تأثیرگذار در نقض علائم تجاری در حوزه تجارت الکترونیک است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی است و از نظر پارادایم در گروه تحقیقات کیفی قرار می گیرد و از نظر روش شناسی، از روش تحقیق گراندد تئوری (نظریه بنیادی) استفاده شده است. جامعه مطالعه شده را خبرگان در حوزه کسب و کار و حقوق دانان در استان کرمانشاه دربر می گیرند. برای انتخاب اعضای جامعه تحقیق، نخست از روش نمونه گیری هدفمند و در ادامه از روش گلوله برفی استفاده شده است. شمار مشارکت کنندگان در پژوهش، با استفاده از شاخص رسیدن به اشباع نظری، چهارده نفر بوده است. یافته های پژوهش نشان دهنده دو مقوله اصلی حاصل از خرده مقولات در نقض علائم تجاری در حوزه تجارت الکترونیک است که شامل حوزه قانونی و حوزه کسب و کار است. مقولات حوزه کسب و کار ۱۳ مورد است. آنچه از یافته های پژوهش حاصل می شود نشان دهنده شکاف و خلأ عمیق در قانون تجارت الکترونیک در حوزه علائم تجاری است. این خلأ زمینه ساز نقض علائم تجاری است و کسب و کارهای حوزه تجارت الکترونیک را تحت تأثیر قرار می دهد. فقدان تعریفی شفاف از قوانین تجارت الکترونیک در ایران و ابهام در قوانین موجود، خود بزرگ ترین عامل در نقض علائم تجاری است. درنتیجه آنچه واضح است، لزوم طراحی دوباره قانون تجارت الکترونیک در ایران و افزودن موارد اساسی در حوزه علائم تجاری به آن و در نهایت نظارت بر اجرای دقیق قوانین و حفظ امنیت کسب و کارها فعال در این حوزه است.
ﺑﺮرﺳی نقشکﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪﻫﺎى ﻋﻤﻮﻣی منطقه آزاد ماکو در ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻓﺮهنگ ارتباط آن منطقه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
دانش شناسی سال سیزدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۵۰
64 - 75
هدف: ترویج و گسترش فرهنگ یکی از وظایف کتابخانه های عمومی هست و از این رو ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ به ﺑﺮرﺳی تاثیر و نقشکﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪﻫﺎى ﻋﻤﻮﻣی منطقه آزاد ماکو در ﺗﻮﺳ ﻌه ﻓﺮﻫﻨ گ ارتباط آن منطقه پرداخته است. روش پژوهش: از نوع کاربردی می باشد که به روش پیمایشی- توصیفی انجام شده است. برای گردآوری داده ها و با هدف پاسخگویی به سؤالات پژوهشی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. ﺣﺠﻢ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺑﺮ اﺳﺎس ﺟﺪول اﻧﺪازه ﺟﺎﻣﻌﻪ و ﻧﻤﻮﻧﻪ کﺮﺟﺴی و ﻣﻮرﮔﺎن ﺗﻌﺪاد 357 ﻧﻔﺮ ﺗﻌییﻦ ﺷﺪ. ﺑﺮاى ﺳﻨﺠﺶ روایی از روایی ﻣﺤﺘﻮایی و ﻧﻈﺮ 5 ﻧﻔﺮ ﻣﺘﺨﺼﺺ اﺳﺘﻔﺎده شده است و ﺑﺮاى ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﭘﺎیﺎیی، روش آزﻣﻮن-ﺑﺎزآزﻣﻮن ﺑﻪ کﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ و برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار spss26 استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش ﻧﺸﺎن داد از ﻧﻈﺮ ﭘﺎﺳﺨﮕﻮیﺎن، ﻧﻘﺶ کﻠی کﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪﻫﺎى ﻋﻤﻮﻣی منطقه آزاد ماکو در ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻓﺮهنگ ارتباط بیشتر از حد ﻣﺘﻮﺳﻂ ﺑﻮد. اﻣﺎ ایﻦ ﻣیﺰان در ﻣﺆﻟﻔﻪﻫﺎى ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕی ﺗﺎ ﺣﺪودى ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﺘﻔﺎوت ﺑﻮد. در ﺗﻤﺎﻣی ﻣﺆﻟﻔﻪﻫﺎ ﺑﻪ ﺟﺰ یک ﻣﺆﻟﻔﻪ (ﮔﺴﺘﺮش آﻣﻮزشﻫﺎى ﻓﺮﻫﻨﮕی و ﻫﻨﺮى) ایﻦ ﻧﻘﺶ از دیﺪﮔﺎه کﺎرﺑﺮان کﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪﻫﺎى ﻋﻤﻮﻣی منطقه آزاد ماکو ﺑیﺶتر از ﺣﺪ ﻣﺘﻮﺳﻂ ﺑﻮد. نتیجه گیری: کاربران کتابخانه های عمومی، افزایش میزان سرانه مطالعه و ارتقای سطح دانش را از مهمترین نقش های کتابخانه عنوان کرده اند، در صورتی که نقش کتابخانه ها در گسترش آموزش های فرهنگی و هنری پایین دانسته اند. همه کاربران کتابخانه های عمومی منطقه آزاد ماکو در گروه های سنی ، تحصیلی و شغلی مختلف در مورد مولفه های توسعه فرهنگی اتفاق نظر دارند و نظرات مشابهی را ارائه داده اند.
ارزیابی نقش بازآفرینی بافت های ناکارآمد بر مدیریت توسعه در اهواز
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۳ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۱۰
256 - 270
حوزههای تخصصی:
بافت های ناکارآمد شهری پهنه هایی از شهر هستندکه درمقایسه با سایر پهنه های شهر از جریان توسعه عقب افتاده، از چرخه تکاملی حیات جدا گشته و به کانون مشکلات و نارسایی ها تبدیل شده اند .با این وجود این بافتها درصد بالایی از جمعیت شهری را در خود جای داده و در عین حال از ظرفیت ها و قابلیت های نهفته بسیاری برای توسعه های آتی درون شهری برخوردار هستند. اما پرداختن به بافت های ناکارآمد شهرها و برنامه ریزی برای آنها، جدا از پرداختن به واقعیت های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نبوده و مستلزم برنامه ریزی دقیق، جامع و واقع گرانه است.درسالهای اخیر بازآفرینی شهری به عنوان رویکرد جدید برای بهسازی و نوسازی این بافت ها مطرح شده است. این پزوهش با هدف ارزیابی نقش بازآفرینی بافت های ناکارآمد بر مدیریت توسعه در اهواز انجام گرفته که به منظورتجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیات ازنرم افزارSPSS، سپس از طریق تکنیک SWOT تجزیه و تحلیل انجام و جهت آزمون فرضیه از آزمون T استفاده می گردد. یافته های این پژوهش نشان می دهد موقعیت راهبردکلی برای برون رفت از وضعیت موجود و حرکت به سمت بازآفرینی شهری پایدار در ساختار اقتصادی- اجتماعی(راهبرد محافظه کارانه)و در ساختار کالبدی- زیست محیطی(راهبرد تدافعی )می باشد. نتیجه گیری کلی اینکه: در ارتباط با فرضیه با میانگین 28/3 مورد تأیید است.
ظهور انسان در صنعت (رهیافتی فلسفی به نحوه ظهور انسان در صنعت و شکل گیری «بدن صناعی»)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های هستی شناختی سال نهم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۸
571 - 594
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با رویکرد فلسفی و روش عقلی به رابطه بین صنعت و صانع و نحوه ظهور انسان در صنعت پرداخته می شود. بر این اساس، انسان در صنعت تجلی می کند و صنعت نوعی عمل انسانی است که امتداد و بسط وجود انسان می باشد. برای تبیین نحوه ظهور انسان در صنعت مجاری هفت گانه زیر بیان شده است: 1- ظهور علّی انسان، 2- ظهور علمی انسان، 3- ظهور غائی انسان، 4- ظهور حکمی انسان، 5- ظهور ارادی انسان، 6- ظهور فعلی انسان، 7- ظهور کیفی مجاری. این موارد انحاء کلی ظهورات انسان در صنایع هستند. بنابراین انسان در صنعت ظهور می کند و صنایع جلوه گاه ظهور انسانند. نگارنده بر اساس تبیین رابطه ای که انسان نسبت به صنعت دارد، صنعت را «بدن صناعی» به وزان «بدن طبیعی» می داند. این تناظر بین «بدن صناعی» با «بدن طبیعی» ما را در فهم برخی از مسائل صنعت و فناروی یاری می کند. «بدن صناعی» همانند «بدن طبیعی» در مواجهه با انسان، احکام و اقتضائات خاصی پیدا می کند.
بررسی تأثیر پیچیدگی شرکت بر ارتباط بین توانایی مدیریت و عدم شفافیت اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، بررسی تأثیر پیچیدگی شرکت بر ارتباط بین توانایی مدیریت و عدم شفافیت اطلاعات در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. بدین منظور برای اندازه گیری عدم شفافیت اطلاعات از رتبه بندی سه شاخص عدم اطمینان اطلاعاتی، عدم تقارن اطلاعاتی و معیار رسیدگی بازار و دردسترس بودن اطلاعات و به منظور سنجش توانایی مدیریت از الگوی دمیرجان و همکاران (2012) بهره گرفته شده است. فرضیه های پژوهش بر مبنای نمونه آماری متشکل از 106 شرکت طی دوره 9 ساله از سال 1389 تا 1397 و با استفاده از الگوی داده های تابلویی آزمون شدند. نتایج پژوهش نشان می دهند بین توانایی مدیریت و عدم شفافیت اطلاعات شرکت رابطه منفی و معناداری وجود دارد. همچنین، پیچیدگی شرکت بر ارتباط بین توانایی مدیریت و عدم شفافیت اطلاعات تأثیر منفی می گذارد. به طور کلی، نتایج نشان دادند هرچه توانایی مدیریت افزایش یابد، عدم شفافیت اطلاعات کاهش می یابد؛ به طوری که این کاهش نشان از شفافیت شرکتی دارد. با وجود این ، پیچیدگی در محیط شرکت بر توانایی مدیران در پردازش اطلاعات تأثیر می گذارد و شفافیت اطلاعات را کاهش می دهد.
تبیین مدل راهبردی تجارت الکترونیک در بخش صادرات محصولات کشاورزی و توسعه کارآفرینی روستایی با تأکید بر سیاست های اقتصاد مقاومتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعاون و کشاورزی سال نهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۳۳
123 - 153
حوزههای تخصصی:
بهره گیری از فناوری تجارت الکترونیک در پویایی اقتصاد به ویژه در برنامه ریزی و اجرای فرایندهای صادرات، به عنوان یکی از اهداف تحقق اقتصاد مقاومتی، اهمیت مهمی دارد. برهمین اساس، شناسایی و تحلیل شاخص های راهبردی مدل تجارت الکترونیک در بخش صادرات محصولات کشاورزی و توسعه کارآفرینی روستایی، هدف اصلی پژوهش حاضر بوده است. پس از انجام مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسناد و منابع معتبر، فهرستی از 32 شاخص راهبردی مؤثر بر آینده تجارت الکترونیک در بخش صادرات محصولات کشاورزی و توسعه کارآفرینی روستایی به دست آمد، سپس پرسش نامه ای با بهره گیری از روش تحلیل ساختاری (ماتریس تأثیر متقابل)، طراحی شد و با تشکیل پانلی شامل 14 نفر از خبرگان و اجماع نظر آنان درباره تأثیرگذاری و تأثیرپذیری هرکدام از عوامل با استفاده از نرم افزار MicMac ارزیابی گردید. یافته ها نشان داد که 12 شاخص تقویت فناوری های امنیت اطلاعات؛ توسعه فناوری های مخابراتی و زیرساختی؛ تطبیق پذیری نسبت به تغییرات فناوری؛ آموزش عمومی مهارت های تجارت الکترونیک؛ توسعه بانکداری و اقتصاد الکترونیک؛ توسعه اقتصاد دانش بنیان؛ تسهیل سازی قوانین مالیاتی و گمرکی؛ شفافیت قانون تجارت الکترونیک؛ مدیریت ریسک و گرایش استراتژیک؛ انعطاف پذیری فرایند صادرات؛ بهبود روابط تجاری و بازرگانی؛ و توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی، بیشترین تأثیر را در آینده صادرات محصولات کشاورزی با تأکید بر تجارت الکترونیک دارند.
بررسی علل گرایش زوجین به خیانت زناشویی و پیامدهای اجتماعی آن (مورد مطالعه: استان سمنان سال 1397)
منبع:
دانش انتظامی سمنان سال دهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۳۸
56 - 82
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر شناسایی علل گرایش زوجین به خیانت زناشویی و پیامدهای اجتماعی و امنیتی آن در استان سمنان می باشد. این پژوهش، به صورت پیمایشی و به وسیله پرسشنامه محقق ساخته انجام شده است. واحد تحلیل در این پژوهش، فرد می باشد. جمعیت آماری مورد نظر در پژوهش حاضر شامل کلیه زوج های ساکن در شهرهای استان سمنان در سال 1397 می-باشند. برای انجام نمونه گیری در تحقیق حاضر از روش تصادفی چندمرحله ای، سیستماتیک و تصادفی ساده می باشد، استفاده گردید. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 384 نفر است. با توجه به نتایج ، متغیرهای مستقل ( سرمایه اجتماعی، یادگیری اجتماعی، کنترل اجتماعی) 0.44 درصد از واریانس متغیر وابسته (گرایش به خیانت زناشویی) را تبیین می کنند. با مد نظر قرار دادن ضریب تأثیر هر یک از متغیرهای مستقل، می توان گفت اثر متغیر یادگیری اجتماعی بر گرایش به خیانت زناشویی، منفی و قوی و اثر متغیر سرمایه اجتماعی بر گرایش به خیانت زناشویی، منفی و نسبتاً قوی است. کنترل اجتماعی نیز دارای اثر منفی و متوسط می باشد. اثر مثبت به معنای افزایش گرایش به خیانت زناشویی و اثر منفی به معنای کاهش گرایش به خیانت زناشویی است.
تبیین فرآیند توسعه مراکز گردشگری روستایی و سنجش پایداری؛ مورد پژوهی: مراکز گردشگری دهستان درام و چورزق، شهرستان طارم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه و بررسی وضعیت پایداری روستاهای گردشگری محدوده مورد مطالعه که بکر و در مرحله کشف مقصد هستند نسبت به مراکز روستایی گردشگری که در مراحل توسعه و تثبیت گردشگری مقصد هستند؛ می باشد. تحقیق حاضر از نوع کاربردی؛ جامعه آماری روستاهای گردشگرپذیر دهستان درام و چورزق؛ شهرستان طارم که با روش نمونه گیری غیراحتمالی هدفمند؛ تعداد 277 خانوار جهت نمونه گیری انتخاب شده اند. روش جمع آوری اطلاعات میدانی کتابخانه ای و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار استنباطی بر اساس مدل چرخه حیات گردشگری باتلر در نرم افزار SPSS و بکارگیری تکنیک رتبه بندی چند معیارهCOPRAS ORESTE,؛ همچنین، نمایش و ترسیم جریانات فضایی محدوده مورد مطالعه با استفاده از نرم افزار UCINET انجام شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد؛ روستای گوهر که در مرحله درگیری مقصد از منظر مدل چرخه حیات گردشگری باتلر قرار دارد؛ با مجموع عددی 842 در رتبه اول از منظر پایداری فعالیت های گردشگری می باشد. مرتبه دوم پایداری مربوط به روستای درام که در این روستا نیز در مرحله درگیری مقصد با مجموع عددی 5/929 است و کمترین میزان پایداری گردشگری در مراکز اقامتی شیرین سو که در مرحله توسعه مقصد چرخه حیات گردشگری و با مجموع عددی 1115 می باشد.
بررسی اثر هواداری ورزشی و نگرش کلی به تبلیغات بر باورپذیری تبلیغات از طریق ورزش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در آغاز هزاره سوم، دنیای بازاریابی ورزشی شیوه های جدیدی را برای توسعه اقتصاد خود دنبال می کند. تبلیغات، یکی از چالش برانگیزترین موضوعات مدیریت است که بررسی عوامل مؤثر بر آن همواره دغدغه مدیران را به خود اختصاص داده است. بنابراین، هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر هواداری ورزشی بر باورپذیری تبلیغات از طریق ورزش است. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه رازی و دانشگاه آزاد در سال 97 بود که 250 نفر از آن ها به عنوان نمونه به پرسش نامه هواداری ورزشی، پرسش نامه باورپذیری تبلیغات از طریق ورزش و پرسش نامه نگرش کلی به ورزش پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار اس. پی. اس. اس و ایموس جهت ارایه مدل استفاده شد. یافته ها نشان داد که مدل از برازش مناسبی برخوردار است. همچنین، تحلیل ضرایب مسیر نشان داد که هواداری ورزشی به طور مستقیم توانسته است بر نگرش هواداران نسبت به تبلیغات از طریق ورزش 47/0 اثر داشته باشد، همچنین به طور غیر مستقیم و در مجموع اثرات 36/0 از طریق نگرش به تبلیغات توانسته است اثرگذار باشد. این امر می تواند به بازاریان ورزشی به صرفه جویی در زمان و منابع کمک نماید تا در بخش هواداری ورزشی تبلیغات اثرگذاری را برنامه ریزی نمایند.
ارزیابی وضعیت محرومیت نسبی فردی و گروهی درشهر تبریز و تاثیرشبکه های اجتماعی مجازی برآن
منبع:
مطالعات اجتماعی اقوام دوره ۱ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
149 - 179
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی وضعیت محرومیت نسبی فردی وگروهی در شهر تبریز و تأثیر شبکه های اجتماعی مجازی بر آن است. محرومیت نسبی در این تحقیق دردو بعد محرومیت نسبی فردی و محرومیت نسبی گروهی (درسه بعد فرهنگی، اقتصادی و سیاسی) سنجش و مورد تحلیل قرار گرفته است. روش پژوهش پیمایش و جامعه آماری شامل شهروندان بالای 15 سال تبریزی است که 444 نفر از طریق فرمول کوکران تعیین شده است. روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای است و نمونه های هرخوشه به صورت تصادفی سیستماتیک انتخاب شده اند. یافته ها نشان می دهد که میزان محرومیت نسبی گروهی بیشتر از محرومیت فردی است. از بین ابعاد محرومیت نسبی گروهی نیز بعد فرهنگی محرومیت گروهی به مراتب بالاتر از ابعاد اقتصادی و سیاسی است. بررسی تاثیر شبکه های اجتماعی مجازی بر محرومیت نسبی نشان داد که «حضور با هویت واقعی در شبکه های اجتماعی مجازی» باعث کاهش محرومیت نسبی فردی و «ناراحتی ازمحرومیت» می شود. همچنین «مدت استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی» باعث افزایش محرومیت نسبی گروهی و «فعال بودن کاربران» در این شبکه ها افزایش «ناراحتی و دلخوری از محرومیت گروهی» و «مدت استفاده» افزایش «امید به بهبود محرومیت گروهی» را در پی دارد. نتیجه به دست آمده نشان می دهدکه میزان اثرگذاری شبکه های اجتماعی مجازی بر محرومیت نسبی به کیفیت استفاده کاربران از این شبکه ها بستگی دارد و نوع مواجهه و بهره مندی از این شبکه ها، اثرات متفاوتی بر محرومیت نسبی به همراه دارد.
تحلیل و رتبه بندی روش های جلوگیری از فرسایش خاک با استفاده از روش های تصمیم گیری چندمعیاره در مناطق روستایی شهرستان درمیان، خراسان جنوبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هیدروژئومورفولوژی سال ۷ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲۳
233 - 209
حوزههای تخصصی:
شناسایی عوامل مؤثر بر ایجاد فرسایش در خاک و رتبه بندی روش های جلوگیری از آن در اراضی روستایی اطلاعات با ارزشی در اختیار مدیران و برنامه ریزان جهت حفاظت از خاک قرار می دهد. شهرستان درمیان از مراکز مهم کشاورزی استان خراسان جنوبی می باشد و بیشتر مساحت آن در کلاس شدید بیابان زایی قرار گرفته است، لذا در این تحقیق، یک رویکرد ترکیبی مبتنی بر روش های تصمیم گیری چندمعیاره بهترین- بدترین و روش ویکور به منظور تحلیل و رتبه بندی روش های جلوگیری از فرسایش خاک در مناطق روستایی شهرستان درمیان ارائه شده است. ساختار این روش بدین صورت است که در ابتدا به کمک روش بهترین- بدترین، وزن معیارها و زیرمعیارهای شناسایی شده از ادبیات تحقیق به کمک نظر خبرگان و محاسبات موجود در روش مذکور تعیین شده و سپس به منظور رتبه بندی روش های جلوگیری از فرسایش، از روش ویکور استفاده می شود. نتایج نشان داد که معیار فنی با امتیاز 293/0 دارای بالاترین رتبه و معیار شیمیایی با امتیاز 085/0 دارای کمترین امتیاز است. در اولویت بندی نهایی روش های جلوگیری از بروز فرسایش نیز بیوچار و تزریق مواد آلی در رتبه های اول و دوم و باران مصنوعی در پایین ترین رتبه قرار دارد. انتظار می رود که استفاده از نتایج این تحقیق بتواند به عنوان یک ابزار مناسب جهت اتخاذ تصمیمات نهایی برای مدیران به کار رود.
بررسی ویژگی های زمین ساخت فعال در گستره رودبار با نگرش ویژه بر زمین لغزش های منطقه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منطقه پرجمعیت رودبار در شمال ایران، بدلیل شیب های تند توپوگرافی، مصالح سست پوشاننده شیب ها، فازهای تکتونیکی فعال، ساخت وساز جاده و راه آهن، ازمناطق مستعد رخداد زمین لغزش است. در این پژوهش، درفاز اول براساس پیمایشهای زمینی، نقشه زمین شناسی درمقیاس1:25000، تصاویر ماهواره ای و دیگر داده های منطقه رودبار،محدوده و وضعیت زمین لغزش های منطقه شناسایی شد؛ عوامل ساختاری و وزنی( باربرداری شیب) بیشترین تاثیر در وقوع این رخداد را داشته و محرک اصلی در بیشترآنها، عامل ساختاری است. این مهم نیاز به تعیین و چگونگی فعالیت های تکتونیکی برای پیش بینی و کنترل پدیده زمین لغزش در زیرساخت های عمرانی و زیست محیطی منطقه رودبار را ضروری مینماید. از این رو درفاز دوم پژوهش، از شاخص های ژئومورفیک سینوزیته جبهه کوهستان( Smf )، نسبت پهنای دره به ارتفاع دره( Vf )،شیب طولی رودخانه( SL )، شکل حوضه( Bs ) و عدم تقارن حوضه زهکشی( Af ) استفاده شد. سپس نتایج شاخص ها، به صورت شاخص فعالیت تکتونیک نسبی( LAT )نشان داد که بیشتر زیرحوضه ها دارای فعالیت تکتونیکی شدید و متوسط است.از نظر گستردگی، طبقه شدید با مساحت 05/195 کیلومتر مربع (21/67 درصد) ازکل مساحت منطقه را دربر می گیرد. تلفیق مکانی پهنه های زمین لغزش های شناسایی شده در بخش اول پژوهش با پهنه های تکتونیکی استخراج شده در بخش دوم پژوهش، انطباق این پهنه ها در دو طبقه نشان می دهد. پهنه های رخداد زمین لغزش های فتلک، لویه، رودبار، فیلده، در پهنه هایی با فعالیت تکتونیکی شدید قرار گرفته و زمین لغزش های دشتگان، طلابر، تکلیم، نصفی، دولت آباد، هرزویل در پهنه های فعال تکتونیکی متوسط واقع شده است. برای جلوگیری ازخسارات آتی رخداد زمین لغزش و ارایه گزارش های دقیق تر برای هرگونه فعالیت عمرانی و زیست محیطی درمنطقه رودبار باید مطالعات تفصیلی مهندسی و زمین شناسی درمقیاس های بزرگ تر انجام گیرد.
تحلیل فضایی آثار حکمروایی مطلوب بر زیست پذیری شهری؛ مطالعه موردی: کانون های جرم خیز مناطق 11 و 12 شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی فضایی سال دهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۳۷)
83 - 104
حوزههای تخصصی:
طرح مسئله: افت کیفیت زندگی شهری براثر شکل گیری و بروز مشکلات پیچیده در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی، کالبدی و نهادی، استفاده از الگوی حکمروایی خوب شهری را با هدف ارتقای زیست پذیری ضروری ساخته است. هدف: هدف این پژوهش، تحلیل فضایی آثار حکمروایی خوب شهری بر زیست پذیری کانون های جرم خیز بخش مرکزی شهر تهران است. روش: این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش، توصیفی تحلیلی است. به منظور گردآوری داده های لازم پژوهش، از دو شیوه تحلیل اسنادی و پیمایشی بهره گرفته شده است. ابزار پژوهش، پرسش نامه است. جامعه آماری پژوهش، 529604 نفر از ساکنان مناطق 11 و 12 بخش مرکزی شهر تهران در کانون های جرم خیز است که 400 نفر به مثابه حجم نمونه انتخاب شده اند. براساس نتایج اسنادی، شاخص های حکمروایی خوب شهری و زیست پذیری شهری با استفاده از آزمون های T تک نمونه ای، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره تحلیل شده است. نتایج: نتایج نشان داد وضعیت شاخص های حکمروایی خوب شهری و زیست پذیری در کانون های جرم خیز بخش مرکزی شهر تهران نامطلوب است. همچنین بین شاخص های حکمروایی خوب شهری و زیست پذیری شهری رابطه ضعیف تا متوسطی وجود دارد. نتایج رگرسیون چندمتغیره نیز نشان دهنده تأثیر متوسط و معنادار شاخص های حکمروایی خوب شهری بر زیست پذیری کانون های جرم خیز بخش مرکزی شهر تهران است. از بین شاخص های هشتگانه حکمروایی خوب شهری، شاخص های عدالت، کارایی و اثربخشی و قانونمندی با ضریب بتای 530/0، 496/0 و 427/0 به ترتیب بیشترین تأثیر را بر زیست پذیری کانون های جرم خیز بخش مرکزی شهر تهران دارند. نوآوری: نوآوری این پژوهش در روش شناسی است. با استفاده از داده های فضایی جرائم، کانون های جرم خیز مشخص و با بهره گیری از پرسش نامه فضایی، آثار حکمروایی مطلوب شهری بر زیست پذیرکردن کانون های جرم خیز بخش مرکزی تهران تحلیل شد.









