آثار سید حسینی،مترجم و مؤلف فرانسه زبان ایرانی، به اندازه کافی شناخته شده اند و نیازی نیست که ما در اینجا به معرفی آنها بپردازیم. اما اخیراً انتشار اثر استادانه? او،"مکتب های ادبی" (1376)، امکان آن را برای ما فراهم کرده است تا این بار او را از خلال این تألیف بزرگ و ارزشمند بشناسیم. وسعت تحقیقاتش،که ابعاد بی حصر و حدی یافته اند،او را وادار نموده اند تا عملاً اذعان بکند که اثرش به صورت نوعی تاریخ ادبیات غربی در آمده است، مضافاً بر اینکه این اثر بر اساس یک کتاب کتابشناسی در عین حال غنی و متنوع نوشته و ارائه شده است. لکن علی رغم این ابهام ظاهری، او توانسته است با تسلط تمام به موضوعی که به خوبی با آن آشنایی دارد بپردازد و در آن مکتب های ادبی غربی را از مبادی آنها، با پیش کلاسیسیسم،تا اگزیستانسیالیسم در ایام ما، معرفی بکند. به همین روی تمایل زیادی داریم که در این نوشته، که امروزبخش اول آن را ارائه می کنیم، به طور اصولی و منظم به بررسی و بحث این مکتبهای معرفی شده و نیز به بنیانگذاران و آثار ادبی بپردازیم.
کتاب مفهوم امر قدسى، (The Idea of the Holy) نوشته «رودلف اتو» فیلسوف و متکلم برجسته آلمانى از جمله آثار کلاسیک در باب فلسفه دین و بویژه تجربه دینى به شمار مىرود که همواره مورد توجه کسانى بوده است که رویکردى پدیدار شناسانه به دین و احوال دینى داشتهاند. اتو در این کتاب به توصیف پدیدار شناسانه تجربه آدمى از امر مینوى (خدا) مىپردازد و ابعاد گوناگون آن را روشن مىسازد. این مقاله گزارشى فشرده از شش فصل آغازین کتاب اتو است که در بردارنده چارچوب اصلى آموزه اتو درباره تجربه امر قدسى است. ضمنا در ابتداى مقاله، شرح حالى از رودلف اتو و توضیحى درباره آثار و افکار او از دائرةالمعارف فلسفى ویراسته پل ادواردز به قلم ویلیام ج. وینرایت که توسط نگارنده ترجمه شده است، تقدیم خوانندگان مىگردد.
در این نوشتار ضمن بیان اهمیت روانشناسی‘ با استفاده ا زابیات مثنوی‘ دیدگاه مولوی در زمینه تعریف‘وجود‘مبدأ‘ماهیت‘تجرد‘جاودانگی‘مراتب و حدوث روان و نیز رابطه و تأثیر متقابل تن و روان مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
نظر به اینکه در اشعار مولانا و حافظ ‘ گاهی معرفت عقلانی و فلسفی مورد تخطئه و نفی قرار میگیرد و تنها راه معرفت صحیح و کامل را معرفت عرفانی وکشف و شهود قلبی معرفی مینمایند‘ولی در برخی برمی آیند‘ لذا عده ای فکر می کنند که اشعارشان از نوعی تناقض گویی ظاهری برخوردار است . ما در این مقاله اثبات نموده ایم که آنان طریقه ملل را با طریقه معرفت و شهود عرفانی متباین نمی دانند و معتقدند که این دو معرفت مکمل یکدیگرند و اگر ما عقل خطاپذیر را با دل و تزکیه نفس پیوند زنیم‘ادراکمان کمال می یابد.آنان یکسره شناختهای عقلانی را طرد نکردند‘بلکه عقل را به عقل ممدوح و مذموم تقسیم نموده و عقلی را که در معرض وهم و گمان است ‘ نارسا دانسته اند و معتقدند یقینی و کامل بودن دست آوردهای عقلی مشروط به این است که اولأ‘عقل درست عمل کند‘ثانیأحقایق در حد توان ادراک عقلی باشد؛ زیرا حقایق و اسرار پنهانی بسیارند که قوای ادراکی عادی بشری از ادراک آنان عاجز است ‘ بنابراین باید عقل را با دل و قلب و معرفت قلبی پیوند زد تا ادراک آن کمال یابد و به حقایق متعالی دست یابد.
در این مقاله به مواردی از قبیل: تعریف کنایه‘معنای لغوی و اصطلاحی کنایه‘مراد از لازم در باب کنایات‘اصطلاحات کنایه‘اقسام کنایه به اعتبار مکّنی عنه‘کنایه تمثیلی و اسباب بلاغت کنایه اشارت رفته‘هرکدام ازآنها با مثال ها و شواهد گوناگون تفسیر شده است .
کتابی است مشتمل بر زندگینامه چهل و یک پادشاه و پانزده امیر شاعر(پانزده پادشاه و ده امیر هندی)که نخست بصورت خطابه در جلسه مورخ 19 ربیع الاول سال 1346 ه .ق شعبه جامعه معارف در حیدر آباد دکن در پنجاه و شش صفحه بقطع رقعی و طبع سنگی انتشار یافته است . مهاراجه سرکشن پرشاد صدر اعظم سابق دکن از دانشمندان بنام هندوستان و علاقه مندان به زبان فارسی است و در شعر شاد تخلص میکند. وی در پایان رساله مزبور می نویسد که: ((درآخر چند شعر از دیوان فارسی خودم هم عرض می کنم‘شما میدانید که خانواده من علاقمند به فارسی بوده و جدم راجه راجایان مهاراجه چند و لعل در فارسی صاحب دیوان است ‘ من هم ارثأ عاشق فارسیم.
نویسنده محترم مقاله «نگرش انتقادى...» با هدف بررسى و تحقیق از عقب ماندگى علمى و صنعتى جامعه اسلامى به تحلیل فلسفه در میان مسلمانان پرداخته و از آنجا که فلسفه خاستگاه علوم و فنون در زمانهاى متاخر بوده، به این سؤال که چرا جوامع ما به لحاظ علمى عقب مانده است پاسخ گفته و ریشه آن را در وحدت فلسفه با دین و در نتیجه تقدس و قداست فلسفه و عدم نقد پذیرى و ثبات آن دانسته است. به نظر مؤلف محترم این اتحاد هم به گوهر دین آسیب رسانده و هم به فلسفه صدمه اساسى زده است.
این نوشتار در صدد پاسخ به بعضى از شبهات نویسنده مقاله فوق مىباشد.
از این رو نخستبگونهاى خلاصه و به عنوان مقدمه به سابقه رابطه دین و فلسفه در عالم اسلام و چالشى که میان به اصطلاح «متدینان و فیلسوفان» و به تعبیر دیگر «نص گرایان و عقل گرایان»، اشارهاى نموده و سپس به پاسخ مواردى از نقدهاى نویسنده محترم پرداخته است.
امروزه پژوهشگران در انجام پژوهشهای خود از شیوههای گوناگونی بهره میگیرند. این روشها را در کل میتوان به دو زیر مجموعه روششناسی کیفی و روش شناسی کمی تقسیم کرد. دراین مقاله تاکید ما بیشتر بر روششناسی کیفی است.از آنجایی که دراین روش هرفرد به عنوان نمونهای منحصر به فرد تلقی میشود، حجم نمونه نیز نسبت به روش کمی کمتر است. این نوع از پژوهش، به ژرفای اطلاعات توجه بیشتری دارد و به عبارتی ژرفانگر است نه پهنانگر و برای پژوهشگر زمینهای فراهم میآورد که در جمعآوری اطلاعات نقش فعالی ایفا کند (ویمر و دومینیک، 1997:84).
دراین مقاله، مصاحبهها، به همان اندازه که در پژوهشهای رسانهای برای یافتن دادهها مورد استفاده قرار میگیرند - گاهی در تلفیق مشاهدات روزانه یا مشاهده مشارکتی - مورد تاکید قرار گرفتهاند (هاموند، بریکسول و نیف اسچو 1995:238). روششناسی کیفی بهطور خاص در حوزه مطالعات قومنگاری به کار میرود(جن سن و جان کوفسکی 1991:33).