در این دیباچه نویسنده ضمن بررسی آثارارائه شده پیشین، معتقد است که خوشه چینان خرمن بزرگ سعدی که وامداران سخن و حکمت و عشق سعدیاند، کارنامة پرباری در سعدیپژوهی به یادگار نگذاشتهاند و هنوز پس از کار سترگ شادروان محمدعلی فروغی، کلیات جامع و تصحیح شدهای که بتوان براساس آن به تدوین فرهنگهای لازم بسامدی، ترکیبات، واژگان، کشف الابیات و... پرداخت در دست نیست.و علاوه بر این کتابهای موضوعی پیرامون سعدی نیز چندان نگارش نیافته است و کتابشناسی و مقالهشناسی او در دست نیست.
از خلال نوشتهها و سرودههای سعدی، چنین برمیآید که او در طول حیات خود، چندین بار شیراز را به مقصد سفر ترک کرده است. یکی از سفرهای او، به منظور ادامه تحصیل در مدرسه نظامیه بغداد در حدود سال 621هـق. است که در جوانی صورت گرفته است. وی احتمالا چندین بار نیز به سفر حج رفته است. سعدیپژوهان نظریات متفاوتی در مورد سفرهای سعدی ارائه دادهاند. این مقاله نیز به بررسی مسافرتهای سعدی میپردازد.
نام سعدی همچون دیگر شاعران ایرانی چون رودکی، فردوسی، ناصرخسرو، عمر خیام و.... برای افراد تاجیک چه خاص و چه عام آشنا و گرامی است. چنانکه هر کس که به فرارود سفر میکند این حقیقت را میبیند و تایید خواهد کرد که این امر هم ریشهای توانا که سخنان نغز و پرمغز سعدی بوده است داشته و هم واسطهای کارساز که در پی کوششهای مصرانه سعدی دوستان و سعدیپژوهان آن دیار چون علامه صدرالدین عینی، استادان عبدالسلام دیهاتی، سیدرضا علیزاده، عبدالغنی میرزایف و... بوده است. این مقاله به بررسی آثار و ترجمههای شیخ سعدی در تاجیکستان میپردازد.
این مقاله سعی در بررسی تصوف سعدی و ارتباط وی با ابوالفرج بن جوزی و شیخ شهابالدین سهروردی دارد که هردو از صوفیان بودهاند و سعدی از آنها در اشعارش نام برده است. نویسنده تصوف سعدی و پیرو سلسله خاصی بودن این شاعر را نفی میکند و او را پیرو سهروردیه نیز نمیداند و مکتب سعدی در عرفان را که عدهای از آن نام بردهاند، حکمت عملی و اخلاق میداند.