در این مقاله درجه توسعه یافتگی بخش فرهنگ در استانهای ایران با توجه به 23 شاخص انتخابی فرهنگی اندازه گیری شده است. نتایج پژوهش گویای آن است که استان تهران در میان استانهای کشور، به دلیل شدت توسعه یافتگی فرهنگی، نسبت به سایر استانها ناهمگن است. استانهای تهران، سمنان، یزد، کرمان، اصفهان، مازندران، آذربایجان شرقی، گیلان در گروه دارای امکانات فرهنگی و استانهای خراسان، زنجان، چهار محال بختیاری، اردبیل، مرکزی، فارس، همدان و آذربایجان غربی در گروه استانهای نیمه برخوردار فرهنگی و استانهای کهگیلویه و بویراحمد، خوزستان، بوشهر، هرمزگان، کردستان، کرمانشاه، لرستان، ایلام و سیستان و بلوچستان جزو استانهای محروم از امکانات فرهنگی قرار دارند. از عوامل مؤثر در نابرابریهای فرهنگی استانها، نبودِ فرصتهای برابر در منابع، وجود نظام برنامه ریزی مرکزگرا و بهره گیری از الگوی توسعه "مرکز- پیرامون" بوده است. تخصیص بهینه منابع فرهنگی از پایین ترین استانها در نظام سلسله مراتب توسعه و سپس ارائه در فرصتهای برابر منابع به عنوان دو راهبرد اساسی توسعه فرهنگی توصیه می شود
در این مقاله پس از تبیین واژه «پلورالیزم دینى»، به سیر تاریخى آن و وجود این اندیشه در شرق و غرب پرداخته شده است. همچنین پس از ذکر مقدماتى مانند معناى دین و شریعت و دین حق و انگیزه هاى طرح پلورالیزم دینى، بررسى قرائتهاى مختلف پلورالیزم دینى آغاز شده و پلورالیزم دینى به معناى زندگى مسالمت آمیز پیروان مذاهب و ادیان با یکدیگر مورد پذیرش عقل و خرد و دین و اسلام معرفى شده است و این مطلب را دلیل بر صحه نهادن همه عقاید ندانسته است.
نشریه عصر ما در شمارههاى اخیر خود مقالاتى را از نویسندهاى بىنام به چاپ مىرساند که به بازنگرى و تفسیر آراء شهید مطهرى اختصاص دارد. در این دو شماره، نویسنده ادعا کرده است که شهید مطهرى با نظریه سوسیالیسم دموکراتیک و آراء نئومارکسیستهاى غربى موافقت کرده و نقد «سوسیالیسم واقعاً موجود» را به همه اشکال سوسیالیسم و عدالت اجتماعى تعمیم نداده و فقط کاستىهاى آن را در مورد دموکراسى را نقد کرده است.
در این گفتوگو، چیستى مقوله روشنفکرى و ویژگىهاى آن و نیز انگیزههاى روشنفکرى و حیطههاى مختلف روشنفکران بررسى شده است و در ضمن آن به مسؤولیتهاى اجتماعى روشنفکران در خلق تئورىهاى جدید که نشأتگرفته از ذات جامعه باشند، اشاره شده است. در بررسى انگیزههاى روشنفکرى سکولار به سه احتمال: شهرت، علم و وطنپرستى اشاره شده است.
پس از پایان جنگ جهانی دوم آرمان همگرایی و همبستگی مورد توجه مکاتب مختلف قرار گرفت و آنها را بر آن داشت تا راههای تحقق آن را دنبال کنند . ناسیونالیستهای کشورهای مستعمره نیز از این وادی عقب نماندند . همگرایی را می توان این گونه تعریف کرد : فرآیندی است که طی آن دولت ها از تمایل و اشتیاق هدایت و رهبری سیاستهای داخلی و خارجی خود به صورت مستقل و ملی انصراف جسته و برای نیل به هدف ها و منافع مشترک اتخاذ تصمیم های مربوطه را به یک نهاد فرا ملی واگذار کنند .