ذهن آدمی همواره بعنوان مرجع کاوشگر حقایق و واقعیات، پی جوی سؤالات اساسی و خفی خود می باشد، یکی از مسائلی که همواره ذهن بشر را به خود مشغول داشته، مسأله بقاء و جاودانگی در هر بعد و زمینه ای اعم از دنیا، روح، نسل و یا حتی عمل و کردار و … است.
دراین مقاله درصدد هستیم که تنوع در ترتیب واژگانی در زبانهای فارسی‘عربی‘و انگلیسی را در چهار چوب نظریه ((حاکمیت و مرجع گزینی )) تبیین نماییم و نشان دهیم که برخی از تنوعات زبانی حاصل فرآیندهای کلامی مانند ((مبتداسازی)) در انگلیسی و ((قلب نحوی)) در زبان فارسی و عربی است .ما به ویژه به تفاوت این دوفرآیند که اولی مربوط به زبان های منطبق مانند انگلیسی است ودومی مربوط به زبان های مسطح مانند عربی و فارسی است‘تأکید نهاده ایم و براساس نظریه ((سایتو1982))زبان های فارسی و عربی را در پیمانه آوایی مسطح و در ر- ساخت منطبق فرض نموده ایم . آنگاه براساس نظریه ((زیر مجموعه برویک 1982))چنین فرض کرده ایم که ژ- ساخت در زبان های مذکور به صورت svo است ودر ر- ساخت می تواند به صورت svo یا sov ظاهر گردد . در نتیجه تنوع در ترتیب واژگانی حاصل دو گونه فرآیند است که یکی حرکت گروه اسمی است که میان ر- ساخت و پیمانه آوایی عمل میکند و عملکرد این گشتار اختیاری است و دیگری حرکت هسته است که میان ژ- ساخت و ر- ساخت عمل می کند و عملکرد آن اجباری است .
عینیگرایی Objectivity به عنوان یکی از شاخصهای معرفتشناسی و روششناسی پارادایم نوگرا، دیرزمانی است که در مرکز توجه اندیشمندان حوزههای گوناگون علوم تجربی و اجتماعی قرار دارد. به موازات رشد سریع رسانهها در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، این بحث در قلمرو روزنامهنگاری مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی نیز مطرح شد و مباحث مفصلی را به همراه آورد. نگارنده این مقاله کوشیده است ضمن تبیین آنچه عینیگرایی در روزنامهنگاری خوانده میشود. سیر تحول این مفهوم را باتوجه به رابطه متعامل آن باتحولات سیاسی اجتماعی قرن بیستم مورد بررسی قراردهد و انتقادات وارد به آن را به بحث بگذارد. مطالعات موردی که به روش تحلیل محتوا بر روی برنامههای گوناگون تلویزیونی و گزارشهای متنوع مطبوعاتی توسط دانشمندان و اندیشمندان صاحب نام حوزه رسانهو خبر انجام گرفته - و بخش پایانی این مقاله به مرور آنها اختصاص یافته است - در شناخت نقاط ضعف و قوت این مفهوم راهگشا خواهد بود.
نوآوری و خلاقیت دو مفهوم مترادف نیستند، خلاقیت یک ایده و یک تفکر است در حالی که نوآوری به کار بستن آن تفکر است. سازمان ها نیز به عنوان عناصر اصلی اثربخش در فرآیندهای اقتصادی و اجتماعی جوامع، حوزه های مهمی در ظهور خلاقیتها و نوآوری به شمار می روند و اساسا ادامه حیات آنها بستگی کامل به تغییر و نوآوری دارد.