دربارهى نسبت ما با غرب و مقولهى «تجدد»، برخى غربى شدن را بدونقید و شرط پذیرفتهاند و برخى با تفکیک میان وجه مادى و تکنولوژیک تجدد با وجه فرهنگى و اخلاقى آن، وجه مادى، ابزارى و ساختارى غرب را مفید، بلکه لازممىدانند. اما دیدگاه ما این است که تمدن جدید غرب کلیتى با روح و جان واحد است وبین اسلام و تجدد، تعارض کلى و ماهوى وجود دارد. نفى انفعال روحى و فکرى درمقابل غرب و تجدد، و ابطال پندار عقبماندگى و نیز در پیش گرفتن راهبرد «اقدام وانتظار»، مهمترین دستآوردهاى نظرى و عملى این دیدگاه است.
در این مقاله میان اسلامگرایى و مسلمانى تفاوت گذاشته شده و به تاریخچهى دو دهه حاکمیت اسلامگرایى در ایران اشاره شده است . در کنار آن، پارهاى حوادث سیاسى بیستسال گذشته بیان شده و نیز مقایسهاى میان بینش اسلامگرایى و بینش جدید غربى صورت گرفته است .
اسلامگرایى و نه مسلمانى، تفکرى است که کلیه شئون سیاسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى را از اسلام متوقع است و در واقع یک نگرش حداکثرى به دین دارد، و نه حداقلى .
از نظر آقاى ملکیان، مطالعهى تاریخ هر علمى براى فهم بهتر آن علم ضرورى است و این ضرورت، در فلسفه، فزونى مىیابد. به گفتهى ایشان ما نیازمند نهضت ترجمهایم و براى ما زمان تألیف فرا نرسیده است. فلسفه، به دلیل لزوم آزادىاش، نمىتواند متصف به اوصاف اسلامى، یهودى، مسیحى و... شود؛ به همین دلیل، آنچه به نام فلسفهى اسلامى شناخته شده است، در واقع، الاهیات است. البته باید پذیرفت که مواضع فلسفى، دینى و هنرى ما به سنخ روانى ما وابسته است.
قرآن کریم سه روش و روىکرد در آموزش دین مطرح ساخته است: روش عقلى - فلسفى؛ روش عرفانى و روش هنرى. شیوهى هنرى، نخستین اولویت را دارد؛ شیوهى عرفانى در رتبهى دوم و شیوهى عقلى - فلسفى در رتبهى سوم قرار دارد. باید از هر سه روش استفاده کرد؛ ولى آنچه تا کنون تحقق یافته است، روش عقلى - فلسفى است.
به دنبال فجایع 11 سپتامبر یکی از مقامات ارشد دولت آمریکا اعلام کرد ایران و آمریکا در برخی جهات دیدگاه مشترکی نسبت به شرایط موجود داشته و از این رو میتوانند در جنگ علیه طالبان با هم همکاری کنند. این پیشبینی خیلی زود تحقق یافت. ایران در جنگ اتحاد شمال با طالبان، کمکهای نظامی و غذایی برای آنها ارسال نموده و برخی از مشاوران نظامی ایران همانند مشاوران نظامی آمریکا در مسیر جاده کابل در رفت و آمد بودند.
خدایی شدن فرد و جامعه از اهداف بلند عرفان اسلامی است. در این راستا غایت متعالی عرفان نه تنها مبارزه و پیشگیری با انحراف فردی است، بلکه ضروری است تا با هر گونه خطا و لغزش اجتماعی نیز به مبارزه برخیزد و با پاکسازی جامعه، افراد را در کسب طهارت و تزکیه مدد رساند؛ به همین دلیل یکی از وظایف مهم عارف، خدمت به خلق و اصلاح جامعه میباشد تا در تقرب به خدا با خلق همراه گردد جامعیت و الگوی آنها در این طریق، قرآن کریم و سیره علمی و عملی انبیاء و ائمه اطهار(ع) میباشد بدین جهت در انحراف شناسی و درمان شناسی منحرفین که دو گفتار اصلی این نوشتار میباشد، استناد به آیات قرآن کریم و احادیث ائمه(ع) به عنوان پایه و اساس نظریه عرفا مطمح نظر قرار گرفته است.
ورود جهان به هزارة سوم توأم با تغییرات چشمگیری بوده است که از این میان نقش آفرینی بازیگران غیردولتی از اهمیت و اولویت زیادی برخوردار میباشد. جنبش زنان که با شعار «تساوی حقوق زنان و مردان» پا به عرصه گذارده و در اواخر قرن بیستم، در گسترة جهانی مورد اقبال زیادی واقع شد؛ از جمله این جنبش هاست که میطلبد مورد تأمل و بررسی دقیق قرار گیرد. ضرورت این امر با توجه به نفوذ ایده های این جنبش به جامعه ایرانی، بیش از پیش برای ما روشن میشود. افزون بر این، امروزه داعیه های این جنبش به مراتب وسیعتر و بیشتر از زمان تکوین آن میباشد؛ به گونهای که شکل و تعریف تازه ای از خانواده را عنوان مینماید که تا بیش از این برای ما چندان شناخته شده نبود. مجموع ملاحظات بالا، ترجمه کتاب «زنان و آینده خانواده» را که به بررسی ماهیت و انواع گروههای فمینیستی در غرب پرداخته است، ضروری میسازد. در ادامه، ترجمه سه فصل نخست از این کتاب ارائه میشود.