از ابتدای پیدایش تصوف مدار طریقت بر پیر بوده است که در واقع راهنما و هدایت کننده سالکان به سوی حقیقت می باشد و در میان صوفیان از جایگاه والایی برخوردار است، تا جایی که برخی از آنان (صوفیان) برای وی مقام و مرتبه ای بالاتر از پیامبر قایل شده اند؛ چرا که معتقدند پیر، علم سرّ و درون دارد و پیامبر، علم وحی. پیر کسی است که در میان مردم و با مردم زندگی می کند، لکن دارای ویژگی هایی است که وی را از سایر افراد متمایز می سازد و آن گونه که صوفیه از وی یاد می کنند، گویا فرشته ای است که در لباس انسان درآمده است. سالک راه حق (مرید) باید هریک از مراحل طریقت (مقامات) را زیر نظر پیر طی کرده، هیچ اعتراضی بر کارها و رفتار وی نداشته باشد. در خصوص اینکه در هر دوره چه تعداد پیر وجود دارد، نظرات مختلفی وجود دارد. هر کدام از پیران به داشتن کرامت متصف اند. کرامت امر خارق العاده ای است که تنها به دست اولیا و مشایخ انجام می گیرد. از جمله این کرامات می توان به زنده کردن مردگان، راه رفتن بر روی آب، سخن گفتن با مردگان، به اطاعت واداشتن جانوران وحشی و ... یا غیره اشاره کرد.
در 18 ذیحجه 35 هجری (17 ژوئن 656 م)، سومین خلیفه راشدین به دست مسلمانان بدوی کشته شد و مسلمانان حضری از او حمایت نکردند. در این رویداد، چند نکته از تاریخ آن روزگار در خور بررسی است که تاکنون چنانکه باید مورد مداقه قرار نگرفته اند و می توان آنها را در سه حوزه بخش بندی نمود: بدویان مسلمان و پیشینه آنان، برتری امویان در دوره خلافت عثمان، و سیاست های اقتصادی آن خلیفه- که این نوشتار به بررسی آنها می پردازد.
به سبب اهمیتی که تصدی جواز مرجعیت تقلید، در دین اسلام دارد، برای اهلیت افراد در تصدّی آن، شرایطی در نظر گرفته است، که یکی از آنها شرط ذکورت در مرجعیت است.
در این زمینه، دو نظر متضاد وجود دارد: عده ای معتقدند اسلام، نه تنها با اجتهاد زن موافق است بلکه در مبانی فقه اجتهادی زنان را فراخوانده است و عده ای دیگر مخالفت خود را با تصدی مرجعیت تقلید برای زنان اظهار می کنند.
در این مقاله ادلّه موافقین و مخالفین اهلیت زنان برای تصدی مرجعیت دینی ذکر شده و ادلّه مخالفین مورد نقد و بررسی قرار می گیرد.
قران کریم بعنوان معجزه رسول اکرم ص حاصل وحی است کلمه وحی در قران به معانی مختلفی به کار رفته که یکی از آنها وحی به پیامبران است وحی به پیامبران اشکال مختلفی دارد اما چگونگی آن از نظر قوانین مادی و تجربی مبهم و مجهول است با توجه به بعد معنوی وجود انسان وحی و آثار آن در زندگی وحیات انسان انکار ناپذیر است وحی زاییده نبوغ فردی یک نابغه یا شعور باطنی یک عارف نیست چه اگر چنین بود در قلمرو قدرت انسان بود با توجه به آیات قران وحی در اختیار پیامبران نیز نیست بلکه آنان خود متاثر ازوحی و منتظر نزول آن بوده اد دقت در روایات نزول وحی بر پیامبر ص در منابع شیعه و سنی مبین همین دیدگاه است بدین سان وقوع وحی فقط بخداوند قابل انتساب است
مشروعیت جبران خسارت تاخیر تادیه یعینی ضرری که بر اثر عدم پرداخت دین در مهلت مقرر بر دائن وارد میشود محل اختلاف است قوانین قبل از انقلاب در دعاوی راجع به وجه نقد اعم از دعاوی مربوط به معاملات با حق استرداد و معاملات استقراضی و غیر آنها میزان خسارت تاخیر تادیه را معادل 12% محکو به در سال تعیین کرده بودند بعد از اقبلاب شورای نگهبان یا استناد به برخی فتاوای فقهی مطالبه مازاد بر اصل بدهی را بعنوان خسارت تاخیر تادیه خلاف شرع اعلام کرده است ولی چون ما به ازاری خسارت مورد بحث ماهیتا عوض اضافی در برابر اصل دین نیست بلکه جبران خسارت زیان هایی است که به سبب تخلف مدیون در ادای دین بر دائن وارد شده با استنا به قواعد ضمان قهری و عموم قاعده المسلمون عند شروطهم مطالبه آن مشروع است و با قواعد و مبانی فقهی منافاتی ندارد .