"طرح مساله: صنعت جدید بر نقش زنان از طریق مشاغل تولیدی تاثیر گذارده است. با افزایش تعداد زنانی که به بازار کار وارد می شوند، آشکار می گردد که جایگاه آنان با مردان یکسان نیست. هدف پژوهش حاضر تحلیل ساختارهای دستمزد و نقش این ساختارها در شکاف مبتنی بر جنسیت است. بخصوص این سوال مطرح می شود که آیا بین زن و مرد در مواردی که دستمزد یکسان دارند، تفاوتی در دانش، مهارت و تواناییهایشان دیده می شود؟
روش: شرکت کنندگان در تحقیق حاضر 98 مرد از یک شرکت اتومبیل سازی و 98 زن از مجتمعهای صنایع نساجی به ترتیب در تهران و اصفهان بود. آنها از نظر دستمزد، تحصیلات و سابقه استخدام همتاسازی شدند و ابعاد شغلی آنان با یکدیگر بر حسب دانش، مهارت و استعداد (KSA) مقایسه شد. ابزار تحلیل شغل پرسشنامه تحلیل سمت (PAQ) بود.
یافته ها: یافته های تحقیق نشان می دهد که پس از همتاسازی، زنان از نظر KSA برتر از مردان بودند. به این معنی که زنان با دانش، مهارت و استعداد مشابه، دریافت کمتری از نظام جبران خدمات صنایع کشور دارند. رابطه بین افزایش دستمزد و بهبود مهارت، دانش و استعداد شغلی (KSA) در بین مردان بیش از زنان بود.
نتایج: چون انتظار می رود KSA زنان در آینده افزایش یابد، توجه به عدالت جنسیتی در محیط کار بر حسب KSA اهمیت یافته است.
"
مقاله حاضر به منظور بررسی مفهوم ولی و ولایت - که یکی از مهمترین عناصر تصوف اسلامی است - به شیوه سند کاوی نوشته شده است. در این گفتار پس از بررسی چشم انداز های گوناگون درباره ویژگی های ولی و ولایت، تاثیر فرهنگ شیعی بر مجموعه آثار صوفیه نشان داده شده، سپس انواع ولایت، صفات و شرایط ولی، تعداد اولیا و مراتب ولایت مورد بحث قرار گرفته است. از آنجا که طریقت حول محور ولی و پیر شکل می گیرد، می توان نتیجه گرفت که به اعتقاد صوفیه و در تحلیل نهایی، پیر چیزی جز نفس طریق و مسیر سالک نیست، از اینرو در پرتو شناخت دقیق پیر و ولی، می توان بسیاری از نکته های تصوف اسلامی را تجزیه و تحلیل نمود.
وضعیت امروز جهان، پیامد حوادث گوناگون در گذر تاریخ است؛ در کشاکش این حوادث و دگرگونی ها، تمدن-هایی ظهور کرده رشد یا سقوط می کنند. بررسی و تحلیل عوامل مؤثر بر بقا یا فروپاشی یک تمدن، می تواند برای تمدن ها و جوامع در حال رشد، بسیار عبرت آموز باشد. تمدن ایرانی یکی از قدیمی ترین و تاثیرگذارترین تمدن های تاریخ بشری است و ایران زمین نیز به مثابه خاستگاه این تمدن در اعصار گوناگون، حکمرانی حکومت-ها و سلسله های بی شماری را به خود دیده است که برخی از آنها به هنگام برخورداری از فر و شکوه و سطح بالایی از اقتدار سیاسی و اقتصادی، گاهی به دلایل ناشناخته ای افول کرده و در نهایت منقرض شده اند؛ حکومت های مقتدری همچون هخامنشی، اشکانی، ساسانی، و صفوی! در این میان امپراتوری هخامنشی یکی از تاثیرگذارترین حکومت های حیات بشری بوده است که به رغم برخورداری از سابقه ای 230 ساله به دست سرداری جوان و کم تجربه منقرض شد. تاسیس این امپراتوری که اقوام، زبان ها و فرهنگ های گوناگون و متنوعی را در بر می گرفت، ابتکاری بزرگ در تاریخ جهان بود؛ دولتی واحد و متمرکز که تا سال ها بعد، فقط امپراطوری روم توانست با آن برابری کند! سؤال اصلی پژوهش این است که امپراطوری و تمدنی با این حد از قدرت، عظمت و گستردگی قلمرو، چگونه به مرور زمان از درون فرو پاشید. به نظر می رسد که دلایل بسیاری در انقراض و فروپاشی تمدن ها دخیل اند یا موجب بقا و استمرار حیات آنها می شوند. در این پژوهش چنین فرض شده است که ضعف در تحقق عدالت، پاسخگویی، آزادی و هویت ملی و عواملی چون استبداد، خودشیفتگی و تبعیض، موجب تسریع فروپاشی این تمدن شده اند. بررسی سوابق تاریخی نیز مؤید این پیش فرض بود که بی عدالتی از جمله مهم-ترین عوامل فروپاشی درونی و تدریجی و کاهش سطح هوشمندی این حکومت ها بوده است.
این پژوهش به دنبال شناسایی عوامل موثر بر ایجاد شهروندی سازمانی و همچنین بررسی ارتباط مابین شاخص های رفتار شهروندی و عملکرد سازمانی بوده است، در این تحقیق برای شناسایی عوامل موثر بر شهروندی سازمانی با کاوش در ادبیات موجود از الگوی به نام البرات مورمن، ارگن، نیهف، اسمیت، وان سکاتر، مارک سی وان، اسمیت ...... و شش عامل را به عنوان عامل مهم تأثیرگذار بر رفتار شهروندی سازمانی بین کارکنان و مدیران شناسایی شد که این شش شاخص عبارتند از فداکاری، وظیفه شناسی، وفاداری، توجه، تحمل پذیری (جوانمردی) این و شش عامل را در سازمان های موجود به آزمون گذاشته شد تا وضعیت آنها از لحاظ میزان رفتار شهروندی و بررسی ارتباط این شاخص ها با عملکرد سازمان بررسی گردد. براساس آزمون رتبه ای فریدمن در سازمان های موفق و ناموفق شاخص وظیفه شناسی کارکنان بیشترین میانگین رتبه و تحمل پذیری (جوانمردی) کمترین میانگین رتبه بدست آمده است. آزمون T نشان داد که در این سازمانها از لحاظ شاخص های انسانی رفتار شهروندی (O CBI) یعنی شاخص های فداکاری، مشارکت (مدنی، اجتماعی، وظیفه ای و حمایتی) و توجه، تفاوت معناداری وجود ندارد، اما به لحاظ شاخص های سازمانی (O CBI) بین سازمانهای مذکور از لحاظ وظیفه شناسی، جوانمردی (تحمل پذیری) و وفاداری تفاوت معناداری وجود دارد.
"در این پژوهش محقق به دنبال یافتن روشی برتر برای تدریس ارزش ها بوده است و همچنین تاثیر یادگیری اجتماعی و نقش الگوه ها را بر تغییر نگرش دانش آموزان نسبت به معلم شان مورد بررسی قرار می دهد. این تحقیق در واقع به دنبال بررسی این فرضیه ها می باشد :1- بین روش های تدریس سخنرانی، ایفای نقش و بحث گروهی وتغییر نگرش دانش آموزان نسبت به هدف های ارزشی کتاب دینی سال اول دوره راهنمایی تفاوت معناداری وجود دارد. 2- بین روش های تدریس سخنرانی ، ایفای نقش و بحث گروهی و تغییر نگرش دانش آموزان نسبت به معلم شان تفاوت معنی داری وجود دارد.
برای انجام این تحقیق از روش نیمه تجربی و طرح چهار گروهی سالمون همراه با نمونه گیری خوشه ای استفاده شد. جامعه آماری این تحقیق را دانش آموزان سال اول دوره راهنمایی منطقه 7 آموزش و پرورش تهران (مدارس دولتی) تشکیل می دهند وابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه نگرش سنج محقق ساخته، با مقیاس لیکرت بود که به منظور سنجش نگرش دانش آموزان نسبت به ""هدفهای ارزشـــی""،کتاب دینی سال اول راهنمایی و معلم همان سال تهیه شده است و از تحلیل واریانس دو طرفه و آزمون توکی و آزمون t جهت انجام محاسبات و تحلیل آماری استفاده شده است.
نتایج تحقیق نشان داد که تفاوت معنی داری بین روش های تدریس ""سخنرانی""، ""ایفای نقش"" و ""بحث گروهی"" در زمینه تاثیر بر تغییر نگرش دانش آموزان نسبت به هدف های ارزشی کتاب دینی اول راهنمایی وجود دارد. همچنین نتایج حاکی از برتری روش تدریس ""بحث گروهی"" نسبت به دو روش تدریس دیگر بود. علاوه بر این نتایج، تاثیر جنسیت بر تغییر نگرشها را نشان می دهد که در این زمینه دختران بیش از پسران در خصـوص هدف های ارزشی کتاب دینی اول راهنمایی تغییر نگرش داشته اند. همچنین نتایج نشان می دهد که روش تدریس بحث گروهی نسبت به سایر روش های تدریس از کارآمدتر است و جنسیت روی تغییر نگرش نسبت به هدف های ارزشی کتاب دینی سال اول راهنمایی تاثیر دارد . در واقع دختران بیش از پسران این تغییر نگرش را نشان دادند."
اطلاعات جامع، دقیق و کافی در مورد تأمین مالی سیستم بهداشت، زیربنای اساسی و لازم برای طرح ریزی خردمندانه سیاستهای اصلاحات در سیستم بهداشت است. اولین گام در تحلیل مسائل تأمین مالی مراقبتهای بهداشتی، محاسبه درست و منطقی هزینه های ملی سلامت است. کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه، حسابهای ملی سلامت موفقی را طرح ریزی کرده اند که امکان مقایسه بین کشورها از طریق تعاریف استاندارد منابع تأمین مالی و مصارف بهداشتی (بخشها و برنامه هایی که منابع مالی در آنها هزینه شده است) را فراهم ساخته است. ایالات متحد نیز رویکرد بسیار دقیقی برای محاسبه هزینه های بهداشتی فراهم ساخته است که «حسابهای ملی سلامت» نامیده می شود. در کشورهای در حال توسعه، علی رغم توصیه های مکرر سازمانهای بین المللی مانند سازمان جهانی بهداشت و بانک جهانی تحلیل هزینه های بهداشتی بسیار نامنظم انجام گرفته است.کشورهای در حال توسعه از جمله ایران ساختار تأمین مالی چندگانه و متفرق دارد. از این رو روش ماتریس «منابع – مصارف» برای تحلیل هزینه های بهداشتی این کشورها ارائه شده است. روش ماتریس منابع – مصارف، شکل بهبودیافته حسابهای ملی سلامت در کشور امریکاست. این روش به این دلیل ارائه شده است که سیستم بهداشتی کشورهای در حال توسعه به لحاظ تأمین مالی بسیار شبیه سیستم بهداشتی امریکاست، که در آن منابع مالی از منابع و بخشهای مختلف تأمین می شود. تجارب گذشته نشان می دهد امکان محاسبه دقیق و کامل هزینه های بهداشتی از طریق این روش امکان پذیر است. برای درک بیشتر تأثیر حسابهای ملی سلامت بر سیاستهای بهداشتی و کاربرد عملی آن مثالهایی از اجرای حسابهای ملی سلامت در کشورهای مصر و هند ارائه شده است.