زبان تجلی و تجلی زبان: بازنمایی انواع ترکیبات مفهومی و استعاری تجلی در زبان روزبهان بقلی شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زبان ادبی دوره ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
153-184
حوزههای تخصصی:
مفهوم "تجلی" در آثار روزبهان بقلی شیرازی یکی از بنیادی ترین مفاهیم عرفانی است که در ساحت های متنوعی حضور می یابد. این پژوهش با رویکردی بینارشته ای و بهره گیری از مبانی هرمنوتیک فلسفی (پل ریکور)، پدیدارشناسی اسطوره (الیاده)، و تأویل گرایی حکمی (هانری کربن) به تحلیل کارکردهای تجلی در آثار روزبهان می پردازد. بررسی نمونه های متعدد نشان داد که ترکیبات مرتبط با تجلی در دو دسته اصلی جای می گیرند: نخست، ترکیبات مفهومی که در پیوند با اصطلاحات و مقولات خاص عرفانی (مانند تجلی ذات، تجلی قدم، تجلی بقا، سبحات تجلی و غیره) شکل می گیرند؛ دوم، ترکیبات استعاری-تشبیهی که بیشتر در نسبت با عناصر طبیعی (خورشید، آب، دریا، پرندگان)، مکان ها و اشیاء (خانه، کاروانگاه، شمشیر، شمع) و نقش ها یا صورت های انسانی (دایه، صعلوک، خاقان چین، ترک، و عروس) پدیدار می شوند. در این میان فعل تجلی جایگاهی مستقل دارد که در آن تجلی نه صرفاً در سطح زبان و استعاره، بلکه به مثابه رخداد و عمل قدسی بازشناخته می شود. تحلیل انواع تجلی با تکیه بر اندیشه های کربن نشان داد که روزبهان با تأکید بر عالم مثال و جهان میانی، تجلی را امری زنده و جاری می فهمد. هم چنین، به مدد دیدگاه های الیاده روشن شد که لحظات تجلی در متن روزبهان کارکردی مشابه لحظات ظهور قدسی دارند و بدین سان، هستی انسان سالک در مواجهه با این رخداد دگرگون می شود. از نظر ریکور هر استعاره مناسبتی دقیق با خاستگاه معنوی خود دارد. بدین ترتیب، پژوهش حاضر تصویری جامع از گونه های متنوع تجلی در متون روزبهان ارائه می دهد و نشان می دهد که چگونه زبان استعاری و مفهومی وی بستری برای پیوند میان تجربه عرفانی، تأمل فلسفی و ساختار اسطوره ای فراهم می آورد.







