تقابل ساخت خودایستای التزامی و ساخت ناخودایستای مصدری در بندهای کنترلی: یک توصیف زبان گذر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۴
269-301
حوزههای تخصصی:
در آغاز پیدایش دستور زایشی، کاوش در نظریه زبان همواره متاثر از زبانی مانند زبان انگلیسی بوده است. با گذر از آن دوره، نظریه زبان همواره بر آن بوده است که از یک سو بهنیه نگرتر شود و از سوی دیگر جهانی تر شود. یکی از ساختهایی که این پویایی نظری را در تاریخ دستور زایشی نشان می دهد، بررسی زبان گذر ساختهای کنترلی است. ساختمان نحوی و معناشناختی بندهای متممی کنترلی در زبانی مانند زبان فارسی اساساً متفاوت از همین ساختها در زبانهایی مانند زبان انگلیسی است. ساختهای کنترلی در زبان فارسی در بندهای متممی خودایستای التزامی واقع می-شوند. این بندها دارای ویژگیهای نحوی-ساختواژی [شخص]، [شمار]، و [زمان] می باشند. همچنین این بندها در درون گروههای نحوی زمان، وجه، و متمم نما جای دارند. اما همین ساختها در زبانهایی مانند زبان انگلیسی در بندهای متممی ناخودایستا و عریان مصدری جای دارند که هیچ یک از ویژگیهای نحوی-ساختواژی بالا، و نیز هیچکدام ازگروههای نحوی بالا را ندارند. این تفاوت ساختاری در نخستین انگاره های دستور زایشی توصیف ناپذیر بود. اما با گذر از آن دوره و ورود و استمرار در برنامه کمینگی، این گونه نگرشهای انگلیسی-محور اندک اندک از نظریه زبان رخت بستند تا نظریه زبان همگانی تر شود. بر این پایه، جستار کنونی بر آن است که نشان دهد که چگونه این تفاوتهای ساختاری میان متمم های خودایستا و ناخودایستای کنترلی در این دو رده از زبان توانسته است سبب بهینگی دستور زایشی، به ویژه در برنامه کمینگی شود تا نظریه زبان از یک درجه کفایت مشاهده ای ساده، به سوی کفایت توصیفی و توضیحی بیشتر گام بردارد.







