ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۶۱ تا ۶۸۰ مورد از کل ۵۶۰٬۲۷۰ مورد.
۶۶۱.

تحول مناره در معماری مسجد: تحلیل تاریخی سیالیت ریخت شناختی و نقش های نمادین در بسترهای اقلیم سرد - مطالعه تطبیقی زنجان و همدان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۳
این پژوهش چرایی و چگونگی دگرگونی مناره را از «ابزار اعلان اذان» به «نشانه ای چندلایه با دلالت های دینی، شهری و سیاسی» واکاوی می کند و نسبت حضور/عدم حضور آن را در مساجد زنجان و همدان می سنجد. مسئله این است که آیا مناره، عنصری ذاتی مسجد است یا برآیند شرایط تاریخی - فرهنگی و اقلیمی. فرضیه می گوید تحول مناره تابع برهم کنش اقتدار سیاسی، ذائقه زیبایی شناختی، فناوری ساخت و اقلیم است؛ ازاین رو فقدان مناره در بسیاری از مساجد محلی اقلیم های سرد، انحراف از الگوی اصیل مسجد نیست؛ بلکه پاسخی کارکردی - اقتصادی و حاصل خوانایی کافی بنا در بافت شهری است. روش تحقیق، تاریخی - تحلیلی با تیپولوژی تطبیقی و مشاهده/مستندسازی میدانی نمونه های جامع و محلی در دو شهر مذکور است؛ شاخص ها شامل مکان گذاری، سازه و مصالح، دسترسی، نقش های کارکردی/نمادین و خوانایی شهری بوده است. باتکیه بر شواهد موجود، می توان چنین برداشت کرد که تثبیت مناره در هیئت نماد شهری عمدتاً از اواخر اموی و آغاز عباسی شکل گرفته است؛ سیر تیپولوژیک از برج های ساده و منفرد به جفت مناره های هم بسته با قاب ورودی/ایوان در دوره های میانه و بازخوانی های مینیمال در معماری معاصر امتدادیافته است. در زنجان و همدان، مساجد محلی (به ویژه قاجاری) غالباً بدون مناره اند یا مناره ای صرفاً نشانه ای دارند، درحالی که بناهای شاخص شهری مناره را به منزله نشان شهری حفظ کرده اند. برون داد پژوهش چارچوبی تصمیم یار برای طراحی/مرمت است که وزن اقلیم، سیاست و فناوری را در ضرورت حفظ، تقلیل یا حذف مناره می سنجد.
۶۶۲.

زندگی و ملفوظات حماد بن مسلم دباس (د: 525 قمری)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۶
حمّاد بن مسلم دبّاس از مشایخ برجسته بغداد در قرن پنجم هجری است که شاگردان برجسته ای چون سید محی الدین عبدالقادر جیلانی و ابوالنجیب سهروردی را تربیت کرده است. منابع تاریخی موجود درباره او محدود و پراکنده اند و پژوهش مستقلی درباره آموزه ها و ملفوظاتش کمتر انجام شده است . هدف پژوهش بررسی زندگی و تحلیل انتقادی ملفوظات حمّاد دبّاس و بازسازی نقش او در سنت عملی و اخلاقی تصوف بغداد است . روش تحقیق توصیفی – تحلیلی و مبتنی بر مطالعه منابع تاریخی و تصوفی و تصحیح نسخه ای خطی عربی از ملفوظات است. یافته ها نشان می دهد که ملفوظات حمّاد دبّاس علاوه بر ارزش تاریخی، نقش مهمی در انتقال سنت عملی تصوف و تربیت شاگردان برجسته ایفا کرده اند. نوآوری پژوهش در تحلیل دلالت شناختی و ارائه تبیین علمی از آموزه ها و سلوک عملی این شیخ برجسته است .
۶۶۳.

واکاوی دلالت های فقهی بر جواز کاربست هوش مصنوعی در تعلیم قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۰۹
تعلیم قرآن کریم از مصادیق بارز قربات الهی و واجب کفایی برای جامعه اسلامی است که تحقق آن در عصر حاضر با چالش های متنوعی ازجمله محدودیت منابع انسانی و نیاز به دسترسی همگانی مواجه است. در این پژوهش، باهدف تبیین جواز کاربست هوش مصنوعی به عنوان ابزاری نوین در فرآیند تعلیم قرآن، به وکاوی دلالت های فقهی و اجتهادی مرتبط پرداخته شده است. ضرورت این تحقیق ازآن روست که فناوری های نوین آموزشی، امکان تسهیل یادگیری، افزایش دسترسی و ارتقای کیفیت آموزش قرآن را فراهم می آورند و نیازمند تحلیل فقهی برای مشروعیت شرعی هستند. روش پژوهش حاضر، توصیفی- تحلیلی، با استفاده از منابع اسناد و کتابخانه ای است. تحلیل این ادله نشان می دهد که تعلیم قرآن واجب کفایی است و ابزارهای واسطه ای و تسهیلگر، ازجمله هوش مصنوعی، در تحقق این واجب مشروعیت دارند. همچنین استدلال شد که استفاده از هوش مصنوعی، درصورتی که ضوابط علمی و آموزشی رعایت شود، نه تنها شأن عبادی تعلیم قرآن را تنزل نمی دهد بلکه آثار تربیتی و آموزشی آن را تعمیق می کند و دسترسی همگان به معارف قرآنی را تضمین می نماید. نتیجه پژوهش حکایت از جواز شرعی و فقهی کاربست هوش مصنوعی در تعلیم قرآن دارد و تأکید می کند که این ابزار، با رعایت شرایط علمی و اصول آموزشی، می تواند به عنوان راهبردی مشروع و کارآمد در نظام تعلیم و تربیت قرآنی عصر حاضر مورد بهره برداری قرار گیرد و تحقق اهداف تربیتی و اخلاقی قرآن کریم را تسریع نماید.
۶۶۴.

طراحی مدل مفهومی ارتباط هوش های چندگانه و ویژگی های روان شناختی با پیامدهای عملکردی در سازمان های ورزشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۴
کارآمدی سازمان های ورزشی به میزان قابل توجهی تحت تأثیر ظرفیت های شناختی، هیجانی و روان شناختی سرمایه انسانی آن ها قرار دارد. با وجود پژوهش های متعدد درباره ارتباط انواع هوش با پیامدهای سازمانی، تاکنون چارچوب مفهومی جامعی که این متغیرها را به صورت یکپارچه در حوزه مدیریت ورزش تبیین کند، کمتر ارائه شده است. هدف پژوهش حاضر طراحی مدل مفهومی ارتباط هوش های چندگانه (هوش عاطفی، فرهنگی و تجاری) و ویژگی های روان شناختی (ویژگی های شخصیتی، خلاقیت و خودکارآمدی) با پیامدهای عملکردی در سازمان های ورزشی بود. این پژوهش به صورت کیفی و با روش اسنادی انجام شد. بدین منظور منابع نظری و پژوهش های مرتبط در حوزه مدیریت ورزشی، رفتار سازمانی و روان شناسی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. بر اساس ترکیب نظری یافته ها، مدلی ارائه شد که در آن هوش های چندگانه به عنوان متغیرهای پیشایند، ویژگی های روان شناختی به عنوان متغیرهای میانجی و پیامدهای عملکردی شامل رضایت شغلی، مدیریت دانش، هویت سازمانی و عملکرد فردی به عنوان متغیرهای پیامدی در نظر گرفته شدند. مدل پیشنهادی بر ماهیت چندبعدی سرمایه انسانی در سازمان های ورزشی تأکید دارد و می تواند مبنایی برای پژوهش های تجربی آینده و برنامه های توسعه منابع انسانی باشد.
۶۶۵.

نقش آموزش سواد رسانه ای در کاهش آسیب پذیری دانش آموزان دختردوره ابتدایی سیرجان در فضای مجازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۵
گسترش فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی و افزایش دسترسی کودکان به اینترنت، شبکه های اجتماعی و رسانه های دیجیتال، فرصت ها و چالش های نوینی را در حوزه آموزش و تربیت ایجاد کرده است. دانش آموزان دوره ابتدایی، به ویژه دختران، به دلیل ویژگی های رشدی، شناختی و عاطفی خود، در برابر آسیب های فضای مجازی از جمله مواجهه با محتوای نامناسب، وابستگی به اینترنت، آزار و اذیت سایبری، افشای اطلاعات شخصی و نقض حریم خصوصی آسیب پذیرتر هستند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش آموزش سواد رسانه ای در کاهش آسیب پذیری دانش آموزان دختر دوره ابتدایی شهر سیرجان در فضای مجازی انجام شده است. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، مروری تحلیلی است و بر پایه بررسی منابع علمی، پژوهش های پیشین و اسناد معتبر داخلی و خارجی سامان یافته است. یافته ها نشان می دهد که آموزش سواد رسانه ای از طریق تقویت تفکر انتقادی، توانایی ارزیابی اطلاعات، تشخیص اخبار نادرست، رعایت اصول امنیت دیجیتال، حفاظت از حریم خصوصی و مدیریت رفتارهای آنلاین می تواند نقش مؤثری در کاهش آسیب پذیری دانش آموزان ایفا کند. همچنین همکاری خانواده، مدرسه و نظام آموزشی در طراحی و اجرای برنامه های منسجم سواد رسانه ای، عاملی مهم در ارتقای سلامت و امنیت دیجیتال کودکان است. در مجموع، آموزش سواد رسانه ای راهبردی پیشگیرانه و ضروری برای تربیت دانش آموزانی آگاه، مسئول و توانمند در جامعه دیجیتال محسوب می شود.
۶۶۶.

تعیین ارتباط بین سرمایه فرهنگی با بهره وری آموزشی و نوآوری شغلی معلمان تربیت بدنی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۴
هدف از این تحقیق، تعیین ارتباط بین سرمایه فرهنگی با بهره وری آموزشی و نوآوری شغلی معلمان تربیت بدنی شهرستان ممسنی بود. این تحقیق کاربردی و از نوع توصیفی و همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق، تمامی معلمان تربیت بدنی شهرستان ممسنی به تعداد 303نفر بود، که از این تعداد 170 نفر به عنوان نمونه و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای با محقق همکاری کردند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه های استاندارد بهره وری آموزشی هرسی و گلداسمیت (۱۹۸۰)، نوآوری شغلی مقیمی و رمضان (1390) و سرمایه فرهنگی شربتیان و اسکندری( 1396) بود. برای توصیف داده ها از روش های آمار توصیفی و برای تجزیه استنباطی داده ها از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شد. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که بین سرمایه فرهنگی با بهره وری آموزشی و نوآوری شغلی معلمان رابطه ی مثبت و معناداری وجود داشت و همچنین نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که سرمایه فرهنگی قابلیت پیش بین بهره وری آموزشی و نوآوری شغلی معلمان را داشت (01/0P ≥).
۶۶۷.

مواجهه یهودیانِ ایران با مسلمانان در عصر فتوحات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۵۴
یهودیان در طول تاریخ یکی از اقلیت های مذهبی پراکنده در ایران، بودند. پیشینه حضور یهودیان در ایران به دوره اسارت بابلی، هخامنشیان و مادها می رسد. یهودیان در این تاریخ طولانی، همواره متأثر از شرایط زندگی در ایران و همچنین به رغم شمار اندک، در حیات اجتماعی، اقتصادی و دینی مردم ایران تاثیرگذار بوده اند. در این میان یکی از نقاط عطف در تاریخ یهودیانِ ایران، عصر فتوحات و حاکمیت اعراب مسلمان است. با این وصف در این پژوهش تلاش می گردد نوع مواجهه یهودیانِ ایران با مسلمانانِ فاتح و نیز حیات اجتماعی اقتصادی آنان در عصر فتوحات مورد بررسی قرار گیرد. بر اساس یافته های پژوهش به رغم بدبینی هایِ موجود میان اعراب مسلمان و یهودیان، برخورد خشونت باری میان این دو گروه صورت نگرفت و یهودیان در این زمان در مناطق مختلف با توجه به شرایط و موقعیت مکانی، ترکیبی از سازش و انزوا را برگزیدند. یهودیان به عنوان اهل کتاب، در بیشتر مواقع در این دوره در میان مسلمانان زندگی همراه با آسایشی داشتند و گرچه از نظر اجتماعی و دینی محدودیت هایی داشتند، اما از نظر اقتصادی فضای بسیار مساعدتری نسبت به دوره باستان برای آنان فراهم شد. به نحوی که آنها در این زمان، یک دوره «انقلاب تجاری» را تجربه نمودند.
۶۶۸.

سنجش توانمندی هوش مصنوعی در بازآفرینی تجارب عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۶۱
پیشرفت چشمگیر هوش مصنوعی در حوزه پردازش زبان طبیعی، امکان تازه ای را برای تعامل با متون عرفانی فراهم کرده است. این در حالی است که عرفا در طول تاریخ، همواره تصریح کرده اند که کشف وشهود عرفانی، خاص گروهی است که مورد لطف حق واقع می شوند و درنتیجه، زبان خاص خود را دارد که از گستره فهم نااهلان خارج است. اخیراً هوش مصنوعی که فاقد هرگونه احساس و خودآگاهی است، این ادعا را به چالش کشیده است. در این پژوهش برای سنجش توانایی هوش مصنوعی در شبیه سازی تجارب عرفانی از روش توصیفی تجربی استفاده شده است. پس از مرور نظریات عرفا و اندیشمندان درباره تجربه عرفانی و هوش مصنوعی، دو متن عرفانی، یکی از بایزید بسطامی (نثر) و دیگری از مولوی (نظم)، به مدل زبانی ChatGPT ارائه شد تا شیوه بازآفرینی آن ها بررسی شود. نتایج نشان می دهد که هوش مصنوعی قادر است با شناسایی و بازتولید نمادها، استعارات، لحن و ساختار زبانی متون عرفانی، روایتی نزدیک به فضای تجربه عرفانی ارائه دهد. بااین حال، فقدان شهود و تجربه درونی، شبیه سازی آن را به سطح زبانی محدود می سازد و از ورود به قلمرو تجربه پدیداری ناتوان است. پژوهش حاضر نشان می دهد که اگرچه هوش مصنوعی تجربه عرفانی را به صورت درونی درنمی یابد، می تواند در بازنمایی ادبی و ایجاد پل میان سنت های عرفانی و ابزارهای نو، مفید واقع شود و ابزار قدرتمندی برای تحلیل، بازنمایی و آشنایی مخاطب معاصر با سنت های عرفانی باشد.
۶۶۹.

شناسایی عوامل موثر بر اخلاق تحصیلی در مدرسه: رویکرد کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۶
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی شناسایی عوامل موثر بر اخلاق تحصیلی در مدرسه با استفاده از تحلیل کیفی انجام شده است. روش شناسی پژوهش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و با استفاده از راهبرد مبتنی بر نظریه داده بنیاد انجام شده است. نمونه گیری استفاده شده در این پژوهش، نمونه گیری خوشه ای و با شیوه نمونه گیری هدفمند بود. مبنع اصلی جمع آوری اطلاعات، انجام مصاحبه های عمیق با خبرگان، مدیران، معلمان و متخصصین حوزه آموزش تا دستیابی به اشباع نظری بوده است. در مجموع 16 مصاحبه انجام شد. نتایج تحلیل داده ها در طی سه مرحله، کدگذاری باز، کدگذاری نظری و کدگذاری انتخابی تحلیل شد. یافته ها: یافته های پژوهش که پس از انجام مراحل سه گانه کدگذاری باز، محوری و انتخابی، مدل نهایی پژوهش است. نشان می دهد عوامل موثر بر اخلاق تحصیلی در مدرسه با 52 کد و در 9 مقوله سازمان دهنده و 3 مقوله اصلی شامل عوامل درون مدرسه ای(منابع انسانی، رهبری آموزشی و برنامه های آموزشی)، عوامل ساختاری(فرهنگ آموزشگاهی، مدیریت آموزشگاهی و فناوری و رسانه ها) و عوامل محیطی(عوامل خانوادگی، عوامل فرهنگی و اجتماعی و حمایت روانی و عاطفی) می باشد. بحث و نتیجه گیری: با کاربست عوامل شناسایی شده می توان مهارت های اخلاقی را به دانش آموزان آموخت تا با استفاده از آن ها بتوانند به توسعه تحصیلی و اخلاقی برسند
۶۷۰.

Why AI Can Never Have a Soul: a philosophical inquiry into language and consciousness(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۴۳
This paper examines the question of whether artificial intelligence (AI) could ever possess consciousness or soul. While rapid advances in machine learning, neural networks, and large language models have generated speculation about machine sentience, we argue that AI remains confined to the limits of language and computation, incapable of attaining the lived, experiential dimension that defines human subjectivity. Drawing upon both Western and Indian philosophical traditions, the paper explores the ontological and phenomenological nature of consciousness, the relation between language and experience, and the metaphysical concept of soul. Through engagement with Wittgenstein, Bhartṛhari, Descartes, Husserl, Nagel, Chalmers, and classical Indian systems such as Vedānta and Sāṅkhya, we demonstrate why AI cannot transcend simulation into embodiment. Critical responses to strong AI, functionalism, transhumanism, and emergentist theories are considered, yet all fail to address the irreducibility of subjectivity and the ontological distinctiveness of soul. The conclusion reaffirms that AI’s boundaries are linguistic and computational, whereas human consciousness transcends language through lived experience, making the notion of a soulful AI both metaphysically impossible and philosophically incoherent.
۶۷۱.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر عدم تحمل بلاتکلیفی و درمان هیجان مدار مبتنی بر شفقت بر انسجام روانی، تاب آوری و تحمل پریشانی در زنان در معرض طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۵
طلاق پدیده ای چندعاملی است که می تواند آسیب های شناختی، هیجانی، اجتماعی و روانشناختی بسیاری را برای زوجین در پی داشته باشد. هدف پژوهش مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر عدم تحمل بلاتکلیفی و درمان هیجان مدار مبتنی بر شفقت بر انسجام روانی، تاب آوری و تحمل پریشانی در زنان در معرض طلاق بود. روش پژوهش بر مبنای هدف، کاربردی و از منظر گردآوری داده ها جزء تحقیقات کمی و از نوع نیمه آزمایشی، با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل همراه با پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان در معرض طلاق مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی شهر تهران در محدوده سال 1403-1402 بودند. تعداد نمونه 45 نفر که در سه گروه درمان مبتنی بر عدم تحمل بلاتکلیفی، گروه درمان هیجان مدار مبتنی بر شفقت و گروه کنترل تقسیم شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه های انسجام روانی (SCQ) فلنسبرگ-مدسن و همکاران (2006)، مقیاس تاب آوری (RISC) کانر و دیویدسون (2003) و مقیاس تحمل پریشانی (DTS) سیمونز و گاهر (2005) را تکمیل کردند.گروه آزمایش اول تحت 10جلسه درمان مبتنی بر عدم تحمل بلاتکلیفی و گروه آزمایش دوم تحت 10جلسه درمان هیجان مدار مبتنی بر شفقت و در نهایت گروه کنترل هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد. بعد از اتمام جلسات آموزشی از هر سه گروه در شرایط یکسان پس آزمون و بعد از مدت 60 روز مرحله پیگیری به عمل آمد. داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و با نرم افزار SPSS نسخه 28 تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که میانگین متغیر های پژوهش در گروه درمان هیجان مدار مبتنی بر شفقت (در پس آزمون و پیگیری) در مقایسه با گروه کنترل بیشتر ازگروه درمان مبتنی بر عدم تحمل بلاتکلیفی است و این تفاوت معنادار بود (0/05>p). با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت که درمان هیجان مدار مبتنی بر شفقت اثربخشی بیشتری نسبت به درمان مبتنی بر عدم تحمل بلاتکلیفی بر تحمل پریشانی دارد.
۶۷۲.

مدل سازی ساختاری تفسیری عوامل استراتژیک بروز شوک های مالی در صنعت پتروشیمی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۸۳
هدف این تحقیق تعیین تأثیرات ساختاری عوامل بروز شوک های مالی در صنعت پتروشیمی ایران است. روش انجام پژوهش توصیفی اکتشافی است. جامعه آماری شامل دو گروه خبرگان برای شناسایی عوامل بروز شوک های مالی و تأثیرات ساختاری آن ها بر یکدیگر و گروه دوم مدیران ارشد شرکت های پتروشیمی برای واقعی سازی مدل پیشنهادی است. از ادبیات تحقیق، تعداد ده عامل بروز شوک های مالی تهیه و با میانگین فازی و اجماع خبرگان در تمام عوامل به دست آمد. مدل ساختاری تأثیرات عوامل با استفاده از ISM به دست آمد. با نظرات مدیران ارشد در شرکت های پتروشیمی، وضعیت موجود با آزمون میانگین تعیین شد. نتایج نشان داد که تأثیر نه عامل از ده عامل تأیید شد. رویدادهای طبیعی از عوامل حذف شد. اولین عامل بروز شوک های مالی در صنعت پتروشیمی، نوسانات سیاسی است و آخرین عامل تغییرات مدیریتی است که معمولاً برای کنترل شوک های مالی از این عامل استفاده می شود درحالی که خود تحت تأثیر عوامل دیگر است.
۶۷۳.

La palingénésie sociale: la théorie des changements culturels(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۰۳
L'étude de la théorie des transformations culturelles de Pierre-Simon Ballanche, basée sur le concept de palingénésie, questionne la position de cet écrivain dans l'histoire intellectuelle du dix-neuvième siècle. Pourquoi Ballanche a-t-il été négligé dans l'histoire intellectuelle du XIXe siècle ? L'information concernant Ballanche (1776–1847) est très restreinte, ce qui suggère qu'il n'a pas été adéquatement situé dans son contexte. Hormis quelques détails biographiques et références à Ballanche en lien avec l'Orphisme et en tant que précurseur potentiel de Victor Hugo, les recherches originales sur son travail et ses théories demeurent limitées. Cette recherche a pour objectif de prouver que le rôle de Ballanche dans l'histoire culturelle, notamment pendant la période romantique et son influence majeure sur la philosophie contemporaine, a été négligé. Actuellement, la pensée de Ballanche propose un angle unique pour traiter de la philosophie historique et des sciences sociales. Elle suggère de voir l'histoire non pas simplement comme une chaîne d'événements, mais comme un processus cyclique de renouvellement, dans lequel chaque période contient les semences de sa propre évolution. Dans un monde actuel traversé par diverses crises, cette perspective peut apporter une lumière sur les discussions concernant le sens historique, la capacité de résilience des sociétés et la recherche de signification dans un univers en transformation.
۶۷۴.

From Nothing to Existence: quantum vacuum in light of the fundamentality of existence(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۳۲
The emergence of the universe from "Nothing" continues to be one of the most challenging questions in both physics and philosophy. Lawrence Krauss, in his theory, identifies the quantum vacuum with "Nothing" and attempts to explain the Cosmogenesis without invoking a metaphysical cause. This study, drawing on the Fundamentality of Existence (FOE) in Mulla Sadra’s Transcendent Philosophy (al-hikmah al-muta‘āliyah), shows that the quantum vacuum possesses an ontological reality rather than being absolute Nothingness. According to Sadrian ontology, the quantum vacuum may be considered the weakest level of Existence within the gradational hierarchy of Existence (However, one may also argue—based on its proximity to immateriality and potentiality—that it paradoxically resembles a higher ontological intensity closer to Divine Simplicity. This dual reading remains open to further exploration). Furthermore, this paper critically examines Krauss’s assertion that physical laws alone suffice to account for the Cosmogenesis. From the perspective of the Fundamentality of Existence, physical laws are merely descriptive and contingent rather than self-sufficient causes. Thus, the Sadrian framework provides a deeper metaphysical foundation, revealing the limitations of Krauss’s scientific explanation and affirming that the cosmogenesis ultimately necessitates a cause beyond physical laws.
۶۷۵.

تحلیل و ارزیابی نقش کافه های خیابانی در کیفیت بخشی به فضاهای شهری (نمونه موردی: بلوار ارم شهر همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۴۸
کافه های خیابانی به عنوان فضاهای اجتماعی اقتصادی در شهرهای ایران به تدریج ظهور یافته اند و دارای پتانسیل قابل توجهی برای ارتقای کیفیت فضاهای عمومی هستند. با این حال، گسترش این فضاها غالباً بدون برنامه ریزی دقیق و هماهنگی با ساختار کالبدی اجتماعی شهر رخ داده است. هدف این پژوهش، بررسی ارتباط حضور کافه های خیابانی با ابعاد مختلف کیفیت فضاهای شهری در بلوار ارم همدان است. روش این مطالعه توصیفی تحلیلی و کاربردی است. جامعه آماری شامل کارکنان کافه ها و استفاده کنندگان مداوم بلوار ارم شامل افرادی که مسیر تردد روزانه یا محیط کارشان در این بلوار قرار دارد و نیز کسانی که برای فعالیت های ورزشی یا پیاده روی از آن استفاده می کنند بود. نمونه گیری به صورت هدفمند و در دسترس انجام شد و پرسشنامه ای با روایی محتوایی و ضریب آلفای کرونباخ 0/94 میان ۳۸۰ نفر توزیع و تکمیل شد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری ناپارامتریک مناسب مانند کای اسکوئر و فریدمن در نرم افزار SPSS تحلیل شدند. نتایج نشان داد شاخص «سرزندگی و نشاط شهری» با میانگین 3/44 بالاترین مقدار را داشته و بیانگر نقش کافه های خیابانی در افزایش پویایی فضایی، تعاملات اجتماعی و امنیت روانی است. همچنین، شاخص های «اقتصاد محلی» (میانگین 3/40) و «زیبایی شناسی» (میانگین 3/33) عملکرد مطلوبی داشتند. در مقابل، ابعاد «پیاده مداری» (میانگین 3/09) و «محیط زیست شهری» (میانگین 2/88) ضعیف تر ارزیابی شدند و نیازمند توجه بیشتری هستند. یافته ها نشان می دهند کافه های خیابانی فراتر از کارکرد فقط مصرفی می توانند بستری برای تقویت سرمایه اجتماعی، افزایش پویایی شهری و ارتقای کیفیت زندگی فراهم کنند. نوآوری این مطالعه در ارزیابی هم زمان شاخص های اجتماعی، روان شناختی، زیبایی شناختی، اقتصادی و محیط زیستی است که تصویری جامع از نقش کافه های خیابانی در کیفیت فضاهای عمومی ارائه می دهد و می تواند به عنوان مرجع برای سیاست گذاری و برنامه ریزی انسان محور در شهرهای مشابه مورد استفاده قرار گیرد.
۶۷۶.

شوری آب زیرزمینی در روند تغییر اقلیم استان گیلان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۷
آب زیرزمینی به عنوان بستر تغییر و تحولات تحت عوامل تاثیر گذار بررسی گردد. توان آبی هر منطقه از طریق روش های بیلان آبی ناشی از اقلیم و هجوم انسانی قابل برآورد است. افزایش جمعیت و توسعه ی روزافزون صنعت و تخلیه ی بی حد و حصر پساب های شهری، و تغییر اقلیم، از سال های گذشته موجب نوسانات شدید آب زیرزمینی شده و بمراتب نه تنها کمییت آب زیرزمینی بلکه کیفیت آنرا تحت تاثیر قرار می دهد. آمار30 ساله عناصر اقلیمی استان گیلان تهیه و از طریق روش منکندال و psiتغییر اقلیم ایستگاه ها بررسی و تعداد سال های و دوره های تر و خشک برآورد و درون یابی شد، بیشترین تغییرات اقلیمی در شرق گیلان و بیشترین تاثیرات را بر روی آب زیرزمینی را نیز در همین منطقه برجای گذارده است. از طرف دیگر با برداشت بی رویه آب زیرزمینی استان گیلان بیشترین نوسانات آب زیرزمینی مربوط به شرق گیلان است. و تاثیراتی شگرف بر عناصر کیفی آب چاه ها به مدت 16 سال اخیر داشته؛ مؤثرترین عناصر در شوری Nacl، Ec، Na، Cl، Sar دسته بندی آنالیز و درون یابی شد. در نتیجه نقشه تغییر اقلیم، نوسانات آب زیرزمینی وکیفی (شوری) تقریباً برهم منطبقند که بیشترین همبستگی را در شرق گیلان نشان می دهد.
۶۷۷.

تحلیل عمیق آرای دیوان عدالت اداری در مورد ممنوعیت فیلم های «سنتوری» و «رستاخیز»: چالش های حقوقی نظام صدور پروانه نمایش سینمای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۰۰
مقدمه: این پژوهش به بررسی چالش های حقوق اداری پیرامون لغو مجوز نمایش دو فیلم ایرانی، «سنتوری» (1386) و «رستاخیز» (1391) علیرغم تأیید قبلی از سوی وزارت فرهنگ می پردازد. هر دو مورد، تعارض های ساختاری در چارچوب نظارتی سینمای ایران، به ویژه تنش میان آزادی بیان هنری و ضرورت های فرهنگی و سیاسی تحمیل شده از سوی دولت را برجسته می سازند. تحلیل حاضر بر نقش دیوان عدالت اداری به عنوان مرجع قضایی اصلی رسیدگی کننده به چنین اختلاف هایی متمرکز شده و مفاهیم حقوقی «انتظار مشروع» و «حقوق مکتسب» را در چارچوب حقوق اداری ایران واکاوی می کند.   روش : این پژوهش از رویکرد مطالعه موردی استفاده کرده و متون حقوقی احکام دیوان عدالت اداری در پرونده های «سنتوری» و «رستاخیز» را در کنار چارچوب های نظارتی مرتبط، ازجمله آیین نامه نظارت بر نمایش فیلم(1361) و اصلاحیه بعدی آن (1364، ماده 4)، مورد تحلیل قرار می دهد. روش شناسی شامل تحلیل حقوقی تطبیقی این دو پرونده تحت دو نسخه مختلف از قوانین آیین دادرسی دیوان (قانون 1384 در مقابل قانون 1391) است. این مطالعه همچنین به بستر سیاسی اجتماعی سانسور هنری در ایران و تأثیر آن بر نتایج قضایی می پردازد.   یافته ها: یافته ها نقایص جدی در قانون سینمای ایران را آشکار می سازد؛ به ویژه اختیارات گسترده و خودسرانه ای که طبق ماده 4 به رئیس سازمان سینمایی برای لغو مجوز نمایش بر اساس «ضرورت های فرهنگی و سیاسی» مبهم اعطا شده است. این مقرره، اصول بنیادین حقوق اداری از جمله حاکمیت قانون، شفافیت رویه ای و لزوم تصمیم گیری مستدل را نقض می کند. احکام دیوان در این دو پرونده به طور قابل توجهی متفاوت بود: در مورد سنتوری، دیوان درخواست ابطال لغو مجوز را رد کرد، اما ادعای خسارت را پذیرفت و به طور ضمنی «حق مکتسب» را طبق قانون 1384 به رسمیت شناخت. در مورد رستاخیز، دیوان صرفاً وقوع تخریب از سوی اداره (طبق قانون 1391) را تأیید کرد، اما حکم به جبران خسارت نداد. علیرغم این احکام، هیچ یک از این دو فیلم به طور کامل به چرخه اکران عمومی بازنگشت. این مطالعه همچنین به عدم تمایل قوه قضاییه برای به رسمیت شناختن کامل «انتظار مشروع» به عنوان یک اصل حقوقی اشاره کرده و خاطرنشان می سازد که رویه قضایی به تفسیرهای محدودکننده تری از حقوق مکتسب گرایش دارد. این پژوهش علاوه بر این، به تأثیر بازدارنده ابهام نظارتی بر فیلم سازان می پردازد؛ آنان اغلب به دلیل ترس از تلافی بوروکراتیک و تأخیرهای طولانی از طرح دعوی در دادگاه اجتناب می کنند. علاوه بر این، تحلیل نشان می دهد که تفسیر حقوقی کنونی در تفکیک میان تعلیق و لغو دائم مجوزها ناکام مانده و تهیه کنندگان را در وضعیت عدم قطعیت دائمی قرار می دهد. درحالی که صدور پروانه ساخت توسط وزارتخانه باید علی الاصول توقع مشروعی برای اکران ایجاد کند، استناد به ماده ۴ عملاً این امنیت را از بین می برد. این مطالعه استدلال می کند که قوه قضاییه با اعطای خسارت در پرونده سنتوری (به جای الزام به اعتبار مجوز)، ناخواسته زیاده روی قوه مجریه را تأیید کرده است. این رویکرد، حق بنیادین آزادی بیان را به یک بدهی معاملاتی تبدیل می کند و عملاً به دولت اجازه می دهد تا هزینه سانسور محتوای هنری را بپردازد؛ امری که به دلیل ریسک های نظارتی جبران ناپذیر، سرمایه گذاری خصوصی را دلسرد می کند. نتیجه گیری: پرونده های سنتوری و رستاخیز بر آسیب پذیری های ساختاری در قانون سینمای ایران صحه می گذارند؛ جایی که اختیارات گسترده و اختیاری، امکان اعمال سانسور خودسرانه را فراهم می سازند. اگرچه دیوان عدالت اداری با به رسمیت شناختن تخلف و در یک مورد، حکم به جبران خسارت، راه حل جزئئ ارائه داد، اما آرای آن نتوانست انتظارت مشروع فیلم سازان را به طور کامل محقق سازد یا مغایرت ماده 4 با قانون اساسی را به چالش بکشد. این پژوهش نتیجه می گیرد که بدون اصلاحات اساسی حقوقی ازجمله تعیین معیارهای شفاف تر برای لغو پروانه نمایش و حمایت قضایی قوی تر از حقوق خلاقانه، خودسری اداری به سرکوب بیان هنری ادامه خواهد داد. در نهایت، سرنوشت این فیلم ها بازتاب دهنده تنش های گسترده تر میان قانون، قدرت دولتی و هنر در ایران است.
۶۷۸.

تحلیل دیفرانسیل شهری و تأثیر آن بر مسائل اجتماعی و اقتصادی شهر شاندرمن در استان گیلان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۷
زمینه و هدف: دیفرانسیل شهری به پدیده ای کلیدی در جغرافیای شهری اشاره دارد که بیانگر تفاوت ها,نابرابری ها و گسست های فضایی-اجتماعی –اقتصادی درون یک شهر یا بین مناطق مختلف یک منطقه شهری است .شهر شاندرمن ،واقع در استان گیلان در شمال ایران با ویژگی های منحصر به فردی که دارد به عنوان یکی از شهرهای مهم و تاریخی این منطقه شناخته می شود. روش شناسی: پژوهش حاضر با هدف بررسی دیفرانسیل شهری در شاندرمن از سال های 1365 تا 1400 از ترکیب داده های کمّی و کیفی بهره برده است . دراین پژوهش روش پژوهش توصیفی – تحلیلی بوده که مبتنی بر داده های کمی مانند جمعیت ,دسترسی به خدمات عمومی – مهاجرت – نرخ بیکاری و همچنین به بررسی نظام سلسله مراتبی رتبه – اندازه جایگاه شهر شاندرمن در بین شهرهای استان گیلان پرداخته شده است ,داده های کیفی که عمق مسئله را نشان می دهد شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته از کارشناسان و صاحبنظران و همچنین مدل پارادایمی جهت شناسایی شرایط علی ,زمینه ای و مداخله گر مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج و یافته ها: تلفیق داده ها نشان می دهد سرمایه گذاری ها در زمینه های بهداشتی آموزشی و خدماتی ناکافی بوده است که حکمرانی محلی به عنوان یک عامل موثر در این زمینه به علت عدم تخصیص متوازن بودجه موجب عمیق تر شدن مسائل اجتماعی – اقتصادی برای این منطقه گشته است به طوریکه این عدم تعادل موجب شده تا قسمت های مرکزی شهر از لحاظ خدمات آموزشی-بهداشتی و سطح رفاه در بالای هرم و مناطق پیرامونی و روستایی این شهر در جهت دسترسی به امکاناتی مانند صنایع کوچک مولد, خدمات رفاهی و آموزشی در وضعیت ضعیف تری قرار بگیرند.
۶۷۹.

تاثیر بازنمایی مکان محور خانه های بومگردی در فضای مجازی بر شکل گیری تصویرذهنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۰
شناخت مولفه های بازنمایی خانه های بومگردی در فضای مجازی و تاثیر آن بر تصویر ذهنی مخاطبان ، عامل مهمی در شناخت ادراک و رفتار آنها است. بخشی از این موضوع، تاثیری است که بازنمایی مکان بر تصویر ذهنی گردشگر از مقصد می گذارد. رفتار گردشگران گاه تحت تأثیر استنباط آنها از تصویر ذهنی مقصد گردشگری قرار می گیرد هدف این مطالعه، بررسی تاثیر بازنمایی خانه های بومگردی در فضای مجازی بر تصویر مقصد گردشگران است. امروزه اقامتگاه های بومگردی به عنوان یکی از مهمترین جاذبه های گردشگری، مورد توجه گردشگران است. این گردشگران به طور وسیعی از اطلاعات بصری مندرج در فضای مجازی برای شناسایی و انتخاب مقاصد خود بهره می برند. این مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل محتوا انجام شده است. با 21 گردشگر که از طریق فضای مجازی برای اولین بار با یکی از بومگردیها آشنا شده و آن مکان را برای اقامت انتخاب کرده بودند، مصاحبه شد. جمع آوری داده ها تا زمان رسیدن به اشباع نظری، توسط مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام گرفت. با تحلیل مفهوم بازنمایی مکان محور، 4 مقوله اصلی استخراج شد: 1) بازنمایی معمارانه، 2) بازنمایی وجوه معنایی، 3) بازنمایی فعالیتها و رویدادها، 4) روش بازنمایی. نتایج این مطالعه نشان داد بازنمایی مکان محور، علاوه بر تاکید بر بازنمایی مولفه های فیزیکی، ابعاد مختلف تعامل میان انسان و محیط و طبیعت را در سطوح معنایی تعریف می کند. غنای بازنمایی مکان محور به معماران و متخصصان گردشگری کمک می کند تا به شناخت بهتری از تصویر ذهنی گردشگران از خانه های بومگردی از طریق فضای مجازی دست یابند. از این طریق به معماران در چگونگی بازنمایی خانه های بومگردی کمک می کند؛ همچنین راهنمایی برای مدیران اقامتگاهها در جهت ارتقا تولید محتوا و بازاریابی مکان در فضای مجازی است.
۶۸۰.

Fostering Reading Autonomy through AI-Driven Instruction: Evidence from a Mixed-Methods Study of Iranian EFL Learners(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۷
The growing integration of artificial intelligence (AI) into English language education has created new opportunities to enhance reading instruction. This study investigated the effect of AI-driven reading instruction on EFL learners’ reading autonomy and explored learners’ perceptions of AI-driven reading environments. A sequential explanatory mixed-methods design including a quasi-experimental pretest–posttest nonequivalent control-group design followed by the qualitative phase using extreme (polar) case sampling and semi-structured interviews, was employed during a five-week intervention. Fifty-four intermediate EFL learners from a Language school in Kerman, Iran were selected through Oxford Placement Test and were randomly assigned to an experimental group (n = 27), which received AI-driven reading instruction through ReadTheory, and a control group (n = 27), which received traditional reading instruction. Quantitative data were collected using pre- and post-tests of reading autonomy questionnaire, while qualitative data were obtained through semi-structured interviews. The quantitative data were analyzed using Analysis of Covariance (ANCOVA) after checking the required assumptions, and the interview data were analyzed through inductive thematic analysis. The findings revealed that AI-driven instruction significantly enhanced learners’ overall reading autonomy as well as its cognitive, metacognitive, affective-motivational, and action-oriented dimensions. However, no statistically significant improvement was found in the social dimension of reading autonomy. Furthermore, qualitative findings indicated that learners perceived ReadTheory as a tutor-like support system, providing personalized and adaptive learning for them. The study concludes that AI-driven platforms can serve as a valuable pedagogical tool for enhancing learners’ reading autonomy when integrated with appropriate instructional support.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان