مسئله اعتماد اجتماعی و چالش حکمرانی در ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اعتماد اجتماعی واقعیتی اجتماعی-فرهنگی است که ریشه در زمینه ها و تجارب اجتماعی تاریخی یک جامعه دارد. زمانی که در یک جامعه فرهنگ اعتماد ظهور می یابد و در نظام هنجاری جامعه ریشه می دواند، به عامل توانمندی تبدیل می شود که آثار و کارکردهای زیادی در سطوح مختلف از خود برجای می گذارد. اعتماد به مثابه هنجاری اجتماعی-فرهنگی بر این نکته تأکید دارد که تصمیمات مربوط به اعتمادکردن یا بی اعتمادی ریشه در زمینه اجتماعی و فرهنگی دارد. بر این مبنا اعتماد در فضای اجتماعی شکل می گیرد و در طول زمان تقویت می شود. در جامعه پیچیده امروزی، اعتماد از پیش شرط های اساسی برای توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی هر جامعه ای محسوب می شود و عنصر پیش قراردادی و مقدم بر حیات اجتماعی است. در این نوشته، برمبنای صورت بندی اعتماد در دو قالب اعتماد خاص گرایانه و اعتماد عام گرایانه در ایران، چگونگی پیوند اعتماد اجتماعی با امر حکمرانی در ایران معاصر (در سه دهه اخیر) مورد بررسی نظری و تجربی قرار می گیرد.روش پژوهش موردپژوهی واحد است که با تحلیل ثانویه داده های پیمایش های ملی، داده های ثبتی مرکز آمار و بانک مرکزی و اطلاعات و یافته های استنباطی حاصل از پژوهش های پژوهشگران انجام شده است.مشخصه و ملاکی که پایه صورت بندی اعتماد در قالب های خاص گرایانه و عام شده، شعاع و گستره حوزه اعتماد است. اولی دارای شعاع محدود است که اعتماد و رابطه با غیرخودی ها را به رسمیت نمی شناسد و بیشتر به دنبال تقویت روابط درون گروهی در قالب «ما»ی کوچک است. برعکس، اعتماد عام گرایانه شعاع اعتماد و تعامل را فراتر از افراد خودی تعریف می کند و به اعتماد و پیوندهای فراگروهی و بین گروهی اهمیت می دهد و به «ما»ی بزرگ توجه دارد. دستیابی به توسعه نیازمند کنش و بازی جمعی در میدان گسترده تر و فراخ تری از میدان های محدود و کوچک برآمده از اعتماد خاص گرایانه است. این مهم قرین با اعتماد عام گرایانه و مستلزم گذار از اجتماع به جامعه است. این نوشتار این پیش فرض را در خود دارد که شکل گیری و کیفیت حکمرانی مطلوب در گرو اعتماد عام گرایانه است.یافته های این بررسی نشان می دهد سوای از اینکه در ایران معاصر با چالش کاهش اعتماد مواجه هستیم، اعتماد عام گرایانه در مقایسه با اعتماد خاص گرایانه اندک، و غلبه و دست بالا با اعتماد خاص گرایانه است که موجد اختلال در فرایند حکمرانی در مقیاس های محلی و ملی و حتی در چگونگی مواجهه با جامعه جهانی می شود.







