دین اسلام، منادی صلح است و جنگ در این مکتب به هدف دفاع از حقوق فردی، ملی و انسانی تشریع شده است. از نگاه فقه سیاسی، قرارداد ذمه، امان، هدنه، صلح و تحکیم، راههای پایان جنگ محسوب می شوند.ذمه، قراردادی است که دولت اسلامی با اهل کتاب منعقد می کند. این قرارداد در هر عصری محکوم به صحت است حتی اگر حکام جور آن را منعقد کرده باشند. دولت اسلامی پس از امضای این قرارداد، متعهد می شود تا در برابر هر متجاوزی از آنان دفاع کند.با قرارداد امان، جان و مال و عِرض کفار حربی از هرگونه تعرضی مصون می شود. دامنه امان به زمان جنگ محدود نمی شود بلکه ممکن است به اهداف دیگری مانند اقامت و توطن موقّت در ممالک اسلامی، سیر و سیاحت و غیره منعقد شود.هدنه که مترادف آتش بس، متارکه و ترک مخاصمه است، شایع ترین راه پایان دادن جنگ در عصر کنونی محسوب می شود. با هدنه گرچه جنگ به طور موقّت پایان می یابد ولی حالت جنگ همچنان باقی خواهد ماند.عقد صلح، جدای از هدنه، امان، ذمه و تحکیم است. گرچه ویژگی صلح، دائمی بودن آن است اما موقت یا دائمی بودن صلح در فقه سیاسی، محل بحث و گفتگو است.در تحکیم، مخاصمات با ارجاع به شخص ثالث پایان می یابد.
"فنآوری هستهای که سرنوشت جنگ جهانی دوم را در خاور دور رقم زد، نقطه عطفی در عرصه نظام بینالمللی به وجود آورد. طی جنگ سرد، نظامهای امنیتی ـ دفاعی بر بنیان توان هستهای پیریزی گردیدند. ایران پس از انقلاب اسلامی، در آغاز تمایلی به همکاریهای هستهای صورت گرفته در پیش از انقلاب با آلمان و فرانسه نداشت و به همین دلیل ساخت نیروگاه بوشهر ناتمام رها شد. جنگ تحمیلی عراق و بسیاری از اولویتهای ملی و امنیتی کشور سبب شد تا جمهوری اسلامی در نگرش و مواضع اولیه خود در رابطه با فنآوری هستهای تجدیدنظر کند. به همین دلیل، سازمان ملی انرژی اتمی دوباره فعال شد و همکاریهای خارجی با شوروی و سپس روسیه آغاز شد.
در چند سال اخیر، رویدادهایی سبب گردید تا فعالیتهای ایران در رابطه با فنآوری هستهای در مظان ادعاها و اتهامات شدید از سوی آمریکا و سپس اتحادیه اروپا قرار گیرد و چنین ادعا شود که روند فعالیتهای هستهای ایران تهدیدی علیه صلح و امنیت بینالمللی است. مقاله پیشروی، ابعاد گوناگون این موضوع، رابطه ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی، گفتوگوهای ایران و اتحادیه اروپا را مورد بررسی قرار میدهد. در این زمینه راهبردهای تصمیمگیری و ابعاد و چالشهای آن نیز ارایه میشوند.
"
آقا واقعا قضات دادگاههای کیفری بینالمللی و همچنین محاکم کیفری بینالمللی جهانی شده ، به دنبال اجرای نقش قضایی خود در دو صلاحیت متفاوت میباشند ؟ منظور صلاحیت شبهقانونگزاری است که بیشتر از آن به اصلاح قواعد آیین دادرسی و ادله اثبات دعوی توسط قاضی تعبیر مینمایند ، در حالی که در عمل این گونه قضات با توسل به صلاحیت قضایی خود اقدام به تفسیر و اجرای این اصلاحات ابداعی نیز نمودهاند . ...
پس از یازده سپتامبر که در حقیقت به عنوان یک « رویداد مهم جهانی » میتوان از آن یاد نمود ، تئوری حاکمیت « قدرت هژمون » در چارچوب یکجانبه گرایی بیمانند آمریکا قوت چشمگیری گرفت . بر این اساس ، ایالات متحده ، به عنوان بازیگر نقش قدرت هژمون ، کوشید « امنیت » را به جهان بازگرداند و از این منظر به افغانستان و عراق حمله نظامی نمود تا رژیمهای مستبد حاکم در این دو کشور را ساقط نماید . ...