توجه بر ساختار زبان در کنار رویکردهای معنا مدار آموزش زبان در دهه اخیر مورد توجه مطالعات زبان بوده است. «فرصت فکر کردن د ر مورد محتوا و ساختار» زبان و هدایت زبان آموز در «استفاده صحیح ساختار» به عنوان راه های عملی برای حل مشکلات ساختاری گفتار فراگیران زبان پیشنهاد شده اند. مطالعه حاضر که 37 دانشجوی زبان انگلیسی در آن شرکت کردند به نقش راه حل اول پرداخته است. شرکت کنندگان 3 قسمت از یک کارتون را تماشا کردند. بعد از قسمت اول 10 دقیقه فرصت داشتند قبل از روایت داستان بطور شفاهی‘ در مورد آن فکر کنند. بعد از تماشای قسمت دوم‘ بلافاصله متنی در مورد آن نوشتند‘ و بعد از تماشای قسمت سوم‘ داستان را بطور شفاهی روایت کردند. نتایج نشان داد که فرصت فکر کردن و نوشتاری بودن فعالیت زبانی تاثیر معناداری در روانی و صحت گفتار فراگیران انگلیسی به عنوان زبان دوم دارد. با توجه به نتایج حاصله‘ روش های فوق برای بهبود پاره ای از مشکلات زبان آموزی در کلاس های متمرکز بر معنا توصیه می گردد.
"واج شناسی بخشی از زبان شناسی است‘ که به مطالعه ویژگی های نظام آوایی زبان می پردازد. نظریه پردازی ارائه شده دراین بخش از زبان شناسی در چارچوب مکاتب مختلف واج شناسی دارای جنبه های همگانی و اختصاصی است. درواج شناسی اختصاصی یک زبان خاص‘ اصوات آن زبان‘ از نظر نحوه ایجاد معنا‘ بررسی جنبه های ذهنی و مجردآن ‘ چگونگی و امکان قرار گرفتن واج ها کنار هم و امور مربوط به وضوح و غیر وضوح بودن صوت از جنبه های در ک معنایی و شنیداری بررسی می شود. روش های بررسی واج در مکاتب مختلف یکسان نیست. در مکتب واج شناسی مسکو آوانگاری کاملا از واج نگاری متمایز است . از جمله مطالبی که مکتب واج شناسی مسکو را از دیگر مکاتب و حتی مکتب واج شناسی پترزبورگ متمایز می سازد‘ بحث در مورد حالت بالقوه و پایه ای هر واج در ریشه کلمات و در حالت های صرفی آن است‘ موضوعی که در آواشناسی فقط امکان بالفعل آن بررسی می شود . تعیین واج و مشخصه های آن در مکتب واج شناسی مسکو و پترزبورگ در حالت اصلی و واضح خود مشابه اند‘ اما در فرایند های واجی و واج آوایی اختلاف سبک در بررسی و نظرپردازی به چشم می خورد. در این مقاله با الهام از نظریه پردازی مکتب واج شناسی مسکو به ماهیت واج وعملکرد آن در زبان روسی پرداخته ایم و برخی نقطه نظرات زبانشناسان داخلی را که درباره اوج مطالبی ارائه کرده اند. مورد بررسی قرار داده ایم.
"
" یکی از رویکردهای اساسی در تربیت دینی – در میان رویکردهای مختلف – رویکرد عقلانی است. این پرسش همیشه پیش روی صاحبنظران حوزه تربیت و به ویژه تربیت دینی وجود داشته است که بهترین رویکرد به ترتیب دینی کدام است؟ رویکرد عقلانی به ترتیب دینی دارای موافقان و مخالفانی است که هر کدام ادله خاص خود را عرضه می کنند. مخالفان بر این باورند که تربیت دینی به اقتضای دینی بودن فعالیت مورد نظر، نمی تواند بر مبنایی استوار شود که به عقلانیت تاکید می کند؛ چرا که ملاک داوری از منظر عقل غیر از ملاک داوری در شرع است و این دو منظر، منتاقض نما هستند و نگاه عقلانی به تربیت دینی مانع فهم و پیشبرد اهداف این نوع تربیت است. موافقان البته بر این باورند که تربیت دینی بر مبنای عقل قابل استوار است، چرا که وجه عمده دین فعالیت دینی بر عقلانی بودن آن استوار و قابل توجیه است. این مقاله با طرح چالشهای مذکور و تحلیل ادله موافقان و مخالفان این رویکرد، به قابلیتها و کاستیهای این رویکرد درحوزه ورود به تربیت دینی می پردازد
"
در این مقاله ، با اتخاذ روش تحلیلی - توصیفی ، سعی شده با تجزیه و تحلیل یکی از غزلیات حافظ به توصیف نظریه نقشی - نظام مند ( سیستمیک ) نقش گرایی ام . ا. کی . هالیدی - که مبتنی بر نقش و معنا است پرداخته شود . پر واضح است که دستیابی به معنا و تحلیل و تفسیر ادبی مضامین و مفاهیم عمیق موجود در شعر حافظ بدون اشراف بر نظام ادبیاتی ، یعنی فنون و صناعات ادبی همچون عروض ، قافیه ، بدیع ، معانی و بیان و آگاهی بر پیشینه فرهنگی و اعتقادی و آموزه های عرفانی و عوامل خیالی حافظ غیر ممکن است . منظور از به کار گیری آموزه های نقشگرایی ، نه این است که بخواهیم با این آموزه ها به معانی پیچیده و پر رمز و راز ادبی غزلیات حافظ پی ببریم یا درک ادبی ایجاد نمائیم ، بلکه مقاله در صدد ...