شاید بتوان گفت عجایب نامه ها نوعی از انواع ادبی است که ریشه در باورها ، سنن و فرهنگ مردم هر منطقه دارد . از دیرباز ناشناخته های عرصه خلقت نظر آدمیان را به خود جلب کرده و آنها را به فکر فرو برده است . آنچه را که به راز آنها پی نبرده و یا به خوبی نشناخته و یا برایش تازگی داشته است تحت عنوان عجایب و غرایب سینه به سینه نقل کرده و چه بسا از نقل آنها لذت نیز می برده است . بعضی از عجایب به افسانه بدل شده اند و پاره ای دستمایه نویسندگان گشته که بر پایه آن آثار ادبی گوناگونی را به وجود آورده اند . جغرافی دان ها و تاریخ نویسان که بهره ها جسته و در واقع کتاب خود را به آنها مزین نموده اند و گاهی مطالبی نیز بر آنها افزوده اند . آذری طوسی نیز آن عجایب و غرایب را دست مایه کار عرفانی و اخلاقی خود کرده و از دیدگاه های متفاوت ، به عجایب نگریسته است . حاصل کار او کتابی است منظوم در قالب مثنوی در بحر خفیف ، به نام "" غرایب الدنیا و عجایب الاعلی "" که مضمونی کاملا عرفانی دارد . این کتاب در اصل باب دوم و سوم کتاب چاپ نشده منظومی است به نام مرآت .
"قاعده کلی و عمومی این است که یک قرارداد به هیچ وجه نباید اظهار دروغی را به طرف دیگر ارائه دهد تا از رهگذر آن مخاطب وارد قرارداد شود. حقوق با موشکافی دقیق در خصوص نبود چنین وظیفه مراقبتی، تخلف صورت گرفته را تحت عنوان سؤعرضه قابل تعقیب میداند. نظامهای حقوقی در این باره دیدگاه واحدی ندارند.
سؤعرضه در حقوق انگلیس وقتی قابل تعقیب است که اظهار دروغین واقعیتی عمده و مهم راجع به امور واقعی، قبل از انعقاد و با قصد ترغیب طرف دیگر به انعقاد قرارداد باشد. سؤعرضه در حقوق ایران نیز متأثر از فقه امامیه با شرایطی قابل تعقیب است؛ از جمله باید عمل فریبندهای صورت گرفته باشد و این عمل منتسب به طرف قراردادی بوده و در عمل هم موجب فریب طرف مقابل شده باشد. به طور کلی سؤعرضه در حقوق ایران هر نوع فعل یا ترک فعل و عدم افشایی که منجر به گمراهی و فریب مخاطب شود را دربر میگیرد. قواعد مربوط به سؤعرضه در هر دو سیستم با استثنائاتی برخورد میکند، از جمله اعمال و اظهارات تبلیغاتی، اظهار عقیده، اظهار قانون و اظهارات غیر جدی و... شایان ذکر است که قواعد سؤعرضه در حقوق انگلیس بر «کامن لا» و «قواعد انصاف» قانون سؤعرضه سال 1967 مبتنی است. اما در حقوق ایران بر قواعدی از قبیل «قاعده غرور»، «قاعده تحذیر» و «لاضرر» در قالبهایی نظیر «تدلیس»، «غش»، «نجش»، «رقابت مکارانه» و... استوار است."
The surprising comment U7ittgenstein malees at the end of his Tractatus suggests that, even thot(f!,h the analysis of tuords is the proper method of doint philosopy, philosopf?fs ultimate aim mqy be to experience silence. Whereas I:Vit(!!,enstein never explains 1vhat he meant kY his C'l)'ptic conclusion, Kant provides numerous clues as to bo». the same position can he understood in a more complete and systematic 1vqy. Distin,rz,uishin,_rz, betiueen the meani,zrz,s of "silence," "noise" and "sound" provides a helpful 1vqy of understandinrz, hon; philosophers can devote so much effort to anctfyzjng nerds even thot(rz,h their quest is ultimate!J fu!ftlled onb1 in a deep experience of reali-t_y that is most adequate!J expressed in silence.
The concept of causality is fundamental to our understanding of the world. the idea of causality was made popular, in Western Philosophy, by David Hume; one of the best-know British empiricists. This paper examines critically the Human idea of causality-that of a necessary/physical connection - in juxtaposition to an Africa theory. The thesis that the causal relation, when correctly defined, is as directly observable as many other facts and that the alleged of Humean denial of a causal tie is a myth.
نظریه های شناختی اختلال های هیجانی اشاره بر این دارند که سوگیری های پردازش اطلاعات نقشی تعیین کننده در تداوم و احتمالا شکل گیری اختلال های خلقی و اضطرابی دارند. پژوهش گران چهار نوع سوگیری شناختی را در افراد مضطرب شناسایی کرده اند که شامل سوگیری توجه، حافظه، قضاوت و تعبیر می باشد. بررسی سوگیری های پردازش اطلاعات در افراد مبتلا به هراس اجتماعی نشان داده که آنها نیز این چهار نوع سوگیری شناختی را نشان می دهند. در پژوهش حاضر این فرضیه مورد آزمون قرار گرفت که افراد مبتلا به هراس اجتماعی فراگیر در مقایسه با دو گروه کنترل غیر بیمار و افراد مبتلا به اختلال های اضطرابی تمایل به تعبیر منفی تر سناریوها با رویدادهای اجتماعی مبهم که با تعبیرهای مختلفی دنبال می شود، دارند. به آزمودنی ها 22 سناریوی مبهم ارایه گردید که هر کدام به وسیله سه تعبیر احتمالی مثبت، منفی و خنثی دنبال می شدند. پانزده سناریو مرتبط با رویدادهای اجتماعی و 7 سناریوی باقیمانده رویدادهای غیر اجتماعی بودند. از آزمودنی ها خواسته شد تا سه تعبیر مثبت، منفی و خنثی را، بر اساس این که احتمالا در چنین موقعیتی به ذهن خودشان و به ذهن شخصی دیگر بیاید، رتبه بندی کنند. نتایج نشان داد که افراد مبتلا به هراس اجتماعی فراگیر به طور معناداری (P<0.01) بیشتر از دو گروه کنترل تمایل داشتند تا تعبیر منفی رویدادهای اجتماعی، رویدادهای مربوط به خود و رویدادهای اجتماعی مربوط به خود را انتخاب کنند. نتایج پژوهش حاضر از این فرضیه که ممکن است یک سوگیری تعبیر منفی اختصاصی در تداوم هراس اجتماعی درگیر باشد، حمایت می کند.
" پژوهش حاضر، انگیزش پیشرفت و خودپنداشت دانشآموزان پایه هشتم کشورهای مختلف و رابطه آن با پیشرفت در درس علوم در تکرار سومین مطالعه بینالمللی ریاضیات و علوم (تیمز ـ آر) بررسی شد. جامعه مورد بررسی (همان جامعه آزمون تیمز ـ آر) 38 کشور شرکتکننده در آزمون تیمز ـ آر 1999 و نمونه آماری 187000 دانشآموز پایه هشتم در مقطع راهنمایی بوده است که با روش نمونهگیری خوشهای دو مرحلهای از بین دانشآموزان هر کشور توسط مؤسسه بینالمللی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی انتخاب شد. دادهها از طریق تکمیل پرسشنامه 146 سؤال علوم و پرسشنامه فردی دانشآموز در تمامی کشورها توسط آموزش و پرورش هر کشور به دست آمد و در دسامبر 2000 در اختیار عموم قرار گرفت که پژوهش حاضر نیز از آن استفاده کرده است. برای تجزیه و تحلیل آماری پژوهش از تحلیل واریانس یکراهه، تحلیل واریانس رتبهای کروسکال والیس و آزمون t مستقل استفاده شد. نتایج پژوهش، تفاوت معنادار بین انتظار برای ادامه تحصیل و خودپنداشت با پیشرفت تحصیلی دانشآموزان را نشان داد ولی بین بازخورد، علاقه و ادراک دانشآموزان از اهمیت علوم، زمان مطالعه خارج از خانه و جنس دانشآموز با پیشرفت در این زمینه تفاوت معناداری مشاهده نشد.
در
"