تهیه متون مناسب و به خصوص ترجمه دقیق آنها برای معرفی هر چه بهتر جاذبه های عظیم گردشگری کشورمان از اولویت های اساسی سازمان های ذیربط است. در این مقاله ضمن بررسی متون و نوع زبان به کار رفته در نوشته های مربوط به معرفی جاذبه های گردشگری به شیوه ها و اصول ترجمه این گونه متون و جایگزینی مناسب واژه های معرف این جاذبه ها که غالبا عناوین مکان های تاریخی، جغرافیایی، مذهبی، طبیعی، میراث های فرهنگی و دست ساخته های بشری هستند خواهیم پرداخت. شیوه های بومی گرایی(domestication )و بیگانه گرایی(foreignization )که در ترجمه عمومیت دارند برای ترجمه متون گردشگری دارای نقاط ضعف و قوت خاص خود هستند. حفظ اختصار متن، بالا بردن درک خواننده از متن و نیز برانگیختن علایق وی از جمله نقاط قوت شیوه بومی گرایی به شمار می روند، اما بزرگ ترین اشکال این است که به هنگام استفاده از شیوه بومی گرایی در ترجمه متون گردشگری بر عناصر و مقوله های فرهنگی و تاریخی متن زبان مبدأ خدشه وارد می شود. روش بیگانه گرایی برعکس در خدمت عوامل تاریخی– فرهنگی متن زبان مبدأ و نشر فرهنگ و آداب و رسوم خودی است، اما بی توجهی به ادراک و فهم خواننده زبان مقصد و نیز کمرنگ شدن نقش جلب گردشگر به هنگام استفاده از این شیوه کاملا مشهود است. به نظر می رسد هیچ کدام از این دو شیوه نمی تواند به تنهایی چاره بسیاری از مشکلاتی باشد که ذاتی متون مربوط به جذب گردشگران خارجی است. تاکید اصلی این مقاله بر پیدا کردن روش و راهکاری جدید برای ترجمه این گونه متون است تا بتوان با آن هم فرهنگ ایرانی و اسلامی را برجسته نمود و آن را به گردشگران علاقه مند به جاذبه های گردشگری ایران منتقل کرد و هم بر میزان ادراک خواننده اثر در زبان مقصد و قابلیت جذب گردشگران افزود. این روش که از آن در این مقاله به عنوان شیوه خنثی گرایی یاد شده است، مبتنی بر اصل اطلاعات مفهوم مدار بوده و بر پایه روابط تداعی معانی، یافتن معادل-های مناسب را برای واژه های کلیدی متون گردشگری، هم در حوزه اطلاعاتی و هم زیبا شناختی اثر، تضمین می نماید.
کتاب ترجمه و هویت در قاره آمریکا (2008)، اثر پروفسور ادوین گنتزلر، نظریه پرداز آمریکایی است. نویسنده در این کتاب به بررسی نقش ترجمه در شکل گیری هویّت قاره آمریکا می پردازد و بیان می کند که ترجمه یکی از ابزار اولیه شکل گیری فرهنگ هاست. سبک نگارش این کتاب بسیار شباهت به مقاله ای پژوهشی دارد و در عین حال از ساختارهای دستوری پیچیده ای استفاده شده است که فهم آن را با دشواری مواجه می کند. نویسنده در تدوین آن از منابع بسیاری بهره گرفته و به سفرهای تحقیقاتی زیادی رفته است. این اثر در حوزه مطالعات پسااستعماریِ ترجمه جای دارد و موضوعات نسبتاً جدیدی حول مسائل فرهنگی و زبانی ترجمه در آن بررسی می شود. اگرچه عواملی چون چند زبانگی، بدیع بودن موضوعات مطرح شده و ساختارهای نامأنوس دستوری کتاب مذکور بر پیچیدگی خواندن و درک آن افزوده است، ولی مطالعه آن برای دانش پژوهان ترجمه سودمند است. کتاب حاضر منبع تحقیقاتی مهمی برای دانشجویان و پژوهشگران مطالعات ترجمه، ادبیات مقابله ای و مطالعات فرهنگی است.
خودشناسی از عناصر بنیادی هر نظام اخلاقی است. جهت گیری روان شناختی در نظام اخلاقی رازی و سلامت محور بودن آن، خودشناسی را در مفهوم «شناخت عیوب نفس» به کار برده است. شناخت عیوب نفس گام نخست در پیشگیری و درمان بیماری های دل است. رازی در این مقام، «خود نقدی» را توصیه نمی کند، بلکه رؤیت عیوب نفس در آینه دیگران را مورد بحث قرار می دهد. چنین رهیافتی محتاج بیان مهارت های نقدپذیری است. مقاله حاضر با تحلیل منابع رازی و مقایسه آن با میراث روایی به نقد و سنجش ره آورد وی در خودشناسی می پردازد.
ولادت معنوی، حیات دوبارهای است که انسان میتواند در همین نشئة دنیایی به آن دست یابد. این تولد منوط به ایجاد تحولاتی در حوزه معنویت و به تعبیری، ولادت طفل جان از دامن ایمان است که ولایت او را پیامبر اکرم ( ص) و به تبع او پیر راهدان، بر عهده دارد. ولادت ثانی مراتب تکامل نفس است که از امّارگی به مقام اطمینان می رسد و یکایک صورتها و پوششهای ناراست را از خود میزداید و سر انجام به صورت الهی و ملکوتی خود دست مییابد. ولادت معنوی محصول مرگ ارادی است؛ این مرگ نوعی فنای اختیاری و میراندن نفسانیات و شهوات است که در پرتو آن، روح به زندگی دیگر دست مییابد. در این ولادت، نفس انواع مرگ را که رهایی از بندها و تعلقات گوناگون است، تجربه میکند تا به حیات معنوی و طیبه دست پیدا کند. در مرگ اختیاری انسان به نحوی به قیامت راه مییابد و آنچه را که آدمی با مرگ اجباری در مییابد، در همین نشئه، بالعیان مشاهده میکند. آنچه عارف را وامیدارد به مرگ اختیاری تن دهد، جوشش و فوران عشق و میل به اتحاد با مبدأ خود است. شوق به اتصال، عارف را به وصال پیش از وصال و مرگ پیش از مرگ، دعوت میکند.
نفس شناسی از مبادی و مقدمات خدا شناسی در معارف اسلامی است. دو نفراز سلسله جنبانان حکمت متعالیه از قرن یازده و قرن چهارده، یعنی صدرالدین شیرازی وعلّامه طباطبایی(ره) بر این باور تأکید خاص نمودهاند. دو حکیم با وجود وحدت در هدف معرفتی دو رهیافت متفاوت دارند. در اندیشه فلسفی ملاصدرا، نفس خلاّق مثال و نمونهای از خدای خالق است، اما علاّمه طباطبایی، شناخت نفس را شناخت موجود غیر مستقل و تعلقی و ربطی میداند که مقارن با شناخت ذات مستقل است که بمنزله ذات قیومی و نگهدارنده آن وجود تعلقی است.
تانزانیا یکی از کشورهای مهم قاره آفریقا میباشد. پایتخت آن دارالسلام است که از مهم ترین بنادر آفریقا نیز میباشد. حدود یک سوم از خاک این کشور را مسلمانان تشکیل میدهند. طبق آمار، بیشتر جمعیت این کشور در روستاها زندگی میکنند و به کشاورزی مشغولاند. گروههای قومی زیادی در این کشور زندگی میکنند که بزرگترین این اقوام سوکوما نام دارد که حدود 13% جمعیت کشور را تشکیل میدهد. زبان رسمی تانزانیا سواحلی است که یکی از عوامل وحدت ملی به شمار میآید. قانون اساسی در این کشور در سال 1965 به مرحله اجرا درآمد. تشکیلات اساسی قانونی این کشور شامل قوای سهگانه مقننه، مجریه و قضاییه میباشد. فرقههای مختلفی از مسلمان و مسیحی در این کشور هستند؛ از ارتدوکس و پروتستان تا مجمع مسلمانان تانگانیکا و باکوتا و بالوکتا. این کشور یکی از باسوادترین کشورهای آفریقایی است و حدود 85% مردم آن باسوادند. با توجه به روستانشین بودن بیشتر جمعیت این کشور، اقتصادش بر پایه کشاورزی است و محصولاتی مانند چای، توتون، قهوه و نارگیل را صادر میکند.
این مقاله بر آن است تا موقعیت جغرافیایی، جمعیت، تاریخ سیاسی، قانون اساسی، تقسیمات کشوری، ادیان و مذاهب،وضعیت فرهنگی و اقتصادی و سیاست خارجی تانزانیا را بررسی نماید
تکریم انسان به معنای توجه و تأکید بر حقوق انکارناپذیر مادی و معنوی انسان است. اسلام و لیبرالیسم، هر دو بر تکریم انسان تأکید دارند و مدعیاند انسان را گرامی و بزرگ میشمارند. حال با توجه به این ادعای مشترک، پرسش این است که آیا این دو مکتب در گرامیداشت مقام انسان، هم عقیده اند؟ و اگر پاسخ منفی است تفاوت تکریم انسان از منظر اسلام و لیبرالیسم در چیست؟
فرضیه مقاله این است: تکریم انسان از منظر اسلام با لیبرالیسم تفاوت ماهوی دارد.
با توجه به این فرضیه، ادعای اشتراک عقیده در این باره - به عنوان فرضیه رقیب- از نظر نویسنده، مردود است و ادعای یاد شده، تنها یک اشتراک لفظی است.
روش تحقیق در این مقاله تطبیقی است.
این مقاله در سه محور کلی انسانشناسی در مفاهیم مورد نظر، از قبیل سرشت انسانی، تفسیر انسان، منشأ حق، روح، تحلیل عقلی زندگی اجتماعی، انگیزه انسان و یا عامل حرکت، حق و تکلیف، انسان پرومتهای در مقابل مقام خلافت، دین، و ... و نیز شرح و تفصیل در تفارق آن، به این نتیجه دست یافته است که وجوه تفاوت، ناشی از نگرش طبیعتگرای توماس هابز، در مقابل دیدگاه ترکیبی فطرت و طبیعت (با تأکید بر فطرت) جواد آملی به انسان است. این دوگانگی در نگاه به انسان به عنوان یکی از مبانی اساسی اندیشة سیاسی، موجب شده است تا در باور جوادی، قدرت مطلق در اختیار امام معصوم و سپس نایب عادل او قرار گیرد حال آنکه در نگاه هابز، قدرت مطلق بایستی در اختیار شاه باشد. گزاره مزبور، چگونگی تأثیر صورتپردازی میان مفهوم انسان و اندیشة سیاسی در دستگاه فکری جوادی آملی و توماس هابز را نشان میدهد.
یکی از ویژگیهای بازار سرمایه وجود اوراق بهادار گوناگون با ریسک و بازده متفاوت است که شرکتهای سرمایهگذاری با تشکیل پرتفوی متنوع قابلیت سرشکن کردن ریسک و کاهش آن را دارند و میتوان ارزیابی عملکرد پرتفوی را به عنوان یک ساز وکار کنترلی و بازخوردآخرین مرحله از فرآیند مدیریت سرمایهگذاری دانست که برای شرکتها و سرمایهگذاران بسیار مؤثر است و یکی از معیارهای ارزیابی عملکرد که مورد بحث اکثر اندیشمندان است، ارزش افزوده اقتصادی است. در این تحقیق که با هدف بررسی ارتباط بین استراتژی سرمایهگذاری باارزش افزوده اقتصادی، انجام شده؛ با انجام مقایسهی ساختار پرتفوی ایجاد شده با استفاده از نسبتهای ارزش دفتری به ارزش بازار، قیمت به سود هر سهم به نرخ رشد و ارزش افزوده اقتصادی به ارزش بازار، سعی براین است که مناسبترین معیار از لحاظ عملکرد، که باعث میشود ارزش شرکت بصورت واقعی ارزیابی شود، معرفی گردد. چراکه ارزیابی صحیح ارزش شرکت باعث میشود که قیمت سهام به سمت ارزش واقعی خود سوق پیدا کند. جامعه آماری تحقیق شرکت های تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده، که بر اساس شرایط در نظر گرفته شده برای انتخاب نمونه، 71 شرکت طی دوره 1379 تا 1388، انتخاب گردید. تجزیه و تحلیل آزمون فرضیهها با استفاده ازآزمون t، ویلکاکسون و آزمون آنالیز درون موردی انجام شده و برای ارزیابی عملکرد شرکتها از شاخص شارپ استفاده شده است.نتایج تحقیق نشان دهندهی برتری نسبت BM، نسبت به دوشاخص EVAMو PEGبر اساس شاخص شارپ در کل دوره تحقیق است و اینکه نسبتها با استفاده از آزمون های ذکر شده از لحاظ عملکرد تفاوت معناداری باهم ندارند
هدف این پژوهش اندازه گیری سرمایه فکری و همچنین مطالعه ارتباط اجزای کارایی ارزش افزوده سرمایه فکری یعنی کارایی سرمایه انسانی، کارایی سرمایه ساختاری و کارایی سرمایه فیزیکی به کار گرفته شده با معیارهای سنتی ارزیابی عملکرد یعنی سودآوری، بهره وری و ارزش بازار شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. بدین منظور اجزای سرمایه فکری با استفاده از مدل پولیک (1998) محاسبه و با استفاده از تجزیه و تحلیل رگرسیون چند متغیره رابطه آن با معیارهای عملکرد در دوره زمانی 1380 تا 1386 سنجیده شد. بر اساس یافته های این پژوهش، کارایی سرمایه فیزیکی با دو معیار ارزیابی عملکرد یعنی سودآوری و ارزش بازار رابطه منفی و معنی دار و با معیار بهره وری رابطه مثبت و معنی دار دارد. کارایی سرمایه انسانی با دو معیار سودآوری و ارزش بازار رابطه مثبت و معنی دار و با معیار بهره وری رابطه منفی و معنی دار دارد و بین کارایی سرمایه ساختاری با هیچ کدام از معیارهای ارزیابی عملکرد رابطه معنی داری وجود ندارد
پژوهش حاضر با اذعان به اهمیت ارتباطات در سازمان به بررسی و تبیین فرهنگ سازمانی به عنوان یکی از عوامل مؤثر در عملکرد ارتباطی سازمان می پردازد. ادبیات نظری این تحقیق به تشریح مؤلفه های فرهنگ شامل فرهنگ سازمانی سلسله مراتبی، توسعه گرا و گروهی و عملکرد ارتباطی سازمان با شاخص های ارتباطات برون سازمانی، ارتباطات درون سازمانی و ارتباطات بین فردی پرداخته است. جامعه آماری این تحقیق شامل مدیران میانی نیروی هوایی ارتش ج.ا.ا است. در این پژوهش با توجه به محدودیت جامعه آماری کلیه افراد جامعه مورد تحقیق قرار گرفته و از روش سرشماری استفاده شده است. روش گردآوری داده ها پرسش نامه حضوری بوده و روش تحقیق توصیفی و از نوع همبستگی است. برای تحلیل داده از آزمون های آمار استنباطی از جمله ضریب همبستگی پیرسون و آزمون رتبه ای فریدمن استفاده شده است. نتایج حاصل از تحلیل های آماری حاکی از تأیید دو فرضیه از سه فرضیه پژوهش است. همچنین اهمیت بالای فرهنگ گروهی در بین مؤلفه های فرهنگ سازمانی از یافته های جانبی این تحقیق است. در پایان با توجه به یافته های تحقیق، پیشنهادهایی ارائه شده است.
به دنبال بروز تحولات گسترده در سطح جهان و افزایش هزینه های مادی و معنوی به کارگیری جنگ سخت، امروزه گرایش به بهره گیری از جنگ نرم، در دایرة توجهات قرار گرفته است. لذا پرداختن به موضوع جنگ نرم از اهمیت بالایی برخوردار است. در واقع یکی از عوامل مهم در رسیدن به اقتدار و امنیت و حفظ و استمرار آن، به میزان آگاهی و بهره مندی از دانشجویان (به عنوان افسران عصر جنگ نرم) نسبت به ماهیت و ابعاد مختلف جنگ نرم بستگی دارد؛ چرا که مشکل عدم آگاهی، از مشکلات خطر آفرینی است که سبب تهاجم افکار بیگانگان و دشمنان به حوزة اندیشه، باور و ایمان نیروهای مسلح می گردد. لذا این پژوهش که با هدف بررسی میزان آگاهی و باور دانشجویان دانشگاه افسری امام علی(ع) نسبت به ماهیت و ابعاد مختلف جنگ نرم صورت گرفته است از نظر ماهیت، اهداف و روش جمع آوری داده ها، جزء تحقیقات «توصیفی ـ پیمایشی» محسوب می شود؛ و برای گرد آوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای و پرسشنامه ای استفاده شده است.
نتایج تحقیق نشان می دهد که در وضعیت کلّی «میزان آگاهی و باور دانشجویان دانشگاه افسری امام علی(ع) نسبت به ماهیت و ابعاد مختلف جنگ نرم» در حد خوبی است. به نحوی که 6/60 درصد از پاسخ دهندگان در حد زیاد و خیلی زیاد با ماهیت و ابعاد جنگ نرم آشنایی دارند. «الگوگیری از قرآن و سیرة ائمه»، «ولایت مداری و تبعیت از ولایت فقیه»، « بصیرت دهی وبصیرت یابی» و «ایمان و اخلاق» بیشترین تأثیر را در مقابله با جنگ نرم دشمن به خود اختصاص می دهند. تلویزیون بیشرین تأثیر و کتابخانه و بهره برداری از منابع نوشتاری و مراکز اطلاع رسانی دانشگاه، کمترین نقش را در آگاهی دهی به پاسخ دهندگان، به خود اختصاص داده اند.
در این رابطه، مهم ترین رفتاری که از دانشجویان دانشگاه افسری امام علی(ع) انتظار می رود آن است که با استمرار بخشی و بهره گیری هر چه بیشتراز اصول اساسی اسلام و قرآن و الگو قرار دادن پیامبر و ائمة اطهار و تبعیّت از ولایت فقیه و همچنین با افزایش سطح دانش، بصیرت، ایمان و اخلاق در جهت مقابله با جنگ نرم و خنثی کردن تلاش های دشمن، همواره تلاش نموده و سطح آگاهی و باور خود را افزایش دهند.