مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۱۳٬۳۰۱ تا ۳۱۳٬۳۲۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
بررسی نقش مدیریت دانش بر سیستمهای تولیدی در کلاس جهانی (موردکاوی: کارخانجات تولید کننده قطعات خودرو وابسته به گروه سایپا)
حوزههای تخصصی:
باتوجه به سرعت تغییرات در جهان پرتلاطم امروز، تولیدکنندگان باید قادر باشند تا به سرعت مشتری مداری را توسعه دهند. با ظهور مدیریت دانش تحول شگرفی در تولید کلاس جهانی به وقوع پیوست. تولیدکنندگان در کلاس جهانی از اطلاعات و مدیریت دانش به عنوان ابزاری استراتژیک در جهت رسیدن و باقی ماندن در بهترین سطح استفاده می کنند. در مقاله پیش رو با انجام تحقیقی در کارخانجات تولید کننده قطعات خودرو وابسته به گروه سایپا بعنوان جامعه آماری به بررسی نقش مدیریت دانش بر سیستمهای تولیدی در کلاس جهانی پرداخته ایم. در این پژوهش یک فرضیه اصلی با عنوان ""مدیریت دانش و تولید در کلاس جهانی رابطه مستقیم دارند."" و چهار فرضیه فرعی با توجه به فاکتورهای تولید در کلاس جهانی، با عناوین ""مدیریت دانش باعث ایجاد ضایعات صفر در کارخانه میشود.""،""مدیریت دانش باعث کاهش قیمت محصول میگردد."" ، ""مدیریت دانش باعث افزایش سرعت پاسخگویی به نیاز مشتری میشود"" و ""مدیریت دانش باعث افزایش انعطاف پذیری، و نوآوری میشود."" طراحی گردیده است. فرضیات فرعی بصورت کامل در راستای اهداف فرضیه اصلی بوده و با اثبات و یا رد فرضیات فرعی به صحت فرضیه اصلی میتوان دست یافت. برای محک زدن این فرضیات پرسشنامه ای طراحی گردید که پس از تعیین ضریب الفای کرومباخ آن به میزان 842/0 روایی و پایایی آن تائید گردید. در انتها و با توجه به نتایج میتوان اذعان داشت که تولید در کلاس جهانی با مدیریت دانش رابطه مستقیم داشته و مدیریت دانش و اطلاعات به تولید هرچه بهتر محصولات و خدمات سرعت بخشیده و باعث بالا رفتن کیفیت و کاهش ضایعات محصول میگردد.
شناسایی عوامل مؤثر بر اجرای موفق نظام برنامه ریزی منابع سازمان (ERP) در سازمان های دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اکنون نظام برنامه ریزی منابع سازمان1 یا (ERP)، عامل اصلی مدیریت موفق اطلاعات در سازمان ها است. اما استقرار بسیاری از نظام های (ERP) با شکست مواجه شده است. زیرا مدیران سازمان ها فکر می کنند که صرفاً خرید نظام (ERP)، کافی است. نظام های برنامه ریزی منابع سازمان، نظام های اطلاعاتی بسیار پیچیده ای هستند و عوامل بسیاری بر استقرار موفق آنها تأثیر می گذارند. سازمان ها باید از مهمترین عوامل مؤثر در استقرار موفق (ERP) آگاه باشند و آنها را فراهم کنند. در پژوهش حاضر، شناسایی عوامل مهم موفقیت2 (CSF) یا رتبه بندی عوامل مؤثر در موفقیت طرح های استقرار (ERP)، مورد توجه قرار گرفته است. ابتدا با توجه به مبانی نظری، 23 عامل مؤثر در استقرار موفق برنامه ریزی منابع سازمان شناسایی گردید. بر اساس عوامل مهم موفقیت، پرسشنامه ای با 84 پرسش تهیه شد و در بین افراد جامعه آماری توزیع گردید. با استفاده از فن تحلیل عاملی، با روش چرخش واریماکس، عوامل مؤثر در استقرار موفق برنامه ریزی منابع سازمان عبارت اند از: 1) عامل راهبردی، 2) عامل سازماندهی، 3) انتخاب مناسب، و 4) کنترل و نظارت. عوامل مذکور، در مجموع 434/75 از تغییرات را تبیین می کنند.
مبانی انسان شناسی در اندیشة سیاسی امام خمینی (ره)
وضعیت حقوقی اشتغال زوجین در قوانین موضوعه ایران و لایحه پیشنهادی حمایت خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
لزوم توسعه جوامع اسلامی ایجاب می نماید با وضع قوانین مناسب، نقش همسران در فعالیت های اجتماعی و اقتصادی بیشتر مورد نظر قرار گیرد؛ به ویژه که نیاز زنان به فعالیت اجتماعی و واکنش همسران، تأثیر فراوانی در میزان پایداری خانواده بر جای می گذارد. رویکرد قانون گذار در سال های گذشته توجه به خواست های زنان و از جمله شناسایی حق زنان در مخالفت با برخی از مشاغل مردان بوده است. این مقاله پس از پذیرفتن حق اشتغال به عنوان یک اصل، در مورد مبانی و حدود حق زوجین در مخالفت با اشتغال همسر مطالعه می نماید. بررسی موضوع نشان می دهد که ریاست شوهر محدود به مصالح خانوادگی است. همچنین با مطالعه تاریخ فقه روشن می گردد که در بسیاری از ازدواج های کنونی شرط بنایی خروج زن از منزل و اشتغال وی وجود دارد. نویسنده در ادامه، محدوده مخالفت با اشتغال همسر را مورد توجه قرار می دهد و به تبیین حکم مقرر در ماده 18 قانون حمایت خانواده می پردازد و اشاره می کند که حذف این ماده در لایحه اصلاحی، برخلاف رویکرد جدید قانون گذار در تغییر لحن قوانین بوده است و این نقیصه می بایست در لایحه جدید برطرف می گردید. نویسنده در واپسین بخش مقاله، اثر حقوقی اجرای احکام منع شغل، بویژه چگونگی تعهدات همسر و خسارات وارده بر کارفرما و اشخاص ثالث را تبیین می نماید.
اقتصاد فکر بکر(مقاله علمی وزارت علوم)
فلسفه نبوّت و جایگاه آن در باور ملّاصدرا
حوزههای تخصصی:
تأمّل در مباحث کتاب الحجّة اثر گران سنگ و عظیم شرح الاصول الکافى ما را به این نکته رهنمون مى سازد که صدرالمتألّهین در این کتاب همواره بر آن بوده است که نبوّت و ماهیّت آن را به منزله مقامى جعلى و انتسابى از جانب خداوند با حقایق صادر شده از بیانات ائمّه معصومین :، تفسیر و تطبیق نماید. با وجود صبغه کلامى و عقلى مفهوم نبوّت، ملّاصدرا هرگز این منصب را با قرائت بشرى و غیرالهى بررسى نکرده است و به عکس، با در نظر گرفتن اصالت آموزه هاى روایى و با کنار هم نهادن قرائن نقلى در تبیین روایات کتاب الحجّة الکافى، بر فرابشرى و الهى بودن این مقام اصرار مى ورزد. او هنگام شناسایى نبى، تعریف نبوّت، تفاوت نبى و رسول، ضرورت
ارسال پیامبر، خصلتهاى پیامبران و مراتب آنان و مباحثى از این دست، با رویکردى برهانى و عرفانى، از تطبیق و سازگارى میان این رویکرد با معیار قرار دادن حدیث چشم پوشى ننموده و با حسّاسیّت تمام، در هماهنگى و همسان سازى عقل و حکمت با روایات مرتبط با مقام نبوّت در کتاب الحجّة کوشیده است.
حیات سیاسی و اجتماعی ام المقتدر
حوزههای تخصصی:
به منظور بررسی نقش سیاسی و اجتماعی زنان در عصر دوم عباسی (334 ـ 232 ق)، به ویژه عصر خلیفه مقتدربالله (320 ـ 295 ق) و نیز نقش زنان در سقوط خلافت وی، مطالعه زندگی ام المقتدر اهمیت به سزایی خواهد داشت. ازاین رو مقاله برآن است تا ضمن بازنمایی زندگی ام المقتدر، تا حدودی اوضاع سیاسی دوران خلیفه مقتدربالله مورد بررسی قرار دهد.
در این تحقیق، پاسخ به برخی سؤالات اهمیت بیشتری خواهد داشت؛ از جمله: چگونه ام المقتدر توانست به مقام مادر خلیفگی دست یابد؟ چگونه وی در مسائل سیاسی خلافت مقتدربالله ایفای نقش می کرد؟ چه عاملی سبب دخالت وی در امر قضاوت می شد؟ ثروت وی چگونه تأمین و در چه راهی صرف می شد؟
روش تحقیق در این مقاله، روش تاریخی با رویکردی اجتماعی، مبتنی بر بهره گیری از اطلاعات منابع، مقایسه آنها با یکدیگر و تحلیل متون می باشد.
یافته های این پژوهش گویای آن است که نحوه دخالت ام المقتدر، به صورت های مختلف بوده به ویژه آنکه مقاصد شخصی و سیاسی در آن نقش تعیین کننده داشته است.
دانش «نسب شناسی» با تکیه بر نقش شیعیان امامی
حوزههای تخصصی:
دانش «نسب شناسی» از شاخه های علم تاریخ و شعبه ای از تاریخ نگاری عرب جاهلی است که پیوند ناگسستنی با آن دارد. این میراث جاهلی در دوره اسلامی به دلایلی چون، تدوین دیوان، گسترش فتوحات و استقرار قبایل بسیاری از عرب در مناطق مفتوحه و گسترش رقابت ها و تعصبات و دامن زدن برخی خلفا بدانها، رشد سریع یافته و نسب دانان و منابع نسبی مهمی پدید آمد. سهم شیعیان امامی و سادات علوی تبار در باروری این دانش، ازاین رو که آن با موضوع امامت و اهل بیت ارتباط تنگاتنگی دارد، نمود بیشتری داشته است. آنان تلاش بسیاری در دانش نسب شناسی داشته و از همان آغاز آثار ارزشمندی در این عرصه آفریده و سهم سترگی در رشد و بقای آن داشته اند. در این مقاله ضمن مروری اجمالی بر کلیات دانش نسب شناسی، نقش و سهم شیعیان امامی در حوزه انساب نگاری مورد بررسی قرار گرفته است.
استقلال قرآن در بیان و نقش روایات در تفسیر از منظر علامه طباطبائی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
یکی از اساسی ترین مسائل علوم قرآن، بررسی میزان نقش روایات تفسیری در فرآیند فهم آیات است. بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که علامه طباطبایی با تکیه بر روش تفسیر قرآن به قرآن، معتقد به استقلال و استغنای قرآن از روایات در تفسیر است. این سخن، علاوه بر ناهمخوانی با سلوک عملی علامه در المیزان، مورد انکار بسیاری از شاگردان برجستة ایشان قرار گرفته است.
نگارنده فارغ از همة توجیهاتی که تاکنون در مورد دیدگاه علامه ارائه شده است با ارائة مستقیم اظهارات علامه دربارة نقش و جایگاه روایات در تفسیر آیات، به این نتیجه رسیده است که کلمات علامه دراین باب در دو مقام است: نخست، درخصوص استقلال قرآن در دلالت بر معنی لفظی و ناظر به ابطال کلام اخباری هاست که به مستقل نبودن قرآن در دلالت و حجیّت نداشتن ظواهر آن معتقدند. روشن است که این معنی با استقلال قرآن از سنت، فاصلة بسیاری دارد. دوم، در باب استقلال قرآن در بیان مرادات و مصادیق است که منظورشان نفی نیاز به بیان معصوم نیست، بلکه مقصودشان این است که هرچه معصوم(ع) در تفسیر آیات می فرماید، همان چیزی است که قرآن خود آن را بیان کرده است هرچند ما پیش از بیان معصوم توان فهم آن را نداشته باشیم.
توجیه گزاره های اخلاقی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر تحقیقی در باب نحوه ی توجیه گزاره های اخلاقی است. بر اساس تعریف سنتی، معرفت عبارت از باورِ صادق موجّه است. مؤلّفه ی توجیه، به معنای داشتن دلیلی عقلانی برای باور، مورد توجّه اغلب معرفت شناسان بوده و وجود آن را برای معرفت داشتن ضروری دانسته اند. درباره ی چیستی توجیه و بیان ماهیت آن، اختلاف نظرهای فراوانی وجود دارد که این پژوهش در پی بررسی این دیدگاه ها و اختلاف نظرهاست. در مقاله ی پیش رو، پس از معرفی معرفت شناسی و شکاکیّت و اشاره ی مختصر به اقسام آن، رویکردهای معرفت شناسان در باب توجیه بیان می گردد؛ سپس با توجه به تقابل معرفت شناسی اخلاق و شکّاکیت اخلاقی معرفت شناختی، نظریّات توجیه در فلسفه ی اخلاق بیان می گردد و در پایان، موضع شکّاکان اخلاقی معرفت شناختی نیز در باب توجیه، بیان خواهد شد.
انشائات طلبی و چگونگی فهم گزاره های اخلاقی قرآن(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
چکیده گزاره های اخلاقی موجود در آیات قرآن را به دو شکلِ جملات خبری و انشایی می توان یافت. در جملات انشایی، انشاء گاهی به صورت انشاء طلبی و گاهی در قالب انشاء غیرطلبی بیان شده است. انشاء طلبی، شامل امر، نهی، استفهام، تمنّی، ندا، عرض و تحضیض و انشاء غیرطلبی، اقسامی همچون افعال مدح و ذم، تعجب، قَسَم، رجاء و صیغه های عقود را در بر می گیرد. از آن جا -که گزاره های اخلاقی را بیشتر، از راه محمول آن ها یعنی مفاهیم اخلاقیِ«باید، نباید، خوب، بد، درست، نادرست و وظیفه»، می توان تشخیص داد، این تحقیق بر آن است با بررسی انشائات طلبی، چگونگی دلالت آن ها را بر مفاهیم اخلاقی روشن سازد تا در نتیجه، گزاره های اخلاقی نیز معلوم گردد. حاصل این پژوهش، مؤیّد این ادعاست که انشائات طلبی، در کاربرد اصلی و غیر اصلی شان، بیانگر مفاهیم اخلاقیِ باید ونباید و خوب و بد هستند، که بدین وسیله، بخش زیادی از گزاره های اخلاقی قرآن، قابل فهم خواهند بود.
روش شناسی فهم گزاره های اخلاقی قرآن(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
بحث از گزاره های اخلاقی قرآن، یکی از مباحث مهم و کلیدی در فهم آموز های اخلاقی دین اسلام است. برای آشنایی با اخلاق در متون دینی، اخلاق پژوهان، به گونه ها و روش های مختلفی به این امر پرداخته اند. یکی از روش های اخلاق پژوهی در قرآن، بررسی گزاره های اخلاقی موجود در این کتاب مقدّس است. گزاره های اخلاقی، بخش بزرگی از گزاره های ارزشی دین را تشکیل می دهد که برای شناخت آن ها باید هماهنگ با علوم مرتبط و با شیوه ای مدوّن اقدام کرد. از آنجا که هفت مفهوم اخلاقی «باید، نباید، درست، نادرست، خوب، بد، وظیفه»، عناصر پایه ای و مقدِّمی در شناخت گزاره های اخلاقی هستند، این پژوهش برآن است تا با استفاده از چهار شیوه، به روش شناسی فهم این مفاهیم بپردازد، تا در نتیجه، زمینه ی فهم گزاره های اخلاقی قرآن فراهم آید، و بدین شکل آموزه های اخلاقی قرآن شناخته و تبیین شود. این چهار شــیوه عبارت اند از: 1-گزاره های انشایی قرآن؛ 2- گزاره های اخباری با مــحـامیل ارزشــی قرآن؛ 3 – تصویب و تخطئه ی الهی؛ 4- طرفداری و مخالفت الهی.
غزل دختر انفاس سعدی: نگرشی مختصر در غزل سعدی و بررسی نسبت میان عقل و عشق
حوزههای تخصصی:
غزل فارسی گسترة عظیمی را در عرصة شعر و ادب فارسی به خود اختصاص داده است. در این گستره، مضامین برخاسته از احساسات و عواطف درونی آدمی بیش از سایر مفاهیم جلوه گری کرده است. علاوه بر این، راز و رمزهای عارفانه نیز در این عرصه جلوه گری ها داشته و مفاهیم نمادینی را بر جای نهاده است. غزل سعدی صرف نظر از عاشقانه یا عارفانه بودنش به جهت هنر و زبان آوری، لطافت و فصاحت همواره مورد توجّه همگان بوده و قرن ها بی بدیل و تقلیدناپذیر بوده است. در این مقاله ضمن نگرشی مختصر بر غزل سعدی، از بین مضامین بی شمار سخن سعدی دو مضمون بنیادین عقل و عشق و نسبت میان این دو در غزلیات وی مورد بررسی قرار گرفته و شواهدی نیز از غزلیات و هم از سایر آثار وی ارایه می گردد.
نقد و بررسی: تصحیحات کتاب حدود العالم(مقاله علمی وزارت علوم)
خودشناسی و اهمیت آن در اشعار حسن زاده آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علامه آملی از حکیمان عارفی است که مدارج علمی و عرفانی و مراتب حکمی و معنوی وی گره خوردگی و آمیختگی بلافصلی با موضوع معرفت نفس و خودشناسی دارد. به نظر وی مبحث نفس ناطقه انسانی، قلب جمیع معارف ذوقیه و قطب قاطبه مسایل حکمیه و محور استوار کل مطالب علوم عقلیه و نقلیه و اساس پایدار همه خیرات و سعادتها است و معرفت آن اشرف معارف است و پس از معرف حق سبحانه، هیچ موضوعی در حکمت متعالیه به پایه آن نمی رسد. به باور وی خودشناسی، نزدیک ترین و سهل الوصول ترین راهی است که به خداشناسی منجر می شود؛ در واقع انسان خود راهی است به سوی خدای خویش. بنابراین خودشناسی، شناختن راه سلوک است و مراتب این سلوک نیز همان مراتب وجودی انسان است که به مقام خلیفه اللهی و مرتبه فنا می انجامد. در تعبیری دیگر و بنا بر حدیث «ان الله خلق آدم علی صورته» از آن جایی که آدمی صورت علم عنایی حق است می تواند همه اسما الله را در خود مشاهده کند و هر چه را که آشکار و نهان است در خود پیدا کند.
بازتاب اوضاع و احوال اجتماعی عصر صفوی در اشعار کلیم همدانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بررسی روند تحولات""جمعیت مؤسسه ای""در ایران (85- 1345)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جوانان و هویت بازاندیشانه (مطالعه دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر هویت بازاندیشانة دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان صورت گرفت. چارچوب نظری پژوهش، از نظریات آنتونی گیدنز و پیتر برگر استخراج شد و بر این اساس مدل و فرضیات تحقیق طراحی شدند. متغیرهای مستقل عبارت اند از: میزان استفاده از فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی (اینترنت و تلفن همراه)، مقطع تحصیلی، تحصیلات والدین، پایگاه شغلی پدر و اشتغال مادر، جنسیت، محل تولد، هویت مذهبی در بُعد مناسکی، درآمد خانوار، میزان استفاده از منابع مطالعاتی غیر درسی و آنتن ماهواره. حجم نمونه 377 نفر برآورد گردید که برای اطمینان از نتایج 391 پرسش نامه تکمیل شد و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. روش نمونهگیری با توجه به تنوع رشته ها و دانشکده ها تصادفیِ طبقه بندی انتخاب شد. برای سنجشِ ابعادِ هویت بازاندیشانه، هویتِ مذهبی (در بعد مناسکی)، و وابستگی به اینترنت، از طیف لیکرت استفاده به عمل آمد. به طور کلی، در تحلیل دو متغیره در میان متغیرهای مستقلِ 12گانه، 8 متغیر رابطة معناداری با هویت بازاندیشانه نشان دادند. این متغیرها عبارت اند از: 1. میزان استفاده از فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی
2. تحصیلات پدر 3. تحصیلات مادر 4. جنسیت پاسخگو 5. محل تولد 6. هویت مذهبی 7. استفاده از آنتن ماهواره 8. منابع اطلاعاتی. همة متغیرهای فوق با متغیرهای وابسته رابطة مثبت داشتند، به استثنای متغیر هویت مذهبی و یکی از زیرمجموعه های منابع مطالعاتی؛ یعنی منابع مطالعاتی مذهبی، که این دو در برابر رشد هویت بازاندیشانه مانع عمده و جدی محسوب می شوند. متغیرهایی که رابطة معناداری با هویت بازاندیشانه نداشتند عبارت اند از: مقطع تحصیلی، پایگاه شغلی پدر، وضعیت اشتغال مادر و درآمد ماهیانه. در میان متغیرهای زیرمجموعة منابع مطالعاتی غیر درسی نیز دو متغیر، یعنی میزان مطالعه و علاقهمندی به تاریخ و ادبیات ایران، رابطة معناداری با هویت بازاندیشانه نشان نداد.
مقایسة وضعیت کودکان کارگر ایرانی و افغان در استان کرمان بر پایة چهار اصل پیمان نامة حقوق کودک (سه جامعه شناسی و دو راه حل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جمهوری اسلامی ایران در سال 1373 پیمان نامة حقوق کودک را به طور مشروط پذیرفته است. اما در عمل برای تحقق اصول آن اقدام چندانی صورت نداده است. در این مقاله وضعیت چند اصل پایه ای پیمان نامة مرتبط با آموزش و کار کودکان که ضامن تحقق همة اصول پیمان نامة در زمینه های اصلی (بقاء، رشد، امنیت و مشارکت) برای کودکان است مورد بررسی قرار می گیرد. این پژوهش در استان کرمان انجام شده است و از روش پیمایش با نمونه گیری گلوله برفی (پرسان پرسان) استفاده کرده است. 474 کودک کارگر (کمتر از 18 سال، 411 ایرانی و 63 افغان) در نه نقطة شهری استان کرمان، مورد مصاحبة حضوری قرار گرفته اند. نتایج نشان دهندة معلق شدن دست کم یک حق، بهطور مشترک برای هر دو گروه، کودکان کارگر ایرانی و افغان است. در حالی که برای کودکان دستة دوم حقوق بیشتری معلق شده است. در ادامه، راه حل های مسئله در سه عرصة جامعه شناسی حرفه ای، جامعه شناسی انتقادی و جامعه شناسی مردم مدار جست وجو می شود.







