ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۴۶۱ تا ۸٬۴۸۰ مورد از کل ۵۵۵٬۷۴۸ مورد.
۸۴۶۱.

کارکرد ژانرهای تلفیقی در سینمای بحران (مطالعه ای انتقادی بر سه اثر منتخب از سینمای ایران در دوران کرونا) (۱۳۹۹–۱۴۰۲)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۰۰
بازتعریف کارکرد ژانرهای تلفیقی در سینمای ایران در دوره همه گیری کرونا و پس از آن (۱۳۹۹–۱۴۰۲)، به یکی از مسائل محوری در تحلیل گفتمان سینمایی بحران تبدیل شده است. این پژوهش با طرح این سؤال که ژانرهای تلفیقی در سینمای ایرانِ دوره بحران کرونا چگونه توانسته اند تجربه زیسته جمعی را بازنمایی کنند؟» به بررسی ساختارهای روایت، فرم های زیبایی شناختی و ابعاد ایدئولوژیک در سه فیلم شاخص این دوره می پردازد. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوای انتقادی است. سه فیلم منتخب دشت خاموش، موقعیت مهدی و مرد بازنده از منظر چگونگی تلفیق ژانر، کارکردهای روایی، بازتاب تجربه زیسته بحران، و ظرفیت های معنایی مورد تحلیل قرار گرفته اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که در این آثار، تلفیق ژانرها صرفاً راهکاری فرمی نبوده، بلکه پاسخی فرهنگی به اضطراب، سوگ و گسست های اجتماعی ناشی از بحران کرونا بوده است. در دشت خاموش، ساختار ایستا و مینیمالیستی با زیبایی شناسی سکوت و حذف کنش، تعلیق روانی و ترومای جمعی را بازنمایی می کند. موقعیت مهدی با بهره گیری از فرم بیوگرافی-حماسی-ملودرام، خاطره ملی را با تجربه سوگ و فقدان شخصی تلفیق می کند. مرد بازنده نیز با درهم آمیزی ژانر پلیسی، اجتماعی و روان شناختی، جامعه ای بی اعتماد و پریشان را در دل روایتی گسسته و ذهن محور به تصویر می کشد. این پژوهش نشان می دهد که ژانرهای تلفیقی در سینمای بحران، به مثابه میانجی هایی میان فرم و محتوا، توانسته اند زبانی روایی خلق کنند که برای بازنمایی تجربه های پیچیده، گنگ، چندلایه و متزلزل دوره کرونا مناسب است. تلفیق ژانری نه تنها به بازنمایی بحران یاری رسانده، بلکه بستری برای مقاومت زیبایی شناختی و بازاندیشی فرهنگی در زیست اجتماعی فراهم کرده است.
۸۴۶۲.

تحلیل فرش شهری دورۀ پهلوی دوم مبتنی بر نظریه میدان پیر بوردیو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۲۱
تولید و تجارت فرش دستباف ایران در برخی دوره ها رونق بیشتری داشته و در بعضی از ادوار وجهه هنری پررنگ تری به خود گرفته و گاهی مواقع به عنوان یک کالای تجاری و کاربردی مورد استفاده قرار گرفته است. این تغییر کاربرد و معنا در فرش خاصه در دوره پهلوی شکل جدیدی یافته و به واسطه دخالت مستقیم دولت در امور مربوط به تولید و تجارت فرش دستباف، این پدیده تاریخی و فرهنگی جایگاه ویژه ای در جامعه یافت. مطالعه و تحلیل فرش شهری به عنوان یک عرصه اجتماعی و فرهنگی در دوره پهلوی دوم متکی بر نظریه پیر بوردیو مسئله اصلی این مقاله است. در دوره پهلوی دوم فرش شهری فراتر از یک عنصر بصری و به مثابه یک میدان پیچیده از روابط قدرت، تمایز اجتماعی و بازنمایی هویت عمل می کند. نظریه میدان پیر بوردیو تأکید دارد جامعه از میدان هایی تشکیل شده که هرکدام فضای ساخت مندی از موقعیت هاست و دارای کنشگران، سرمایه ها، خصلت و عادت واره هایی است که فضای درونی میدان را می سازند. بر این اساس درک چگونگی کارکرد فرش شهری به عنوان یک ابزار و صحنه برای بازتولید و تحول ساختارهای اجتماعی و فرهنگی در دوره مورد نظر هدف پژوهش است؛ بنابراین چنین پرسش هایی طرح می شود که چه عواملی در شکل گیری زیر   میدان قالی شهری دوران پهلوی نقش داشته است؟ چه مؤلفه هایی در شناخت و بازیابی سرمایه های فرهنگی و نمادین زیر   میدان قالی شهری دوره دوم پهلوی مؤثر بوده است؟ پژوهش حاضر از انواع کیفی بوده و روشی توصیفی تحلیلی دارد که مبتنی بر نظریه میدان پیر بوردیو شکل گرفته است. اطلاعات لازم از طریق مطالعات کتابخانه ای تأمین شده است. نتیجه آنکه زیر   میدان قالی شهری دوره پهلوی تحت تأثیر سرمایه های فرهنگی و نمادینی چون؛ تأسیس موزه فرش، اهدای قالی به مثابه شناسه هویت ملی، انجام تحقیقات بنیادین درزمینه فرش، سفارش بافت قالی به تولیدکنندگان از سوی دربار و درنهایت بافت قالی های نفیس ویژه تاج گذاری محمدرضا پهلوی بوده و در قدرتمند شدن زیر   میدان فرش شهری مؤثر بوده اند. از دیگر سو علاوه   بر عوامل فزاینده میدان، دو مؤلفه تأسیس اولین کارخانه فرش ماشینی در کاشان و صادرات پنبه و پشم ذیل سرمایه های نمادین به عنوان کاهندگان وسعت میدان فرش شناخته شدند.
۸۴۶۳.

گسست فرهنگی و موسیقی در میان نسل دوم مهاجرین افغانستانی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۲۴
پرسش اصلی این پژوهش به تأثیر ژانرهای مختلف موسیقی در برساخت هویت مهاجران افغانستانی مقیم ایران می پردازد. این پژوهش با رویکرد کیفی، به بررسی نقش موسیقی در هویت یابی نسل دوم مهاجران افغانستانی ساکن ایران می پردازد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر گردآوری داده ها از طریق منابع کتابخانه ای، کار میدانی و مصاحبه های عمقی است. گردآوری داده های میدانی به شیوه نمونه گیری گلوله برفی و از طریق برقراری ارتباط با هنرمندان و موسیقی دانان افغان فعال در ایران انجام شده؛ مشاهده مشارکتی در محیط دیاسپورایی و مصاحبه با اعضای گروه های موسیقی همچون گروه رپ «قلم» و گروه راک «اریکین» شکل گرفته است. جامعه مورد مطالعه، نسل دوم و سوم مهاجران افغانستانی متولد یا بزرگ شده ایران هستند که اغلب تجربه مستقیم مهاجرت نداشته اما با مسائل هویتی و فرهنگی پیچیده مواجه اند. یافته ها نشان می دهد نسل نخست مهاجران با تأکید بر موسیقی فولکلور سعی در حفظ هویت سنتی خود دارند، درحالی که نسل دوم با تکیه بر ژانرهای جهانی نظیر پاپ، راک و رپ هویت ترکیبی و متمایز خود را شکل می دهند. برای نسل دوم، موسیقی تبدیل به ابزاری جهت بیان مقاومت، خودابرازگری و جستجوی جایگاه اجتماعی شده است. همچنین، میل به مهاجرت به کشورهای ثالث و عدم تعلق کامل به جامعه میزبان به وضوح در نگرش و آثار موسیقایی آنها دیده می شود.
۸۴۶۴.

ارزیابی نظریۀ هنر و معنویت اسلامی سید حسین نصر؛ با تکیه بر نگارگری ایرانی عصر صفوی (از آغاز تا دوران شاه عباس اول)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۱۲
نصر از معروف ترین چهره های سنت گرای معاصر به شمار می آید. نقش سنت برای وی تا حدی است که عمده آثار وی در دفاع از آن و نقد مدرنیته نگاشته شده است. به نظر وی، گستره سنت به گونه ای است که در تمدن های سنتی هیچ چیزی خارج از قلمروی آن قرار نمی گیرد. معنای این سخن آن است که هنر نیز از جمله مصادیقی که در زیر چتر سنت قرار می گیرد. نصر برای هنر سنتی ویژگی های متعددی برمی شمرد که معنویت یکی از آنهاست. اساساً وی کتاب هنر و معنویت اسلامی را به همین منظور  نوشته تا رابطه این دو را در هنرهای مختلف پیگیری کند. او، چه در این اثر و چه در برخی دیگر آثارش، نگارگری ایرانی را در پیوند با معنویت قلمداد می کند و در نتیجه، آن را پژواکی از عالم خیال می داند. حال، سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که دیدگاه نصر درباره پیوند هنر و معنویت اسلامی، در خصوص نگارگری ایرانی تا چه حد قابل پیگیری است؟ ازآنجاکه گستره این ادعا و نظریه وسیع است، نویسندگان مقاله خود را به لحاظ زمانی صرفاً به عصر صفوی نخست مقید نموده و می کوشند تا با رویکردی تحلیلی تاریخی این رابطه را دنبال کنند؛ بنابراین، هدف تعیین ارتباط نگارگری با معنویت در عصر صفوی متقدم است. نتایج تحقیق نشان می دهد که اسناد تاریخی در این باره نتایج یکدستی عرضه نمی کنند زیرا اگرچه ممکن است از شرح حال برخی نگارگران بتوان معنویت شخصی آنها را  اثبات کرد ولی در مقابل، سفرنامه ها دراین خصوص ساکت اند. از تحلیل محتوایی دیباچه مرقعات، قانون الصور و برخی منابع مهم تاریخ صفویه نتایج متفاوتی به دست آمد. روش این پژوهش  به صورت تحلیلی توصیفی است و ابزار گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است.
۸۴۶۵.

بررسی فقهی تضمین اصل سرمایه در اوراق استصناع(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۲۴
در شریعت اسلام با توجه به قاعده ملازمه بین سود و زیان، اصل این است که در عملیات تجاری بازگشت اصل سرمایه تضمین نمی شود و به دست آوردن سود حقیقی همیشه با احتمال ضرر و خسارت همراه است. حال آنکه در ابزارهای مالی اسلامی از جمله اوراق استصناع، پرداخت مبلغ اسمی مندرج در اوراق در سررسید توسط ناشر اوراق تضمین می شود. به این ترتیب، دارندگان اوراق که سرمایه گذاران عملیات تجاری می باشند، همان طور که در فرض کاهش ارزش پروژه با دریافت مبلغ اسمی اوراق (اصل سرمایه)، ضرری را متحمل نخواهند شد در فرض افزایش ارزش پروژه نیز با دریافت مبلغ اسمی اوراق، نسبت به ارزش افزوده پروژه هیچ استحقاقی نخواهند داشت. اما با تحلیل فرآیند انتشار این اوراق مشخص خواهد شد که در اوراق استصناع مبتنی بر تنزیل، دریافت مبلغ اسمی اوراق بر اساس استحقاق خریدار دین در سررسید نسبت به دریافت کل مبلغ دین می باشد. هم چنین تضمین اصل سرمایه توسط ناشر اوراق استصناع تنزیلی مطابق با مسئولیت بایع نسبت به تأدیه مبیع می باشد. به علاوه دارندگان اوراق به عنوان خریدار دین تنها مالک دین در ذمه مدیون شده و نسبت به سبب ایجاد دین یعنی پروژه سفارش داده شده هیچ گونه مالکیتی نخواهند داشت؛ به این ترتیب افزایش یا کاهش ارزش پروژه در میزان مطالبه آنها از ناشر تأثیری نخواهد داشت.در حالی که دارندگان اوراق استصناع به همراه اجاره به شرط تملیک مالکان مشاع پروژه می باشند، در صورت افزایش قیمت پروژه نسبت به مبلغ اسمی اوراق، حق مطالبه این ارزش افزوده را خواهند داشت؛ و طبق قاعده ملازمه بین نماء و درک، مالک عین همان طورکه متحمل خسارات وارد بر عین می شود، مستحق برخورداری از افزایش ارزش عین نیزخواهدبود. هم چنین کاهش ارزش پروژه نسبت به قیمت اسمی اوراق استصناع به همراه اجاره به شرط تملیک، باید به مالکان مشاع آن یعنی سرمایه گذاران وارد شود.
۸۴۶۶.

توسعه اصطلاحنامه عمومی اداری ایران بر اساس استانداردهای وب معنایی اسکاس/آر.دی.اف با بهره گیری از نرم افزارهای منبع باز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۵
هدف: این پژوهش با هدف استخراج مدلی بهینه برای پیاده‌سازی، مدیریت و انتشار اصطلاحنامه عمومی اداری ایران بر پایه استانداردهای وب معنایی (SKOS/RDF) و با استفاده از نرم‌افزارهای منبع‌باز انجام شد. روش پژوهش: این پژوهش با روش اقدام‌پژوهی و در چارچوب مدل سه‌مرحله‌ای لوین (برنامه‌ریزی، اجرا و ارزیابی) انجام شد. جامعه پژوهش، داده‌های اصطلاحنامه عمومی اداری ایران است. در مرحله برنامه‌ریزی، وضعیت اولیه داده‌های اصطلاحنامه بررسی و سه مدل برای آماده‌سازی داده‌ها شناسایی و ارزیابی شد. پس از تحلیل این مدل‌ها، الگوی اکسل سازگار با اسکاس‌پلی تدوین گردید. در مرحله اجرا، داده‌ها در صفحه‌گسترده سازمان‌دهی و به فرمت آر.دی.اف. تبدیل شدند. برای اعتبارسنجی داده‌ها، قواعد اسکاس‌پلی بررسی و خطاهای شناسایی‌شده اصلاح شد. در ادامه، اصطلاحنامه در وُک‌بِنچ بارگذاری و پس از پردازش‌های لازم، در قالب ترتل استخراج گردید. یافته‌ها: یافته‌های پژوهش منجر به ارائه مدل شش‌مرحله‌ای برای مدیریت و انتشار اصطلاحنامه عمومی اداری ایران شد. این مدل شامل (1) آماده‌سازی داده‌ها (۲) تبدیل دادگان اصطلاحنامه به آر.دی.اف. (۳) انتقال دادگان آر.دی.اف. به وُک‌بِنچ (۴) سریال‌سازی دادگان اصطلاحنامه در قالب ترتل (۵) انتشار دادگان اصطلاحنامه در اسکاسموس و (۶) ارائه خدمات دسترسی و بازیابی است. نتایج نشان داد که اصطلاحنامه شامل ۵۶۴ مفهوم، ۵ مجموعه اصلی و ۱۸ اصطلاحنامه خرد بوده و 3136 سه‌تایی و چگالی سه‌تایی ۵.۵۶ به ازای هر مفهوم دارد. همچنین، برای دسترسی به داده‌ها، سه روش اصلی شامل (۱) مرور از طریق سامانه تحت وب (۲) استفاده از رابط برنامه‌نویسی کاربردی (رِست) و (۳) اجرای پرس‌وجوهای معنایی از طریق اسپارکیول پیاده‌سازی شد. علاوه بر این، قالب‌های استاندارد آر.دی.اف.، ترتل، ان.تی. و ان.کیو. برای دریافت و بهره‌گیری در سایر سامانه‌ها ارائه شد. نتیجه‌گیری: مدل ارائه ‌شده، یک رویکرد فرآیندی و جامع است که قابلیت تعمیم به سایر اصطلاحنامه‌ها را نیز دارد. نتایج نشان داد که میانگین چگالی سه‌تایی‌های آر.دی.اف. در این اصطلاحنامه ۵.۵۶ است که سطح مناسبی از ارتباطات مفهومی را نشان می‌دهد و در بهبود جستجوهای معنایی و بازیابی اطلاعات در وب معنایی مؤثر است. علاوه بر این، ساختار سلسله‌مراتبی، تخصیص شناسه‌های یکتای جهان) و حل مشکلات فنی مرتبط با زبان فارسی، دقت و کارایی این اصطلاحنامه را در مقایسه با نمونه‌های مشابه افزایش داده است. همچنین، ارائه قالب‌های متنوع داده آر.دی.اف.، ترتل، فرمت اِن.تی.، اِن.کیو. و دسترسی از طریق رابط برنامه‌نویسی رِست ای‌پی‌آی و اسپارکیوال، استفاده از این داده‌ها را در سامانه‌های مدیریت دانش تسهیل می‌کند. یکی از کاربردهای کلیدی این پژوهش، استقرار اصطلاحنامه در سامانه‌های اتوماسیون اداری کشور است که امکان تعامل و استانداردسازی تدریجی اصطلاحات را برای نهادهای دولتی فراهم می‌کند. این پژوهش نشان داد که به ‌کارگیری استانداردهای وب معنایی و ابزارهای منبع‌باز، یک مدل پایدار و عملیاتی برای مدیریت و انتشار اصطلاحنامه‌های ملی ارائه می‌کند و می‌تواند الگویی برای سایر پروژه‌های ملی در این حوزه باشد.
۸۴۶۷.

شناسایی دلایل شکست خط مشی های جبران خدمات کارکنان بخش عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۱
کارکنان بخش عمومی عامل اصلی حیات و رسیدن به اهداف این بخش در راستای خط مشی های تبیین شده هستند. همچنین جبران خدمات مهم ترین و حساس ترین متغیر در روابط بین این کارکنان و کارفرما (دولت) بوده و سنگین ترین هزینه برای سازمان ه ا و دستگاه های اجرایی به شمار می آید. خط مشی های جبران خدمات، مشخص کننده انعطاف پذیری و محدودیت های سیستم، پوشش دهنده قواعد اصلی درباره جبران خدمات و به طورکلی تعیین کننده سیاست های دقیق در خصوص عناصر مشخص جبران خدمات هستند. شکست این نوع خط مشی ها، دولت ها را از دستیابی به اهداف خود بازداشته و زیان های مادی و غیرمادی بسیاری را باعث می شود. اهمیت و حساسیت جبران خدمات در بخش عمومی، به دلیل کارکردهای این بخش دوچندان است، در کشوری مانند ایران که دولت سهم و تأثیر بسزایی در حکمرانی داشته و بخش زیادی از نیروی کار کشور در بخش عمومی شاغل هستند، کارآمدی یا ناکارآمدی خط مشی های جبران خدمات نقش بی بدیلی در نظام اداری و همچنین سایر نظامات کلی کشور دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی دلایل شکست خط مشی های جبران خدمات بخش عمومی صورت گرفته و از این منظر کاربردی است. این پژوهش با رویکرد کیفی، با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی با مصاحبه نیمه ساختار یافته با 18 نفر از خبرگان این حوزه، انجام شده و پس از تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از تحلیل مضمون درنهایت سه مضمون اصلی و ۹ مضمون فرعی شامل موانع فرایندی (تدوین ضعیف خط مشی های جبران خدمات، اجرای نامناسب خط مشی های نظام پرداخت، ضعف در ارزیابی و نظارت)، موانع زمینه ای (موانع اقتصادی، موانع فرهنگی و اجتماعی، موانع سیاسی) و موانع ساختاری (موانع منابع انسانی، اندازه بزرگ دولت و ضعف نهادهای متولی حوزه جبران خدمات بخش عمومی) شناسایی شد. درنتیجه با توجه به اهمیت این خط مشی ها در بخش عمومی و همچنین تأثیرات فزاینده و بی بدیل آنها در مؤلفه های سازمانی و ملی ضمن شناسایی و بررسی دلایل شکست این خط مشی ها، پیشنهادهایی ارائه شده است.
۸۴۶۸.

The Vichian Sensuns Communis As The Conservation And Surpassing Of Medieval Anthropologies(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۶۴
This article examines E. Sergio’s studies on the concept of sensus communis as developed by Giambattista Vico, highlighting its historical and philosophical significance. The analysis positions Vico as a pivotal figure bridging medieval and modern thought: he inherits the intellectual legacy of the past while reinterpreting its core elements through a distinctly modern sensibility. Within this framework, sensus communis emerges as a key concept for understanding human social action—a perspective that, drawing from Aristotle and Thomas Aquinas (whose approaches modernity often rejects), finds its fullest expression in Vico’s system. By privileging language as a primary mode of communication, Vico is shown to transcend the Hobbesian conception of human nature specifically through the lens of sensus communis.
۸۴۶۹.

معناشناسی فلسفه علم در فلسفه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۲۶
فلسفه اسلامی هر چه از هستی شناسی دورگشته و به معرفت شناسی روی می آورد به تدریج از افلاطون و فلوطین دوری گزیده و به واقع گرایی و عقل گرایی ارسطویی گرایش یافته است. فلسفه علم ارسطوئی و، به تبع آن، فلسفه علم اسلامی سه اصل را پذیرفته اند: (۱) وجود علم مابعدالطبیعه، (۲) وجود ذوات و خواص ذاتی، (۳) ضرورت تحلیل های واقع گرایانه از ذوات و خواص ذاتی، و بطورکلى از اشیاء و امور. اما فلسفه علم های مابعدنیوتن به تدریج (۱) علم مابعدالطبیعه را انکار کرده اند، (۲) وجود ذوات و خواص ذاتی را انکارکرده اند، (۳) تحلیل های واقع گرایانه را رها کرده و به تحلیل های منطقی و زبانی بسنده کرده اند. ذات گرایی جدید با بیشتر اصول اساسی ذات گرایی ارسطویی در توافق است، اما بر ضعف هایی مشتمل است که می توان با بازسازی آن ها به سوی فلسفه علم ای که می توان فلسفه علم اسلامی نامید گام نهاد: در هستی شناسی با پیش کشیدن خدای خالق و حکمت و غایتمندی، در معرفت شناسی با پیش کشیدن هماهنگی انسان با جهان و توانایی او بر شناسایی کاملاً درست اشیاء و امور، و در روش شناسی با پیش کشیدن امکان تبیین درست از اشیاء و امور. تفاوت این دیدگاه ها، در تفاوت مابعدالطبیعه آن ها است. و من مابعدالطبیعه ارتقاء یافته فلسفه اسلامی را واقع بینانه تر و معقول تر از مابعدالطبیعه مابعدنیوتنی، که می توان آن را مابعدالطبیعه هیومی نامید، و معرفت شناسی و روش شناسی فلسفه علم معاصر اسلامی را واقع بینانه تر و معقول تر از معرفت شناسی و روش شناسی فلسفه ها و فلسفه علم های معاصر، و حتی واقع بینانه تر و معقول تر از معرفت شناسی و روش شناسی ذات گرایی جدید می بینم.
۸۴۷۰.

معناشناسی «خنده» و «تبسّم» در برخی از متون نثر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۳
زمینه: واکنش انسان به محیط و موقعیّت، صرفاً بر اساس زبان و نشانه های آن نیست. حرکات بدن، نگاه، گریه، خنده و تبسّم نیز می توانند ما را در ایجاد ارتباط و بیان مفاهیم درونی یاری کنند. در این میان، خنده جایگاه ویژه ای دارد، از سویی احساسات و عواطف، زمینه ساز ایجاد معانی زیادی در متون ادبی شده اند و ادبیات جلوه گاه بسیاری از حالات انسانی است. خنده وتبسّم یکی از آشکارترین این عواطف است که می تواند مانند سخن ادبی، نمودار مفاهیم و معانی گوناگونی گردند. روش: از آن جا که زمینه گفتار و سخن، رابطه تنگاتنگی با نوع معنا و علّت خنده دارد، این جستار بر آن است تا برای نخستین بار، بر پایه برخی از مهم ترین متون نثر فارسی؛ چون قابوس نامه، کلیله و دمنه، گلستان و... که در آن ها خنده به مثابه یک رفتار میان شخصیّت های انسانی و تمثیلی شکل می گیرد، به معنی شناسی خنده بپردازد.   یافته ها: بر اساس یافته های نگارندگان، آنچه را که نمی توان بر زبان آورد، با خنده به آسانی می توان بیان کرد؛ از این روی با تحلیل خنده کسی، سخن ناگفته وی قابل دریافت است. تمسخر، تعریض، انتقاد و اعتراض، خوش آمد، ایجاد ارتباط، نمایش شادی و غم، پروراندن حس انتقام و ترغیب، اخطار، خودشیرینی و بسیاری از معانی دیگر را می توان با خنده بیان نمود. از طرفی برخلاف گمان رایج، خنده برای بیان آزادی و رهایی از اسارت جهان درون و بیرون نیست، بلکه گاهی برای پنهان کردن خواست درون، احساسات و عواطف و اجتناب از درگیری و نزاع نیز به کار می رود. این خودسانسوری هنگامی که شخص، خود را در خطر می بیند و جدّی بودن، عواقب ناگواری برای او دارد، جلوه گر می شود.
۸۴۷۱.

A Comparative Cognitive Analysis of Repartee in Persian, Arabic, and English(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۵
 This study presents a comparative cognitive analysis of repartee—a strategic, adversarial form of verbal interaction characterized by rapid response, subversion, and parallelism—across Persian, Arabic, and English. Repartee is conceptualized as a linguistic duel wherein the responder (H) reconfigures the initiator’s (S) utterance through deliberate mirroring, thereby inverting its intended meaning. This research addresses a notable gap in the literature, as most prior studies have focused primarily on European languages, leaving the cognitive and structural underpinnings in non-European traditions underexplored. Focusing on two core mechanisms, the study examines Structural Parallelism—defined as the replication of the syntactic or logical framework of the initiating utterance to produce a counter-response with an inverted evaluative focus—and Polysemous Parallelism, which exploits inherent lexical ambiguity to reassign meaning and subvert the original communicative intent. Employing Langacker’s (2001) Current Discourse Space (CDS) model, the analysis demonstrates how hyper-understanding and figure-ground reversal operate within the CDS to reconfigure shared conceptual structures. Qualitative analysis of 150 repartee instances (50 per language) reveals universal cognitive strategies: (1) responders detect and subvert implicit assumptions via syntactic/lexical mirroring, and (2) reorient evaluative hierarchies by shifting the figure (salient focus) and ground (contextual assumptions) within the CDS.
۸۴۷۲.

بررسی سیاست های سرمایه گذاری مستقیم خارجی در چین با هدف توسعه توانمندی های فناورانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۹۵
امروزه بسیاری از فناوری ها در انحصار شرکت های چندملیتی قرار دارند، با این حال برخی کشورها توانسته اند از طریق جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی به توسعه توانمندی های فناورانه خود دست یابند. هدف این تحقیق بررسی سیاست های چین در بهره گیری از سرمایه گذاری مستقیم خارجی جهت ارتقاء توانمندی فناورانه است. این مطالعه از روش مطالعه موردی تاریخ نگارانه استفاده کرده است. داده ها از منابع مختلف شامل مقالات و گزارش های پایگاه های علمی بین المللی نظیر بانک جهانی، گوگل اسکالر و اسکوپوس جمع آوری شد. این پژوهش به تحلیل تحولات سیاسی و اقتصادی چین در طول بازه زمانی 1979 تا 2008، در قالب چهار دوره زمانی کلیدی، پیش از اصلاحات (قبل از 1979)، دوره آغاز اصلاحات (1979-1991)، دوران تحولات گسترده (1992-2001) و دوره پیوستن به سازمان تجارت جهانی (2001-2008) پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که سیاست های چین در این زمینه در چندین مرحله شکل گرفته است. در ابتدا، چین با پذیرش سیاست های باز و جذب سرمایه گذاری های خارجی در صنعت مونتاژ، توانست زیرساخت های اولیه فناوری را توسعه دهد. در مراحل بعدی، چین با هدف انتقال فناوری های پیشرفته، به ویژه در زمینه هایی چون الکترونیک و فناوری اطلاعات، شرایطی را فراهم کرد تا شرکت های خارجی ملزم به انتقال فناوری های خود به بازار چین شوند. همچنین، یکی از موفقیت های چین در این زمینه، ایجاد و گسترش مناطق ویژه اقتصادی و خوشه های فناوری بوده است که به عنوان ابزارهایی برای جذب سرمایه گذاری و نوآوری به کار گرفته شدند.
۸۴۷۳.

دسته بندی مسئولیت های پلتفرم ها از منظر «حکمرانی بر پلتفرم» ؛ مطالعه موردی: پلتفرم های فروش و توزیع برخط دارو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۰۳
   گسترش کاربرد پلتفرم ها در تمامی جنبه های زندگی بشری و مشخص شدن تبعات آن بر فضای حکمرانی و سیاست گذاری کشور، بررسی چالش ها و مسئولیت های آن ها را ضروری می نماید. پژوهش حاضر ضمن بررسی موردی «پلتفرم های فروش و توزیع برخط دارو» با استفاده از روش تحلیل مضمون، مسئولیت های پلتفرم ها را احصا و دسته بندی نموده است. برای جمع آوری اطلاعات اولیه، تعداد 20 مصاحبه با صاحب نظران، متخصصان و ذی نفعان تنظیم و پس از هر مصاحبه مضامین مربوطه استخراج و برای مصاحبه های بعدی برنامه ریزی شد. در این مرحله 68 مضمون اصلی احصا شد که نهایتا 22 مضمون سازمان دهنده و در نهایت 6 مضمون فراگیر به دست آمد. به این ترتیب مسئولیت های پلتفرم ها را می توان به شش دسته کلی شامل مسئولیت ها در نسبت با مسائل فرهنگی و اجتماعی، در نسبت با مسائل حقوقی، در نسبت با مسائل امنیتی، در نسبت با مسائل اقتصادی، در نسبت با مسائل خاص بخشی، در نسبت با مسائل فناوری تقسیم نمود. هر یک از حوزه های مسئولیتی معرفی شده نیز شامل مسئولیت هایی از قبیل «عدم ایجاد ذائقه و تغییر در سبک زندگی»، «عدم ارائه اطلاعات نادرست  و مهندسی افکار در جهت اهداف سوء تجاری و ...»، «عدم عرضه محصولات قاچاق، غیرمجاز، تقلبی و بی کیفیت»،، «فراهم کردن  امکان نظارت کارشناسان بخشی» ، «تعهد به رعایت شرایط خاص عرضه کالا یا خدمت و حمل محصول»  و «تعهد به  عدم افشای اطلاعات و استفاده تجاری از آن» می شود.  
۸۴۷۴.

مرور نظام مند پژوهش ها در زمینه امنیت کریمه به روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۶
زمینه و هدف: امنیت کریمه به عنوان مفهومی چندبعدی و مبتنی بر کرامت انسانی، فراتر از امنیت نظامی، به ابعاد اجتماعی، انسانی و اخلاقی توجه دارد. این مفهوم با تأکید بر عدالت اجتماعی و معنویت، چارچوبی برای تحقق امنیت پایدار در جوامع اسلامی ارائه می دهد. با وجود اهمیت این حوزه، تاکنون مطالعه ای جامع برای تحلیل پژوهش های پیشین و شناسایی ابعاد نظری و عملی امنیت کریمه انجام نشده است. هدف این پژوهش، بررسی نظام مند مطالعات پیشین، شناسایی نقاط قوت و ضعف، و ارائه چارچوبی نظری برای توسعه دانش در این حوزه است. روش: این مطالعه با استفاده از روش فراترکیب و بر اساس چارچوب استاندارد سندلوسکی و باروسو انجام شد. مقالات مرتبط از پایگاه های معتبر علمی شناسایی، انتخاب و تحلیل شدند. معیارهای ورود و خروج مشخص برای انتخاب مطالعات اعمال و کیفیت پژوهش ها با ابزارهای استاندارد، ارزیابی شد. مراحل تحلیل داده ها شامل استخراج مفاهیم کلیدی، دسته بندی مولفه ها و ترکیب یافته ها، در قالب یک الگوی مفهومی بود. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که امنیت کریمه بر پایه کرامت انسانی و عدالت اجتماعی استوار است و ابعاد معنوی و انسانی آن نیازمند توجه ویژه است. این مفهوم شامل امنیت جانی، روانی، اجتماعی، معنوی و اقتصادی است که به طور هم زمان، حفظ شأن انسانی و ایجاد عدالت اجتماعی را هدف گذاری می کند. چالش هایی نظیر تمرکز بیش از حد بر امنیت نظامی و کمبود پژوهش های بومی سازی شده، شناسایی شد. همچنین، پیشرفت هایی مانند تقویت مشارکت شهروندان در فرآیندهای امنیتی و ارتقای رویکردهای کرامت محور در تعاملات قضایی مشاهده شد. نتیجه گیری: مرور نظام مند انجام شده نشان می دهد که امنیت کریمه یک چارچوب نظری جامع و چندبعدی است که با توازن میان ابعاد مادی و معنوی، مشارکت فعال شهروندان و تأکید بر کرامت انسانی و عدالت اجتماعی، زمینه ساز تحقق امنیت پایدار در جامعه اسلامی است. یافته های این پژوهش می تواند مبنایی برای سیاست گذاری های اجتماعی و امنیتی مبتنی بر کرامت انسانی و عدالت باشد و به توسعه نظریه و کاربرد امنیت کریمه کمک کند.
۸۴۷۵.

شناسایی و اولویت بندی شاخص های حسابرسی عملیاتی در حوزه بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۶ تعداد دانلود : ۲۰۰
پیشینه و اهداف: در جهان امروز، بیمه از مهم ترین بخش های اقتصادی در جامعه است که علاوه بر تسهیل روابط بین الملل در پیشگیری از تحقق ریسک و نیز تأمین آرامش خاطر برای فعالیت های مختلف، نقش شگرفی ایفا می کند. همه شرکت ها بر افزایش کارایی و اثربخشی عملیاتی خود تمرکز دارند و دستگاه های اطلاعاتی مختلف را برای به حداکثر رساندن عملکرد و اهداف خود پیاده سازی می کنند. از چالش های اساسی حسابرسی عملیاتی تعریف و اندازه گیری معیار های اثربخشی، کارایی و صرفه اقتصادی است. حسابرسی عملیاتی نیز فرایند منظم و روشمند ارزیابی اثربخشی، صرفه اقتصادی و کارایی اقتصادی عملیات سازمان و گزارش نتایج ارزیابی همراه با پیشنهاد های عملی به اشخاص ذی صلاح برای بهبود عملیات است، اما به رغم الزام قانونی اجرای حسابرسی عملیاتی طبق ماده ۲۱۸ قانون برنامه پنجم توسعه کشور انجام حسابرسی عملیاتی در مؤسسات و شرکت ها در عمل با مشکلاتی مواجه بوده است. روش شناسی: تحقیق حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ رویکرد ترکیبی (کیفی– کمّی) است که ابتدا با مرور ادبیات شاخص های مربوطه جمع اوری شده، سپس مصاحبه با 5 تن از خبرگان در حوزه های بیمه و حسابرسی صورت گرفت. در نهایت به وسیله پرسش نامه که بین 40 نفر از خبرگان حوزه بیمه و حسابرسی توزیع شد، پس از تأیید در مرحله دلفی فازی رتبه بندی به وسیله تاپسیس فازی صورت گرفت. یافته ها: نتایج نشان از تأیید تمامی ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های شناسایی و استخراج شده با حد آستانه ای که 0.5 دارد. نتیجه گیری: مشخص شد در مؤلفه کارایی، شاخص های خالص حق بیمه های صادره، دوره وصول مطالبات و نسبت ضرر (زیان) رتبه های اول تا سوم را به خود اختصاص داده اند. همچنین در مؤلفه اثربخشی، شاخص های رضایت مشتری، سود سرمایه گذاری سهم پرتفوی شرکت از کل پرتفوی بازار رتبه های اول تا سوم را دارند، در مؤلفه صرفه اقتصادی، شاخص های نسبت هزینه های عملیاتی، اداری و عمومی به درآمد عملیاتی، بهای تمام شده (قیمت تمام شده بیمه نامه) به فروش و نسبت خسارت (نسبت خسارت پرداختی به حق بیمه دریافتی طی همان دوره) رتبه های اول تا سوم را به خود اختصاص داده اند و در نهایت در مؤلفه زیست محیطی شاخص استفاده از فنّاوری الکترونیک در خدمات صنعت بیمه تنها شاخص شناسایی شده است. در نهایت مشخص شد در حوزه بیمه شاخص های حسابرسی عملیاتی در سطح کلی (4 مؤلفه: کارایی، اثربخشی، صرفه اقتصادی و زیست محیطی) به ترتیب شاخص های نسبت هزینه های عملیاتی، اداری و عمومی به درآمد عملیاتی، خالص حق بیمه های صادره، استفاده از فنّاوری الکترونیک در خدمات صنعت بیمه و دوره وصول مطالبات به ترتیب در رتبه های اول تا چهارم قرار دارند.
۸۴۷۶.

Working Capital Management Model for Listed Companies on the Tehran Stock Exchange(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۲ تعداد دانلود : ۲۱۰
This study aims to develop a working capital management model for companies listed on the Tehran Stock Exchange. The proposed model determines the expected level of working capital for a company, enabling it to create the highest possible value. Additionally, this model can be used to assess the efficiency of working capital management. The discrepancy between the actual level of working capital and the expected level serves as an indicator of inefficiency in working capital management. Initially, based on theoretical foundations and expert opinions, 28 variables affecting working capital were selected. Then, using the operational working capital index, the research models were estimated using multiple regression and genetic algorithm techniques for data from 156 companies over the period from 2011 to 2022. Influential variables were identified and filtered. Finally, suitable working capital management models were identified based on two criteria: (1) the strong correlation between the errors of the fitted models and the working capital efficiency of the company, and (2) the model’s accuracy in identifying companies prone to excess or shortage of working capital. In total, after estimating 119 different models using regression and genetic algorithm methods, four suitable working capital management models were determined. The regression method resulted in models with an average accuracy of 77.27% and 79.54% for the dependent variable of working capital and the cash conversion cycle, respectively. The genetic algorithm method resulted in models with an average accuracy of 89.03% and 82.08%. The final model, with the cash conversion cycle as the dependent variable, was identified as the best model. It includes the variables of the previous year's cash conversion cycle, company-specific risk, gross profit margin, trade credit, growth opportunities, operating cycle, economic policy uncertainty, and exchange rate changes.
۸۴۷۷.

سیاست های توسعه مسکن شهری و عدالت فضایی (اتنوگرافی نهادی مسکن مهر سنندج)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۱ تعداد دانلود : ۲۸۰
هدف: شهرسنندج به دلایلی از جمله رشد جمعیت، مهاجرت و افزایش حاشیه شینی یکی از شهرهایی بوده است که مسکن مهر در دو منطقه شهری_دگران و بهاران_ آن به اجرا درآمده است. در این پژوهش با در نظر داشتن رویکردهایی عدالت فضایی سعی در ارائه تحلیلی از وضعیت این مناطق داشتیم. مفروضه اصلی چین است که عدالت فضایی متحقق نشده است و زیست شهری در این مناطق به حاشیه رانده شده است. بررسی وضعیت مسکن در شهر سنندج یکی از مهمترین مسائل این شهر محسوب می شود و این امر چالش هایی را برای مدیران و برنامه ریزان شهری، ساکنان و مالکین ایجاد نموده است. مسکن مهر سنندج با ظرفیت ۷۶۰۰ واحد (در بهاران سطح 43/5 هکتار احداث شده و طول کل خیابان های 20 و 14 متری آن 6410 متر است و تراکم خیابان در این پروژه 147/3 متر) درصدد ایجاد فضایی برای شهروندان بود که بتواند مشکلات و مسائل شهری به ویژه مسکن را حل نماید. این پروژه، وضعیتی را ایجاد کرده است که صرفا نمی توان از لحاظ آماری و کمی بدان نگاه کرد. نگاه به این پروژه از سوی ذی نفعان یکی از مهمترین راه هایی است که بتوان به چگونگی عملکرد مدیران و برنامه ریزان، پیمانکاران و ذی مدخلان نگریست و دستاوردهای این پروژه را مورد ارزیابی قرار داد. این امر، نشان می دهد که ساکنان، چه برداشت ها و مواجهاتی در برابر سیاست ها و راهبردهای اتخاذ شده داشته اند. نظر آنها در مورد دسترسی به امکانات، نوع ساخت، فضا و... تعیین کننده این امر است که عدالت فضایی در شهر سنندج به چه شیوه بر وضعیت زیسته ی ساکنان آن تاثیر دارد. مفروضه بنیادین این پژوهش چنین است که فضای کافی و مناسب از مهمترین نکته هایی بوده است که در طرح مسکن مهر سنندج نادیده گرفته شده است. نحوه ی معماری و ساخت و سازها در این محدوده ها حاکی از فضای نامناسب، عدم توجه به زیرساخت ها، و تمرکز بر روی بیشترین استفاده از زمین بوده است و این امر در مقایسه با نواحی دیگر شهری نابرابر می باشد. با این مفروضه، پژوهش حاضر در صدد برساخت منازعه ی نهادی ساکنان با سیاست ها و راهبردهای اتخاذ شده در مسکن مهر سنندج است.روش :روش پژوهش، روش اتنوگرافی نهادی است. داده های این پژوهش، مستخرج از تجربیاتی که در کشاکش روابط نهادی شکل گرفته و متون نهادی ای به مثابه اِعمالِ سیاست های از بالا بوده اند. از نمونه گیری هدفمند برای گزینش افراد مورد مصاحبه و از نمونه گیری نظری برای تشخیص تعداد افراد، تعیین محل داده های مورد نیاز و یافتن مسیر پژوهش استفاده شده است. برای تفسیر تجربیات مصاحبه شوندگان از تحلیل مضمونی و مدل امیک استفاده شده تا براساس آنها و با دستاویزقرار دادنشان در بستر و موقعیت بومی به خوانشی انتقادی از تجربیات شکل گرفته نائل شد. مصاحبه ها با ۳۰ نفر از شهروندان ساکن مسکن مهر واقع در شهرک بهاران سنندج انجام شده است. همچنین متون نهادی مربوط  به طرح مسکن مهر (طرح ها، آمار و اطلاعات، سایت مربوط به این نهاد های دخیل و...) واکاوی، مورد تحلیل و نقد قرار گرفته است.یافته ها: نتایج نشان می دهد که تنوع  و تناقضات فرهنگی جمعیتی ناشی از مهاجرت بی رویه و ازدحام آپارتمان ها مسائلی را به وجود آورد که این زیست شهری را به مخاطره بیاندازد. طبقات زیاد وشلوغی واحدها، سبب این ازدحام شده و محیطی ناآرام را ایجاد نموده است. در بعد اجتماعی و فرهنگی همچنین می توان به وجود تعارضات گروهی، عدم تعلق مکانی و کاهش اعتماد اجتماعی در این مناطق اشاره نمود. نتایج در قالب مقولات ثانویه تعارضات اجتماعی ساکنان و ازدحام جمعیتی، کمبود امنیت اجتماعی و روانی، عدم مشارکت و اعتماد نهادی و ضعف امکانات و بی توجهی به بافت فضایی نشان از آن دارد که عذالت فضایی نه تنها متحقق نشده است بلکه زیست ناپایداری را برای ساکنان رقم خورده است. تحلیل مصاحبه ها در این بعد، دریچه ای از مسائل را نشان می دهد که با مقوله ثانویه کاهش امنیت اجتماعی و روانی در این مناطق می توان آن ر امورد بحث قرار داد. به دلایل زیادی از جمله وجود افراد مجرد و معتادین و خانواده های شلوغ و... این مناطق ناامن شده و این مورد بیشترین تاثیر را بر روی زیست زنان و کودکان داشته است. اما در ارتباط با نهادهای ذی ربط از جمله شهرداری تحلیل مقولات ناشی از مصاحبه ها نشان می دهد که مشارکت و اعتماد بین ساکنان و نهادها وجود دارد. باری؛ آنچه بیشتر در مورد عدالت فضایی مورد بحث قرار گرفت مربوط به ضعف امکانات و بی توجهی به بافت فضایی ای این مناطق است. دوری از مراکز بهداشتی و درمانی، حمل و نقل عمومی نامتناسب، فقدان کاربری ورزشی، فقدان فضای سبز و کاربری تفریحی و عدم ساماندهی زباله ها مهمترین مقولاتی هستند که نشان می دهند امکانات این مناطق به حدی نیست که بتوان زیست پایداری در این مناطق داشت و بتوان بر وجود عدالت فضایی و به مراتب، عدالت اجتماعی صحه بگذارد.نتیجه: خدمات شهری در معنای عام خود می تواند بسیاری از فعالیت های خدماتی و عمومی مورد نیاز برای اداره امور شهری این مناطق و کاهش بی عدالتی های اجتماعی و اقتصادی را جبران نمایند. لذا توجه نهادی و مشارکت نهادهای ذی ربط در این زمینه مهترین راهکار ارتقای عدالت فضایی و بالا بردن زیست شهری در این مناطق است.
۸۴۷۸.

بررسی عوامل مؤثر در تغییر ساختار مؤسسات حسابرسی با تاکید بر حفظ رویکرد اخلاق حرفه ای و کنترل کیفیت کار حسابرسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۳۲
هدف: در مطالعه حاضر به بررسی عوامل مؤثر در تغییر ساختار مؤسسات حسابرسی با تأکید بر حفظ رویکرد اخلاق حرفه ای و تأکید بر کنترل کیفیت کار حسابرسی پرداخته شده است. روش شناسی: این مطالعه یک تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری روش کیفی شامل حسابداران رسمی کشور است. برای مصاحبه افرادی انتخاب شدند که دانش، تجربه و شناخت کافی از موضوع دارند. در مصاحبه 11 نفر از اشخاص صاحب نظر و دارای تحصیلات و تجربه کافی مرتبط با موضوع، انتخاب شدند. در بخش کمی، مؤلفه های به دست آمده از مصاحبه با خبرگان در قالب پرسشنامه دسته بندی شد و سپس برای جامعه آماری شامل جامعه آماری حسابداران رسمی ارسال گردید. در این پژوهش به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه استفاده شد؛ که 342 نفر به پرسشنامه ها پاسخ دادند. یافته ها: نتایج حاصل نشان داد که استانداردسازی ساختار مؤسسات حسابرسی، الزامات قوانین محیطی، ساختارهای سازمانی واحد، انتصاب و پاداش های حسابرسان و تحولات فنی و توسعه ای بر خط مشی های عملیاتی مؤسسات حسابرسی، مهارت و تخصص اعضای مؤسسات حسابرسی و نیازها و خواسته های ساختار مؤسسات حسابرسی تأثیر مثبت و معناداری دارد. در این راستا به تدوین کنندگان قوانین و خط مشی گذاری ساختار مؤسسات پیشنهاد می گردد که در جهت تغییر مؤسسات حسابرسی، اصول رفتاری و اخلاقی حرفه را در نظر بگیرند و در این امر از حسابرسان باتجربه و متخصص غافل نشوند. دانش افزایی: برای تغییر مؤسسات حسابرسی، نیازمند به خط مشی ها و قوانینی است که اصول حرفه ای و سازمانی و همچنین اخلاقی را در نظر بگیرید.
۸۴۷۹.

کارآفرینی پایدار و مدیریت دولتی: مرور نظام مند بر چالش ها و سیاست های حمایتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۳۳
یکی از عوامل محرکه موتور توسعه اقتصادی و اجتماعی در فرآیند توسعه جوامع، کارآفرینی است. از سوی دیگر، ضرورت پایداری کارآفرینی به اندازه خود مقوله کارآفرینی اهمیت دارد. به گونه ای که امروزه مسائلی مانند تخریب محیط زیست، شکاف ثروت و دسترسی نابرابر به فرصت ها و منابع در حال افزایش است و این مسائل، نیاز به کارآفرینی پایدار را افزایش داده است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی مطالعات در زمینه چالش ها و سیاست های حمایتی کارآفرینی پایدار است که با توجه به ادبیات موجود در این زمینه، بیشتر از سایر عوامل مورد توجه قرار گرفته اند. مطالعه حاضر از نوع توصیفی می باشد، به لحاظ هدف کاربردی بوده و بر اساس روش، به صورت مرور نظام مند انجام گردید. تجزیه و تحلیل ادبیات نظری در پایگاه داده ای SCOPUS پیرامون کلمات کلیدی پایداری و کارآفرینی پایدار در بازه زمانی از ابتدای سال 2010 تا پایان سال 2023، انجام گرفت و بر اساس آن، 81 مطالعه علمی جهت بررسی نهایی مورد استفاده قرار گرفت. یافته های پژوهش حاکی از آن است که همبستگی بین جنبه های اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی در پایداری به عنوان عوامل اصلی در کارآفرینی پایدار شناخته می شوند و به طورکلی فعالیت کارآفرینی با مفهوم مدل های کسب و کار پایدار مرتبط است که این مفهوم نیز با مفاهیم مسئولیت اجتماعی شرکتی، کارآفرینی پایدار و شیوه های مدیریتی در کارآفرینی پایدار درهم تنیده است. در نهایت اینکه فرآیند کارآفرینی پایدار دارای چالش هایی می باشد زیرا سیاست ها و سنت های مدیریت عمومی فعلی به نفع کارآفرینی سنتی است و نفوذ کارآفرینی پایدار به بخش های خاص را دشوار می سازد. همچنین سطح مطلوب پایداری در کارآفرینی نیازمند همکاری بین همه ذینفعان از جمله دولت می باشد و حرکت به سمت مدل های کسب و کار خدمات محور به رشد کارآفرینی پایدار کمک کرده است. با این وجود، نیاز به کارآفرینی پایدار برای آغاز تغییرات نهادی به دلیل سیستم های ناپایدار کنونی احساس می شود.
۸۴۸۰.

شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر به کارگیری فناوری بلاکچین در صنعت بیمه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۰۶
هدف از این پژوهش، شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر در به کارگیری فناوری بلاکچین در صنعت بیمه می باشد. در این پژوهش ابتدا با مرور ادبیات و نیز استفاده از نظرات مدیران و خبرگان صنعت بیمه، عوامل کلی موثر بر بکارگیری فناوری بلاکچین در صنعت بیمه (30 عامل) شناسایی و سپس عوامل با بیشترین فراوانی (6 عامل) جهت ورود به مدل انتخاب شدند. در ادامه با استفاده از روش دیمتل، روابط درونی بین عوامل فوق تعیین و ساختار روابط میان آنها ترسیم گردید. در نهایت، با بکارگیری روش فرآیند تحلیل شبکه (ANP) اولویت هریک از عوامل مدنظر مشخص شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که دو شاخص " آشنایی عموم مردم با دانش IT" و "توسعه زیرساخت فناوری" اثرگذارترین شاخص ها و شاخص " بهره گیری از هوش مصنوعی" اثرپذیرترین شاخص در مجموعه عوامل هستند. همچنین شاخص "توسعه زیرساخت فناوری" دارای بیشترین تعامل در مجموعه عوامل بوده و از این حیث می تواند از اهمیت بسزایی برخوردار باشد. اولویت بندی عوامل با استفاده از روش ANP نیز نشان می دهد عامل "توسعه زیرساخت فناوری" با وزن 0.312 دارای اولویت اول، عامل "آشنایی مدیران ارشد با صنعت بلاکچین" با وزن 0.234 دارای اولویت دوم و عامل "بهره گیری از هوش مصنوعی" با وزن 0.191 دارای اولویت سوم بوده و در توسعه فناوری بلاکچین در صنعت بیمه می توانند اثرگذار باشند.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان