زبان انگلیسى و ترجمه از این زبان، به عنوان جزء لاینفک جامعهء ایران و زبان فارسى درآمده است. کثرت و گستردگى ترجمه سبب شده تا زبان فارسى آماج آسیب ها و صدمات متعدد و گوناگونى گردد. مقالهء حاضر به دو موضوع توجه دارد: یکى آن که آسیب شناسى زبان فارسى باید از حد واژگان که معمولآ بحث رایج محافل است، فراتر رفته و واحدهاى مهم تر و بزرگ ترى همچون عبارات و جملات نیز مد نظر قرار گیرد. مسئلهء دیگر آن که تعامل با زبان انگلیسى، لزوما موجب تخریب زبان فارسى نخواهد شد، بلکه اگر از ویژگى هاى زیبایى شناختى زبان انگلیسى توسط مترجمان زبردست بهره برده شود، مى تواند حتى در غنابخشى به زبان فارسى مفید واقع شود و این همان چیزى است که ادیبان و شعراى ما با زبان عربى انجام داده اند. در هر یک از این زمینه ها مثال هایى از مطبوعات رایج کشور ارانه شده است.
در انگلستان، دورهء ویکتوریایى به عنوان دورهء رمان شناخته شده است و موضوعات بحث برانگیز مربرط به آشوب هاى اجتماعى و جامعه شالردهء این رمان ها راتشکیل مى دهند. توماس هاردى، به دلیل استفاده از مضامین داستانى متهورانه اى معروف شده که پش از او، نویسندگان جرات اشاره بدان را نداشته اند. با این وجود، این نویسنده شدیدا تحت تاثیر "اصالت انواع " داروین قرار داشت. مفاهیم سازگارى و بقاء، قوى ترین چارچوب رمان هاى او را تشکیل مى دهد. آثار او همچنین موضوعات عمدهء زمان و زنان را مورد بررسى قرار مى دهند. در این مقاله، رمان هاى برجستهء توماس هاردى مورد بحث و بررسى قرار گرفته اند و در ضمن، در این آثار تفاوت زنان و مردان مورد تحلیل قرار گرفته است. این آثار نشان دهندهء همدردى بیشتر نویسنده نسبت به شخصیت هاى اصلى مرد است و این مساله، سوالى را براى منتقدان و خوانندگان پیش مى آورد: آیا هاردى زن ستیز است و یا این که صرفا ارزش هاى موجود و آشکار دورهء ویکتوریایى را شکافته و بررسى مى کند.
"از نظر الیوت بسیارى از شاعران مفهوم آزادى در شعر آزاد را به درستى درک نکرده اند؟ به این معنا که در نظر این دسته از شاعران، تنها و مهم ترین ویژگى شعر آزاد، نبود قافیه، وزن، و یا دیگر عناصر انسجام بخش شعر سنتى است. این در حالى است که در نظر الیوت هیچ شعرى نمی تواند آزاد باشد، زیرا گرچه شعر آزاد از ادات متعارف شعر سنتى بى بهره است، اما، براى اجتناب از هم گسیختکى ناگزیر باید از تکنیک هایى جایگزینى همچون هم آوایی تکرار واژگان، و مکث سود جوید و هماهنگى و نظمى زیربنایى و کلى را به نمایش بگذارد. از ابن روست که سرودن شعر آزاد به هیچ وجه آسان تر از سرودن شعر قافیه دار و موزون نیست. آزادى شعر آزاد تنها به معناى آزادى در انتخاب قافیه، وزن، و یا زبان نثرگونه و محاوره اى است به عبارت دیگر، آزادى شعر آزاد به شاعر این اختیار را مى دهد که بنا به دلیلى موجه همچون تاکید بر معنا یا احساسى خاص و یا برانگیختن احساس خاص در نزد خواننده، شعرى را کاملا به زبان محاوره اى و یا حتى بخش هایی از شعر خود را قافیه دار ر موزون و بخش هایى دیگر را محاوره اى و نثرگونه بسراید. نتیجهء طبیعى این دگرگونى و تنوع، ساختارى ناهمگون و به ظاهر نامنظم است، که در نظر الیوت خود یکى از نقاط قوت شعر به شمار مى رود.
"
یکی از راههای نشان دادن گرایشهای غالب در زبانها استفاده از سلسله مراتب رده شناسی است . سلسله مراتب رده شناسی در چهار دهه اخیر ، بسیار مورد توجه قرار گرفته و حوزه های زبانی متفاوت را تحت پوشش قرار داده است . اما دو حوزه ای که بیشتر مورد توجه بوده حوزه آوایی و حوزه نحواست . رده شناسی آرایش واژه بیش از سه دهه نیست که محور توجه رده شناسان دنیا قرار گرفته و در این مد ت کوتاه ، کارهای فراوانی در این زمینه ارائه شده است . ما در این مقاله قصد داریم برخی از سلسله مراتب رده شناختی مربوط به حوزه آرایش واژه ها را به اختصار معرفی و میزان تأثیرگذاری این سلسله مراتب ...
در این مقاله ، سعی شده با توجه به اهمیت روز افزون گسترش زبان فارسی در کشورهای دیگر ، مسایل و مشکلاتی که در فرآیند آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان است ، مشخص و راهکارهایی برای رفع این مشکلات ارائه گردد . برای نیل به این هدف ، نخست تعریف واژه های آموزش ، یادگیری و تدریس ، سپس عوامل دخیل در فرآیند آموزش و اینکه کدامیک از آنها از اهمیت بیشتری برخوردارند بیان شده است . سپس با توجه به عوامل اصلی تدریس ، یعنی : زبان آموزان ، مواد درسی و معلم ، مشخص شد آیا در فرآیند آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان ، به این عوامل توجه لازم می شود و از نظر ...
لحن در ادبیات عبارت از نگرش و احساس گوینده یا نویسنده نسبت به محتوای پیام ادبی است که با تکیه بر دیگر عناصر شعر از قبیل قالب شعر، معنی اصلی و ضمنی واژه ها، عبارتهای برجسته، ساختمان جمله ها، وزن، هجاهای شعر، تصاویر توصیفی و صور خیال شکل می گیرد. در هر اثر ادبی یک یا چند لحن اصلی و تعدادی لحن جزیی و انعکاسی وجود دارد که از جهت ایجاد ارتباط بین شاعر و خواننده و نقش زیباشناختی که در شعر دارد از اهمیت والایی برخوردار است، به گونه ای که می توان گفت: عدم درک صحیح لحن یک شعر ممکن است خواننده را در درک ساختار شعر باز دارد. مقاله حاضر نتیجه پژوهشی است در راستای شناخت لحن در شعر که به معرفی لحن، عوامل ایجاد لحن، تغییر و تنوع لحن و اهمیت و نقش آن در شعر می پردازد.
یکی از داستان های تاریخی و در عین حال سمبلیک قرآنی که به دلایل مختلف در متون ادبی صوفیانه بارها تکرار شده، داستان «موسی و خضر» است که به دلیل ظرایف و پیام های گوناگون، ظرفیت تاویل پذیری فراوانی نیز یافته است. در این مقاله مولف ضمن نگاه اجمالی به تفاسیر گذشته و برداشتهای عرفانی و غیر عرفانی نویسندگانی که به این داستان پرداخته اند، به کیفیت انعکاس آن در آثار مولانا می پردازد. این مطالعه نشان می دهد که مولانا در یکی از موارد یازده گانه ای که به این داستان در مثنوی اشاره کرده، تاویل و قرائتی بر خلاف تفسیرهای گذشته و حتی ده مورد دیگر در مثنوی ارایه کرده و ساختار داستان را بر بنیاد موسی و خضر و برتری شخصیت موسی بر خضر (موسی محوری) بنیان نهاده است. نگارنده بر اساس دلایل سه گانه ای، بر آن است که مولانا در این نوع قرائت و تاویل، از کتاب کشف الاسرار میبدی و یا شاید از منبع دیگری استفاده کرده، که مآخذ میبدی در کشف الاسرار بوده است.