سرمایه انسانی عامل موثری در رشد و توسعه اقتصادی ، پر کردن شکاف عمیق تکنولوژیکی ، کاهش نقش مزیت نسبی طبیعی و افزایش نقش مزیت نسبی اکتسابی کشورهای در حال توسعه ، محسوب میشود . به همین منظور سهم قابل توجهی از منابع آنها صرف آموزش نیروی انسانی میشود . اما زمانی که باید سرمایه انسانی مورد بهرهبرداری قرار گیرد ، به شکل فرار مغزها خارج شده و زیان جبران ناپذیری متوجه کشورهای در حال توسعه میکند . بنابراین شناسایی علل فرار مغزها میتواند در جلوگیری از خروج متخصصان و افزایش ضریب ماندگاری آنها موثر باشد ...
"امروزه، مدیریت اثربخش یکی از شناسه های توسعه یافتگی در نظام جهانی به شمار می رود. مدیریت کارآمد و توان مند قادر است با به کارگیری پتانسیل ها و امکانات بالقوه و مستعد سازمان، بستری در خور برای توسعه پایدار و همه جانبه پدید آورد. در این پژوهش، رابطه قدرت مقام، ساختار وظیفه، و روابط رهبر- عضو، با اثربخشی مدیران دبیرستان ها و هنرستان های شهرستان نجف آباد بررسی شده است. این پژوهش توصیفی- همبستگی است و جامعه آماری آن 870 دبیر و 60 مدیر دبیرستان ها و هنرستان های شهرستان نجف آباد است. روش نمونه گیری پژوهش طبقه ای متناسب با حجم بوده که بر پایه برآورد حجم نمونه، 180 دبیر و 20 مدیر به صورت تصادفی گزیده شدند. ابزار اندازه گیری پژوهش، پرسش نامه پژوهش گر ساخته موقعیت رهبری، پرسش نامه پژوهش گر ساخته اثربخشی مدیران، و پرسش نامه استاندارد LPC است. روایی پرسش نامه ها با ضریب آلفای کرون باخ، برای پرسش نامه موقعیت رهبری 0.89، برای پرسش نامه اثربخشی مدیران 0.97، و برای پرسش نامه 0.96 LPC برآورد شد.
یافته های پژوهش نشان داد قدرت مقام، ساختار وظیفه، و روابط رهبر- عضو همبستگی معناداری با اثربخشی مدیران دارد. برآورد ضریب تعیین نشان داد 52 درصد از واریانس قدرت مقام، 48 درصد از واریانس ساختار وظیفه، و 63 درصد از واریانس روابط رهبر- عضو با اثربخشی مدیران مشترک است. رگرسیون چند متغیره، همبستگی روابط رهبر- عضو و ساختار وظیفه را با اثربخشی مدیران معنادار نشان داد. براساس ضریب تعیین، 63 درصد واریانس اثربخشی را روابط رهبر- عضو تبیین می کند که با ورود ساختار وظیفه، واریانس تبیین شده به 77 درصد افزایش می یابد. ضریب همبستگی نمره های LPC با اثربخشی مدیران r=646 و در سطح اطمینان P£0.01 معنادار است؛ یعنی با افزایش LPC، میزان اثربخشی مدیران رابطه مدار افزایش می یابد.
"
انقلاب حاصل اتفاق و اتحاد نیروهای مردمی بر موضوعی مشترک است که این اتفاق انقلابی با تلاش آگاهانه می تواند به اتحاد سیاسی تبدیل گردد. نگارنده در پی آن است که بگوید برای دستیابی به اتحاد ملی به وجود آگاهی و بالا بردن آستانه تحمل نیروهای سیاسی نیاز است؛ چراکه وجود اختلاف و تفاوت در جوامع، خصلت لاینفک زندگی سیاسی است، ولی با لحاظ اهمیت و ضرورت منافع مشترک و عمومی، می توان در عرصه زندگی جمعی با کاربست هایی به توافق رسید که حاصل آن رسیدن به تعالی و کمال جامعه خواهد بود.