این مقاله شیوه های تدریس خلاقیت آفرین را مورد بررسی قرار می دهد. در این مقاله خلاقیت و یادگیری تعریف و تشریح شده است. همچنین ضرورت پرورش خلاقیت در دانش آموزان، عوامل آموزشگاهی مؤثردرخلاقیت، موانع خلاقیت وویژگی های دانش آموز خلاق بیان شده و درپایان روش های تدریسی که موجب پرورش خلاقیت می شوند موردبررسی قرارگرفته است.
یافته های این مقاله نشان می دهد که پژوهش، بستری مناسب برای تقویت و گسترش روحیة ابتکار، نوآوری وخلاقیت است. معلم به عنوان ایجادکنندة شرایط و تسهیل کنندة یادگیری دانش آموزان می تواند از طریق نوگرایی، انعطاف پذیری، عدم اجبار دانش آموزان به حفظ و انباشت ذهنی، شوخ طبعی، پرهیز از راهبردها و روش های قالبی آموزش، زمینه سازی برای ابراز وجود شاگردان و افزایش اعتماد به نفس در آنان، تحریک حس کنجکاوی فراگیران و بالاخره توأم ساختن آموزش با پژوهش به آموزش خلاق و پرورش خلاقیت در کودکان و نوجوانان بپردازد.
پذیرش این موضوع که جغرافیا و سرزمین، یکی از ارکان هویت ملی به حساب می آید؛ میان مدلول نام سرزمین و هویت جامعه ای، رابطه معنادار برقرار می کند. زان میان، منشا و سیرتحول مفهوم ایران در بیست و هشت قرن، از تشکیل حکومت مادها در فلات ایران تاکنون، واجد اهمیت در خور توجه پیرامون موضوع هویت ملی در ایران است. در این مقاله، ضمن مروری بر پیشینه شناسی مفهوم ایران و ارتقا آن تا مرحله مفهومی سیاسی- اجتماعی و رکن هویت ایرانی در عصر ساسانیان، به بررسی باز آفرینی این مفهوم پس از فترتی قریب نه قرن در دوره صفویه، با جستجو در دوازده اثر از اسناد دولتی، تواریخ، دواوین شعری و سفرنامه نویسان خارجی آن دوره و با روش بررسی اسنادی و ابزار تحلیل محتوا پرداخته می شود. در این کاوش، هم فراوانی تکرار نام ایران در نقش های مختلف مورد نظر بوده و هم نوع کاربرد مفهوم ایران از بعد جغرافیایی و فرهنگی تا مفهوم سیاسی و اجتماعی و رکن هویت ملی ملاحظه شده است. به علاوه، تحول محتوایی آن در دوره دویست و سی ساله صفویه نیز مد نظر بوده است.
این مقاله، سعی در روشن نمائی جنبه های مختلف ویراستاری در تاریخ شفاهی دارد. این، بدان دلیل است که پیوسته تولیداتی در زمینه تاریخ شفاهی شکل می گیرد که تحت این نام عمومی دارای سطح، ارزش و اشکال مختلفی است. به نظر می رسد این تنوع، بیش از همه محصول نگاه ویرایشی است. از این رو، در این نوشته ابتدا به چشم اندازهای مختلف کاربریهای تاریخ شفاهی پرداخته شده است. آنگاه ویرایش در سه مرحله پیش مصاحبه، مصاحبه و استخراج، مورد توجه قرار گرفته است. چرا که این شیوه باز نمائی گذشته، از همان ابتدا تحت اندیشه ویرایشی شکل می گیرد. در بخش آخر به آسیب شناسی ویراستاری در راستای شناخت سازوکارهای جانبداری در تاریخ شفاهی پرداخته شده است. در مجموع، در اینجا هدف آن است که پایه و زمینه های نظری و عملی جهت ایجاد مباحث بیش تر در زمینه ویرایش تاریخ شفاهی فراهم گردد. در این راستا، در خاتمه ده مورد پرسش طراحی شده است تا اندیشمندان به یافتن راهکارهای بیش تر و بهتر در این زمینه توجه کنند.