در تفکر دینى و فلسفى اسلام بین «هست و نیست»ها و «باید و نباید»ها رابطه مستقیم وجود دارد. هر آنچه وجود دارد، «خیر» است و هر آنچه خیر شد، «بایسته»اى را در پى دارد و هر آنچه وجود ندارد، «خیریّتى» نداشته و «بایستهاى» بر آن مترتّب نمىشود. بنابراین شکى نیست که ماهیّت هر نوع رفتار سیاسى - اجتماعى پیامبرصلى الله علیه وآله ناشى از نوع نگرشى است که پیامبرصلى الله علیه وآله از انسان و ماهیت و هستى او دارد. این مقاله در بیان مبانى نظرى انسان شناسانه سیره سیاسى پیامبرصلى الله علیه وآله مىباشد تا نشان دهد سیره سیاسى پیامبرصلى الله علیه وآله به ملاحظه ماهیت و سرشت انسان، به دنبال احیاى کرامت ذاتى انسان است و به ملاحظه جایگاه وجودى او که از سوى خداوند به عنوان جانشین خدا در زمین تعیین شده، به دنبال رساندن انسان به کرامت ارزشى و ویژهاى است که خداوند به چنین انسانى افاضه کرده است. سیره سیاسى پیامبر از یک نگرش «ماهیت شناسانه» از انسان که معرّف دو بُعدى بودن انسان است و نگرش «وجود شناسانه» که معرّف جایگاه وجودى انسان نزد خداوند و در عالم هستى است، برخوردار بوده و در تلاش است انسان را با چنین ماهیتى به جایگاه عبودیت خدا و خلیفةاللهى برساند. نکته شایان ذکر اینکه نوع نگرش انسانشناسانه پیامبرصلى الله علیه وآله موجب آن است که سیره سیاسى و حکومتى وى ناظر به دگرگونى دایمى و تحول انسان از نقص به کمال تا حدّ خلیفةاللهى باشد.
تاریخچه مطالعات تجربی مربوط به رشد و توسعه در نظام جدید اقتصاد جهانی، به طور گسترده نشان می دهد که یک کشور در فرایند رشد اقتصادی خود نخست، تحت تاثیر موقعیت مکانی- جغرافیایی، شرایط داخلی و توانمندی های خود و سپس تحت تاثیر عملکرد کشورهای مجاورش قرار می گیرد. در این مقاله، با استفاده از اقتصاد سنجی فضایی و ابعاد جغرافیایی در قالب چند مدل رشد، نظریه "همگرایی" را بررسی و به دلیل عدم کارایی روشهای مرسوم OLS در نادیده گرفتن آزمونهای ناهمسانی فضایی و وابستگی های فضایی از روش غیر پارامتریک حداکثر درستنمایی متمرکز استفاده میشود. استفاده از روش های اقتصاد سنجی فضایی و ماتریس وزنی فواصل بین کشورها، اثرات سرریز و روابط فضایی موجود میان کشورها را شفاف تر نموده و نشان داده می دهد که به رغم وجود اثرات متقابل مثبت به دلیل وجود روابط و ویژگیهای شدید تر دیگر غیر از بعد مسافت و مجاورت مانند عوامل و روابط اقتصادی و اجتماعی، این نظریه از نظر آماری چگونه بی معنا و انکار می شود. در نتیجه لزوم وجود خط مشی های سیاسی دیگر در جهت پایه گذاری همکاری های نزدیکتر استراتژیک برای حل مسایل منطقه ای از قبیل ایجاد بازار مشترک و انتخاب کشور (کشورهایی) به عنوان هسته یا قطب توسعه برای ایجاد هم گرایی بهطور تصنعی، یک ضرورت قابل توجیه می شود. به منظور کاربرد و کارکرد نظریه، داده های 38 کشور از 57 کشور عضو کنفرانس اسلامی (OIC) در دو دهه یعنی بین سال های 1980 و 2000 (و با استفاده از زبان برنامه نویسی MATLAB) در قالب چند مدل متفاوت فضایی، تحلیل و تفسیر می شود.
به نظر می رسد هیچ گروهی نیست که قربانی تصویرسازی مبهم، مخدوش و اقتدارطلبانه نشده باشد. بر این اساس مقاله قصد دارد در چارچوب نظریه «شرق شناسی» به تحلیل تصویری بپردارد که در آثار مکتوب، درباره «کردها» ارایه شده است. این مقاله نشان می دهد که در اسناد بررسی شده کلیشه های شرق شناسانه در مورد «کردها» اعمال شده است.
" تحقیق حاضر تلاشی در جهت تجزیه و تحلیل ویژگی های بین زبانی در گونه نظم فارسی و ترجمه انگلیسی آن می باشد. بدین منظور هر یک از اشعار ""آواز نی"" ""شاه و خدمتکار"" و ""موسی و شبان"" برگرفته از مثنوی معنوی مولانا جلال الدین رومی بلخی با سه ترجمه انگلیسی مقایسه خواهد شد. برای مقایسه این اشعار از جدیدترین شیوه تجزیه و تحلیل متن استفاده می شود. در این شیوه پنج فرضیه مربوط به ویژگی های ترجمه مورد بررسی قرار می گیرد. فرضیه های مذکور عبارتند از: ساده سازی (simplification)، عادی سازی (normalization)، شفاف سازی (explicitation)، اسم سازی (nominalization)، ساخت تعدی (transitivity). سه فرضیه اول از پیشنهادات بیکر (1995) برگرفته شده است. فرضیه چهارم با اسم سازی ملهم از نظر بداوی (1973) است که برای اولین بار عربی کلاسیک و عربی جدید را بر این اساس مورد مقایسه قرار داد. فرضیه پنجم بر اساس الگوی هالیدی (1985) می باشد و کارکرد اندیشگانی مهم را بدنبال دارد. تجزیه و تحلیل داده ها براساس این فرضیه ها، حاکی از وجود تفاوت های فرازبانی و کارکرد اندیشگانی قابل ملاحظه بین اشعار فارسی و ترجمه انگلیسی آنها می باشد.
"