سازمان ها با سرمایه های هوشی و توانایی یادگیری سریع، رهبران جهانی خواهند شد. این پژوهش با هدف بررسی عوامل فناورانه فرهنگی و اجتماعی بر استقرار مدیریت دانش در دانشگاه آزاد اسلامی انجام شد. روش پژوهش توصیفی ـ پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را کلیه مدیران اجرایی و آموزشی دانشگاههای آزاد اسلامی استان مازندران تشکیل داده اند. روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای بوده و برای تعیین حجم نمونه از جدول کرجسی و مورگان استفاده شد که بر این اساس 162 نفر در این پژوهش مشارکت داشته اند. گردآوری اطلاعات از طریق پرسشنامه صورت گرفت. برای تعیین روایی پرسشنامه از روایی محتوایی و صوری استفاده شد و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ بررسی و مقدار 81/0 محاسبه گردید. داده های پژوهش با استفاده از روشهای آمار توصیفی و آزمون t تجزیه و تحلیل شد، یافته های پژوهش نشان می دهد که فناوری اطلاعاتی عامل مؤثری بر استقرار مدیریت دانش است و با توجه به اهمیت فرهنگ سازمانی، یادگیری سازمانی و نیروی انسانی، این عوامل در این پژوهش بر استقرار مدیریت دانش تاثیر نداشته اند. از پیشنهادهای مهم این پژوهش افزایش میزان سرمایه گذاری به منظور گسترش زیرساخت های فناورانه، آموزش و به کارگیری ابزارهای فناوری اطلاعاتی و به روز کردن پایگاه دانش است.
هدف: پرداخت غیررسمی که از آن تحت عنوان پرداخت زیرمیزی نیز یاد می شود، مبلغ اضافه ای است که بیش از آنچه مراجع رسمی تعیین کرده اند، از اشخاص مطالبه می شود. هدف این مطالعه، تعیین نظرات افرادی که به مراکز ارائه خدمات سلامتی خصوصی و عمومی مراجعه می کنند، در رابطه با مبالغ زیرمیزی که توسط پزشکان مطالبه می شود، بوده است.
روش: دراین مطالعه مقطعی، از 525 نفری که جهت دریافت خدمات درمانی به مراکز درمانی دولتی و خصوصی مراجعه نمودند، خواسته شد که در یک مصاحبه ساختارمند شرکت نمایند. از پرسشنامه ای که توسط پژوهشگر تنظیم شده بود و روایی و پایایی آن بر اساس یک مطالعه راهنما مورد تایید قرار گرفت، استفاده شد.
یافته ها: 500 نفر موافقت کردند که در مصاحبه شرکت نمایند. (میزان پاسخ دهی 95% بود). کمی بیش از 54 درصد آنان مرد و 68 درصد آنان ساکن شهر بودند. 70 درصد آنان اطلاعات کافی در مورد پرداخت غیررسمی (پول زیرمیزی) داشتند. از دیدگاه افراد مورد مطالعه اگر بیمار با رضایت خود و بدون درخواست قبلی پزشک پول و یا هدیه ای به پزشک تقدیم نماید، مورد قبول است و در عوض مطالبه پول از سوی پزشک به ویژه قبل از ارایه خدمت از دید عموم آنان غیرقابل قبول بود. 87 درصد مردم از مراجع ذیصلاح رسیدگی به شکایات مردم در خصوص پول زیرمیزی اطلاعی نداشتند و فقط 8/17 درصد آنان به اثربخشی شکایت امیدوار بودند.
نتیجه گیری: به رغم نگرش منفی مردم نسبت به پرداخت های زیرمیزی و غیر قانونی دانستن این کار، آنان تا حد زیادی موافق شکایت بر علیه پزشکان نبودند.
سرآغاز: معنویت سازمانی از جمله دریچه های نوینی است که در حوه رفتار سازمانی گشوده شده و هر روز علاقمندان بیشتری را مجذوب خود می کند. از دیگر سو به نظر می رسد استعداد جامعه ایرانی برای معنویت ورزی از میانگین جهانی فزون تر است و این مسؤلیت پژوهشگران عرصه مدیریت را برای بهره گیری از این ابزار کم هزینه جهت تداوی مشکلات سازمانی، مضاعف می کند و صد البته یکی از چالش های موجود سازمانهای کشورمان، خمودگی و سطح نازل خلاقیت و نوآوری در آنهاست.
روش: در این پژوهش با روش استقرایی فرضیه تاثیر معنویت بر خلاقیت مورد آزمون قرار گرفته است؛ بدین منظور نمونه ای به حجم 108 نفر از کارکنان شاغل در محیط های مختلف کاری و با سطح تحصیلات متفاوت اخذ گردید و داده های جمع آوری شده برای تحلیل آماری به نرم افزار SPSS سپرده شد.
نتیجه گیری: درنهایت وابستگی دو متغیر معنویت و خلاقیت کارکنان در سطح اطمینان99% تایید شد. لهذا پیشنهاد می گردد تمسک به حبل معنویت جهت بهبود خلاقیت و رفع معضلات سازمان ها در دستور کار قرار گیرد و همانطور که در متن مقاله مستدلاً تبیین گشته، تدین به دین حنیف، بهترین طریق برای معنوی تر شدن است.
زمینه: پیچیده شدن روز افزون عملیات سازمانی و فرایند مدیریت، توجه مدیران و دست اندرکاران سازمان ها و صاحب نظران را به بحث اخلاق سازمانی و اخلاق حرفه ای معطوف ساخته است.
اخلاق به طور ساده عبارت است از شناخت صحیح از ناصحیح و سپس انجام صحیح و ترک ناصحیح. اخلاق حرفه ای امروزه به عنوان یکی از زمینه های دانش مدیریت در سازمان به شمار می رود. این مساله آن قدر حائز اهمیت است که امروزه اکثر مؤسسات صنعتی و بازرگانی در زمینه های اخلاق حرفه ای به دانشجویان خود آموزش های لازم را ارائه می دهند.
هدف: هدف پژوهش این نکته اساسی است که امروزه مسئولیت سازمان ها نسبت به جامعه و عامه مردم فراتر از ارائه خدمت و ارائه کالاست لذا سعی دارد نقش تاثیرگذار اخلاق حرفه ای را در رابطه با یکی از سبک های جدید مدیریت یعنی مدیریت کیفیت فراگیر نقد و تحلیل کند.
روش پژوهش: از لحاظ روش شناسی با توجه به ماهیت موضوع، در مقاله حاضر مقصد نهایی فقط با طرح سئوال پژوهش مطرح شده و نیازی به فرضیه سازی احساس نشده است لذا مقاله از لحاظ نوع و ساختار، یک پژوهش سندی- تحلیلی محسوب می شود.
یافته های تحقیق: نتایج حاصله از نقدِ منابع مبین آن است که در سازمانهای مبتنی بر مدیریت کیفیت فراگیر توجه به مشتری یک توجه ابزارگرایانه تلقی نمی شود و مدیران و کارکنان در عین توجه خاص به اهداف سازمانی، نسبت به وظایف اخلاقی نیز در سازمان متعهد هستند که به عنوان نمونه می توان از صداقت و صراحت، حفظ حریم شخصی، رازداری و امانت، پای بندی به قراردادها و وفای به عهد نام برد. نتایج دیگر حاصل از بررسی های مروری این مقاله نشان می دهد اخلاق حرفه ای ارتباط مستقیم با مسئولیت پذیری سازمانی دارد و این دو مؤلفه منبعث از بعد معرفت شناسی و هستی شناسی این نظریه مدیریت هستند. از منظر شناخت شناسی و انسان شناسی این تئوری، منابع انسانی صرفاً منوط و منحصر به ابزار کار نیستند و هر عنصری که به نوعی با انسانیت انسان مرتبط باشد، از ارزش های اخلاقی در سازمان محسوب می شود.
نتیجه گیری: نهایتاً آن که مدیریت کیفیت فراگیر به دنبال ایجاد تغییرات اساسی در ذهنیت افراد و سوق دادن آن از تفکرات قدیمی به جدید، از گذشته به آینده و از نگرش فردی به سوی گروههای پویاست.
زمینه و هدف: این پژوهش از نوع پژوهش های علّی (پس رویدادی) ـ مقایسه ای و توصیفی است که با هدف بررسی تأثیر سوگیری حافظه منطبق با خلق بر حافظه آشکار و ضمنی در بیماران افسرده انجام شده است. روش بررسی: بدین منظور از بین بیماران افسرده نمونه ای به حجم 32 نفر به صورت تصادفی انتخاب نمودیم. آزمودنیهای بهنجار از بین دانش آموزان پیش دانشگاهی و دانشجویان انتخاب شدند. در دو مرحله متفاوت آزمایش، آزمون های متفاوت حافظه آشکار، ضمنی و آزمون حافظه وکسلر اجرا گردید و نتایج با استفاده از روش های تحلیل واریانس (F)، t استیودنت، X2 و آزمون تعقیبی شفه تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان دادند که گروه های پژوهشی تنها در پاسخ به آزمونهای حافظه آشکار تفاوت معناداری با یکدیگر دارند، اما عملکرد آنها در حافظه ضمنی تفاوت معناداری نداشت. (تأیید فرضیه اول) گروه ها در بازیابی واژه های خوشایند و ناخوشایند تفاوت معناداری با هم داشتند، اما در بازیابی واژه های خنثی و تهدیدکننده تفاوتی با یکدیگر نداشتند. (تأیید فرضیه دوم) در فرضیه سوم مشخص شد که گروه ها در بهر حافظه و خرده مقیاس های کنترل ذهنی، حافظه بینایی و تداعیها تفاوت معناداری دارند، اما در سایر مقیاس ها با یکدیگر تفاوت نداشتند. نتایج همچنین نشان داد که حافظه منطبق با خلق تنها بر حافظه آشکار اثر میگذارد. (تأیید فرضیه چهارم) نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که در بیماران افسرده تنها حافظه آشکار دچار اختلال میشود. همچنین، این بیماران در بازیابی واژه های دارای بار عاطفی با گروه های دیگر تفاوت معناداری دارد.