قرآن کریم در نقل سرگذشت فردی انسان و نیز اقوام و تمدن های گذشته، از حوادثی یاد می کند که به مثابه قوانینی کلی، در صورت فراهم آمدن زمینه هایش، هر زمان قابل تکرارند. یکی از این سنت ها که در آیات نسبتاً بسیاری از قرآن منعکس شده، سنت استدراج است. این سنت در هر دو حوزه فردی و اجتماعی رخ می دهد. مطالعه معناشناختی مفهوم استدراج در قرآن، و بررسی آرا و دیدگاه دانشمندان مسلمان درباره عوامل و فلسفه سنت استدراج، هدف اصلی نوشتن این مقاله است.
در این نوشته کوتاه، قصد دارم یکیاز مهم ترین آموزه هایمولانـا جلال الدین محمد بلخیرا در حد توان خویش بازگو کنم؛ و آن، تلقیویاز «عید» است. شاید بتوان گفت؛ مفهوم «عید» نزد مولانا، با تلقیآن نزد سایر مکاتب و عرفا، تفاوتیگوهرین دارد و همین تفاوت است که مرا برانگیخت تـا بـه رسم ادب شاگردینزد ویو شاگردانش، اندکیسخن بگویم. هم چنین یکیاز عللیکه اهمیت توضیح درباره این مفهوم را نشـان میدهد، آن است که صاحب این مکتب، خود را «عید» خوانده، و عید شدن در او، به مثابه امریجاریو طبیعیاست؛ باز آمدم چون عید نو، تـا قفل زنــدان بشکنم وین چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشکنم
"یکی از ویژگی های جامعه ایرانی، آن است که اقوام مختلف آن اغلب در سرنوشت سیاسی یکدیگر احساس اشتراک کرده و به ایفای نقش موثر در رشد و شکوفایی تمدن ایرانی پرداختند و گاهی نیز به خاطر تفاوت ها و اختلافات قومی، رو به درگیری آورده و حتی با وجودی که در اقلیت بودند، برای دستیابی به اوج قدرت سیاسی و در دست گرفتن سرنوشت خویش، حیات سیاسی کشور را به ورطه سقوط و تجزیه کشاندند. از این میان، تات ها، بازمانده تمدن باستانی ماد هستند که در کنار همزیستی مسالمت آمیز با دیگر ایرانیان و تلاشی که برای حفظ و قوام هویت ایرانی کرده اند، در حفظ بستگی ها و عناصر هویتی خود نیز از جمله حفظ گویش تاتی به طور شفاهی نیز اهتمام فراوان داشته اند.
در این پژوهش، تلاش می شود تا علاوه بر ریشه شناسی واژه تات، پیشینه تاریخی تات ها و جمعیت و پراکندگی جغرافیایی نفوس آنان، و عوامل همگرایی تات ها با دیگر اقوام مجاور پرداخته و رفتار و ابزار مورد استفاده آنان در پیگیری اهداف و تقاضاهای خود، بررسی شوند."