نویسنده در این مقاله اشاره میکند که سعدی در تمام آثارش جز «بایزید بسطامی» از هیچ یک از افرادی که در عالم تصوف به تندروی شهرهاند اعم از: حلاج، شمس تبریزی، مولوی و شیخ صنعان نامی نبرده است، حتی کلمات و واژههایی که در شعر قرن 6 به بعد به شدت رواج داشته چون مغ، شطح و طامات و... نیز چندان اسمی به میان نیامده که میتوان آن را نتیجه تفکر یا جهاننگری خاص سعدی است که مظهر اعتدال و میانه روی در هر امری به حساب میآمده است.
اخلاق، در طول تاریخ همواره دستمایه شگرف اندیشمندان بوده است اما آنچه که در پی اندیشه در باب مباحث صرف عقلانی اخلاق جلوه گر می شود فایده این مباحث است تا سبب پذیرش آن از سوی مخاطب گردد. تمامی ادیان از دیرباز تا کنون با مشابهت هایی اخلاق را با الهیات پیوند دادند تا الزام بیشتری برای پیروان خود در تبعیت از آن ایجاد نمایند. در پیشرفت جوامع، قانون پا به پای اخلاق پیش آمده که گاه تضادی میان آن دو متصور می شود در حالی که هر دو مکمل یکدیگر برای اصلاح جامعه اند. از سوی دیگر، اگر از دایره آدمیت پا فراتر نهیم در می یابیم سایر جانداران نیز به اخلاقیاتی پایبند هستند که یا به طور غریزی یا به گونه تجربی و بسیار محدود بدان عمل می نمایند. در مقاله حاضر به موضوعات مذکور پرداخته می شود.
علی رغم التزام جامعه جهانی به رفع بحران های زیست محیطی در اواخر قرن بیستم که در نشست ها، معاهدات و بیانیه ها اعلام شده است، این بحران ها کماکان جامعه بشری را تهدید می کنند. دانشگاه ها و موسسات پژوهشی نیز در این راستا تحقیقات بسیاری را به عمل آورده اند؛ و دولت ها با اجرای برنامه های حفاظتی در سطح ملی و همچنین همکاری های دو جانبه و چند جانبه بین المللی؛ و گروه های دوستدار محیط زیست با فعالیت های جمعی همگی برای حفاظت از محیط زیست تلاش می کنند، ولی این تلاش ها با دستاوردهای ناچیزی همراه بوده اند. از آن جا که دانشگاه ها و موسسات پژوهشی با تحقیقات و نشر نتایج آنها دو گروه دیگر را تحت تاثیر قرار می دهند، رفع نارسایی پارادایم های پژوهشی آنها، می تواند برای هدایت تلاش دولت ها و مردم نیز مفید واقع شود. این مقاله پارادایم متعالی را که بر اخلاق و فلسفه اسلامی حکمت متعالی مبتنی است و بر مطالعه بحران های زیست محیطی با کمک همزمان عقل، عرفان، اخلاق، قرآن و شریعت تاکید دارد، پیشنهاد می نماید.