پدیدة انفجار اطلاعات در دهه های میانی قرن بیستم، باعث توسعة پایگاه های اطلاعاتی پیوسته و محمل های اطلاعاتی الکترونیکی مختلف شد و به تدریج بر محـیط فیـزیکی کتابخانه ها نیز تأثیرگذارد و نقش های کتابداران را متحول کرد. کتابداران مرجع نیز از این تحولات درامان نماندند. پژوهش حاضر در نظر دارد نیاز یا عدم نیاز به کتابدار مرجع در محیط های رقومی را بر اساس نظرات صاحبنظران علوم کتابداری و اطلاعرسانی ایران مورد بررسی قرار دهد و تعیین کند، در صورت نیاز به کتابدار مرجع در محیط رقومی وی باید از چه ویژگی هایی برخوردار باشد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی است و با رویکرد تحلیلی انجام گرفته است. گردآوری داده ها بهوسیلة سیاهة وارسی ساخته محققان صورت گرفته است. جامعة پژوهش، متخصصان علوم کتابداری و اطلاعرسانی ایران می باشد که در مجموع 57 نفر به سیاهة وارسی پاسخ دادهاند. نتایج پژوهش نشان داد که رابطة معناداری بین بهکارگیری فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی و نیاز به کتابدار مرجع وجود دارد و متخصصان علوم کتابداری و اطلاعرسانی ایران معتقدند ورود فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی، بهخصوص اینترنت و وب جهانگستر، نه تنها نیاز به کتابدار مرجع را را کاهش نداده، بلکه سبب شده که این کتابداران حتی نسبت به گذشته جایگاه مهمتر و بهتری به دست آورند. نتایج همچنین نشان داد با وجود اینکه کشور ایران معاهدة حقمؤلف را نپذیرفته است، ولی کتابداران مرجع بهطور کامل حقوق مادی و معنوی مؤلف را رعایت میکنند و استفاده از نفوذگر ها و قفلشکن های نرم افزاری را مناسب نمی دانند. این کتابداران آموزش دیدهاند تا در مصاحبة سنتی علایق شخصی خود را مطرح نکنند، پس این ویژگی در نظرخواهی از متخصصین نیز انتخاب نگردیده که نشاندهندة این است که کتابداران در چنین محیط جدیدی هم به منشور اخلاقی حرفة خود پایبند هستند.
در نوشته حاضر، در چهار بخشِ در ظاهر مجزا، اما به هم مرتبط، موضوعات زیر دستمایه کار نویسنده قرار گرفته است: در بخش نخست، ضمن مکان یابی کتابخانههای عمومی از طریق سامانه اطلاعات جغرافتبیین ضرورت پرداختن به موضوع مکان یابی کتابخانه های عمومی کشور از سوی کتابداران، نقش آنان در فرآیند توزیع جغرافیایی کتابخانه های عمومی کشور تشریح گردیده است. در بخش بعد، مهم ترین عناصر و مؤلفه های مکان یابی کتابخانه های عمومی، مندرج در دستنامه مؤسسه معماران آمریکا، پس از هنجاریابی و تطابق با ویژگی های کتابخانه های عمومی ایران، معرفی شده است. در ادامه، ضمن ارائه تعریفی از سامانه اطلاعات جغرافیایی، اجزای تشکیل دهنده این فناوری رایانه محور تبیین گردیده است و در نهایت، مقاله با تعیین مراحل یایی خاتمه می یابد.
هدف از ارائه این مقاله بررسی رابطه فرهنگ سازمانی و سبکهای رهبری میان رؤسای دانشکده های نه دانشگاه بوده است. در این پژوهش 562 نفر از اعضای هیئت علمی به پرسشنامه های ارزیابی فرهنگ سازمانی، ارزیابی مهارتهای مدیریتی و سبک رهبری پاسخ دادند. جامعه آماری این مطالعه در هفت دانشکده مشابه از 3829 عضو هیئت علمی تشکیل شده است. به دلیل اینکه ممکن بود استادان دانشگاههای مورد نظر تمایل اندکی به همکاری داشته باشند، برای پرهیز از افت تعداد نمونه، پرسشنامه ها در میان همه استادان پخش شد. تحلیل داده ها نشان داد که میان فرهنگ سازمانی موجود و آرمانی اعضای هیئت علمی فاصله وجود دارد. اعضای هیئت علمی بر این باورند که در فضایی کار می کنند که دارای این ویژگیهای فرهنگی است: گرایش به پایداری، قانونها و سیاستگذاریهای رسمی، هماهنگی و کارایی، هدف محوری و تأکید بر پیامدها. با این حال، با بررسی پاسخهای اعضای هیئت علمی به پرسشنامه ها آشکار شد که فرهنگ سازمانی آرمانی آنها شامل انعطاف پذیری، آزادی عمل، همکاری، رشد منابع انسانی، نوآوری و آفرینش، خطر پذیری، رشد حرفه ای و کسب دانش و مهارتهای حرفه ای است. همچنین، تحلیل داده ها آشکار ساخت که اثربخشی مهارتهای مدیریتی زمانی بالاست که بین نوع فرهنگ سازمانی و سبک رهبری و مهارتهای مدیریتی همنوایی وجود داشته باشد.
جهانیشدن و سرمایه اجتماعی از مفاهیم بسیار مورد استفاده در جامعهشناسی معاصر میباشند. بررسی سرمایه اجتماعی زنان به عنوان یکی از عوامل مؤثر در مشارکت آنان در عرصههای مختلف اجتماع مورد توجه پژوهشگران حوزه زنان میباشد. همچنین تحولات متاثر از جهانیشدن از دغدغههای دیگر این پژوهشگران به شمار میآید. این مطالعه با رویکردی جدید و با استفاده از مفهوم جهانیشدن به مطالعه عوامل تاثیرگذار بر سرمایه اجتماعی زنان پرداخته است. برای بررسی سرمایه اجتماعی زنان در فرآیند جهانیشدن یک نمونه 2260 نفری از زنان تهرانی، شیرازی و استهبانی به صورت تصادفی انتخاب و پرسشنامهای خود گزارشی ارایه گردید. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که به ترتیب متغیرهای شیوه زندگی، سرمایه فرهنگی، بُعد خانوار، آگاهی نسبت به قوانین و مقررات، سرمایه مالی، شهر در معرض جهانیشدن، نگرشهای نقش جنسیتی و نهایتاً رسانههای جمعی بر روی هم 2/36 ٪ از تغییرات سرمایه اجتماعی زنان را تبیین کردهاند.
سیمای زنان در بسیاری از متون ادب پارسی به وجهی نامطلوب تجلی یافته است. شکل ظاهری روایت تورات از واقعه هبوط و تقلید برخی از متون تفسیری اسلامی از آن و تکرار همان مضامین در متون ادبی فارسی این شبهه را ایجاد کرده که بدبینی در مورد زنان ریشه در آموزه های ادیان توحیدی دارد. اندیشه های زن ستیزانه و باورهای ناروا در مورد آنان خاص فرهنگ ایران و ادبیات فارسی نیست بلکه تفکری فراگیر است که نمونه های آن را در بسیاری از فرهنگ ها می توان یافت. برخی از مردم شناسان شکل گیری باورهای ناروا را در مورد زنان، ناشی از ساختار جسمانی آنان یا نقش اندکشان در اقتصاد خانواده و یا تاریخ نگاری مردان دانسته اند. این موارد در گسترش بدبینی در باب زن بی تاثیر نبوده است اما باوجودی این که زنان در عصر اساطیر، در شکل گیری وقایع مهم و در اقتصاد جامعه، نقش مهمی داشته اند؛ اساس بدبینی درباره آنان به همان اساطیر باز می گردد؛ به زمانی که زنان در اوج قدرت اجتماعی به یک باره تنزل مقام دادند. در این مقاله برای رسیدن به پاسخ پرسش هایی از این دست تلاش شده است: چه رابطه ای بین زن و زمین در دوران اساطیر وجود داشته است؟ چرا این دو به یکباره قداست خود را از دست داده اند؟ روایات اساطیری تا چه حد در شکل گیری تقصیر زن در نخستین گناه انسان مؤثر بوده اند؟ این موضوع در شکل گیری ارکان داستان هبوط به روایت متون عهد عتیق چه تاثیری داشته است؟
اگر درباره سجده ملائک به آدم ـ علیهالسلام ـ به تفاسیر مختلف (ذیل آیه 34 سوره بقره) یا آیات مربوط دیگر مراجعه کنیم متوجه باریک اندیشی های مفسران، و گاه اختلاف نظرشان درباره بعضی از مسایل آن می شویم. در دیوان حافظ فقط یک بار اشاره به این ماجرا شده است، و آن در بیتی از غزلی است که اغلب ابیاتش به تصریح یا به تلمیح، در خطاب با کسی است که گذشته از آراسته بودن به کمالات ظاهری و باطنی، وصف بارزش آن است که «در حسن او لطفی بیش از حد انسانی » در تجلی بوده است، و همین لطف خاص الهی سبب شده که ملائک در سجده آدم ـ برای پاک داشتن سجده خود از هرگونه شائبه شرک ـ زمین بوس او را نیت بکنند. هرچند حافظ پژوهان ـ تا آنجا که ما می دانیم و شرح نظراتشان بیاید ـ به سبب آسان نمایی بیت، به مسامحه از نکات آن گذشته اند. ولی اگر دقتنظر در کار آوریم معنی بیت را به علت داشتن بیان اجمالی، و ناشناخته بودن مخاطب، و وجود اشارات، در هاله ای از ابهام می یابیم؛ به این لحاظ سعی نگارنده، در این مقاله بر آن است که دقایق و ظرایف بیت را، ضمن نقل و بررسی نظرات شارحان ـ تا آنجا که مقدور است ـ بیان کند.
در این مقاله به بررسی تصاویر «زمان» در کتاب «جای خالی سلوچ» نزد محمود دولت آبادی می پردازیم. به این منظور، خواهیم دید که آیا در تخیل این شخصیت های روایتی و همین طور راوی روایت، ترس از «زمان» وجود دارد. آنگاه، در صورت حضور این ترس، نشان خواهیم داد که هراس از زمان در چه قالبی به بیان در می آید و چرا، بنابراین تمامی تلاش ما به منظور پاسخگویی به این سئوالات است. باید خاطر نشان کرد. این مطالعه به جنبه های فلسفی تفکر دولت آبادی نمی پردازد. برعکس، به ماده اولیه علاقه مند است یعنی به تصاویر تخیلی. تصاویری هنری که باید آن ها را نماد در نظر گرفت و نه همچون نشانه ای که فردینان دو سوسور از آن سخن گفته است. روش انتخابی برای خوانش یک متن، به تخیل شناسی از نگاه ژیلبر دوران برمی گردد؛ که با انتخاب این روش علمی هدف خود را هم نشان می دهیم: تلاش برای بومی سازی این نظریه تخیلی با کمک گرفتن از آثار ایرانی.