مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۷۲٬۸۲۱ تا ۳۷۲٬۸۴۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
اجتهاد پیامبر (ص)(مقاله پژوهشی حوزه)
عجیب ترین حرفه دنیا مال ماست
تطور تاریخی کنایه در ادب فارسی و عربی تا قرن هفتم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کنایه یکی از مهم ترین و زیباترین مباحث علم بیان است که در افواه و نوشته های ادبی جمیع ملل، کاربرد بیشتری از مجاز و استعاره دارد؛ به همین منظور، علمای علم بلاغت در تعریف و تبیین اقسام آن در طول قرون متمادی - با وجود اختلاف نظرهایی که دارند- تلاش های برجسته ای کرده و آثار ماندگاری از خود به جا گذاشته اند. در این مقاله سعی بر آن است که مبدا تاریخی کنایه از دو منظر لغوی و اصطلاحی در ادب فارسی و عربی بررسی و خاستگاه اصلی آن به صورت مستند و به دور از گرایش های ملی و تعصبات قومی، در اختیار صاحبان اندیشه و جویندگان علم و معرفت، قرار داده شود.
شرح احوال و آثار خواجه یعقوب چرخی ، با نقد چاپ اخیر تفسیر او(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحول جایگاه زن در نثر پیش از مشروطه (از دوره فتحعلی شاه تا مظفرالدین شاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باور عمومی چنان است که توجه به مساله زن و بازتاب آن در ادبیات، در دوره مشروطه شکل گرفته است. اما به گواهی متون تاریخی، بازتاب مسائل زنان در ادبیات سیری تکاملی را طی کرده است. از دوره فتحعلی شاه زمینه های توجه به مسائل زنان در مقایسه میان زن ایرانی و زن فرنگی آغاز شد و روندی طولانی و تاریخی را تا دوره ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه طی کرد تا در دوره مشروطه به بار نشست. نثر خصوصاً در دوره ناصری با گستردگی مضامین و گرایش به ساده نویسی، بار تحول در مضامین اجتماعی، از جمله مسائل زنان را بیشتر بر دوش کشید. در این دوره نه تنها با بازتاب توجه به زنان در انواع نثر (سفرنامه، خاطره نویسی، نمایشنامه نویسی و روزنامه نگاری) به قلم مردان مواجه میشویم، بلکه زنان برای اولین بار، خود نیز در قالب نامه، سفرنامه، رساله و خاطرات به انعکاس مسائل خویش میپردازند و زمینه را برای حضور جدیتر زن در دوره مشروطه فراهم میسازند. کشمکش های میان موافقان و مخالفان تغییر نقش های سنتی زن، گفتمانی را در آثار منثور این دوره پدید آورد که مقدمه بحث های گسترده تر در دوره مشروطه شد. این مقاله به بررسی بازتاب زنان و مسائل مربوط به آنان در نثر دوره پیش از مشروطه میپردازد.
اندرزهای سیاسی سنایی در مثنوی حدیقه و سرچشمه های آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حدیقهسنایی گرایش های مختلف ادبیات اخلاقی و تعلیمی ما را در خود جلوه گر ساخته است. در این مثنوی در کنار تربیت باطنی که هدف اصلی است و در نقل آداب صوفیه جلوه گر میشود، شاهد نوع خاصی از ادب سیاسی هستیم که سرچشمه ای غیر از آداب صوفیه دارد و آن اندرزهای سیاسی است که ریشه در ادبیات پیش از اسلام دارد. اندرزهای سیاسی یک جریان تعلیمی را در مثنویهای فارسی پدید میآورد. این جریان در شاهنامه و گرشاسبنامه و بعضی آثار منثور چون نصیحه الملوک غزالی شکل گرفت و در حدیقهسنایی ادامه یافت. اندرزهای سیاسی در مثنویهای فارسی بر محور عدل و تشویق فرمانروا به عدالت استوار است.
ELT educational context, teacher intuition and learner hidden agenda (a study of conflicting maxims)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study، first، attempted to explore the conflict or tension between EFL teacher intuition or concepts and the conception with a composite view assembled from learner's accounts of the distinctive features of Communicative Language Teaching (CLT)، and second to investigate the latter's ""hidden agenda"" (Nunan، 1998) of what ELT should be. On the other hand، role of educational context as an independent variable in determining such conflicting conceptions was also investigated. The study was carried out in the Iranian educational context conventionally categorized into three settings including; authoritarian، semi-democratic and democratic، given their varying existing educational policies and planning. Both the learner and teacher-participants (N=150، 45، respectively) answered three triangulating and already validated questionnaires (Brindly، 1984 and BALLI of Horwitz، 1987) attempting both the nature of language learning activities and their beliefs on CLT. Findings revealed that the learners hold variety of self-efficacy beliefs different from those of their teachers about learning language، many of which supported to be attributed to the educational context type and language planning and the pertinent administration policies. While both sides agreed in general on the virtues of CLT to language teaching، there were interesting differences in their perceptions mainly as to lesson purposes، classroom activities، and learning outcomes. The implications of the study would revolve around the (I) dependency of reflective teaching and learning on teacher's awareness of learner's needs، capabilities، potentials and preferences or in Richard's (1996) term of learner's"" maxims""، (II) necessity of teacher-learner cooperation in syllabus design، (III) significance of narrowing the gap between their maxims of instruction and learning، and (IV) awareness of the possible imposition of negative impacts like tension، anxiety and dissatisfaction on the learner's side resulting from any cognitive and intuitive mismatch on the teacher's side.
اِخوان الصفا
اندیشه: واژه آتش در قرآن
تحقیق و تاریخ: آل بویه، شیعیان مصلحت جو
کتاب شناسی دکتر حکیمه دبیران
حوزههای تخصصی:
هنر اسلامی و افق های جدید
حوزههای تخصصی:
محبوس «دارالظلم شروان» (واکاوی سوگسرودها و شکوه ناله های خاقانی)
اخلاق در مثنوی
گفت و گو: تبلیغ جهانی اسلام ناب
اندیشه: پیام آوران نیهیلیسم
جمال از منر مولانا محمد بلخی: زیبایی
ایل بختیاری
حوزههای تخصصی:
روابط سنایی با شاهان (از حدیقه و دیوان اشعار)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به دلیل آمیخته شدن مشاغل و کارهای اجتماعی سیاسی پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) به حرام و شبهه، صوفیه از مشارکتهای سیاسی اجتماعی، دوری نموده و ارتباط با پادشاهان را نکوهش کرده اند.
سوال این پژوهش این است که با وجود نکوهش ارتباط با پادشاهان، رابطه سنایی با این قشر چگونه بوده است.
با توجه به اهدای «حدیقه الحقیقه» به بهرامشاه و مدح او و اعوان و انصارش روشن است که سنایی با پادشاهان غزنوی معاصر خود، ارتباط خوبی داشته است. این امر پرسش دیگری را پیش می آورد: حکیمی که دنیاگریزی و اخلاص را آموزش می دهد و الگوی بسیاری از عارفان پس از خود بوده و همواره مردم را به توکل به خداوند متعال توصیه کردن، چگونه شاهان را مدح گفته است؟ پاسخ ساده برخی این است که این نوع شعرها به دوره جوانی سنایی مربوط است؛ اما با تامل در این بخش از شعرهای حکیم، در می یابیم که وی با نزدیک شدن به بهرامشاه و فرزندش مسعود، سیاست اصلاح و تربیت آنان را در پیش گرفته است. وی با نصحیتهای مستقیم و با تمثیلهای آموزنده، ظلم و بیداد را نکوهیده، و شاه را به عدل و عفو و احسان و بردباری در برابر رعیت، تواضع، دوراندیشی و رای خردمندانه و شجاعت و سلحشوری در حفظ دین و مملکت و به طور کلی مکارم اخلاق تشویق کرده است؛ یعنی از موقعیت خود برای اصلاح مملکت بهره برده است؛ گرچه فقر مالی و اوضاع نابسامان سیاسی و اتهاماتی به وی در درخواستها و مدحهای وی بی تاثیر نبوده است.







