نوشتار حاضر به بررسی مصاحبه های امام خمینی+ با خبرنگاران و رسانه های خارجی در سال 1357 می پردازد که در نجف، نوفل لوشاتو و قم انجام گرفته است. با توجه به طرح تفسیرهای متفاوت و شبهاتی که ممکن است درباره این مصاحبه ها انجام گرفته باشد، نویسنده تلاش کرده تا با ارائه مستندات و تحلیل های لازم، اثبات کند که این پاسخ ها نه تنها نشانه تعارض در سیره نظری و عملی امام+ در طرح حکومت اسلامی مبتنی بر نظریه ولایت مطلقه فقیه نیست بلکه حاکی از درایت و هوشمندی سیاسی امام راحل است که در عین صداقت و روشنگری و درایتی داهیانه بیان شده و همگان را با رعایت وحدت کلمه و دوری از طرح موضوعات مناقشه برانگیز، به سوی هدف واحد سرنگونی نظام پهلوی بسیج کرده است.
از آنجا که جبهه ملی در دوران دوکابینه پرتحول جمشید آموزگار و جعفر شریف امامی، همچنان به مشی پیشین خود، یعنی مبارزه پارلمانتاریستی در چهارچوب قانون اساسی وفادار مانده بود و این شیوه، هم با مشی رهبری نهضت تعارض داشت و هم با فضای ملتهب و انقلابی کشور سازگار نبود، در ادامه مشی خود، دست خوش تردید و اختلاف نظر شد و دوجریان اصلی از متن آن ظهور کرد: بخشی از این جریان به همراهی با امام خمینی(ره) پرداخت و بخشی دیگر در کنار شاه قرار گرفت و به مخالفت با انقلاب پرداخت که این مقاله در صدد بررسی این تحول است.
بررسی تاثیرات جهانی شدن بر شهرها و پاسخ شهرها به فشارهای ناشی از جهانی شدن، موضوع مطالعات گوناگونی در طول حداقل چهار دهه اخیر بوده است. شهرها در طول این دهه ها به دلیل اهمیت اجتماعی و اقتصادی، روابط پیچیده ای با جهانی شدن داشته اند. مطالعات درباره این روابط در حال شکل دادن به یک چارچوب نظری جدید در مطالعات شهری است که نظریه شهر جهانی خوانده می شود. در مطالعات شهری، این نظریه جدید با پرسش هایی در رابطه با تاثیرات جهانی شدن بر شهرها و نحوه پاسخگویی شهرها به جهانی شدن آغاز می شود و با تدوین فرآیندهایی راهنما برای هدایت شهرها به سمت جهانی شدن پایان می یابد. نظریه شهر جهانی دربرگیرنده محورهای مطالعاتی دیگری، نظیر شناخت تاثیرات جهانی شدن در رابطه با ماهیت جدید شهرهای معاصر، تعیین معیارهایی برای شناخت شهرهای جهانی، بررسی خصوصیات این شهرها، رتبه بندی شهرهای جهانی و بررسی روابط بین شهرها و شبکه های شهری جهانی است.
رویکردهای مختلفی در خصوص مفاهیم سیما و منظر شهری وجود دارد. این رویکردها ماهیت مفهوم منظر را گاه تا حد زیباسازی تنزیل داده و گاه آن را معادل هرگونه ارتباط و تعامل انسان و محیط و عامل هویت بخشی به آنها دانسته اند. تبعات مختلفی در نتیجه هر تعریف از منظر شهری برای برنامه ریزی و مدیریت آن به وجود می آید. نکته حایز اهمیت آن است که در یک گونه بندی عمومی، چگونه می توان طرح های توسعه شهری را بر مبنای رویکرد آنها نسبت به موضوع برنامه ریزی و مدیریت منظر شهری دسته بندی نمود.بدین منظور، این مقاله تجارب جهانی و اسناد توسعه شهری تهران را مورد بررسی قرار می دهد. در چارچوب تجارب جهانی و به عنوان نمونه های مطالعاتی، طرح راهبردی جده (به عنوان نمونه ای از کشورهای در حال توسعه با شرایط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مشابه ایران) و طرح لندن (به عنوان نمونه ای از کشورهای توسعه یافته و پیشرو در حوزه برنامه ریزی و مدیریت شهری در جهان) بررسی می شود، سپس به روند طرح های جامع تهران (در سه طرح جامع تهیه شده توسط فرمانفرماییان، آتک و بوم سازگان) می پردازد. روش بررسی، روش تحلیل محتواست که بیشتر برای بازخوانی متون مورد استفاده قرار می گیرد.بر این اساس، یافته های این پژوهش نشان می دهد که روند تکمیل اسناد توسعه شهری تهران در گذر زمان در جهت ارتقای جایگاه مفهوم منظر شهری بوده است، این موضوع همچنین در تجارب کشورهای توسعه یافته به چشم می خورد. در کشورهای در حال توسعه نیز، تغییرات اسناد توسعه شهری به سمت ایجاد نگاه هویت گرایانه به مفهوم منظر بوده است. با این وجود در تجارب موجود در طرح های توسعه شهری تهران، تاکنون راه حل های عملیاتی موثری در جهت پیاده سازی آرمان های تصویر شده در این اسناد طراحی و تدوین نشده است. اگرچه تجاربی مانند سند مکمل طرح لندن با نام «چارچوب مدیریت دید لندن» می تواند راه کارهای عملیاتی مناسبی را برای تحقق اهداف و راهبردهای طرح های جدید توسعه شهری تهران در حوزه منظر شهری پیش روی کارشناسان و مدیران شهری تهران قرار دهد.