هدف: پژوهش حاضر به مطالعه میزان اضطراب اطلاع یابی گروهی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی ایرانی شاغل به تحصیل در یکی از دانشگاه های کشور مالزی می پردازد.
روش پژوهش: این پژوهش به روش پیمایشی انجام گرفته است. نمونه پژوهش را تعداد 375 دانشجو تشکیل می دهند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای از جامعه ای شامل 850 نفر انتخاب شده اند. پرسشنامه سنجش اضطراب اطلاع یابی جهت گردآوری داده های پژوهش مورد استفاده قرار گرفت.
یافته های پژوهش: نتایج پژوهش نشان می دهد که اگرچه اضطراب اطلاع یابی عارضه ای شایع در میان دانشجویان مورد بررسی بوده است و 5/96 درصد از دانشجویان سطوحی از اضطراب را تجربه کرده اند، اما میزان کلی اضطراب در حدی متوسط قرار دارد. همچنین از میان ابعاد شش گانه مقیاس اضطراب اطلاع یابی، دانشجویان مورد بررسی، بیش ترین میزان اضطراب را در عامل ""موانع مربوط به منابع اطلاعاتی"" و کمترین میزان اضطراب را در عامل ""موانع مربوط به رایانه و اینترنت"" گزارش کرده اند.
نحوه ی قرارگیری مناطق صنعتی در مجاورت شهرها، عامل کلیدی در برنامه ریزی منطقه ای به حساب می آید و اثرات و تبعات منفی اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی این نوع مناطق، دربرنامه ریزی توسعه ی ناحیه ای باید مورد توجه قرارگیرند. مکان مناسب برای استقرار صنایع با طیف وسیعی از عوامل روبرو است، چرا که منافع اقتصادی، اجتماعی و اثرات زیست صنایع محیطی پایدار هم زمان باید مورد توجه قرار گیرند،. تجزیه و تحلیل و ترکیب این مجموعه عوامل با استفاده از GIS امری اجتناب ناپذیر است. دراین تحقیق برای مکانیابی و ارزشیابی مکان تعیین شده از روش منطق فازی و روش AHP فضایی در محیط GIS استفاده شد. بدین صورت که ابتدا عوامل و معیارهای مناسب جهت مکان یابی شهرک های صنعتی تعیین و سپس آماده برای ورود به توابع فازی و تحلیل سلسله مراتبی در محیط های (به ترتیب ) Arc Sdm 3، Export Choice شد. پس از آن نتایج و دقت عملکرد این دو متد باCross tabulate مورد بررسی و ارزشیابی قرار گرفت. طی این پژوهش علاوه بر مکان یابی بهترین سایتها جهت احداث شهرک صنعتی، تائید محل فعلی منطبق بر اصول توسعه پایدار زیست محیطی، برتری و دقت الگوی فازی بر فرایند تحلیل سلسله مراتبی تعیین گردید. در پایان نتایج حاصل نشان می-دهد که دو الگوی فازی و AHPمورد استفاده در این پژوهش 53% با یکدیگر تطابق دارند. شهرک صنعتی فعلی براساس مکان یابی با دوالگوی فازی و AHP به ترتیب 62/99 %، 98/56% آن در کلاس خیلی خوب قرار گرفته است که بیانگر آ ن است که محل فعلی شهرک صنعتی بر اساس الگوهای مورد بررسی و اجرا شده، منطبق بر اصول توسعه ی پایدار زیست محیطی می باشد.
عرصه محیط زیست به عنوان میراث مشترک بشریت تلقی شده و بر همگان است که در زمان جنگ و صلح از آن حفظ و حراست نمایند. کنوانسیون ها و پروتکل های فراوانی تاکنون در حوزه بین الملل تدوین گردیده که بر حفظ و حراست از محیط زیست تصریح نموده اند. مقاله پیش رو ضمن واکاوی اقدامات رژیم صهیونیستی در جنگ 22 روزه غزه که در سال 2008 به وقوع پیوست، مسئولیت بین المللی این رژیم را در این جنگ مورد بحث قرار داده است. در نتیجه گیری، ضمن استدلال در خطاهایی که رژیم مذکور مرتکب شده، نقض های این رژیم در حوزه حقوق بین الملل محیط زیست نیز احصاء و تشریح شده است. طبق مواد و محتوای پروتکل ها و کنوانسیون های موجود، رژیم صهیونیستی باید در خصوص نقض گسترده محیط زیست غزه ضمن قبول مسئولیت نسبت به جبران خسارات وارده نیز اقدام نماید. جامعه بین الملل نیز ملزم است با استفاده از تدابیر لازم، این رژیم را به جبران خسارات مقید نماید. برای پیشگیری از تکرار چنین اتفاقاتی باید به سمت و سویی حرکت کرد که رژیم صهیونیستی مسئولیت بین المللی خود در نقض قوانین محیط زیست را بپذیرد. تجربه نشان می دهد مسئولیت بین المللی دولت ها در قبال محیط زیست باید از حالت اختیاری، توصیه ای و تشویقی خارج گردد و حالت اجباری، تحمیلی و وظیفه ای به خود بگیرد. ایجاد ارگان و مکانیسمی که این ایده را اجرایی نماید، از ضروریات انکارناپذیر دنیای امروز است.
با وجود آن که بخش عظیمی از گنجینه ی ادبی و فرهنگی هندوستان و به ویژه میراث مکتوب فارسی نویسان هندی در سال های اخیر، شناسایی و معرفی گردیده؛ ولیکن کم نیست آثار ادبی که در قالب نظم و نثر در شبه قاره پدید آمده و تا کنون ناشناخته باقی مانده است. یکی از آثار مجهول القدر و ارزنده، داستان عاشقانه ی شعله ی آه از غیوری دهلوی، نویسنده، دبیر و شاعر فارسی گوی شبه قاره ی در قرن دوازدهم هجری است. او از دبیران برجسته ی دوره ی شاه عالم دوم گورگانی بود که به دستور وی، داستان عشقی ملک محمد و شمسه بانو را از اردو به نثر مسجع آمیخته به نظم فارسی، در آورد و آن را شعله ی آه نامید و از آنجا که بخششی از ممدوح بدو نرسید، منظومه ای در دنباله ی آن به نام دود آه سرود. این پژوهش بر آن است تا برای نخستین بار به معرفی این نویسنده و شاعر شیعی شبه قاره و اثر ارزشمند او به نام شعله ی آه بپردازد. تنها نسخه ی باقی مانده از این اثر در ایران، نسخه ای عکسی است که در دانشگاه تهران موجود است و اصل آن نسخه در کتابخانه ی بادلیان انگلستان محفوظ است.
از آن جایی که بنیان های ایدئولوژیک دولت پهلوی را عناصری چون سکولاریسم، غرب گرایی و ناسیونالیسم شاهنشاهی تشکیل می داد، سیاست نوسازی دولت پهلوی متاثر از دیدگاهی بود که نوسازی فرهنگی را ملازم و حتی مقدمه هرگونه نوسازی اقتصادی و اجتماعی می دانست، به تبع آن سیاست های فرهنگی حکومت پهلوی هم در نظر داشت، الگوهای فرهنگی جدید غربی را جایگزین الگوهای فرهنگی سنتی و مذهبی جامعه ایرانی نماید. برای رسیدن به این منظور دستگاه های ایدئولوژیک دولت پهلوی به تبلیغ و ترویج این الگوها در بین اقشار مختلف مبادرت می کردند. رسانه ها و بویژه مطبوعات در این میان نقش برجسته ای در این جایگزینی فرهنگی بر عهده داشتند. مطبوعات ایران در این دهه ها به ارایه الگوهایی پرداختند که عمدتاً برآمده از فرهنگ غربی بود. یکی از پیشروترین این گونه نشریات مربوط به بانوان در دهه های 40 و 50 که در ارایه الگوهای مورد پسند رژیم فعال بود، هفته نامه «زن روز» بود. پرسش اصلی این پژوهش این است که سیاست های فرهنگی دولت پهلوی در مورد زنان و خانواده بر چه اصولی استوار بوده است؟ در این بررسی که با استفاده از روش تاریخی- تحلیلی صورت گرفته است،از حدود بیست شماره که به صورت تصادفی انتخاب شده است، به نتایجی رسیده است که. مهم ترین این یافته ها عبارتند از: الگوسازی از فرهنگ و ارزش های غربی برای زنان ایرانی در کنار تشویق آنها به کنار گذاشتن فرهنگ خودی جامعه به عنوان عوامل واپس ماندگی زن ایرانی، تلاش و تشویق زنان و موسسات مدنی و قانون گذاری برای تغییر قوانین مربوط به زنان و خانواده و جایگزینی قوانین سکولار غربی به جای آنها، تلاش برای حضور هرچه بیشتر زنان در عرصه عمومی و شکستن قیود مذهبی و سنتی در این باره، ترویج ارتباطات آزاد و بی ملاحظه دختر و پسر ،تبلیغ و ترویج هرچه بیشتر آخرین مدل های آرایش و لباس اروپایی برای زنان و دختران ایرانی،معرفی خانواده سلطنتی به عنوان الگوهای نمونه زن ایرانی و تلاش در راستای ایدئولوژی شاهنشاهی.
راهی ناپیموده در حوزهٔ پژوهش های اخلاق اسلامی وجود دارد که آثار عمیقی در رفتار فرد می تواند داشته باشد. این راه را می توان «اخلاق معیاری» نامید که در میراث اخلاقی ما جز اشاراتی بر آن نمی توان یافت. اخلاق معیاری می کوشد «کارنامهٔ اخلاقی فعلی فرد» را در اختیار او قرار دهد و معیارهایی برای وی فراهم آورد که به کمک آن نه تنها بتواند نفس خود را محک بزند که مثلاً خلق نیکوی صداقت را به واقع داراست، یا از خُلقی سوء مانند حسد مبراست، بلکه از وضعیت کلی اخلاقی خویش نیز آگاه شود. برخی آیات قرآن و روایات از همین منظر آدمی را به امور اخلاقی توجه داده اند؛ اما با این حال اخلاق معیاری به منزلهٔ شاخه ای مستقل در اخلاق، کانون توجه قرار نگرفته است. این پژوهش بر آن است تا جایگاه، ویژگی ها و چالش های پژوهش در باب اخلاق معیاری را تبیین کند.
سیاست خارجی و استراتژی ایالات متحده امریکا در کردستان عراق همواره یکی از دغدغه های کشورهای پیرامونی عراق، از جمله ایران، ترکیه و سوریه بوده است. ارزیابی این سیاست در منطقه استراتژیک کردستان عراق ، با این تصورکه مناطق کردنشین سه کشور دیگر این منطقه (ایران، ترکیه و سوریه) از این سیاست ها و تحولات متاثر می شوند، به موضوع مورد مطالعه، اهمیتی دو چندان می بخشد. کاوشی راهبردی و آسیب شناسانه براساس عوامل موثر بر دستگاه تصمیم گیری سیاست خارجی امریکا (مسئله مورد تصمیم، دست اندرکاران، فرآیند و اجرای تصمیم و نتیجه تصمیم گیری) در شمال عراق طی سال های 2003 تا 2011 و بررسی تاثیرات این سیاست ها بر امنیت ملی ایران هدف اصلی مقاله است. در این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی-توصیفی تلاش می شود به این پرسش ها پاسخ داده شود که سیاست خارجی ایالات متحده امریکا در کردستان عراق، چه اهداف راهبردی را دنبال می کند؟ و «چه پیامدهای مطلوب و یا نامطلوبی بر امنیت ملی ج.ا. ایران داشته است ؟» با توجه به یافته های به دست آمده، به نظر می رسد «سیاست خارجی امریکا در کردستان عراق بر روی محور «حداقل حداکثرها» و «حداکثر حداقل ها» و میان مدل های تصمیم گیری عقلایی و رضایت بخش در نوسان بوده است. این سیاست خارجی لزوماً به معنای اتخاذ یک استراتژی مناسب که همواره با سیاست ها و تاکتیک های مناسب همراه باشد، نبوده و ابهامات و تناقضات بسیاری دارد.
حامد رفیعی، سعید یزدانی، سید صفدر حسینی، امیرحسین چیذری و حسن صالحی چکیده: بررسی یکپارچگی (همگرایی) مکانی بازارها به عنوان شاخصی از کارایی بازارهای مکانی و آزمون قانون قیمت های واحد در این بازارها، در ادبیات ساختار بازار از اهمیت قابل توجهی برخوردار خواهد بود. ماهیت فصلی و ماهیانه بودن سری-های قیمتی شرایط متفاوتی را در این بررسی بوجود خواهد آورد. برای این منظور در این مطالعه به بررسی یکپارچگی مکانی بازارهای انواع ماهیان استخوانی دریایی در استان های گیلان و مازندران طی 120 ماهه سال های 1380:1 تا 1389:12 می پردازد. باتوجه به اینکه فصول صید از مهر ماه تا اواخر فروردین ماه می باشد، برای پنج ماه باقی مانده (اردیبهشت تا شهریور) از آمار قیمتی صیدهای غیرمجاز ثبت شده در سازمان شیلات ایران استفاده شده است. در این مطالعه از رهیافت نوین بررسی ریشه های فصلی و برآورد همگرایی فصلی (SECM) استفاده شده است. نتایج این مطالعه نشان می دهد که همگرایی فصلی در بازار انواع ماهیان وجود داشته است و بازارهای مکانی در دو استان مازندران و گیلان از قانون قیمت های واحد تبعیت می کنند. بنابراین این پویایی بلندمدت فصلی باید در محاسبات تصحیحات خطا و پیش بینی وضعیت آینده رفتار قیمتی بازارهای مختلف ماهی در نظر گرفته شود. در غیر این صورت، سیاست-گذاری های قیمتی و برنامه های تنظیم بازار به منظور دستیابی به کارایی مناسب بازارهای مکانی در بلندمدت با شکست روبرو خواهند شد.
روایت شناسی شناختی از رویکردهای نظام مند در چند دهه اخیر است که با توجه به دستاوردهای زبان شناسی و معناشناسی شناختی، نقش مؤثری در تبیین ماهیت و کارکرد متون روایی داشته است. ج. فوکونیه و م. ترنر چارچوب نظری آمیختگی مفهومی را به تفصیل بررسی کرده اند. مقاله حاضر، پس از معرفی رویکرد نظری آمیختگی مفهومی، به تبیین چگونگی فرایند معناسازی و شخصیت پردازی در دو قصه عامیانه ایرانی می پردازد. فرض ما این است که خلاقیت و پویایی فرایندهای معناساز موجود در قصه های عامیانه با استناد به انگاره های نظریه آمیختگی قابل تبیین است. هدف این تحقیق، تبیین فرایند تخیل و فرایندهای معناسازی در قصه های عامیانه است تا شاید براساس آن بتوان به تحلیل و خوانش دقیق¬تری از این روایت¬ها دست یافت.
توسعه اسلام در ایالت خراسان عهد اموی به عوامل متعددی بستگی داشت غازیان، مجاهدان، فقیهان، عارفان، متکلمان و زاهدان هرکدام به نوعی در گروش بومیان به دین جدید موثر بودند. حاکمان خراسان هم در این ارتباط هم تاثیر مثبت و هم تاثیر منفی داشتند برخی حاکمان عرب خراسان زمانی که به فکر تثبیت حکومت خویش بودند به فکر همدل شدن با بومیان و مسلمان نمودن اشراف و توسعه نفوذ خویش در بین رعایایِ نجبا بودند تا از این طریق هم متدینین را از خود راضی نمایند و خویشتن را طرفدار گسترش اسلام نشان دهند و هم ثغور قلمرو خویش را در برابر تهاجم ترکان بهتر حفظ نمایند و بر شورش های احتمالی داخلی نیز بتوانند غلبه کنند از طرفی در مواردی نیز حاکمان منفعت طلب به جهت حس زیاده خواهی و ارجحیت درآمدهای اقتصادی بر رشد اسلام به اجبار از نومسلمانان جزیه می گرفتند و اصرار بر اهل ذمه بودن آنان داشتند و در این راستا بهانه هایی می آوردند که باعث ارتداد بسیاری از نومسلمانان شدند و عملا تاثیر منفی در رشد اسلام داشتند
آمایش مناطق مرزی در ایران، به دلیل وجود مرزهای طولانی و قرارگیری بیش از نیمی از استان های کشور در مرزهای بین المللی با کشورهای همجوار، از جایگاه ویژه ای در نظام برنامه ریزی کشور برخوردار است. بنابراین، هدف این مقاله، ضمن تبیین جایگاه آمایش مناطق مرزی در نظام برنامه ریزی کشور؛ شناخت عناصر و مؤلفه آن، چگونگی ارتباط این عناصر با دیگر عناصر نظام برنامه ریزی کشور و شناخت اهمیت و ضرورت پرداختن به آمایش مناطق مرزی است. نتیجه گیری مطالعات این مقاله نشان می دهد که توسعه و امنیت در مناطق مرزی، لازم و ملزوم یکدیگر است. همچنین، شدت عدم تعادل منطقه ای میان مناطق مرزی و مناطق داخلی در ایران بر توسعه ملی تاثیرگذار است. به عبارت دیگر، اگر چه توسعه نیافتگی در مناطق مرزی که منجر به ناامنی می شود، اثرات خود را بر توسعه نیافتگی و ناامنی در کل کشور می گذارد. اما موانع ذهنی و عینی زیادی تاکنون باعث شده است این گونه تاثیرات منفی ادامه داشته باشد. آمایش مناطق مرزی سعی دارد این موانع را بردارد و با ارایه یک نوع برنامه ریزی فضایی- راهبردی، توسعه یکپارچه و پایداری ملی را تحقق بخشد.
بازتابندگی در معنای عام آن، واجد سبقه و مقبولیت تردیدناپذیری در فلسفه، علم و هنر است. این ترماز یکسو به عنوان مفهومی روش شناختی در این حوزه ها مورد استفاده قرار می گیرد و از سوی دیگر مفهومی ست که امکان های تحلیلی مهمی را در سنجش امور ملازم با این حوزه ها فراهم می آورد. علاوه بر این، بازتابندگی بنا بر چارچوب های تفسیری مختلف، دلالت های متفاوتی به خود می گیرد؛ دلالت هایی که می توانند معرفت شناختی، روش شناختی، زیبایی شناختی، اخلاقی یا سیاسی باشند. بر همین اساس و با توجه به محور مسئله زای مقاله ی حاضر، بازتابندگی بیش از هرچیز در نسبت با مقولات فرودست بودگی و مزیت بازنمایی/روایت مدنظر خواهد بود و دقیقا از چنین منظری ست که می توان به نحو معناداری از امکان های خلاقانه ی "کلوزآپ- نمای نزدیک" در بهره گیری از بازتابندگی هنری و نیل به مواجهه ای اخلاقی با دیگری فرودست سخن گفت. همانطور که خواهیم دید این روایت می کوشد تا از یکسو فضایی را برای شخصیت مرکزی فراهم آورد تا وی بتواند بازنمایی و روایتی را از خویش برسازد و از سوی دیگر تلاش می کند تا این امر را از رهگذر برقراری نسبتی بازتابنده با محدودیت های روایت های متعارف به انجام رساند. در این مجالبه منظور بسط و توضیح این امکان ها، ابتدا بر نسبت مسئله زای میان فرودستان و بازنمایی تمرکز کرده و سپس می کوشیم تا پس از اشاره به بازتابندگی در معنای عام آن، به بررسی موردی روایت کلوزآپ- نمای نزدیکپرداخته و دلالت های اخلاقی بازتابندگی در این روایت سینمایی را مورد مداقه قرار دهیم.