تحقیق حاضر با هدف مقایسة سبک زندگی، حرمت خود و سلامت روانی سالمندان تنها، غیرتنها ومقیم سرای سالمندان انجام شد. نمونة آماری این تحقیق شامل 384 سالمند (128 سالمند تنها، 128 سالمند غیرتنها ، 128 سالمند مقیم سرای سالمندان) بود که به شیوة نمونه برداری در دسترس انتخاب شد و در سه گروه قرار گرفتند. شرکت کنندگان مقیاس های سبک زندگی سالم درسالمندان (اسحاقی، فرج زادگان و بابک، 1388)، حرمت -خود (روزنبرگ، 1965) و سلامت عمومی (گلدبرگ و ویلیامز، 1988) را تکمیل کردند. نتایج حاصل از تحلیل واریانس چندمتغیری نشان دادند سالمندان غیرمقیم (تنها و غیرتنها) در مقایسه با سالمندان مقیم سرای سالمندان، و سالمندان غیرتنها نسبت به سالمندان تنها از سبک زندگی و سلامت روانی بهتری برخوردار هستند. به علاوه، سالمندان غیرمقیم (تنها و غیرتنها) در مقایسه با سالمندان مقیم سرای سالمندان حرمت خود بیشتری داشتند و سالمندان تنها نسبت به سالمندان غیرتنها از حرمت خود بالاتری برخوردار بودند. بنابراین با توجه به نظریة فعالیت، سالمندان با حفظ فعالیت و نقش های اجتماعی قبلی خویش می توانند سبک زندگی مطلوبی داشته و احساس ارزشمندی خویش را حفظ کنند.
سینمای ایران ما بین سال های 1337 تا 1357 الگوهای متفاوتی از لات و لوطی را به نمایش گذاشت. چگونگی روایت سینمای عامه پسند ایران از تحول این قشر، عملاً روایتی است از چگونگی مواجهه یکی از رادیکال ترین اقشار سنتی با برخی از مظاهر مدرنیته. قشر لات و لوطی مانند هر قشر اجتما عی دیگری، در یک ساختار اجتماعی خاص معنا می یابد. ساختاری که در این مقاله از آن با عنوان «ساختار محله ای» نام برده ایم. میزان قدرت این ساختار، قدرت لات و لوطی را تعیین می کند. مدرنیته این ساختار را درهم می ریزد. به تبع این درهم ریختن ساختاری، نظام ارزشی مطابق با این ساختار نیز تضعیف می شود. تحولات الگویی لات و لوطی به واسطه این تحول ارزشی ایجاد می شود. سینمای عامه پسند در پیش از انقلاب عرصه ای بود که چگونگی مواجهه لات و لوطی با فروپاشی نظام ارزشی سنتی- محله ای را روایت می کرد. این مقاله با اتکا به این تحول ساختاری و تحول ارزشی متناظر با آن، از خلال دو فیلم لات جوانمرد و قیصر، تغییرات الگویی لوطی و لات در مواجهه با مدرنیته را در سینمای ایران بررسی می کند. علت انتخاب این دو فیلم آن است که اولی به عنوان اولین فیلم شاخص جاهلی شناخته می شود و دومی به عنوان نقطه عطفی در این فیلم ها که هم عامه مردم و هم روشنفکران را به خود جذب کرد. برای مفهوم پردازی مفاهیم لات و لوطی از مفهوم مردانگی بیتسون بهره برده ایم و برای مفهوم پردازی «ساختار محله ای» از دوگانه گماینشافت- گزلشافت تونیس استفاده کرده ایم.
این مقاله در پی شناخت فرهنگ ایرانی از خلال صفحه فالنامه مجلات موسوم به خانواده است. بر این اساس برای دست یافتن به ساختار فالنامه ها و آگاهی از زمینه اجتماعی و فرهنگی این پدیده و شاخت زندگی روزمره ایرانی به تحلیل صفحه فالنامه مجله «خانواده سبز» تحت عنوان «ماه به ماه با رازهای خوشبختی» پرداخته شده است. به این منظور با اتخاذ رویکرد «جهان-محلی» و با توجه به رهیافت تحلیل گفتمانی تئون ای. ون دایک، مقولات متون فالنامه استخراج و تفسیر گردید. نتایج نشان می دهد که جملات فال در وهله اول در برگیرنده ساختاری از قبیلِ کلی گویی، این همان گویی، مثبت اندیشی، واگویی بدیهیات و تقدیر گرایی است. در وهله دوم متون فال با آگاهی از زمینه اجتماعی و فرهنگی خواننده متون، زندگی روزمره مخاطب را در قالب مقولاتی چون آینده نگری، توصیف مشکلات، توصیف شخصیت، ارتباطات و روابط عاشقانه به تصویر کشیده است. در نهایت، بررسی مسائلی مانند فال دریچه ای است گشوده به سوی دنیای جوانان و زنان و از این راه می توان تجربه درونی بهتری از واقعیت ها و تحولات دنیای آن ها به دست آورد.
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی روان نمایشگری با محتوای معنوی بر شادی، لذت و سلامت روان دانشجویان بود. روش: روش مطالعه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه، و جامعه آماری کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه اصفهان به تعداد 9620 نفر بود. از میان آنها 44 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، انتخاب و در دو گروه 22 نفری آزمایش و گواه گمارش شد. هر دو گروه در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری یک ماهه، به پرسشنامه های شادکامی آکسفورد هیلز و آرگایل ( 2002 )، مقیاس خوشکامی اسنیت- همیلتون ( 1995 ) و پرسشنامه سلامت عمومی 28 سؤالی گلدبرگ ( 1972 ) پاسخ دادند. برای گروه آزمایش، ده جلسه گروهی 5/1 ساعتی روان نمایشگری با محتوای معنوی دوبار در هفته، اجرا شد اما گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس و مان ویتنی-یو استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که تمام متغیرهای وابسته در گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه، ارتقاء معناداری داشت. این نتایج پس از پیگیری یک ماهه نیز تأیید شد. نتیجه گیری: از روان نمایشگری با محتوای معنوی می توان به عنوان یک روش مداخلاتی موثر در ارتقاء شادی، لذت و سلامت روان در جمعیت دانشجویان استفاده کرد.
هدف: هدف پژوهش تعیین تأثیر آموزش مهارتهای دهگانه زندگی بر خودکارآمدی دانشجویان بود. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیشآزمون -پسآزمون با گروه گواه و جامعه آماری کلیه 91 به - دانشجویان آموزشکدههای فنی و حرفهای دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج سال تحصیلی 92 تعداد 4000 نفر بود. از میان آنها تعداد 70 دانشجو به شیوه تصادفی ساده انتخاب و بهطور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه در هر گروه 35 نفر جایگزین شد. ابزار پژوهش پرسشنامه خودکارآمدی عمومی شرر ( 1982 ) که در مرحله پیشآزمون، پسآزمون و بعد از دو ماه در مرحله پیگیری اجرا شد. برنامه آموزشی مهارتهای دهگانه زندگی سازمان بهداشت جهانی ( 1998 ) در 10 جلسه 90 دقیقهای هفتهای 1 بار در گروه آزمایش اجرا گردید. یافتهها: نتایج نشان داد آموزش مهارتهای زندگی ازجمله خودآگاهی، همدلی، برقراری ارتباط مؤثر، مدیریت خشم، روابط بینفردی مؤثر، رفتار جرأتمندانه، حل مسئله، مقابله با استرس، تصمیمگیری و تفکر خلاق میزان بهصورت معناداری خودکارآمدی دانشجویان را افزایش داده و این تأثیر در مرحله پیگیری پایدار مانده است. نتیجهگیری: آموزش مهارتهای زندگی را بهعنوان روشی مؤثر برای تقویت و افزایش خودکارآمدی دانشجویان میتوان در نظر گرفت.
به دلیل افزایش روزافزون هزینه های سازمان های خدمات درمانی و الزام آنها به افزایش کیفیت و همچنین پیچیدگی سیستم های آنها، بحث تغییر و تحول و بهبود این سیستم ها از جایگاه ویژه ای برخوردار شده است. این مسئله که کدامیک از روش ها و سناریوهای تغییر، به ویژه در منابع، می تواند وضعیت بهتری را برای سیستم به وجود آورد نیز از مسائل مهم مورد بحث بوده است. در این راستا، شبیه سازی گسسته پیشامد، یکی از ابزارهای تصمیم گیری در تحقیق در عملیات که مبتنی بر داده های تصادفی است، کمک شایانی به تصمیم گیران و مدیران کرده است. در این تحقیق، ابتدا معیارهای عملکردی کلیدی سیستم واحد اورژانس بیمارستان قائم (عج) به کمک مقالات گذشته و نظرات خبرگان مشخص شدند، سپس این سیستم به کمک نرم افزار ارنا مدلسازی و شبیه سازی گردید. پس از وزن دهی معیارها توسط روش AHP، سناریوهای موردنظر خبرگان تعریف شدند و در پایان، به کمک روش رتبه بندی پرامتی سناریوها رتبه بندی شده و بهترین سناریو برای اعمال مشخص شد.
ده پژوهش حاضر با بهرهگیری از مدلهای متداول در ادبیات پژوهش، به بررسی رابطة درصد سهام شناور آزاد با عملکرد مالی شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است. برای بررسی این رابطه دو سوال در قالب 8 فرضیه تنظیم و مورد آزمون قرار گرفت. سوال اول، رابطة درصد سهام شناور آزاد را با عملکرد در قالب 4 فرضیه مورد آزمون قرار میدهد و سوال دوم، با گروهبندی شرکتها از لحاظ درصد سهام شناور به دو گروه کمتر از 22 % و حداقل 22 % سهام شناور به مقایسة میانگین دو جامعه میپردازد. همچنین، معیارهای عملکردی نیز به دو گروه معیارهای حسابداری و اقتصادی تقسیم شدهاند. جامعة آماری این پژوهش 991 شرکت از سال 9383 تا 9388 است. بدین منظور، باتوجه به نوع دادههای ترکیبی از تکنیکهای آماری تجزیهوتحلیل رگرسیون چندگانه، آزمون پایایی و آزمون آماری مقایسة میانگینها استفاده شده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که درصد سهام شناور با معیارهای عملکرد حسابداری رابطة معناداری دارد. اما با معیارهای عملکرد اقتصادی رابطة معناداری ندارد. همچنین، نتایج نشان داد که با گروهبندی شرکتها از لحاظ درصد سهام شناور، تفاوت معناداری بین عملکرد اقتصادی شرکتهای دو گروه وجود دارد اما در مورد عملکرد حسابداری شرکتها این قضیه صدق نمی کند.
مصرف از جمله مهم ترین موضوعات علم اقتصاد است. به همین خاطر، مقاله حاضر به این موضوع اختصاص یافته است. در واقع، پرسشی که این مقاله قصد دارد به آن بپردازد این است که نظریه مصرف متعارف چه ابعادی از واقعیات مصرفی را می تواند پوشش دهد؟ این نظریه مبتنی بر چه پیش فرض هایی است؟ و تا چه اندازه با واقعیت انطباق دارد؟ آیا نهادگرایی جایگزین بهتری برای آن ارائه کرده است؟ به عبارت دیگر، آیا نظریه مصرف اقتصاد نهادگرا و به طور مشخص، نظریه مصرف وبلن تبیین مناسب تری از واقعیت ارائه می کند؟ این ها از جمله پرسش هایی است که در این مقاله به آن ها پرداخته خواهد شد. در این مقاله نشان داده خواهد شد که نظریه مطلوبیت بر پیش فرض هایی استوار است که از همان ابتدا با چالش های اساسی مواجه شد. این نظریه بر بینش خاصی از اصول روان شناختی انسان مبتنی است و پیوند میان مصرف و سایر مفاهیم و موضوعات را منقطع ساخته است. در مقابل، نشان داده خواهد شد که نظریه مصرف نهادگرا که مبتنی بر نظریه طبقه مرفه وبلن است تبیین بهتری از موضوع مصرف و موضوعاتی همچون فقر که پیوندی ناگسستنی با آن دارند ارائه می کند.
نفت و گاز طبیعی مهم ترین منابع تأمین انرژی هستند و در معادلات اقتصادی سیاسی جهان اهمیت استراتژیکی دارند و در روابط بین المللی نقش مهمی ایفا می کنند. از این رو، انتقال و جابجایی این مواد پرارزش از مسائل مهمی است که امروزه بسیار مورد توجه قرار می گیرد. این پژوهش به دنبال برآورد کارایی فنی صنعت لوله های گاز و نفت ایران می باشد. برای این منظور روش تابع مرزی تصادفی ((SFA به کار گرفته شده است. مدل مورد استفاده در این پژوهش، مدل ناکارایی متغیر با زمان بتیس و کولی<sup> <sup>[1]</sup> </sup> (1992) می باشد. نتایج آزمون ها حاکی است که برای تابع تولید صنعت لوله سازی، فرم کاب داگلاس بهتر می تواند تابع تولید را توضیح دهد. همچنین آماره نسبت راستنمایی تعمیم یافته به منظور بررسی وجود آثار ناکارایی فنی محاسبه گردید و نتیجه به دست آمده دلالت بر وجود آثار ناکارایی فنی در این صنعت دارد. با توجه به نتایج به دست آمده میانگین کارآیی فنی صنعت لوله های گاز و نفت از 57/53 درصد در سال 1375 با یک روند صعودی به 72/74 درصد در سال 1389 افزایش یافته است. از دلایل صعودی بودن کارایی فنی این صنعت می توان به افزایش قیمت نفت و به تبع آن افزایش میزان سرمایه گذاری های انجام پذیرفته در صنعت گاز و نفت (به خصوص پروژه های پارس جنوبی) و نیاز به لوله های انتقال اشاره کرد.
این مقاله به بررسی رابطه میان تورم و بهره وری نیروی کار در برخی از کشورهای منتخب صادرکننده نفت<sup> <sup>[1]</sup> </sup> می پردازد. برای این منظور از داده های پانل در طی دوره 1982 تا 2007 مبتنی بر تحلیل های هم انباشتگی و تصحیح خطای پانلی استفاده شده است، همچنین این مقاله با استفاده از آزمون علیت تودا - یاماموتو برای داده های پانلی به بررسی رابطه میان این دو متغیر می پردازد. نتایج تجربی نشان می دهد، علیت به صورت یک طرفه از تورم به بهره وری نیروی کار وجود دارد. این یافته بیانگر این است که ماهیت تورم در کشورهای صادرکننده نفت، بیشتر ناشی از عوامل طرف تقاضا مانند افزایش درآمدهای نفتی و افزایش نقدینگی است. از سوی دیگر تورم باعث کاهش بهره وری نیروی کار در این کشورها خواهد شد.
این مقاله به محاسبه شاخص کیفیت حاکمیت شرکتی برای 110 شرکت و نه صنعت بورسی منتخب ط ی س ال های 1380-1389 می پردازد. اهداف این مطالعه عبارتند از: 1- بررسی وضعیت و محاسبه شاخص کیفیت حاکمیت شرکتی برای نمونه منتخب؛ 2- بررسی اثر کیفیت حاکمیت شرکتی بر ارتقاء عملکرد شرکت ها؛ 3- فراهم آوردن توصیه های سیاستی برای مقامات و شرکت های منتخب بورس در زمینه حاکمیت شرکتی. این تحقیق بر اساس روش تحلیلی با استفاده از تکنیک های اقتصاد سنجی و اطلاعات آماری سازمان بورس اوراق بهادار تهران می باشد. یافته های تجربی بیانگر آن می باشد که شاخص کیفیت حاکمیت شرکتی در اکثر شرکت های مورد بررسی بسیار پایین می باشد. از سوی دیگر با توجه به اینکه شاخص کیفیت حاکمیت شرکتی حاوی اطلاعات بسیار مفیدی در مورد تغییرات حاکمیت شرکتی در بخش شرکتی می باشد توجه به این شاخص و بهبود آن می تواند تأثیرات بسیار ژرفی بر فعالیت های کلان اقتصادی داشته باشد.
هدف: هدف این پژوهش شناسایی مؤلفه های مورد نیاز پیاده سازی اشتراک دانش و بررسی وضعیت آنها در صنعت بیمه ایران است.
روش شناسی: روش پژوهش پیمایشی - توصیفی و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه است. جامعه پژوهش مدیران عالی دفاتر مرکزی شرکت های بیمه فعال در بازار بیمه ای ایران در شهر تهران است.
یافته ها: در این پژوهش پس از بررسی ادبیات مرتبط، مجموع متغیرهای کلیدی تأثیرگذار در پیاده سازی اشتراک دانش شناسایی شد و به روش دلفی مورد تأیید خبرگان و متخصصان امر قرار گرفت و در نهایت 68 عامل شناسایی شدند که در 8 گروه عامل ویژگی های نیروی انسانی، نگرش و حمایت مدیران، راهبرد به اشتراک گذاری دانش، ساختار و روابط سازمانی، فرهنگ و جوّ سازمانی، پاداش های سازمانی و ارزیابی، راهبرد سازمانی و کاربرد فناوری اطلاعاتی و ارتباطاتی قرار گرفتند. از مؤلفه های مورد بررسی، به طور کلی مؤلفه تعهد به سازمان، اعتقاد به افزایش موفقیت سازمان از طریق اشتراک گذاری دانش، کارآموزی کارکنان تازه استخدام شده در کنار کارکنان، ارتباط باز میان مدیران و کارکنان، اعتماد متقابل کارکنان به یکدیگر و استفاده از اینترانت، ضعیف ترین وضعیت را نشان دادند.
هدف: هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین کیفیت التزام دانشجویان و رفتار تسهیم دانش آنان با در نظر گرفتن نقش واسطه گری نگرش به تسهیم دانش است.
روش: این پژوهش با روش پیمایشی بین دانشجویان دکتری دانشگاه شیراز انجام شده است که با روش نمونه گیری طبقه ای نسبی انتخاب شدند. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان دوره دکتری دانشگاه شیراز بود که از بین آنها با استفاده از روش نمونه گیری 250 نفر انتخاب و در نهایت 214 پرسشنامه تحلیل شدند. ابزار مورد استفاده برای جمع آوری داده ها، پرسشنامه های التزام دانشجویان شافلی و باکر (2006)، نگرش به تسهیم دانش بوک و همکاران (2005) و تسهیم دانش ون دن هوف و رایدر (2004) بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر به وسیله مدل معادلات ساختاری استفاده شد.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که رابطه مثبت و معناداری بین التزام و نگرش و سرانجام بروز و ظهور رفتار تسهیم دانش در بین دانشجویان دکتری دانشگاه شیراز وجود دارد.
هدف: این پژوهش با هدف سنجش رابطه حمایت سازمانی ادراک شده و بی تفاوتی سازمانی در کتابداران شاغل در کتابخانه های مرکزی دانشگاه های دولتی تابعه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری مستقر در شهر تهران انجام شد.
روش: روش پژوهش پیمایشی تحلیلی، و ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه حمایت سازمانی ادراک شده آیزنبرگر و دیگران (1986) و پرسش نامه بی تفاوتی سازمانی سالاریه (1389) بود. جامعه آماری مورد مطالعه شامل تمامی کتابداران دارای حداقل مدرک دیپلم شاغل در بخش های مختلف کتابخانه های مرکزی دانشگاه های دولتی تابعه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری مستقر در شهر تهران در سال 1392 به تعداد 219 نفر بود که پس از توزیع پرسش نامه از این تعداد 177 پرسش نامه جمع آوری و سپس تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار spss انجام شد.
یافته ها: در بین کتابداران جامعه آماری، میزان حمایت سازمانی ادراک شده پایین تر از حد متوسط و میزان بی تفاوتی سازمانی نیز پایین تر از حد متوسط است و بین حمایت سازمانی ادراک شده و بروز بی تفاوتی سازمانی در کتابداران جامعه آماری رابطه معکوس معناداری وجود دارد.
امروزه کشورهای در حال توسعه به منظور تقویت زیربناهای اقتصادی- اجتماعی، رهایی از وابستگی، رفع عدم تعادل های منطقه ای و در نهایت نیل به توسعه منطقه ای پایدار، نیازمند شناسایی و نحوه توزیع امکانات، تسهیلات و منابع می باشند. بنابراین، ابعاد گوناگون و پیچیدگی موضوع ضرورت شناخت میزان توسعه را بیان می کند. پژوهش حاضر با ماهیت نظری- کاربردی و روش مطالعه آن، ترکیبی از روش های توصیفی– تحلیلی بوده که هدف اصلی آن، شناخت میزان توسعه یافتگی استان خوزستان در شاخص های ترکیبی می باشد. اطلاعات آماری شاخص های منتخب به تفکیک شهرستان در سال 1389 به روش کتابخانه ای جمع آوری و با استفاده نرم افزار های GIS و Excelدر قالب مدل TOPSIS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد: میزان توسعه و فقر در تمام شهرستان استان یکسان نمی باشد، زیرا مقدار TOPSIS به دست آمده در شهرستان اهواز برابر 926/0 درصد به عنوان توسعه یافته ترین شهرستان استان، میانگین مقدار TOPSIS شهرستان های ایذه، بندر ماهشهر، شوش، شوشتر، اندیمشک، آبادان، شادگان، دزفول و بهبهان برابر 176/0 درصد دارای وضعیت نیمه توسعه، میانگین مقدار TOPSIS شهرستان های دشت آزادگان، باغملک، رامهرمز، خرمشهر، مسجد سلیمان و امیدیه برابر 092/0 درصد به عنوان شهرستان های نیمه محروم و در نهایت میانگین مقدار TOPSIS شهرستان های لالی، گتوند، اندیکا، هویزه، هندیجان، رامشیر و هفتگل برابر 032/0 درصد به عنوان شهرستان های محروم (برخورداری از حداقل شاخص های مثبت و حداکثر شاخص های منفی مورد مطالعه) را در استان دارا می باشند.