این پژوهش به بررسی تأثیر تحصیلات بر تغییرات هویتی زنان پرداخته است. در این تحقیق، تحصیلات زنان به عنوان متغیر مستقل و هویت مدرن و پست مدرن به عنوان متغیرهای وابسته تعیین شده است. روش تحقیق از نوع پیمایشی و ابزار اندازه گیری تحقیق پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه آماری در این تحقیق عبارت است از تمام زنان بالای 15 سال ساکن در شهر تبریز، شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، حجم نمونه 350 نفر بوده که از طریق فرمول کوکران براورد شده است. یافته های تحقیق، تأثیر تحصیلات را بر هویت مدرن و پست مدرن در ابعاد مختلف آنها نشان می دهد. بر این اساس، تحصیلات عاملی محدود کننده برای زنان در زندگی خانوادگیشان به شمار نمی رود بلکه با افزایش تحصیلات در عین اینکه فرصت مشارکت و حضور در عرصه های عمومی برای زنان افزایش می یابد، قدرت انتخاب و قدرت کنترل آنها بر زندگیشان زیادتر می شود. تحصیلات برای زنان فرصتهایی را ایجاد می کند که از طریق آن، پلی بین نقشهای حوزه عمومی و خصوصی برقرار سازند و توان خود را در جامعه نشان دهند.
هدف این مطالعه پیش بینی توانمندسازی زنان روستایی شهرستان کنگاور با استفاده از الگوی مبتنی بر تحلیل تشخیصی است. در واقع این مطالعه به خودی خود هدف نیست، بلکه این مطالعه تلاش می کند که عوامل مختلفی را کشف کند که بر توانمندسازی زنان روستایی اثر گذار، و بهترین ایجاد کننده تمایز بین زنان روستایی با توانهای متفاوت است. در این راستا، این مطالعه با استفاده از تحلیل تشخیصی به دنبال یافتن معادله ای است که توانایی دسته بندی زنان روستایی را از نظر توانمندی در سه سطح کم، متوسط و زیاد داشته باشد. این پژوهش کاربردی با روش پیمایشی و از نوع توصیفی همبستگی به بررسی مسئله پرداخته است. با توجه به حجم جامعه آماری (2899N= ) با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای نمونه های مورد مطالعه به شیوه تصادفی و با استفاده از جدول کرجسی و مورگان (339n=) انتخاب شد. نتایج مطالعه نشان داد که متغیرهای پیش بین کنترل بر منابع اقتصادی، قدرت تصمیم گیری در خانواده، تحرک و پویایی و آزادی از تسلط خانواده در طبقه بندی زنان روستایی به سه گروه توانمندی کم، متوسط و زیاد نقش داشت.
هدف این پژوهش بررسی ویژگیهای روانسنجی مقیاس خود کارامدی مادران برکلی بود. به این منظور با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای 346 نفر از مادران دانش آموزان مقطع راهنمایی شهرستان آبدانان انتخاب شدند و به ابزارهای پژوهش پاسخ دادند. نتایج تحلیل عاملی به روش عوامل اصلی نشان داد که مقیاس خود کارامدی مادران چهار عامل دارد. این عوامل مجموعاً 52 درصد از کل واریانس را تبیین کرد. ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 81/0 و برای عاملهای مسئولیت پذیری، پذیرش فرزند، ارزیابی مثبت فرزند و خود مدیریتی به ترتیب 63/0، 65/0، 56/0 و 58/0 به دست آمد. بر اساس یافته ها می توان گفت مقیاس خود کارامدی مادران، ابزاری معتبر و پایا برای ارزیابی خود کارامدی مادران است و می توان از آن به منظور ارزیابی خود کارامدی مادران، و در صورت لزوم، مداخله برای بهبود خود کارامدی استفاده کرد.
این پژوهش به بررسی عوامل خانوادگی مؤثر بر فرار دختران از خانه پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش، دختران فراری و عادی شهر همدان در سال 1390، و تعداد نمونه 60 نفر متشکل از 30 دختر فراری و 30 دختر غیرفراری بوده که با روش نمونه گیری در دسترس از مرکز بهزیستی شهر همدان بررسی و تحلیل شده است. گردآوری اطلاعات از طریق پرسشنامه و مصاحبه انجام گرفته است بدین صورت که داده ها از طریق دو پرسشنامه جداگانه در دو مرحله از دختران فراری و غیر فراری تکمیل گردیده است. یافته ها نشان می دهد که عوامل خانوادگی در ایجاد زمینه های فرار دختران از خانه نقش بسزایی ایفا می کند. در این زمینه می توان گفت که دختران فراری از نظر خانوادگی به علت نفاق، ناسازگری، اعتیاد والدین، تشنج در محیط خانوادگی، طرد و تحقیر، کمبود محبت، سبک تربیتی نادرست، از هم گسیختگی خانواده، عدم مراقبت و بی توجهی والدین و سرپرستان نسبت به دختران، ترس از تنبیه و پایگاه اجتماعی نامناسب به فرار از خانه اقدام کرده اند.
در این مطالعه، ادبیات داستانیِ منتشرشده در دوره تاریخیِ انقلاب سفید تا انقلاب اسلامی به شیوه تحلیل انتقادی گفتمان نقد می شود. هدف آن بود تا با اتخاذ رویکردی گفتمانی در نقد ادبی، متون منتشر شده از انقلاب سفید تا انقلاب اسلامی بررسی شود و مؤلفه های فرهنگِ مقاومت در این متون در سه حوزه اقتصادی، اجتماعی فرهنگی، و سیاسی شناسایی و برجسته شود. داده های این مطالعه در قالب «متون»، یعنی شکل نوشتاری کاربرد زبان، تعین یافته اند و این متون به دو دسته کلی تقسیم می شوند: 1. متونی که شرایط اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی فرهنگی را توصیف و تحلیل می کنند؛ و 2. متونی که در حوزه ادبیات داستانی و در دوره زمانی بررسی شده تولید شده اند. از این داده ها، بر اساس اصل اشباع نظری نمونه گیری هدف مند صورت گرفت و به شیوه تحلیل متن کلاسیک و ژرفانگر تحلیل شدند. نقد ادبی این متون با رویکرد تحلیل انتقادی گفتمان نشان می دهد که در این دوره تاریخی چون گفتمان رسمی در سه حوزه اقتصادی، اجتماعی فرهنگی، و سیاسی متأثر از تغییراتی که حکومت در شرایط اجتماعی ایجاد کرد حول دال های مرکزی ای سامان یافته است، در این مطالعه از آن ها با عناوین 1. حمایت از الگوی اقتصادی سرمایه داری، 2. حمایت از الگوی اجتماعی فرهنگی مدرن، و 3. حمایت از الگوی سیاسی پادشاهی یاد می شود. متون ادبی تولید شده در این دوران نیز در نسبت با این گفتمان رسمی، حول دال های مرکزی 1. مخالفت با شیوه تولید سرمایه داری، 2. مخالفت با ترویج مظاهر فرهنگ غرب، و 3. مخالفت با الگوی سیاسی نظام پادشاهی و ظلم و ستم حاکم بر افراد شکل گرفته اند.
طرح منظر فرهنگی، شخصیت منظر فرهنگی را به عنوان نقطه مبدأ برای تخمین گزینه های مداخله ای ممکن به کار می گیرد. پس از تبیین شخصیت منظر یک شهر نمی توان منظر آن را مطابق سلیقه شبیه شهر دیگری با شرایط متفاوت تغییر شکل داد. در شهر تهران با سنت های رفتاری ریشه دار که عنصر مقوم اتحاد مراکز جمعیتی متعدد آنها به عنوان یک شهر بوده است تبیین شخصیت منظر شهر براساس مبانی رفتارشناسی مردمی برای طراحی و مدیریت منظر از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
برای ارزیابی منظر فرهنگی شهر تهران، دو منبع وجود دارد؛ یکی متون تاریخی اعم از ادبیات عام، ترانه ها، جغرافیای تاریخی و دیگری خوانش منظر براساس این منابع تاریخی. بافت شهر تهران سیستم در هم تنیده ای از شبکه های مصنوع احاطه شده با باغات درون شهری بوده است. ویژگی این باغ های درون شهری ریزدانه این است که در هماهنگی کامل با لایه مورفولوژیکی شهر تهران متأثر از پنج روددره مهم و الگوهای سلسله مراتبی ساختاری و رفتاری تعریف شده بنا به محل قرارگیری در ارتفاعات متفاوت روددره به پارادایم های فرهنگی یک جامعه ایرانی اسلامی شکل داده اند. بر این اساس اسطوره های فرهنگی شهر تهران با عناوین فرهنگ آب و احترام به آب در تمام مقیاس ها، تفرج درون محله ای و درون شهری، سنت زیارت تفرج، استفاده از ادبیات نمایشی تعلیمی به عنوان رسانه جمعی، باغ مثمر به عنوان عنصر واسطه تفریحات و آیین های مذهبی، اسطوره سازی از عناصر منظرین و بزرگان ادب و اخلاق و تبدیل مظاهر آنها به یک قرارگاه رفتاری قابل پی گیری هستند.
در هر مقطع زمانی که تغییر یک باره ای بر شیوه زندگی و ارزش های رفتاری مردم وارد شده، منظر شهر یک نقطه عطف عدم یکپارچگی و آشفتگی در عناصر کمی و کیفی را تجربه کرده است. نقطه گسست یک باره در زمینه عوامل طبیعی و فرهنگ عامه در دوره پهلوی اول و نقطه گسست در زمینه عوامل زیباشناختی فردی و معنایی در دوره معاصر در حدود 20 سال اخیر رخ داده است.
پیش بینی شمار ورود گردشگران، اهمیت ویژه ای برای گردشگری و فعالیت های وابسته به گردشگری دارد؛ چرا که پیش بینی، شاخصی برای تقاضای آینده بوده و به موجب آن، در پی فراهم کردن اطلاعات پایه برای برنامه ریزی و سیاست گذاری های پی درپی است. در برنامه ریزی گردشگری، پیش بینی تعداد گردشگران بیشترین ارتباط و کاربرد را در مبحث مدیریت گردشگری دارد؛ زیرا یکی از ابعاد اصلی برای برنامه ریزی گردشگری، برنامه ریزی بازاریابی آینده نگر است. تعداد گردشگران با عرضه و تقاضای بازار ارتباط مستقیم دارد. مدیران و برنامه ریزان مرتبط با گردشگری، باید از یک سو در تلاش برای رفع نیاز گردشگران و ارائه تسهیلات بهتر به آنها باشند و از سوی دیگر، محصولات وابسته به گردشگری ماهیتی ذخیره شدنی و انبارکردنی ندارند. چنانکه اتاق یک هتل که یک شب رزرو نشود، صندلی یک هواپیما که مسافری برای آن پیدا نشده و میز یک رستوران که خالی مانده است، منافعی است که از دست رفته و امکان ذخیره کردن برای آینده وجود ندارد و این خود لزوم اطلاع از ورود گردشگران را برای مدیران مرتبط با این فعالیت ها دوچندان می کند. بر همین اساس پیش بینی درست تقاضای گردشگران، می تواند به کاهش ریسک در تصمیم گیری و هزینه منجر شود و این مهم با اطلاع از تقاضای گردشگران به منطقه و نیازهایشان در آینده حاصل می شود. برای پیش بینی تقاضای گردشگر، از مدل های گوناگونی چون مدل های سری زمانی، آریما، سیستم های عصبی فازی، سیستم های ماشین بردار و مانند آنها استفاده می شود که در این پژوهش، از مدل سری زمانی آریما استفاده شده است. نتایج نشان داده است که الگوی پیش بینی تقاضای گردشگر در مجموعه تاریخی فرهنگی تخت جمشید، بر اساس داده های رسمی سال های 1376 تا 1389مجموعه پارسه پاسارگاد، فصلی بوده و لذا مدل های آمیخته فصلی برای گردشگران داخلی و خارجی، به طور مجزا برآورد شده است.
امروزه، تعدد معیارهای دخیل در امر تصمیم گیری باعث شده است که استفاده از فنون تحلیل چندمعیاری، اجتناب ناپذیر تلقی شود. با وجود این، هنگام به کارگیری فنون تحلیل چندمعیاری، لازم است استفاده اصولی از آنها در زمینه های کاربردی مختلف، ارزیابی شود. بر همین اساس در این نوشتار قابلیت های استفاده عملیاتی از فنون TOPSIS و WLC، در یک زمینه تجربی (مکان یابی محل دفن زباله های شهر شیراز) به آزمون گذاشته شده و در ادامه، الگویی در اولویت بندی استفاده از این روش ها در زمینه تجربی ارائه شده است. در الگوی ارائه شده، فرض بر این است که بالارفتن میزان غربال زنی پیکسل ها در نقشه خروجی حاصل از هر یک از مدل های معرفی شده که در سطوح مختلف از آستانه های مطلوبیت قابل رهگیری است، می تواند نقطه مثبتی در به کارگیری مدل مربوطه تلقی شود. برای مثال با توجه به نمایه آماری مربوط به خروجی WLC، تعداد پیکسل هایی که تا آستانه مطلوبیت فرضی 214 غربال می شوند، 2262355 پیکسل است، ولی در همان سطح آستانه مطلوبیت فرضی، تعداد پیکسل های غربال شده در خروجی حاصل از TOPSIS، بیش از 2443499 پیکسل است. بنابراین در سطح مطلوبیت بیان شده، کاربرد روش TOPSISاز ارجحیت برخوردار است. بررسی موردی چند نمونه از پیکسل های اولویت دار در خروجی حاصل از روش TOPSIS نیز نشان می دهد که این پیکسل ها به لحاظ معیارهای تعیین شده در مکان یابی محل دفن زباله ها شرایط مطلوبی دارند. این امر می تواند اعتبار نتایج حاصل از به کارگیری مدل را تأیید کند.
اقدامات تجاری پویا و بازارچه های مرزی، می توانند نقش اساسی و بسیار مؤثری در ترقی و پیشرفت و همچنین، توسعه پایدارِ اقتصاد نواحی مرزی و بهبود استانداردهای زندگی مردم، کاهش فقر، توزیع مناسب درآمدها، ایجاد روابط دوستی و جلوگیری از مهاجرت و به خصوص کاهش و حتی جلوگیری از جریان قاچاق کالا و ارز ایفا کنند. در بازارچه های مرزی کرمانشاه مبادلاتی زیادی انجام می گیرد. جریان قاچاق کالا و ارز در کنار سایر گونه های قاچاق، ازجمله فعالیت های مافیایی است که مخاطرات انسانی و مشکلات بی شماری را در مقیاس های گوناگون برای مکان و جوامع به ارمغان آورده است. این نوشتار درصدد است نقش بازارچه های مرزی کرمانشاه را درثبات اقتصادی و امنیتی مرتبط با جریان قاچاق در این استان، به ویژه در مناطق مرزی بررسی کند. سؤال اصلی پژوهش این گونه مطرح شده است که آیا ایجاد بازارچه ها، ثبات اقتصادی و امنیتیِ مناطق مرزی را به همراه دارد و زمینه کاهش قاچاق را فراهم می آورد؟ برای پاسخ به این پرسش، از روش پژوهش تحلیلی توصیفی بهره جویی شده است. جمع آوری اطلاعات و داده ها نیز میدانی (پرسشنامه) و کتابخانه ای است، استفاده از نمودار و تحلیل داده ها، زمینه شکل گیری پاسخ نهایی و نتیجه گیری را فراهم آورده است. نتایج پژوهش بیان می کند که مجموعه عوامل ژئوپلیتیکی نامناسبی در مناطق مرزی وجود دارد که همانند بازارچه های مرزی، زمینه قاچاق کالا و ارز را فراهم کرده است. امنیت و ثبات اقتصادی نیز در این مناطق وجود ندارد و اغلب، سرمایه گذاری برای حل مشکل بیکاری درکانون توجه نیست.
این پژوهش با هدف سنجش اثربخشی نظام آموزش مجازی ضمن خدمت فرهنگیان به روش توصیفی- پیمایشی انجام شد. جامعه آماری آن را تمامی معلم های شهرستان ملایر تشکیل می دادند که حداقل یک بار در یکی از دوره های مجازی ضمن خدمت فرهنگیان تا زمان اجرای این پژوهش (سال تحصیلی
93-1392) شرکت داشته اند که تعداد آنها حدود 2040 نفر بود. برای نمونه گیری از روش در دسترس استفاده شد و 325 آزمودنی در پژوهش شرکت داده شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه ای محقق ساخته، به نام «پرسش نامه سنجش ارزش مندی- رضایت مندی از خصوصیات نظام آموزش مجازی» بود. روایی محتوایی کلی پرسش نامه مذکور بر اساس شاخص روایی لاشه، محاسبه و 63/0 به دست آمد و پایایی آن با آزمون آلفای کرونباخ محاسبه شد و برای سازه های ارزش مندی و رضایت مندی به ترتیب 92/0 و 90/0 به دست آمد. نتایج نشان داد که هیچ رابطه معناداری میان سازه های ارزش مندی و رضایت مندی وجود ندارد و این دو، سازه های مستقلی هستند. هم چنین نتیجه تحلیل داده ها با شبکه تحلیل ماتریسی ارزش مندی- رضایت مندی، نشان داد که نظام آموزش مجازی یاد شده در هر یک از مؤلفه ها (کیفیت پشتیبانی، کیفیت محتوا، دسترسی پذیری و فن آوری) و نیز در کل، اثربخشی بالا و مناسبی ندارد. هم چنین، تحلیل داده ها با ابزار محک زنی لویس نشان داد که نظام آموزش مجازی مذکور در هر یک از مؤلفه ها و نیز در کل اثربخشی متوسطی دارد.
در این مقاله تلاش بر آن است تا با استفاده از نظریه بهینگی با رویکردی هم زمانی به تحلیل و توصیف فرایند غلت سازی در زبان کردی (گویش کلهری) پرداخته شود. در این مقاله نشان داده می شود که محدودیت [REL-const] که در بسیاری از زبان های دنیا (همانند زبان های نیجر کنگو) از رتبه بالایی در چینش محدودیت ها برخوردار است، در گویش کلهری رتبه پایینی را به خود اختصاص می دهد. در این مقاله همچنین، استدلال می شود که غلت سازی در زبان کردی علاوه بر واکه های افراشته، بر واکه های غیرافراشته مانند /e/ نیز اعمال می شود؛ بنابراین، افراشتگی V1برای غلت سازی در گویش کلهری، برخلاف بسیاری از زبان های دنیا، شرط اساسی و تعیین کننده نیست. همچنین، نشان داده می شود که شرط افراشتگی خروجی دستگاه واجی تخطی ناپذیر نیست؛ یعنی خروجی دستگاه واجی این گویش در شرایط و جایگاه خاص خود، هم می تواند افراشته باشد، مانند /y/ و هم می تواند غیرافراشته باشد، همانند /Y/.
پارک های شهری از ارزش های تفرجگاهی برای گذران اوقات فراغت مردم برخوردار هستند. در این مطالعه جهت برآورد ارزش اقتصادی مطبوعیت پارک جنگلی شهید زارع ساری، ارزش تفرجی این منطقه در سال 2011، با استفاده از روش ارزش گذاری مشروط برآورد شده و عوامل اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر آن با استفاده از مدل لاجیت، تعیین گردید.متوسط تمایل به پرداخت بازدیدکنندگان برای ارزش تفرجی این پارک05/5081 ریال به ازای هر بازدید و ارزش تفرجی سالانه پارک برای هر هکتار 73/21523690ریال برآورد شده است. نتایج همچنین نشان داد که متغیرهای میزان پیشنهاد، درآمد، دفعات بازدید و تحصیلات از نظر آماری در سطح یک درصد معنی دار شده که مهمترین عوامل مؤثر در میزان تمایل به پرداخت بازدیدکنندگان برای استفاده از پارک جنگلی شهید زارع می باشد. مسافت بازدیدکنندگان عامل بعدی تأثیر گذاری بر میزان تمایل به پرداخت آنها تعیین شده بطوری که از نظر آماری در سطح 5 درصد معنی دار شده است. نتایج بیانگر این استکه پارک های جنگلی از ارزش تفرجی بالایی برخوردار هستند که این نکته می تواند برنامه ریزان و مدیران اجرایی، اجتماعی و اقتصادی را در برنامه ریزی حفاظت و بهره برداری پایدار منابع طبیعی یاری دهد.
نظام حاکمیت شرکتی، پدیده نوظهور در جهان است که علتبروز ورشکستگی شرکت های بزرگ و بحران اقتصادی می باشد. نظام حاکمیت شرکتی به عنوان سازو کار مناسب برای بازگرداندن اعتماد به سرمایه گذاران به منظور بازارسازی و اقتصاد گردانی نقش ایفا می کند. هدف این تحقیق تعیین سازو کارهای حاکمیت شرکتی موثر در عملکرد بهینه شرکت های فعال در صنایع مختلف بورس اوراق بهادار است. در این راستا 130 شرکت بورس اوراق بهادار به تفکیک 10 صنعت در طی سال 1380 تا 1390 با بکارگیری الگوریتم های فرا ابتکاری ابتکاری مورد بهینه سازی عملکرد با معیارهای(بازده دارایی، بازده حقوق صاحبان سهام، بازده واقعی سهام، نسبت کیوتوبین، ارزش بازار حقوق صاحبان سهام، ارزش افزوده اقتصادی، هزینه سهام عادی) قرار گرفت و آزمون من-ویتنی یرای سازو کارهای حاکمیت شرکتی در 25% ابتدایی و انتهایی شرکت های بهینه هر صنعت انجام شد. در نتیجه سازو کارهای حاکمیت شرکتی موثر در عملکرد بهینه شرکت ها به سرمایه گذاران و شرکت های فعال در بورس اوراق بهادار معرفی می شود.
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه خطای پیش بینی سود و جابجایی مدیرعامل در شرکتها است. سود پیش بینی شده توسط مدیریت یکی از مهم ترین منابع اطلاعاتی استفاده کنندگان از صورتهای مالی است. اهمیت سود پیش بینی شده به میزان انطباق آن با سود واقعی شرکت بستگی دارد. افشای دقیق سود پیش بینی شده موجب افزایش اعتماد بازار سرمایه و کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه نمایندگی می شود، لذاپیش بینی می شد هیئت مدیره هنگام تصمیم گیری در مورد جابجایی و یا ابقای مدیرعامل به دقت پیش بینی سود نیز توجه نمایند. نمونه تحقیق 82 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1392 - 1381 می باشد. آزمون فرضیه ها از طریق رگرسیون لجستیک انجام گرفت. یافته ها حاکی از آن است که بین خطای سود پیش بینی شده و جابجایی مدیرعامل رابطه معنا داری وجود ندارد. هم چنین نتایج نشان داد که سطح پایین عملکرد شرکت نسبت به سطح بالای عملکرد، نمی تواند بر رابطه بین خطای پیش بینی سود و جابجایی مدیرعامل موثرتر باشد.
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه هوش های چندگانه هاوارد گاردنر (هوش میان فردی، ،هوش حرکتی/جسمانی، هوش بصری/فضائی) و مهارت تفکر استراتژیک مدیران و دبیران شهرستان مانه و سملقان می باشد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است و جامعه آماری شامل 200 نفر بوده که تعداد127 نفر به روش تصادفی ساده انتخاب شد، در گردآوری داده ها از دو پرسشنامه استاندارد هوش های چندگانه و مهارت تفکر استراتژیک استفاده گردید. ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه هوش های چندگانه 893/0 و برای پرسشنامه مهارت تفکر استراتژیک944/0 بدست آمد. نتایج پژوهش نشان داد که بین هوش های چندگانه و مهارت تفکر استراتژیک مدیران و دبیران متوسطه شهرستان مانه و سملقان رابطه معناداری وجود دارد. یعنی هوش چندگانه در ایجاد و ارتقاء تفکراستراتژیک سازمانی اهمیت بسزایی دارد و با ارتقاء هوش چندگانه، تفکراستراتژیک نیز ارتقاء می یابد.