جنیدنامه، پیش درآمد (prologue) داستان بلند ابومسلم نامه، پرداختی خیالی و فانتاستیک از زندگی جدّ ابومسلم خراسانی است که در آن عناصری از دنیای واقعی با عناصر خیالی پردازندگان و ناقلان کهن همراه شده و جهانی را آفریده است که در آن ایده ی فرایند رشد و دستیابی به فردیت، با محور قهرمانان حماسی و تاریخی، به تصویر کشیده می شود. در مقاله ی حاضر، پس از معرفی نوع ادبی فانتزی و بیان اهداف فانتزی سازی با استفاده از متون کهن، عناصر اصلی سازنده ی فانتزی جنیدنامه دسته بندی و تحلیل روان شناختی شده اند. این عناصر عبارت اند از: ساختار متناقض و شخصیت پردازی متقابل و درون مایه ی حماسی و دینی. حاصل کار نشان می دهد که به علت تناسب کامل ذهن نامنظم و آشفته ی کودک با ساختار متن یادشده، این ابزار بهترین وسیله برای نظم بخشیدن به آشفتگی های درونی و حرکت ذهنی آن ها از کودکی به بلوغ است.
ارتقای بهره ورری به عنوان یکی از راهکارهای مهم تأمین رشد اقتصادی و افزایش رقابت پذیری بنگاه ها مورد توجه بوده است، به گونه ای که کشورهای موفق بخش قابل ملاحظه ای از رشد تولید خود را از این طریق به دست آورده اند. از سویی، توسعه بورس اوراق بهادار از ابزارهای مهم جهت نیل به رشد پایدار اقتصادی و افزایش بهره وری محسوب می شود. هدف این تحقیق بررسی تأثیر پذیرش شرکت ها در بورس اوراق بهادار بر کارایی فنی (بهره وری) شرکت های مزبور می باشد. در این راستا، 17 شرکت از شرکت های متعلق به گروه صنعت سیمان، گچ و آهک انتخاب شده و کارایی فنی آنها با رویکرد تحلیل پوششی داده ها در طول 3 سال پیش و پس از پذیرش در بورس مورد محاسبه قرار گرفته است. نتایج تحقیق حاکی از افزایش بهره وری شرکت ها پس از پذیرفته شدن در بورس اوراق بهادار است، به گونه ای که میانگین شاخص بهره وری از 603/. پیش از پذیرش در بورس به 660/. پس از پذیرش افزایش یافته است. علاوه بر این، با مقایسه شاخص های بهره وری پیش و پس از پذیرش در بورس از طریق آزمون مقایسه زوجی این افزایش در بهره وری معنادار است.
هنگامی که دانش ادبیات تطبیقی، مرزهای اروپا را درنوردید و به سرزمین های عربی راه یافت، موضع گیری های متفاوت و بعضاً متناقضی از سوی ناقدان عرب در برابر آن مطرح شد؛ برخی با استقبال از ادبیات تطبیقی، آن را روزنه ای برای تقویت فرهنگ و ادبیات ملی و ابزاری برای گفت و گو، دوستی، فهمیدن و شناخت دیگران و ... دانسته و گروهی دیگر با نگاه تردید و اتهام به آن نگریسته و بر این باورند که «اروپا محوریِ» مکتب های ادبیات تطبیقی و پیوند آن با «ناسیونالیسم» و «امپریالیسم» غرب، کوششی برای غربی نمودن اندیشه های عربی – اسلامی و آغازی برای استعمار نوین (فرهنگی) از سوی اروپاییان است. این پژوهش نظری، بر آن است تا با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی به مرور موشکافانه و تحلیل دیدگاه های انتقادی گروه دوم بپردازد. یافتة اساسی آن نیز در این نکته است که این گروه ناقدان از زاویة هویت و فرهنگ به نقد و آسیب شناسی ادبیات تطبیقی پرداخته و بر این عقیده هستند که ادبیات تطبیقی دچار اروپا محوری و نژادپرستی فرهنگی است.
مدیران همواره می پرسند: چگونه می توان پس از طراحی و ساخت تبلیغ که از سوی کارگزاران تبلیغات پایان می یابد، آن را ارزیابی کرد؟
علاقه مندی مدیران در آن است که بتوانند فهرست وار دلایلی را برشمارند تا کاستیهای تبلیغ را کارگزاران تبلیغات بپذیرند و درصدد رفع آن برآیند.
متن حاضر، 10 معیار را فهرست بندی کرده به همراه توضیحات لازم تقدیم مدیرانی می کند که دوست دارند با دلایل و شواهد محکم، تبلیغی را بپذیرند یا آن را رد کنند.
توسعه پایدار، فرایندی از تغییر است که بهره برداری از منابع، مدیریت سرمایه گذاری ها، جهت گیری توسعه تکنولوژیک و تغییرات سازمانی را همزمان با نیازهای کنونی و آینده مطمح نظر قرار می دهد. در این راستا، شناسایی و تبیین نگرش دانشجویان نسبت به محیط زیست، به عنوان قشر آگاه و تأثیرگذار جامعه، گامی اساسی و مهم در سیاست گذاری های زیست - محیطی و تربیت نسلی آگاه به محیط زیست و مخاطرات آن و چگونگی مقابله با آن است. هدف از پژوهش حاضر، ارزیابی نگرش و عملکرد زیست محیطی دانشجویان دانشگاه های دولتی سطح استان مازندران است. با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای و براساس فرمول کوکران، تعداد 406 نفر از 10313 نفر دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه های مذکور به عنوان نمونه تعیین و اطلاعات مربوطه با استفاده از پرسشنامه جمع آوری شد. نتایج پژوهش نشان داد نگرش دانشجویان نسبت به محیط زیست مثبت بوده، اما به رفتارهای زیست - محیطی چندان پایبند نبوده اند. 53 درصد از دانشجویان مورد بررسی از رسانه های دیداری به عنوان منبع اصلی اطلاعات زیست - محیطی استفاده می کنند. همچنین، دانشجویان ساکن شهر، در مقایسه با دانشجویان روستایی، رفتارهای زیست - محیطی مطلوبتری از خود نشان دادند. نگرش و عملکرد زیست - محیطی دانشجویان بر حسب جنسیت هیچ تفاوتی نداشت و بین نگرش و عملکرد زیست محیطی دانشجویان رابطه ضعیفی وجود داشته است. همچنین، نگرش و عملکرد زیست - محیطی دانشجویان برحسب منابع اطلاعاتی و تصور فرد از عملکرد زیست - محیطی خانواده متفاوت بود.
امروزه منابع مختلف اجتماعی با تأکید بر اهمیت ظاهر بدنی و ارائه معیارهای زیبایی تقریباً به دور از دسترس، زمینه ساز مشکلات جسمی، روانی و اجتماعی برای افراد و بخصوص زنان جوان شده اند. اضطراب فیزیک اجتماعی یکی از اختلالات روانی است که در پی همین فشارها و مطالبات اجتماعی به وجود می آید. مطالعه حاضر سعی دارد با تعیین میزان اضطراب فیزیک اجتماعی در بین دختران جوان، ارتباط این اختلال را با مفهوم هوش هیجانی که از عوامل مؤثر بر بهداشت روانی افراد است، بررسی کند. جامعه آماری این پژوهش، شامل تمامی دختران دانشجوی مقطع کارشناسی دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 92-91 به تعداد 4514 نفر است که از این تعداد، 376 نفر به روش تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند. داده ها به روش پیمایشی و با ابزار اندازه گیری پرسشنامه گردآوری شده و با استفاده از نرم افزار20- SPSS تجزیه و تحلیل شده اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که اضطراب فیزیک اجتماعی با هوش هیجانی و مؤلفه های آن که در این تحقیق بررسی شد (خودآگاهی، خودکنترلی، هوشیاری اجتماعی و مهارت های اجتماعی)، همبستگی منفی و معنادار دارد. با لحاظ تحلیل رگرسیونی، متغیرهای مستقل تحقیق در کل، 28 درصد از تغییرات اضطراب فیزیک اجتماعی را تبیین می کنند و از چهار مؤلفه هوش هیجانی، بعد خودآگاهی با 498/0- = Beta و بعد مهارت های اجتماعی با 208/0- = Beta بیشترین مقدار واریانس اضطراب فیزیک اجتماعی را پیش بینی می کنند.
بحث زبان دین یکی از مهم ترین و جذاب ترین مباحث فلسفه ی دین است. از آن جایی که این بحث به معناداری و معناشناسی اوصاف الاهی مربوط می شود، برای متدینان، از اهمیت بسیاری برخوردار است؛ زیرا معقول بودن گزاره های ناظر به خداوند، در گرو معناداری آن هاست. به طور کلی می توان گفت در این زمینه، با دو پرسش اساسی مواجهیم:
۱. آیا گزاره های ناظر به خداوند معنادارند یا نه؟
۲. در صورت معناداری گزاره های مذکور، درک معنای آن ها برای انسان ممکن است یا نه؟
در این مقاله آنچه بررسی کرده ایم، پاسخ قاضی عبدالجبار معتزلی و ویلیام پی. آلستون به سؤالات بالاست؛ زیرا گرچه آنان به دو فضای فکری و زمانی مختلف تعلق دارند، در باب معناشناسی، اوصاف کمالی مانند علم و قدرت و... و اوصاف فعلی نظیر درک کردن، ساختن و...، دیدگاه نزدیکی به یک دیگر دارند که از آن، می توان با عنوان رویکرد کارکردگروی یاد کرد.
در پژوهش حاضر، قاعده ی «الواحد لا یصدر عنه الاّ الواحد» با روشی تطبیقی-تحلیلی بین دو فیلسوف گران قدر جهان اسلام، شیخ الرئیس ابوعلی سینا و صدرالمتألهین ملاصدرا، مورد بررسی قرارگرفته است. در آغاز، سعی شده تبیینی صحیح از معنای قاعده و ساختار آن و بداهت مفهوم وحدت و کثرت، منشأ ظهور قاعده و معتقدین و منکرین آن و دلایل اثبات قاعده و فروع قاعده ارائه شده، این نکته روشن گردد که جایگاه بحث از آن در فلسفه ی اولی و ذیل مباحث مربوط به مفارقات و علت و معلول است. توضیح این که قاعده ی الواحد یکی از قواعد کلی و ثمربخش فلسفه ی اسلامی است که نقشی اساسی در تفسیر مسأله ی پیدایش منظم موجودات از هم دیگر، به ویژه پیدایش نخستین معلول بر عهده دارد. فیلسوفان اسلامی با تحلیل و اثبات این قاعده، آفرینش نخستین معلول به واسطه ی واجب تعالی را اصلی ترین مصداق این قاعده معرفی می کنند و معتقدند که بر اساس این قاعده، از واجب الوجود بسیط، تنها یک معلول به نحو بی واسطه صادر می شود. موضوع دیگری که در این مقاله از آن بحث می شود این است که این عالمِ (ماسوی الله) به ظاهر متکثر چگونه از ذات باری تعالی، که واحد من جمیع الجهات است، صادر یا ناشی شده است؟!
در این مقاله، می کوشیم تا رابطه ی زبان و منطق را از نظر ویتگنشتاین بررسی کنیم. برای این منظور از سه کتاب مهم او یعنی رساله ی منطقی-فلسفی، پژوهش های فلسفی و در باب یقین استفاده کرده ایم. ابتدا این رابطه را در رساله ی منطقی-فلسفی توضیح می دهیم و نتایج آن را برمی شمریم. سپس بعضی از انتقادات واردشده به این تلقی را بررسی می کنیم، از جمله نشان می دهیم که نگاه ذات گرایانه به زبان از نظر ویتگنشتاین متأخر، نگاهی اشتباه است و سرچشمه ی بدفهمی از رابطه ی منطق و زبان شده است. آن گاه با مدد گرفتن از پژوهش های فلسفی تلقی ویتگنشتاین متأخر از رابطه ی زبان و منطق را بازسازی می کنیم. از این منظر، منطق مقوم پیشین زبان نیست، بلکه خود محصول به کارگیری زبان است. آن گاه به منظور تأیید این تلقی، به یک پژوهش مردم شناختی استناد می کنیم. در انتها، می کوشیم تا با استفاده از مفهوم «جهان-تصویر» از کتاب در باب یقین به بعضی سؤالات محتمل پاسخ دهیم.
«سکناگزینی» مفهومی فراتر از داشتن یک سرپناه است. این مقوله از منظر پدیدارشناسی، نه تنها به منزله ی برقراری ارتباط با دیگران است، بلکه ارتباط با خانه را نیز در بر می گیرد. در فرهنگ ایرانی، خانه همواره محلی برای ظهور و شکل گیری خانواده محسوب می شود. در اسلام همواره، به خانه، به دید یکی از نیازهای اساسی انسان توجه و از آن، به مانند مکانی برای رسیدن به آرامش یاد شده است. پژوهش حاضر که آن را با روش منطقی تحلیلی نگاشته ایم، تحلیلی بر مباحث مربوط به معماری و مفاهیم «سکونت» و «مسکن» در سه شاخه ی اسلام و فرهنگِ ایرانی و نظریات پدیدارشناسان است. در این مقاله کوشیده ایم مبانی فلسفی سکناگزینی را از دیدگاه اندیشه ی فلسفی پدیدارشناسی نشان دهیم و سپس از منظر ارزش های اسلامی ایرانی بررسی کنیم.
نوشتار حاضر موانع راه کمال انسان را از دیدگاه نهج البلاغه و مثنوی بررسی کرده و از میان رهزنان بی شماری که در این مسیر بر سر راه انسان قد علم کرده اند، به نفس اماره و شیطان و حب دنیا پرداخته است؛ زیرا این عوامل سه گانه خود مانع زاست؛ یعنی ریشه ی آفت های بسیار دیگری نیز به شمار می روند. در کلام حضرت علی(ع)، دشمنانگی شیطان در مقایسه با نفس بیشتر است؛ زیرا نفس آن گاه که تبدیل مزاج می یابد، دیگر بر سر راه انسان قرار نمی گیرد؛ امّا در کلام مولوی، نفس غالباً به معنی نفس امّاره است، بنابراین خطر او از شیطان بیشتر است. دنیا در کلام امیرمؤمنان و مولوی، دو چهره دارد: چهره ای فریبا و چهره ای پنددهنده؛ آن گاه فریباست که نفس و شیطان از آن سوء استفاده کنند و به همین دلیل جزء موانع بزرگ راه کمال انسان قلمداد می گردد.
انسانامروزینتحتتاثیرتحولاتودگرگونی هایفرهنگی-اجتماعی درون و برون جامعه ایی، هویت های متعددی را کسب نموده است و برخلافگذشتهبهموجودیچندساحتیباابعادوجنبه هایقومی، فرهنگی، ملی، مذهبیو... تبدیلشدهاست. فرد زمانی خویشتن را در قوم و گروه قومی اش جستجو می کند و زمانی دیگر ملت و ملیت برایش حائز اهمیت می شود. گاه نیز این دو را با هم و در کنار هم می بیند و بدان ها احساس تعلق و تعهد می نماید. مقاله حاضر با استفاده از تئوری های روانشناسی اجتماعی، جامعه شناسی و مردم شناسی با بررسی دیدگاه های نظری و منابع تجربی در خصوص هویت قومی وملی، چارچوب و الگوی نظری را طراحی و بر اساس آن فرضیاتی را مطرح نموده است. روش تحقیق به صورت تلفیقی بوده که مشتمل بر دو بخش پیمایشی وتاریخی است. جمعیت آماری شامل 404 نفر افراد بالای 15 سال متعلق به 6گروه قومی عمده ساکن کرج است. نتایج پژوهش بیانگر وجود تشابهات و قرابت بین هویت قومی و ملی است. نتایج همچنین بیانگر این است که بعد هویت ملی در افراد قوی تر از هویت قومی است، اما این مسأله دال بر ضعف هویت قومی در نزد گروه های قومی نیست. یافته ها نشان می دهد که متغیرهای سن، گستره روابط، میزان استفاده از رسانه و سرمایه فرهنگی اثر مستقیم و فزاینده ای بر شکل گیری هویت قومی و ملی دارند و از سوی دیگر افزایش احساس محرومیت نسبی در افراد تأثیر منفی برشکل گیری این هویت ها دارد. در مجموع 5 متغیر فوق حدود 25 درصد از تغییرات شکل گیری هویت قومی و ملی در نزد افراد را تبیین می نمایند.
بر پایه نظریه های کنش متقابل نمادین و نقش پذیری میان متغیرهای تحقیق ارتباط نظری برقرار شده و فرضیات تحقیق مطرح گردید. برای سنجش دین داری با تکیه بر چارچوب نظری و تحقیقات پیشین از مقیاس معتبری استفاده شد که پیش از این بارها در تحقیقات خارج و داخل کشور مورد آزمون قرار گرفته است. در سنجش این مفهوم از مقیاس گلاک و استارک در چهار بعد (اعتقادی، عاطفی، پیامدی و مناسکی) استفاده شد. متغیرهای مستقل تحقیق نیز پس از مرور تحقیقات مرتبط با تکیه بر جوانب نظری بحث تعریف و شاخص سازی شدند و با استفاده از آزمون های اعتبار و پایایی مورد سنجش و استانداردسازی قرار گرفتند. همه فرضیات تحقیق که بیان گر رابطه میان دین داری و عوامل مؤثر بر آن (آموزش رسمی مذهبی، آموزش غیر رسمی مذهبی، خانواده، دوستان، سرمایه اجتماعی، رسانه، سن، جنسیت، تحصیلات به جزءتأهل) تایید شدند. همچنین یافته ها نشان می دهند ابعاد مناسکی، اعتقادی، عاطفی و پیامدی به ترتیب بیشترین روابط همبستگی را با متغیرهای مستقل تحقیق داشته اند. از سوی دیگر آموزش رسمی، دوستان مذهبی، خانواده مذهبی، آموزش غیر رسمی، رسانه، سن و سرمایه اجتماعی به ترتیب بیشترین همبستگی را با ابعاد مختلف دین داری داشته اند. نوع روابط میان این متغیرها با دین داری عموماً مثبت و در سطح متوسط تا قوی است.
مدیریت خدمات پرتقاضای شهری و برنامه ریزی برای ارائه آنها بصورت الکترونیک در قالب مراکز و مجتمع های چند عملکردی و متمرکز که سازمان های مختلف(اعم از دولتی و غیر دولتی) بخشی از خدمات خود را در آن ارائه می دهند، راهکاری در جهت خدمات رسانی الکترونیک شهری است. این استراتژی به ویژه برای کلانشهرهایی مانند تهران که با انباشتگی جمعیت و عملکردهای شهری و به تبع آن چالش آلودگی زیست بوم مواجه اند، گامی به سوی پایداری شهری است. در این پژوهش پس از تعیین جایگاه و نقش مراکز خدمات الکترونیک شهری و تبیین الزامات مکانی آن، شاخص های موثر در استقرار آن در کلانشهر تهران شناخته شده و پس از استخراج، مدلسازی مکانی آن در قالب پهنه های بهینه انجام گرفته است. از نظر روش شناسی، این پژوهش در سه مرحله؛ شناخت و استخراج شاخص های موثر با بهره گیری از تکنیک دلفی و مطالعه سوابق، وزن بخشی شاخص ها از طریق مدل AHP و ورود اطلاعات به محیط نرم افزار ARC GIS و مدلسازی آنها انجام پذیرفته است. یافته های اصلی این پژوهش در قالب الزامات مکانی و شاخص های منتخب بهینه برای الگوی مکانی استقرار مراکز و مجتمع ها و پهنه های بهینه استقرار این مراکز در کلانشهر تهران قابل ارائه هستند.
استفاده از پارکینگ های مکانیزه با توجه به گسترش روزافزون جمعیت کلان شهرها و افزایش طول مسیرهای رفت و آمد، قیمت بالای زمین در مناطق پرترافیک و نبود صرفه ی اقتصادی در اختصاص دادن مساحت زیادی از زمین به هر خودرو، ضروری به نظر می رسد. نوع تحقیق حاضر از حیث هدف کاربردی است. این پژوهش با رویکرد میدانی- پیمایشی انجام می شود. در این تحقیق با استفاده از تکنیک آزمایشگاه آزمون و ارزیابی تصمیم گیری (DEMATEL) فازی به بررسی و مدل سازی روابط علّی بین معیارهای مؤثر در زمینه توسعه پارکینگ های مکانیزه پرداخته شده است. در نهایت معیارهای تأثیرگذار در توسعه پارکینگ های مکانیزه با استفاده از روش تاپسیس (TOPSIS) فازی اولویت بندی شدند.. با مرور ادبیات تحقیق و استفاده از نظر خبرگان معیارهای مؤثر در زمینه ی توسعه پارکنیگ های مکانیزه شناسایی شدند. با استفاده از نتایج این تحقیق مدیریت شرکت ها در زمینه پارکینگ های مکانیزه قادر خواهند بود با داشتن منابع محدود سازمان خود و افزایش تقاضا برای نصب این پارکینگ ها نیاز مشتری خود را برآورده سازند. نتایج رتبه بندی معیارهای تأثیرگذار در توسعه پارکینگ های مکانیزه با استفاده از روش تاپسیس فازی نشان داد که به ترتیب معیارهای عملکرد، کیفیت خدمات پس از فروش و توجیه اقتصادی حائز رتبه های اول تا سوم در زمینه ی توسعه پارکینگ های مکانیزه هستند. با استفاده از رویکرد ارائه شده در این تحقیق می توان نسبت به اولویت گذاری و نیز وزن دهی به شاخص های تعیین محصولات نیز اقدام نمود.
فضیلت از مهم ترین مفاهیم اخلاقی و معدود واژه هایی است که محمول گزاره های اخلاقی قرار می گیرند. ارسطو فضایل را با توجه به هدف آنها به دو دسته اخلاقی و عقلانی تقسیم کرد و فضایل عقلانی را ویژگی های پایدار نفس که با هدف شناخت حقیقت (درستی) به کار گرفته شوند، دانست. در رویکرد معرفت شناسی فضیلت محور که در چند دهه اخیر رواج یافته، بر ارزش معرفتی فضایل عقلانی و نقش آنها در صدق باورها تأکید شده است. البته در گونه های مختلف این رویکرد، تلقی یکسانی از این فضایل وجود ندارد. سوسا آنها را از سنخ قوا و استعدادهای معرفتی می داند؛ اما زگزبسکی آنها را از سنخ ویژگی های رفتاری و خصائص شخصیتی و همچنین جزء فضایل اخلاقی و زیرشاخه ای از آنها می داند و هرچند نگاه ارسطویی به فضایل عقلانی را برمی گزیند، تفکیک بین فضایل عقلانی و اخلاقی را برنمی تابد. در این نوشتار برآنیم تا ضمن بررسی رویکردهای گوناگون به فضایل عقلانی با تأکید بر دیدگاه رابطه آنها را با فضایل اخلاقی بررسی کنیم.
در این پژوهش به کمک صورت بندی تعارض بین عقل و دین، محل تعارض تنقیح می شود. سپس با تبیین رویکردهای حسن و قبح عقلی و شرعی (نظریه امر الهی)، نسبت آنها در فرمان ذبح اسماعیل بررسی می شود. بنابر نظریه امر الهی، معرفت اخلاقی وابستگی حداکثری به دین دارد. وقتی این مبنا را بر ماجرای قربانی کردن اسماعیل(ع) تطبیق دهیم، دچار تزاحمات اخلاقی می شویم که ناشی از تحکم و قرائت حداکثری از نظریه امر الهی است. پس به ناچار یا باید اخلاق را تعطیل کنیم یا از نظریه امر الهی، قرائت معتدل تری ارائه دهیم تا با اخلاق سازگار شود. هر کدام از این روش ها توفیق اندکی در حل تعارض بین دین و اخلاق پیدا می کنند؛ اما روش پایانی از همه موفق تر به نظر می رسد.