
مقالات
حوزههای تخصصی:
هدف: از آنجا که آیین های عاشورایی و ادبیات غنی وابسته به آن، ظرفیت معنایی و شکلی قابل توجه دارند، این مقاله با هدف ارائه یک الگوی مناسب برای مناسک سازی در محتوای تولیدشده برای رسانه های شنیداری با استفاده از ظرفیت های آیین تعزیه نوشته شده است و سعی می کند قالب های کاربردی جدید را برای مخاطبان ارائه دهد.روش شناسی پژوهش: روش پژوهش حاضر کیفی و با استفاده از تحلیل روایت انجام شده است. برای نمونه دو نسخه از مجالس تعزیه عاشورایی، بازشنوایی و اجراهای موجود از نظر مشابهت و یا عدم هماهنگی، با در نظر گرفتن مقوله هایی چون نوع موسیقی، ریتم ، نوع اجرا و کارکرد و قالب برنامه در رسانه های شنیداری بررسی شدند.یافته ها: بر اساس یافته های این پژوهش، رادیو در جایگاه خود توانسته با استفاده از طیف برنامه های کوتاه، در سراسر دنیا انواع مختلفی از فرم و قالب برنامه سازی ارائه دهد.بحث و نتیجه گیری: با معرفی و پیشنهاد قالبی به نام «بیت استوری» به منظور اطلاع رسانی و آموزش کاربران، می توان شاهد حفظ و معرفی بخش مهمی از فرهنگ ایرانی-اسلامی و توسعه آن در رشد و جذب مخاطبان جهانی در این زمینه باشیم.
تحلیل تماتیک مفهوم عشق به خالق در فیلم مادر آرنوفسکی بر اساس اخلاقیات آگوستین
حوزههای تخصصی:
آگوستین به عنوان یکی از شخصیت های برجسته در حوزه اندیشه مسیحیت مورد توجه متفکران بوده است. اندیشه های او بر پایه ایمان مسیحی شکل گرفته و ریشه آن باورمندی به خدای یگانه است. یکی از آموزه های مهمی که ذیل خداباوری آگوستین قرار دارد، مفهوم عشق است. آگوستین عشق را به مثابه مفهومی مورد توجه قرار می دهد که بالاترین تجلی ایمان و باورمندی مومنانه را در بر می گیرد. بر اساس عقاید او می توان مولفه هایی را ذیل مفهوم عشق دسته بندی کرد که شامل اشتیاق برای رسیدن، حرکت ارادی به سمت عشق، نیک زیستن، بخشایش عشق، غایت: اتحاد عاشق و معشوق و مراتب عشق می شود. از آنجا که سینمای غرب با مفهوم عشق فیلم های متعددی ساخته است، می توان فیلم مادر ساخته دارن آرنوفسکی را به عنوان یکی از برجسته ترین فیلم های سال های اخیر که کمتر از منظر مفهوم عشق به آن توجه شده است، بر اساس آموزه های آگوستین مورد بررسی قرار داد. بنابراین هدف از انجام این پژوهش تحلیل فیلم مادر بر اساس مولفه هایی است که توسط پژوهنده از آرای آگوستین به دست آمده است. به این منظور با روش تحلیل تماتیک، رابطه سه شخصیت مهم و موثر فیلم، یعنی مادر، مرد و زن با او در جداولی مطابق با این روش پژوهشی به دست آمده و این نتیجه حاصل شده است که در فیلم مادر سه شخصیت مهم فیلم، به مفهوم مسیحی عشق از منظر آگوستین نزدیک شده، اما با آن فاصله دارند.
تبیین عوامل زمینه ساز بروز آسیب در تبلیغ مجازی معارف دینی
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه با پیشرفت حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، موضوع کارکرد فضای مجازی اهمیت ویژه ای یافته است، به گونه ای که نمی توان نقش آن را در شناساندن دین نادیده گرفت. پژوهش حاضر، با عنوان «تبیین عوامل زمینه ساز بروز آسیب در تبلیغ مجازی معارف دینی» به منظور آسیب شناسی سخت افزاری و نرم افزاری مبلغ، آسیب شناسی زمان تبلیغ، آسیب شناسی اجتماعی و فرهنگی مخاطبین در استفاده از فضای مجازی و عواملی که مانع تحقق اهداف تبلیغ مجازی معارف دینی می شوند و آن را با چالش مواجه می کنند، به رشته تحریر درآمده است. آسیب هایی که ممکن است قابل مشاهده نباشد، ولی روند تبلیغ مجازی را تهدید کند.
روش شناسی پژوهش: این تحقیق با استفاده از روش کتابخانه ای و با مراجعه به منابع نوشتاری و استنادی و با بهره گیری از دو دسته منابع سخت افزاری و نرم افزاری و با روش توصیفی–تحلیلی به گردآوری داده ها و اطلاعات پرداخته است.
یافته ها: یافته های پژوهش را می توان در دو دسته عوامل فردی و اجتماعی زمینه ساز بروز آسیب بررسی کرد. عوامل فردی که حول محور مبلغ می باشد، تحت سه عنوان: ضعف معرفتی، ضعف مهارتی و ضعف اخلاقی بیان شده و عوامل اجتماعی ذیل دو عنوان ضعف مدیریتی مسئولان و نفوذ دشمن سامان یافته، بیان شده است.
بحث و نتیجه گیری: مهم ترین نتیجه پژوهش عبارت است از اینکه تبلیغ معارف دینی در فضای مجازی یک ضرورت غیرقابل انکار، اما همراه با آسیب هایی است که راه پیشگیری از آن ها، شناخت عوامل زمینه ساز آن ها است.
زمینه ها و بسترهای تولید و انتشار اخبار جعلی از منظر قرآن کریم
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از تحقیق حاضر شناسایی بسترهای و زمینه های تولید و انتشار اخبار جعلی از منظر قرآن کریم است.
روش شناسی پژوهش: این تحقیق با رویکرد کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام شده است. داده های تحقیق از نوع کتابخانه ای است که با مراجعه به متن، ترجمه و کتب تفسیر قرآن گردآوری شده است.
یافته ها: مراجعه به آیه های قرآن کریم نشان می دهد بسترها و زمینه های تولید و انتشار اخبار جعلی عبارت است از: «باورها و اعتقادات»، «رویدادها/ بحران های امنیتی و نظامی»، «رویدادها/ موضوعات/ تحولات سیاسی»، «تمایلات انسانی»، «جایگاه اجتماعی»، «جهل و غفلت»، «مصیبت ها و سختی ها»، «خصومت و دشمنی»، «خلقیات و روحیات (فردی/ گروهی/ قومی)»، «دنیاپرستی»، «مشکلات و رذایل معنوی».
بحث و نتیجه گیری: بعضی از بسترها و زمینه های تولید و انتشار اخبار جعلی ذیل حوزه بینشی قرار می گیرد، مانند: «جهل»، «غفلت»، «خرافه گرایی». بعضی دیگر از زمینه ها و بسترها ذیل حوزه گرایشی جای دارد، مانند: «کمال گرایی»، «روحیه لجبازی در افراد، گروه ها یا اقوام»، و بعضی دیگر ذیل حوزه کنشی قرار دارد، مانند: «جنگ های نظامی» یا «رویدادهای سیاسی و امنیتی». یافته های تحقیق به ما در مواجهه با تولید و انتشار اخبار جعلی و پیشگیری از آن کمک می کند.
کارکرد کردار و زبان بدن در خلق بیان نمایشی با مطالعه موردی قصه حضرت یوسف در قرآن
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این پژوهش شناسایی کارکرد کردار و زبان بدن در خلق بیان نمایشی موجود در قصه حضرت یوسف در قرآن است.
روش شناسی پژوهش: اطلاعات و داده های پژوهش حاضر به شیوه کتابخانه ای جمع آوری شده و سپس با روش تحلیل روایت مورد بررسی قرار گرفته است.
یافته ها: بخشی از زندگی حضرت یوسف در قرآن کریم آمده و در تعداد آیات متفاوتی به قصه ایشان پرداخته شده است. با بررسی همه آیات در تعدادی از آن ها کردارها و کنش هایی را در قالب زبان بدن می توان دید که تعلیق، شخصیت پردازی و کشمکش در قصه را پیش برده است. بازخوانی قصه قرآنی یوسف با توجه به تحلیل بیان نمایشی موجود در آن، نکات تازه ای در قصه پردازی و اسلوب بلاغی قرآن به ما می دهد.
بحث و نتیجه گیری: در قصه حضرت یوسف به فراخور از کردار و زبان بدن در خلق بیان نمایشی بهره برده شده است. خداوند در این قصه به وسیله اعضا بدن و حالات آن ها از افکار و ایده ها، هیجانات، احساسات، ارزش های اخلاقی و ویژگی های شخصیتی پرده برداشته که در تطبیق با بیان دراماتیک باعث ایجاد و تشدید تعلیق، شخصیت پردازی و کشمکش شده است. این امر موجب بلاغت و درنتیجه نفوذ و تاثیر کامل کلام الهی با توجه به ویژگی های روانی انسان در فهم شده و غرض از بیان قصه حضرت یوسف را به بهترین شیوه به ما می نمایاند.
کاربست نظریّه "تحوّل شش گانه شخصیت در درام" در سریال های صاحبدلان، او یک فرشته بود، اغماء، و میوه ممنوعه
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر تحلیل سیر تحول شخصیت های درام از طریق کاربست نظریه «تحول شش گانه شخصیت در درام» با مطالعه موردی مجموعه های نمایشی صاحبدلان، او یک فرشته بود، اغماء و میوه ممنوعه است. این پژوهش درصدد است تا با مطالعه و بررسی درام های موردنظر، انواع سیر تحول شخصیت ها را مورد بررسی قرار دهد. هچنین این پژوهش قصد دارد نشان دهد تنوع تحول شخصیت ها در یک درام چه نقشی در کیفیت ساخت آن دارد.
روش شناسی پژوهش: روش این پژوهش تحلیل محتوای کیفی است که شامل شیوه های تخصصی در پردازش داده های پژوهشی است. این روش در جست وجوی دریافت جنبه های ادراکی و احساسی پیام ها و یا درک موارد پنهانی و قابل استخراج از بیانات و محتواهاست. بنابراین پژوهشگر در این مسیر، افزون بر بیان وضعیت و چگونگی پدیده یا موضوع، به تبیین چگونگی و سایر ابعاد آن و همچنین تحلیل کیفی محتوای اثر می پردازد.
یافته ها: انواع شش گانه تحول شخصیت، شامل: رستاخیز، سقوط، تعالی، تدنّی، از قهقرا بازگشتن، و به قهقرا رفتن، جملگی در درام های مورد بررسی در این پژوهش وجود داشتند. به عبارت دیگر، تحول شخصیت های این درام ها آن گونه که در ابتدای امر به نظر می رسد تنها از مقوله رستاخیز (توبه) نیست، بلکه انواع دیگر تحول ها نیز در این درام ها وجود دارند. با این همه، در مجموعه ای مثل صاحبدلان که تحول شخصیت متنوع تر است، کیفیت درام نیز بالاتر است.
بحث و نتیجه گیری: با توجه به یافته های تحلیل سیر تحول شخصیت ها در درام های موردنظر می توان به این نتیجه رسید که برای داشتن فیلمنامه ای با کیفیت مطلوب، باید علاوه بر متحول شدن شخصیت قهرمان، سایر شخصیت های یک فیلمنامه نیز تحول پیدا کنند، هرچند نه به اندازه قهرمان.