آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۹۵

چکیده

زمینه: متخصصان حوزه ی نوجوانان تأکید می کنند که برنامه های آموزشی می توانند در بهبود نگرش به زندگی کودکان و نوجوانان نقش مؤثری داشته باشند. از جمله ی این برنامه ها می توان به آموزش مهارت های زندگی و درمان پذیرش و تعهد بر نگرش اشاره کرد، اما تاکنون مطالعه ای به صورت مستقل به مقایسه ی اثربخشی این دو رویکرد در بهبود نگرش به زندگی دانش آموزان نپرداخته است؛ لذا باتوجه به خلأ پژوهشی در این زمینه و اهمیت متغیرهای مذکور، پژوهش در این زمینه ضروری به نظر می رسد. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی دو روش آموزش مهارت های زندگی و رویکرد درمانی مبتنی بر تعهد و پذیرش بر نگرش به زندگی دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول بود. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی و از نوع پیش-پس آزمون با گروه گواه می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول شهرستان کرج به تعداد حدود ده هزار نفر بودند. تعداد 60 نفر از آن ها که نمرات پایینی در پرسشنامه نگرش به زندگی داشتند، انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه (هر کدام 20 نفر) جایگزین شدند. یکی از گروه های آزمایش در معرض ده جلسه 90 دقیقه ای، بسته آموزشی مهارت های زندگی (محمدخانی، 1394) و دومین گروه آزمایش در معرض 8 جلسه 90 دقیقه آموزش رویکرد درمانی مبتنی برتعهد و پذیرش (هیز، 2011) قرار گرفتند. یک هفته پس از اتمام جلسات هر دو گروه مورد مطالعه، مجدداً به پرسشنامه شاخص نگرش به زندگی باتیستا (۱۹۷۳) پاسخ دادند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری توصیفی و استنباطی از جمله تحلیل کواریانس چندمتغیره و آزمون تعقیبی بونفرنی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد دو روش آموزش مهارت های زندگی و رویکرد مبتنی برتعهد بر نگرش به زندگی دانش آموزان دختر تأثیرگذار هستند (05/0 >P). اما بین اثربخشی آموزش مهارت های زندگی با گروه پذیرش و تعهد بر نگرش به زندگی دانش آموزان تفاوت معنادار نمی باشد (05/0 <P). نتیجه گیری: با توجه به اثربخش بودن برنامه های آموزشی مهارت های زندگی و رویکرد درمانی مبتنی برتعهد و پذیرش، می توان از این رویکردها برای بهبود نگرش به زندگی دانش آموزان در مراکز مشاوره، مؤسسات روانشناختی و مراکز آموزشی ازجمله مدارس استفاده نمود

تبلیغات