سبک خاص رهبری حسن صباح و سبک ویژه اطاعت پیروانش، به علت اطاعت محض داوطلبانه پیروان از حسن صباح، یکی از شاخص ترین نمونه ها برای مطالعات سبک شناسی رهبری و فرایند اطاعت محض است. اطاعت مطلق از رهبر، در شرایط اختیار کامل و تا سر حد مرگ توسط اسماعیلیان از حسن صباح، ذهن کنجکاو هر خواننده ای را برای پیدا کردن دلایل این چنین اطاعتی تحریک می کند. در این پژوهش، ضمن بررسی دلایل این موضوع، تلاش شده است تا با مطالعه موردی، رفتار گروه اجتماعی اسماعیلیان در دوران رهبری حسن صباح مورد بررسی قرار گیرد. در این پژوهش ابتدا با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی از نوع تحلیل محتوا، دلایل اطاعت محض اسماعیلیان از حسن صباح مورد شناسایی قرار گرفته است. سپس کدهای اولیه با استفاده از نرم افزار MAXQDA چندین مرتبه مورد تحلیل و بازبینی قرار گرفته و در نهایت 4 شاخص اصلی و 18 زیر شاخص از مجموعه داده ها شناسایی گردید. در پایان، با مراجعه به خبرگان و با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی، به اولویت بندی دلایل اطاعت محض اسماعیلیان پرداخته شده است. نتایج نشان می دهد که عواملی چون شان اجتماعی و موقعیت رهبر، قدرت اجبار رهبر و توان ارضاء نیاز های مادی کم ترین تاثیر را بر اطاعت محض این گروه داشته و شاخص هایی چون رهبری مذهبی، فنون تاثیر گذاری اجتماعی رهبر و تعصبات دینی پیروان مهم ترین عوامل تاثیر گذار بر اطاعت محض داوطلبانه این گروه بوده است. همچنین در بین شاخص های اصلی، سبک خاص رهبری حسن صباح به منزله مهم ترین عامل در فرایند اطاعت مطلق داوطلبانه اسماعیلیان شناخته شد.
منابع به حسین بن روح نوبختی (د 326 ق/ 938 م) از وابستگان خاندان نوبختی که در نزد شیعیان امامیه به عنوان نایب سوم امام دوازدهم شناخته شده است کمتر پرداخته و یا این که به ابعاد شخصیتی او اشاره نکرده اند. مسئله ای که این مقاله به بررسی آن می پردازد این است که آیا در منابع کهن اعم از نوشته های تاریخی، کلامی و حدیثی شیعه، کتاب های رجال و فرق به نیابت خاص او پرداخته اند یا خیر؟ به نظر می رسد به علت تقیه شدید او و شیعیان در آن زمان، در منابع تاریخی و شیعه معاصر او نیابت حسین بن روح مطرح نشده و تنها پس از مرگش به نیابت او اشاره شده است.
برای بررسی فرض مذکور ابتدا مطالبی که در کتاب های تاریخی درباره حسین بن روح در سده های 4 تا 8 هجری مطرح گردیده بررسی شده، سپس منابع حدیثی، کلامی امامیه و تاریخ های مربوط به اهل بیت در همین قرون مورد توجه قرار گرفته، آن گاه به کتاب های رجال و فرق پرداخته شده است.
با روی کار آمدن محمدعلی شاه قاجار و آغاز اختلافات او با مشروطه خواهان سرانجام مجلس شورای ملی از سوی قوای دولتی به توپ بسته شد و بساط مشروطیت برچیده گشت. و در ایران دوره ای آغاز شد که تحت عنوان «استبداد صغیر» شناخته شد و 13 ماه به طول انجامید. با آغاز این دوره، مشروطه خواهان از پا ننشسته شروع به مبارزه کردند. می توان گفت که تقریبا تمام اقشار اجتماعی در این مبارزه نمایندگانی داشتند و هر کدام به سهم خود بخشی از بار مبارزات را بر دوش کشیده، به مقاومت در برابر استبداد طلبی محمد علی شاه پرداختند. در این میان روحانیان و خصوصا مراجع و علمای عتبات نقش مهمی ایفا نمودند که با ارسال تلگرافات متعدد در واقع به آن بخش از فعالیت ها پرداختند که بعدها با عنوان فعالیت های قلمی شناخته شد. مقاله حاضر تلاشی است برای تبیین این فعالیت ها.
انجدان روستایی کوهستانی و کهن سال واقع در 35 کیلومتری اراک است. این منطقه در قرن نهم قمری مرکز امامان اسماعیلی بوده است. وجود دو مقبره شاه قلندر و شاه غریب در این روستا، که مربوط به امامان نزاری از شاخه قاسم شاهی است، گویای این سخن است. در بازدید از این منطقه و با استفاده از عکس های قدیمی تهیه شده توسط یکی از اهالی بومی، تعداد زیادی اسکلت در مقبره شاه غریب به دست آمد که تا آن زمان کسی از وجود آن ها خبری نداده بود. این مسئله سؤال های متعددی را مطرح کرد. از جمله آن که این اسکلت ها متعلق به چه کسانی و چه دورانی است؟ آیا یک قتل عام خونین بوده یا یک مقبره خانوادگی که بعدها به آتش کشیده شده است؟ در صورت صحت فرضیه قتل عام، علت آن چه بوده است؟ در هر دو صورت چه کسی یا کسانی به این کار دست زدند؟ و چرا؟ این مقاله سعی دارد با استفاده از منابع کتاب خانه ای و میدانی پاسخی برای سؤالات فوق بیابد. روش تحقیق عبارت است از روش تاریخی از نوع توصیفی تحلیلی با کمک از اسکلت شناسی باستان شناسی.
سند به مثابه مادّه ی خام در گزارشِ رویدادهای تاریخی حضور دارد. گاهی فقط برای معطوفکردن متن به چشم نوازشدنِ استنادهای پی درپی از اسناد بهره میگیریم و گاهی که خود را به نگره ای پیشینی مجهّز ساخته ایم، از اسناد بهره میبریم. اگر سند را مادّه ی خامِ چندمنظوره بدانیم، کارویژه ی آن عبارت خواهد بود از: عاملِ میانجیِ جهشِ کیفی از کتابتِ وصف گونه به تبیینِ رویدادهای تاریخی. بایسته است در بررسی رویدادها، با تکیه بر وصف و شرح، به بیان دالّی و تفهّمِ رویداد دست یازیم؛ این امر به کاربستِ شیوه های نوین پژوهش منوط است. در تفهّمِ رویدادهای تاریخی، اسناد، خودبه خود سخن نمیگویند، بلکه مؤلفه های پژوهشیِ کمکدهنده اسناد را به برون افکندنِ درون مایه های خود وادار میکنند. در روایت های وصف/ شرح گونه از رخدادهای تاریخی، اسناد ارزشی یکسان دارند؛ ولی در بیان های نگره مندانه ی تاریخی، از ارزش برخی سندها کاسته، و بر اهمیّت برخی دیگر افزوده میشود. نگارنده میکوشد با تکیه بر برخی از اسناد دوران قاجار، الگویی را در پژوهش های تاریخیِ مبتنیِ بر اسناد پیشنهاد دهد که به نظر میرسد ما را به حیطه ی درون نگریِ تاریخِ تحوّلات ایرانِ معاصر رهنمون خواهد ساخت.