فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۳۸۱ تا ۲٬۴۰۰ مورد از کل ۸٬۰۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
فعالیت های مذهبی کارملیت ها در ایران عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حضور هیئت های تبلیغی- تبشیری اروپایی در ایران، از جمله مباحث مورد توجه در تاریخ صفویه است، و کارملیت ها از مهم ترین این هیئت ها بوده اند.کارملیت-ها به عنوان یکی از هیئت های تبلیغی کاتولیک و فرستادگان پاپ، از دوره ی حکومت شاه عباس اول، به منظور برقراری اتحاد میان ایران و دول مسیحی اروپا در برابر عثمانی، و نیز ترویج مذهب کاتولیک، به ایران آمدند و برای تحقق این اهداف به فعالیت های مختلفی پرداختند و تا انقراض صفویان همواره مورد حمایت شاهان آن سلسله بودند. هم از این رو بود که آنان توانستند تا پایان عصر صفوی و حتّی بعد از آن، در ایران حضوری فعّال و مستمر داشته باشند. حضور و فعالیت های کارملیت ها در ایران عصر صفوی در زمینه های مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و مذهبی پی آمدهایی به دنبال داشت، که بیش تر این پی آمدها در راستای تحقق اهداف پاپ و برخی دول اروپایی بود. این پژوهش در پی آن است که پس از ارائه ی معرفی کوتاهی از کارملیت ها و چگونگی حضور آنان در ایران عصر صفوی، پی آمدهای مذهبی حضور آنان را در آن دوره بررسی و واکاوی نماید.
سیمای محمد بن ابوبکر در منابع شیعی و سنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محمدبن ابوبکر از معدود چهره های شاخص در تاریخ فرهنگ اسلامی است که اصالت و شرافت خاندانی و ایمانی را توأمان در خود جمع کرده بود. از یک سو، پیوند نَسَبی او با ابوبکر، و از سوی دیگر، پیوند ولایی او با امام علی(ع) موجب شد که چهره ی وی در منابع شیعی و سنی بازتاب های مختلف یابد.
چرایی بازتاب متفاوت چهره ی محمدبن ابوبکر در منابع فریقین، عمده ترین مسئله ای است که این مقاله میکوشد با توسل به روش توصیفی- تحلیلی، به ایضاح آن همت گمارد و نشان دهد که تاریخ نگاری اسلامی، با عنایت به موقعیت دودمانی و ایمانی او، چهره ی دوگانه ای از وی ترسیم کرده است که از حیث ارزشی با یکدیگر برابر نیستند. این نابرابری که در قالب دو سیرت پاک و ناپاک از او بازتاب یافته است، ریشه در نوع نگرش منابع شیعی و سنی به زیست نامه و شجره نامه ی وی دارد که به مثابه ی ابزاری برای این ترسیم دوگانه، مورد بهره برداری قرار گرفته اند.
دریای پرآوازه
حوزههای تخصصی:
ترجمه ای گرانبها از یک اثر قدیمی
حوزههای تخصصی:
بحثی در تاریخ گذاری رسائل اخوان الصفا؛ نقدِ نقد عباس همدانی به تاریخ گذاری پل کازانووا بر رسائل اخوان الصفا
حوزههای تخصصی:
تاریخ نگارش رسائل اخوان الصفا به هیچ روی مشخص نیست.نام نویسندگان آن نیز به همگان پوشیده است که این امر نیز سبب نظرورزی های متعددی در این موارد شده است.به نظر می رسد موضوع تاریخ نگارش رسائل با مقاله ی انتقادی پل کازانووا – که حاوی مطالعات تاریخی و ستاره شناسی پیچیده و نوینی بود- مرحله ی جدیدی شده است. نظریه های دیگری نیز در این زمینه به وجود آمد که روش استنادی آن ها با روش کازانووا متفاوت بود.نظریه ی کازانووا را در دهه های پایانی قرن بیستم عباس همدانی تصحیح و نقد کرده، نواقصی از آن را زدوده و با فرضیه های جدیدنتایج تازه ای عرضه کرده است.نظر همدانی درباره ی زمان نگارش رسائل، تا به امروز نیز در محافل اسماعیلی شناسی یکی از آرای پذیرفته شده، و ملاک نظر بوده است. در این مقاله پس از شرحی اجمالی درباره ی نظریه های مذکور، تمایزهای آن ها با یکدیگر بررسی می شود.سپس با تحلیل نظر همدانی، اشکال ها و ابهام هایی که در فرضیه سازی و نتیجه گیری او برای تعیین تاریخ نگارش رسائل وجود دارد، تشریح می شود.نظر همدانی در دو بخش «باورها و پیشگویی های نجومی» و نیز «مسئله ی مهدویت و ظهور قائم» نقد می شود.در پایان، با تشکیک در تفسیرهای همدانی از متن رسائل، نظر وی درباره ی تبلیغی بودن رسائل برای قدرت گیری و تأسیس خلافت فاطمیان مورد تردید قرار می گیرد
شواهدی از فعالیت های پل سازی ساسانیان در دشت بیستون(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۸ پاییز و زمستان ۱۳۹۰ شماره ۱۶
107-126
حوزههای تخصصی:
بنا بر شواهد موجود در اواخر دوره ساسانی، بیستون به دلیل شرایط مطلوب آب وهوایی، نزدیکی به تیسفون، وجود چشمه ها و رودخانه های پرآب، قرارداشتن بر سر راه های مهم و استراتژیک مورد توجه قرار گرفت. همین امر باعث شد تا آثار در خور توجهی همزمان و طی طرح عمرانی عظیمی پایه ریزی گردد. از آنجا که بیستون بر سر شاهراهی بوده که شرق و غرب امپراطوری شکوهمند ساسانی را بهم پیوند می داده، ایجاد پل هایی بر روی رودخانه های پرآب منطقه که موانع بزرگی بر سر راه های ارتباطی بوده اند؛ از برنامه های مهم عمرانی به شمار می رفته است. پل بیستون، پل قوزیوند و پل خسرو از آثار ناتمام این دوره اند که بنا بر اصول و تکنیک های پل سازی ساسانی در این منطقه پایه ریزی شده، اما بنا به دلایلی همزمان با سایر آثار ناتمام دشت بیستون رها می شوند. در این مقاله سعی شده است تا با استناد به شواهد باستان شناختی پل های ساسانی دشت بیستون و فعالیت های پل سازی در این محدوده مورد بررسی قرار گیرد.
بررسی باستان شناسی محدوده سد آزاد، استان کردستان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۸ بهار و تابستان ۱۳۹۰ شماره ۱۵
73 - 90
حوزههای تخصصی:
بررسی باستان شناسی محدوده سد آزاد کردستان طی آبان ماه ۱۳۸۶ با هدف شناسایی و ثبت اولیه آثار فرهنگی محدوده دریاچه سد به منظور برنامه ریزی برای کاوش های نجات بخشی به انجام رسید. در این بررسی تعداد ۲۱ محوطه از دوران پیش از تاریخ تا اسلامی شناسایی و ثبت گردید که این آثار شامل محوطه، تپه، گورستان و بنا می گردند. بر اساس مطالعه داده های سفالی، قدیمی ترین استقرار منسوب به مفرغ قدیم (۱ محوطه) بوده و پس از آن با وقفه ای طولانی آثار مربوط به دوره هخامنشی (۳ محوطه) شناسایی شد. بیشترین تعداد استقرار مربوط به دوره اشکانی (۱۷ محوطه) است و از دوران ساسانی نیز آثار استقراری ثبت شد و بالاخره با یک وقفه نسبتاً طولانی دیگر از دوران اسلامی متأخر (۴ محوطه) آثاری ثبت شده است.
تاریخ در پایگاه های خبری
حوزههای تخصصی:
فتح آذربایجان و گرایش مردم آن به اسلام(22-35 هجری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حمله اعراب مسلمان به آذربایجان را از دو دیدگاه سیاسی و دینی می توان بررسی کرد؛ از لحاظ سیاسی، حمله های اعراب و فتح آذربایجان در سال 22 هجری و آغاز حکومت مسلمانان، برای اهالی آذربایجان تحمل ناپذیر بود، مردم آذربایجان بارها در برابر حاکمیت اعراب شورش کردند و به راحتی تسلیم آنها نشدند.این مسئله سبب لشکرکشی های زیاد سرداران اسلام به این ناحیه در دوره خلافت عمر و عثمان و سرکوب شورش ها گردید،اما اهالی آذربایجان به مرور در اواخر خلافت عثمان با بی حاصل یافتن شورش های خود به اطلاعت از اعراب گردن نهادند. اسلام با قوانین جدید خود نظیر مساوات و برابری، برای بیشتر مردم ایران و آذربایجان که به جرم اعتقاد دینی به نوعی اسیر موبدان بودند، بهترین هدیه ای بود که روح سرگشته آنها را آرام می کرد.گروهی از مردم هم برای حفظ جایگاه بالای خود در جامعه یا برای برخورداری از مزایای مسلمانی، پس از پایان جنگ ها و فتوحات در آذربایجان، به اسلام گرویدند.این مقاله در پی پاسخ گویی به چگونگی روند فتح آذربایجان و گرایش اولیه مردم این سرزمین به اسلام در دوره خلیفه دوم و سوم است.
ویژگی های بافتار ژئوپولیتیک ایرانِ دوران قاجار از منظر سفرنامه نویسان روسیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به هنگام سلطنت قاجاریان، کشور ایران در نظام بین الملل جایگاهی درخور یافته بود. ایران در سیاست بین الملل، ازحیث ژئوپولیتیک، پنج کاراکتر ممتاز یافته و این موضوع سبب شده بود به کشوری تأثیرگذار در عرصه روابط بین الملل تبدیل شود. طرفه آنکه، این موقعیت مهم از رقابت های جهان گیرانه میان قدرت های برتر زمانه نصیب ایرانیان شده بود و قاجاریان، در پدیدارسازی آن نقشی نداشتند. موقعیت کریدوری ایران سبب می شد کشورهای قدرتمند نتوانند از وضعیت راهبردی ایران که در رقابت میان قدرت های بزرگ نقشی مؤثرداشت، چشم پوشی کنند. کانال ایران برای انگلستان نقش ممانعتی ایفا می کرد و برای قدرت های بزرگِ دیگر نقش ویژه نفوذیابی داشت. همچنین، کشور ایران درمیان دو دولت مداخله گر و قدرت مند روسیه و انگلستان، نقش دولت حائل را بازی می کرد که نه مستعمره می شد و نه مستقل می ماند؛ بلکه فقط به ایفای نقش ضربه گیر در رقابت نفس گیر میان دو ابرقدرت زمانه می پرداخت. ناگفته نماند که ایران و آسیای مرکزی درگیر یک بازی بزرگ نیز شده بودند؛ بازی بزرگی که میان بریتانیا و روسیه بر سر ایران، افغانستان، هند و آسیای مرکزی به وجود آمده بود. مسئله هند، ویژگی دیگر بود؛ زیرا هند اهمیتی غیر قابل چشم پوشی برای انگلستان داشت و می بایست به هر ترتیب، در اختیار بریتانیایی ها باقی می ماند. ایران برای انگلستان، نقش قلعه مدافع هند را دربرابر قدرت های بزرگی چون فرانسه، روسیه، و پروس (آلمان بعدی) داشت؛ زیرا هریک از این قدرت ها می خواستند هند را از تصرف انگستان خارج کنند و قدرت یکه تاز و توازن دهنده انگلیسی ها را در اروپا از بین ببرند.کشف نفت، اهمیت ایران را دوچندان ساخت؛ زیرا، به منزله موتور توسعه بود و تصاحب آن، سبب برتری بی چون وچرا در رقابت های دریایی میان قدرت های برتر می شد. نگارنده تلاش می کند با خوانشِ متن سفرنامه های پارسی گردان شده روس هایی که در زمان سلطنت قاجاریان به ایران آمده اند، ویژگی های پنج گانه ژئوپولیتیکِ کشور ایران را بررسی کند
دوسوگرایی جامعه شناختی در دوران ناصرالدین شاه قاجار از منظر سفرنامه ی «ایران و قیضه ی ایران» لرد کرزن با رویکرد شرق شناسی
حوزههای تخصصی:
«خود» و «دیگری» یک مفهوم دائمی است که همواره «خود» برای درک پیرامون با ایجاد یک «دیگری» سعی دارد که «هستی» را معنی کند؛ با چنین منظری در این مقاله می کوشیم به ناسازگاری انتظارات هنجاری در قالب مفهوم دوسوگرایی جامعه شناختی بپردازیم که منشاء بسیاری از مشکلات اجتماعی است و ریشه در شرایط تاریخی جامعه دارد. به رغم دیدگاه های استعماری سفرنامه نویسان و شرق شناسان انگلیسی از دوران قاجار، شناسایی و دسته بندی رفتارهای اجتماعی از منظر یک بیگانه، زمینه ی نسبتاً مناسبی برای دریافت خاستگاه اجتماعی ناسازگاری های هنجاری در اختیار پژوهش های جامعه شناسی- تاریخی قرار می دهد.در این میان از نگاه یک شرق شناس و سفرنامه نویس به نام جورج کرزن به ریشه یابی این مسئله در دوره ای از سلطنت ناصرالدین شاه قاجار می پردازیم. جامعه ی آماری مشتمل بر ده سفرنامه ی انگلیسی است که در دوره ناصرالدین شاه قاجار به نگارش درآمده است.در این میان سفرنامه ی جورج کرزن با نام ایران و قضیه ی ایران برای نمونه بررسی شده است.بر اساس دیدگاه مرتون و با بهره برداری از رویکرد روشی نوع شناسی و فنون بررسی تاریخی و تحلیل محتوای کیفی، انواع دوسوگرایی جامعه شناسی و روان شناسی در سفرنامه ی مذکور مورد شناسایی قرار گرفته و بستر اجتماعی آن بررسی شده است. نتایج بیانگر آن است که رفتار منحرفانه (دو سوگرایی روان شناختی) که برخاسته از نوع پنجم دوسوگرایی جامعه شناختی(تعارض میان ساختار فرهنگی و اجتماعی) است، بیشتر از انواع دیگر آن در سفرنامه کرزن مورد اشاره قرار گرفته است.همچنین، شیوع رفتار مقلدانه، به ویژه از سبک زندگی غربی که به نوع ششم دوسوگرایی جامعه شناختی نسبت داده می شود، بیشتر در میان طبقات بالا و در عرصه ی فرهنگی- سیاسی، در این سفرنامه دیده شده است.
اسناد موقوفات داراصفای خوی
حوزههای تخصصی:
پدیده رستم التواریخ (تاملی بر شخصیت محمدهاشم آصف و اثر تاریخی او)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رستم التواریخ و رستم الحکما دو ترکیب بدیع اند که نه در میان عناوین کتاب های تاریخی فارسی می توان ترکیب ظاهراً بی مسمّایی هم چون رستم التواریخ یافت و نه هیچ حکیمی برای معرفی خود از واژة «رستم» مدد جسته است. این امر می تواند بیانگر پدیدة جالبی در تاریخ تاریخ نگاری فارسی باشد.
مسئلة محوری در این مقاله آن است که چرا محمد هاشم آصف به مطالبی پرداخته است که در کمتر کتاب تاریخ نگاری آمده است. در این مقاله در نظر است با تمرکز بر «شخصیّت» محمد هاشم آصف و «زمانة» او و اجدادش (از اواخر صفویه تا اوایل قاجار)، ماهیّت تاریخی رستم التواریخ و شخصیت نویسندة آن بازکاوی شود. بدین منظور از دو رویکرد روش شناختی استفاده شده است، تبیین علل و تحلیل ادلّه.