مقدمه: پرداخت مبتنی بر عملکرد (طرح قاصدک)، مدل پرداختی است که سعی بر ارائه پاداش به ابعاد کمی عملکرد دارد و ارائه کنندگان خدمات سلامت را در جهت دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده از طریق انگیزاننده های مالی تشویق می کند. هدف پژوهش حاضر تعیین سطح رضایتمندی کارکنان از طرح قاصدک در سال 1398 بود. روش ها: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و به روش مقطعی بود. جامعه ی آماری پژوهش کلیه کارکنان بیمارستان های منتخب دانشگاه علوم پزشکی ایران بود. داده ها به وسیله پرسشنامه گردآوری شدند و با آزمون های تی مستقل، ANOVA، و همبستگی پیرسون در نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها: متوسط نمره رضایتمندی کارکنان گروه های پزشکی، پرستاری، پشتیبانی و پاراکلینیکی کمتر از حد متوسط بود (2/33 از 5). ارتباط معناداری میان مقدار رضایت از پرداخت مبتنی بر عملکرد با واحد محل اشتغال کارکنان مشاهده نشد (p-value=0/330). همچنین، بین متغیرهای سن و سوابق کاری کارکنان با میزان رضایتمندی آنان نیز ارتباط معنا داری مشاهده نشد(p-value=0/945) و (p-value=0/823)، به ترتیب، اما بین رضایتمندی کارکنان با رسته شغلی آنان ارتباط معنادار مشاهده شد(p-value=0/042).بیشترین و کمترین میزان رضایتمندی به ترتیب مربوط به رسته های شغلی پزشکی و اداری مالی بود. نتیجه گیری: رضایت کارکنان از سیستم پرداخت مبتنی بر عملکرد در بیمارستان های موردمطالعه، به ویژه در میان کارکنان غیر بالینی، در حد قابل قبول ﻧﯿﺴ ﺖ و ای ﻦ ﻣﺴ ﺌﻠﻪ می تواند در ﻋﻤﻠﮑ ﺮد و ﮐﯿﻔﯿ ﺖ ﮐ ﺎر کارکنان ﺗﺄﺛﯿﺮﮔﺬار ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﻨ ﺎﺑﺮایﻦ ﻧﯿ ﺎز ﺑ ﻪ ﺗﺄﻣ ﻞ و ﺗﻮﺟ ﻪ ﺑﯿﺸ ﺘر ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﻦ در این زمینه وجود دارد.
این پژوهش با هدف شناسایی و تبیین شاخصهای کلیدی برندسازی اسلامی انجام پذیرفت. تحقیق، بنیادی و در زمره تحقیقات کمّی کیفی است. جامعه آماری پژوهش سه طیف مختلف روحانیون، دانشگاهیان و مصرف کنندگان مسلمان در جامعه ایران هستند که اعضای آن با استفاده از نمونه گیری به روش احتمالی طبقه ای و بر اساس اصل کفایت نظری انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختار یافته و پرسشنامه است. روایی و پایایی مصاحبه ها با استفاده از روش CVR و آزمون کاپای کوهن مورد تأیید قرار گرفت. داده های مصاحبه و پرسشنامه به ترتیب با استفاده از روش شناسه گذاری و شیوه دلفی فازی تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که ترویج آداب و شریعت اسلامی، تقدم رضایت خدا و مشتری، استفاده از عنوان و کلمات اسلامی، تأمین منافع مسلمانان، رعایت اصل صداقت و درستی، مطابقت با موازین و ارزشهای اسلامی، تمرکز توأمان بر ارزشهای دینی و خواسته های مشتریان، اجرای بازاریابی اخلاقی، تولید محصولات در کشورهای مسلمان، جلب اعتماد مشتریان نسبت به حلال بودن محصولات، تعیین موضع مناسب در برابر محصولات غیر اسلامی، تمرکز و ارائه محصولات به کشورهای مسلمان، ارائه تبلیغات بر اساس موازین و ارزشهای اسلامی، توجه به فرایند تولید محصولات حلال، توجه به منافع آیندگان، در نظر داشتن مسائل زیست محیطی و مسئولیت اجتماعی، گسترش هویت اسلامی از طریق برندسازی، ارائه تصویر مثبت از اسلام در برندهای مسلمان، استفاده از احادیث در شعارها و تبلیغات برند و گسترش فرهنگ ساده زیستی و پرهیز از مادی گرایی شاخصهای اصلی برندسازی اسلامی است.
رفتارهای انحرافی، یکی از رفتارهای نامطلوب است که به وسیله کارکنان به منظور سرپرستی ظالمانه در محیط کار پاسخ داده می شود. کارکنان رفتار پرخاشگری و تلافی-جویانه را در مقابل بدرفتاری بین شخصی سرپرستان به نمایش می گذارند و در نهایت درگیر رفتارهای انحرافی می شوند. هدف از پژوهش حاضر، واکاوی نقش سرپرستی ظالمانه بر رفتارهای انحرافی کارکنان با تأملی بر نقش تعدیلگری اخلاق کار اسلامی و سرمایه روان شناختی است. مطالعه حاضر با هدف کاربردی و روش توصیفی- همبستگی انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش همه کارکنان ادارات دولتی استان سمنان است و روش نمونه گیری در دسترس بود که متناسب با حجم جامعه در هر سازمان، حجم نمونه به تعداد 218 نفر تعیین شد. برای سنجش متغیرهای سرپرستی ظالمانه از پرسشنامه استاندارد تیپر (2000)؛ رفتار انحرافی از پرسشنامه استاندارد بینت و رابینسون (2000)؛ اخلاق کار اسلامی از پرسشنامه استاندارد توفایل و همکاران (2017) و سرمایه روان شناختی از پرسشنامه استاندارد لوثانز و همکاران (2015) استفاده شد و به کمک مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزار Pls Smart- مورد بررسی قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد سرپرستی ظالمانه بر رفتار انحرافی کارکنان تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین، اخلاق کار اسلامی و سرمایه روان شناختی رابطه بین سرپرستی ظالمانه با رفتارهای انحرافی کارکنان را تعدیل می کند.
پژوهش حاضر با هدف طراحی الگویی برای شایستگی های مدیران هیئت های مذهبی به روش کیفی انجام شد و برای دستیابی به هدف از سه روش کیفیِ مشاهده، مصاحبه و مدیریت تعاملی (IM) استفاده شده است. جامعه آماری در هرکدام از روش های پژوهش متفاوت بوده است. در بخش مشاهده جامعه آماری شامل هیئت های شاخص، در بخش مصاحبه و مدیریت تعاملی شامل کارشناسان مدیریتی، مسائل اجتماعی، روان شناسی و مسئولان هیئت های نمونه بوده است. متناسب با روش های پژوهش استفاده شده، روش نمونه گیری نیز متفاوت بوده است. روش نمونه گیری در بخش مشاهده به صورت در دسترس بوده و با در نظر گرفتن محدودیت های پژوهش و ملاک های انتخاب از بین 11 هیئت، 5 مورد انتخاب شد؛ و در مصاحبه به صورت هدفمند و جمع آوری داده تا آنجایی ادامه یافت که اشباع نظری حاصل و در نهایت 9 مصاحبه انجام شد. در نهایت، در قسمت مدیریت تعاملی نیز نمونه شامل 5 نفر از افراد مصاحبه شده در مرحله قبل بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند. روش تجزیه وتحلیل در بخش مصاحبه و مشاهده پس از پیاده سازی متن آن ها به روش کدگذاری و با استفاده از نرم افزار Maxqda انجام شد. در روش مدیریت تعاملی مبنای پیشنهادی محقق که حاصل دو بخش قبل بود به بحث گزارده، پس از اصلاح و تائید متخصصان و رسیدن به اجماع نهایی، الگوی شماتیک شایستگی با نشان دادن روابط علی و معلولی با استفاده از نرم افزار ISM ترسیم شد. نتایج نشان داد که به ترتیب داشتن هنر مدیریت، شناخت مسائل دینی، اخلاق مداری، جاذبه قوی و دافعه مطلوب در روابط عمومی و داشتن سواد رسانه ای از مهم ترین شایستگی های یک مدیر هیئت مذهبی هستند.
پژوهش حاضر با استفاده از مفهوم نوین حکمرانی خوب در مطالعات مدیریت اسلامی با هدف طراحی مدل بومی مبتنی بر آموزه های دینی انجام گرفت. داده های پژوهش از طریق مرور نظام مند برجسته ترین اسناد و کتب دینی و تاریخی ایران باستان (دوره هخامنشیان) جمع آوری شد و با استفاده از روش داده بنیاد مورد تحلیل قرار گرفت. جهت اعتباریابی کیفی و بررسی روایی مدل مفهومی به دست آمده از مراحل کدگذاری، از روش تائید خبرگان منتخب با استفاده از روش نمونه گیری ترکیبی قضاوتی و گلوله برفی استفاده شد. بر اساس یافته های پژوهش، مقوله های شایستگی های مدیران و وحدت جهت و هدف مشترک ارکان نظام به عنوان شرایط علّی تحقق حکمرانی خوب؛ نظارت و کنترل، فرهنگ سازی، پویایی اصل شورا و مشورت و مدیریت دانش محور به عنوان شرایط زمینه و بستر و تحمیل فشار بر مردم، فساد و خیانت در مدیریت و ناکارآمدی در مدیریت به عنوان مقوله های مداخله گر تضعیف کننده حکمرانی خوب شناسایی شدند. تمرکز بر حوزه های منابع انسانی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به عنوان راهبردهای تحقق حکمرانی خوب و برقراری امنیت در حوزه های مختلف، برخورداری از پشتوانه مردمی، عدالت فراگیر، رشد و شکوفایی، کارایی و اثربخشی و پایبندی به هویت و ارزش ها پیامدهای حکمرانی خوب تعیین شدند.
موضوع شایستگی رهبران نظامی که در مواقع بحران و غیرقابل پیش بینی، تصمیم گیری می نمایند به عنوان یکی از موضوعات و دغدغه های اصلی حوزه دفاعی مطرح است. تجربه سالیان دفاع مقدس ثابت کرد فرماندهان نظامی با قابلیت های رهبری مناسب و با تأسی از دین مبین اسلام، می توانند الگویی موفق از رهبری نظامی را به جهانیان ارائه نمایند. هدف اصلی این تحقیق، تدوین الگوی شایستگی های دینی رهبران نظامی است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، از روش های کمّی و کیفی استفاده شده است. ابتدا مروری بر اسناد بالادستی، کتب و پژوهش های پیشین انجام شد و درادامه با استفاده از داده های حاصل از این مطالعات، مصاحبه عمیق حضوری در چندین جلسه با 15 نفر از خبرگان نظامی دانشگاهی به عمل آمد. پس از دریافت نتایج، داده ها به صورت تحلیل مضمون مورد تحلیل کیفی قرار گرفت و چارچوب مفهومی و مدل تحقیق، منتج از کدها و مقوله های به دست آمده، طراحی شد. در ادامه نیز جهت وزن دهی و اولویت بندی مدل، از روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی استفاده شد. نتیجه این تحقیق مبین این مطلب است که از مؤلفه های احصاشده، به ترتیب، مؤلفه های معنویت، رفتاری، مکتبی و بینشی، بیشترین تأثیر را در شایستگی های دینی رهبران نظامی دارند.
شفافیت یکی از موضوعات جدیدی است که در دولت های مدرن، بسیار روی آن تأکید می شود و در همین راستا در جمهوری اسلامی، یکی از کارهای مهمی که بایستی انجام گیرد، استخراج و فهم ابعاد و حدود شفافیت و کاربرد آن در حکومت اسلامی ازمنظر منابع اسلامی است. پژوهش حاضر درصدد است که با بررسی قرآن کریم به عنوان مهم ترین منبع دینی، مفهوم شناسی و کارکرد شفافیت در عرصه حاکمیت را با بهره گیری از روش نظریه داده بنیاد و به طور خاص، رویکرد استراوس و کوربین استخراج کند. با مطالعه قرآن کریم به طور کامل ابتدا حدود 250 کد باز و مفهوم اولیه شناسایی شد و در گام بعدی، در قالب کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی براساس الگوی نظام مند در مقوله های شرایط زمینه ای، علی، مداخله گر، راهبردها و مقوله محوری طبقه بندی شدند و در ادامه، با جرح و تعدیل 176 کد باز و مفاهیم اولیه، 57 کد انتخابی و 5 کد محوری شناسایی شد. درنهایت مشخص شد که حقیقت طلبی، صداقت، اصلاح و عدالت طلبی، از مفاهیم محوری مرتبط با شفافیت هستند و هم چنین پیامدهای شفافیت، منحصر به پیامدهای مادی نیستند بلکه اعتماد، هدایت، رشد و حقیقت ورزی از پیامدهای مهم شفافیت ازمنظر قرآن کریم و بخشی از الگوی شفافیت هستند.
هدف پژوهش حاضر شناسایی شاخص های مدیر انقلابی و طراحی مدل آن در بخش دولتی می باشد. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش انجام آن، جزء روش های کیفی بوده است. ابزار گردآوری اطلاعات و داده ها، مصاحبه با خبرگان بوده است. جامعه آماری خبرگان و مدیران در سه سطح کلان، متوسط و خرد در کشور می باشد. از طریق روش دلفی و با اشباح نظری 15 مدیر برای مصاحبه های عمقی انتخاب شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش های کیفی و روش استراوس همزمان با جمع آوری داده ها استفاده شد. نتایج گذاری ها نشان داد که همه مضامین، مقولات و مفاهیم به صورت کامل و بر اساس مصاحبه های عمقی صورت گرفته با 15 مدیر به این صورت بوده که منجر به استخراج 222 مفهوم در قالب کدگذاری باز، استخراج 132 مقوله/ شاخص در قالب کدگذاری محوری، استخراج 10 مضمون اصلی در قالب کدگذاری محوری و انتخابی و 6 مضمون فراگیر در قالب کدگذاری انتخابی بوده است. نتایج موردی نیز نشان داد که رفتار سازمانی مدیران، رفتار فردی و توانایی فردی مدیران، اخلاق و رفتار خدا محورانه، امید، جدیت و قاطعیت، پاسخگویی، عملکرد، شایستگی و شایسته سالاری، ارتباط موثر با همکاران و مردم، بهره وری فزاینده مهم ترین شاخص های یک مدیر انقلابی هستند. نتایج کدگذاری های محوری نیز نشان داد که جوان گرایی در بدنه مدیریتی، مبارزه با فساد و سلطه مدیران، تأکید بر عمل به وعده ها، ارتقاء توانایی و تخصص مدیران، حفظ و تربیت مدیران شایسته نیز به عنوان عوامل بسترساز مدیریت انقلابی معرفی شدند. البته در این خصوص موانعی مانند سیاست زدگی، نواقص مردم سالاری، ضعف شدید علمی و مدیریتی در سازمان ها و نهادهای دولتی، رفاه زدگی و اشرافی گری مدیران، سوء مدیریت مدیران، عدم فهم درست برخی مدیران از مسائل کشور از موانع داخلی و انتشار دهنده-های اندیشه مدیریت به سبک غربی ها، تهاجم فرهنگی، تحریم اقتصادی، تزریق ناامیدی به برخی مدیران، القای ناتوانی در بین مدیران کشور، تبیین های دروغ در مورد مدیریت انقلابی نیز موانع خارجی رشد و ترقی مدیران انقلابی هستند.
هدف پژوهش حاضر، تصویرپردازی از یک سازمان متعالی اسلامی است که در پرتو فضیلت سازمانی و رفتار محبت آمیز و سازمانی شاداب، رقم خواهد خورد. جامعه آماری این پژوهش، شامل مدیران، معاونین و کلیه کارشناسان دانشگاه به تعداد 312 نفر است که با روش تصادفی 173 نفر از آنان به عنوان نمونه آماری مورد پژوهش قرار گرفته اند. برای جمع آوری داده ها از چهار پرسشنامه استاندارد استفاده شده است. برای سنجش اعتبار پرسشنامه ها از تحلیل عاملی تأییدی و اکتشافی و برای بررسی فرضیه ها و برازش مدل پیشنهادی پژوهش از آزمون های مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزارLISREL.8 استفاده شده است. نتایج حاصل از تحلیل داده ها برازش مناسب مدل را نشان می دهد. همچنین یافته ها حاکی از تأیید تأثیر میانجی گری سازمان شاداب و اثر فضیلت سازمانی و رفتار محبت آمیز مبتنی بر آموزه های اسلامی بر تحقق سازمان متعالی بوده است. تصویرپردازی از سازمان متعالی اسلامی، به جهت قرارگرفتن درمعرض فضیلت سازمانی و آراسته شدن کارکنان به رفتارهای محبت آمیز دینی به واسطه سازمان شاداب از موارد دانش افزایی این پژوهش است. پیشنهاد می شود مدیران دانشگاه به رفتارهای محبت آمیز دینی آراسته باشند تا به ارتقای رفتاری اعضا و انگیزه آنها منجر شده و ایجاد احساس مثبت را در سازمان ایجاد نماید تا جو فضیلت مأبانه سازمان و نشاط سازمانی به شکل گیری بیشتر سازمان متعالی بینجامد.
حفظ و بقای انقلاب اسلامی ایران که نظامی الهی و ارزشمحور است؛ همانند هر نظام دیگری متکی بر حفظ و استمرار ارزشهایی است که براساس آن شکل گرفته است و این مدیران و کارگزاران آن در سازمانهای دولتی هستند که از طریق کارکردها و عملکردهایشان، وظیفه اصلی در حفظ ارزشها و تحقق اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی را بر عهده دارند. این در حالی است که تغییر ارزشها در کشور بهویژه در بین کارگزاران آن میتواند زنگ خطری برای انقلاب باشد. بر همین اساس، درک مناسب راهبردهای ارزشی (غایی) که از پیادهسازی مدیریت ارزشبنیان مطلوب نظر میباشد، میتواند در تبیین مناسب ارزشها و پیادهسازی آنها راهگشا باشد. بدین منظور با انجام مصاحبههای نیمهساختارمند با خبرگان امر و بهرهگیری از روششناسی نظریه دادهبنیاد از طریق گردآوری و تحلیل دادهها، و رفت و برگشتهای مستمر در طی فرایند کدگذاری باز، محوری و انتخابی، نشانهها، مفاهیم و مقولات راهبردهای غایی مدیریت ارزشبنیان به تدریج ظهور یافت. در همین رابطه یافتههای پژوهش در سه سطح راهبردهای پابرجایی، تکاملی و آرمانی دستهبندی شدند.
وجود الگویی جهت پاسخ گویی به نیازهای مادی و معنوی در جامعه، براساس تعالیم غنی و نجات بخش اسلام یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. هدف اصلی این پژوهش طراحی مدل مدیریت اسلامی ایرانی پیشرفت می باشد. این پژوهش دارای رویکرد کیفی، از بعد هدف کاربردی، ماهیت آن اکتشافی و استراتژی یا روش تحقیق، تحلیل مضمون می باشد. روش گردآوری داده ها مطالعه اسناد بالادستی و مصاحبه های باز و گلوله برفی از خبرگان می باشد که براساس اشباع نظری داده ها از 45 نفر از خبرگان مصاحبه بعمل آمد. ابزار پژوهش مصاحبه و نمونه آماری 45نفر می باشد. برای تحلیل داده ها از مقایسه مستمر طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. با تجزیه و تحلیل داده ها، الگوی مدیریت اسلامی ایرانی پیشرفت در پنج مقوله یا بعد، شامل بعد فرهنگی اسلامی ایرانی پیشرفت، بعد اقتصادی اسلامی ایرانی پیشرفت، بعد علمی اسلامی ایرانی پیشرفت، بعد حکومتی اسلامی پیشرفت و بعد تبلیغی اسلامی ایرانی پیشرفت بدست آمد و در نهایت مدل پژوهش توسط خبرگان تأیید شد.
مقدمه: اهمیت نقش مدیریت در هر سازمان همواره قابل توجه است و انتصاب مدیرانی توانمند و شایسته در سازمان های ارائه دهنده مراقبت سلامت نیز بر افزایش کارایی، اثربخشی و بهره وری خدمات نظام سلامت موثر خواهد بود. از این رو هدف از انجام مطالعه حاضر شناسایی و معتبر سازی مهارت ها و شایستگی های کلیدی مدیریتی به منظور استفاده در طراحی برنامه های آموزشی، تعیین و بکارگیری نامزدهای مناسب در پست های مدیریتی می باشد. روش ها: مطالعه حاضر از نظر روش، پیمایشی توصیفی و از نظر هدف کاربردی بوده و دارای دو مرحله می باشد. در مرحله اول با استفاده از مرور متون، مطالعات دربردارنده انواع متنوع شایستگی ها و مهارت های مدیریت و رهبری در مراقبت سلامت در دوره ی زمانی مشخص شناسایی شده و بر اساس آن پرسش نامه طراحی شد. در مرحله دوم با استفاده از تکنیک دلفی و ارسال پرسش نامه (لیکرت 5 امتیازی)، نظرات 20 نفر از خبرگان در مورد معیارها گردآوری شد. یافته ها: بر اساس نظرات خبرگان هشت معیار اصلی شامل ویژگی های شخصیتی، ارزش ها، دانش مدیریت عمومی، دانش مدیریت بیمارستان، مهارت برنامه ریزی، مهارت سازماندهی و تخصیص منابع، مهارت رهبری، مهارت پایش و نظارت و 46 معیار فرعی مورد تایید قرار گرفتند. بدین ترتیب ویژگی های شخصیتی، ارزش ها و دانش مدیریت عمومی هر کدام دارای هفت معیار فرعی بودند. آگاهی از شیوه های حفظ سازمان و دانش حیطه های مختلف مدیریت عمومی از معیارهای فرعی دانش مدیریت به شمار می رود. در حوزه دانش مدیریت بیمارستان، مهارت برنامه ریزی، مهارت سازماندهی و تخصیص منابع و مهارت پایش و نظارت نیز به ترتیب شامل چهار، هفت، پنج و دو معیار فرعی بودند. در حوزه مهارت رهبری نیز هفت معیار فرعی از جمله قدرت تاثیرگذاری، ارتباطات، انگیزش، مهارت ادراکی و غیره در نظر گرفته شده است. نتیجه گیری: یکی از مهمترین مهارت ها در مدیران، برخورداری از دانش مدیریت است. این موضوع لزوم اصلاح شیوه انتخاب مدیران و همچنین تغییر نگرش در مدیریت بیمارستان از مدیریت محض به رهبری، همکاری و هماهنگی درون سازمانی را نشان می دهد.
معنویت، شرایط زیستی انسان را در زمان ها و مکان های مختلف در یک نظام فرامعرفتی اعتبار بخشیده است. هدف از انجام این تحقیق، ارائه الگویی برای معنویت در سازمان آموزش وپرورش است. تحقیق ازنظر نوع، اکتشافی و ازنظر روش، کیفی است. جامعه آماری تحقیق شامل 7 نفر از خبرگان، 20 نفر از کارشناسان ارشد و 240 نفر از کارشناسان آموزش وپرورش قزوین بودند. برای شناسایی شاخص ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان و کارشناسان ارشد استفاده شد. اطلاعات به دست آمده از مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل محتوا در سه مرحله کدگذاری (باز، محوری و گزینشی) شدند. درنهایت، 53 شاخص به دست آمده در هفت مؤلفه و سه بعد دسته بندی شد. براساس پژوهش میلیمن و همکاران (2003)، سه سطح فردی، گروهی و سازمانی و براساس بیانات مقام معظم رهبری به نقل از علوی و اسماعیلی (1397) مؤلفه های اقامه حق، دینداری، اخلاص عمل، ولایت مداری، بصیرت، فرهنگ شهادت، ساده زیستی و عدالت محوری برای معنویت درنظر گرفته شدند. سپس برای روایی سنجی الگوی به دست آمده پرسشنامه ای تنظیم و بین کارشناسان توزیع شد و با استفاده از فن تحلیل عاملی تأییدی، روایی مدل و کلیه شاخص ها مورد تأیید قرار گرفت.
حوزه کسب و کار، از جمله حوزه های مهم و مطرح دنیاست و موتور محرک اقتصاد هر کشور محسوب می شود. برخورداری نظام جمهوری اسلامی ایران از یک نظام کسب و کار و اقتصاد اثربخش و کارآمد، مستلزم تلازم با فرهنگ و ارزش هایی است که با ماهیت شریعت اسلام سازگار و همسو باشد. این تحقیق با هدف شناسایی مؤلفه های ارزشی در کسب و کار و عرصه عملیات اقتصادی انجام می شود. به منظور نیل به هدف تعیین شده ضمن مرور مبانی نظری و پایه تحقیق، مبانی دینی (آیات قرآن کریم، احادیث و روایات، بیانات امام خمینیe و سخنان و تدابیر مقام معظم رهبری مدظله العالی) بررسی و کنکاش شد. تحقیق حاضر به لحاظ نوع تحقیق، در زمره تحقیقات کاربردی به شمار می رود و از حیث ماهیت، تحقیق توصیفی−کیفی است که از طریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسنادی، اطلاعات مورد نیاز، جمع آوری و تحلیل گردید. در این تحقیق مؤلفه ها و شاخص های مستخرج از مبانی دینی در ارتباط با موضوعات اقتصاد و کسب و کار، در دو بعد عمومی و اختصاصی و متناسب با دو بعد کلی در زیرشاخه های وابسته به هر کدام، دسته بندی شدند. در نهایت شاخص های مدیریت جهادی 24 مورد، مؤلفه ها و معیارهای استخراج شده از آیات قرآن کریم و روایات و احادیث در بعد عمومی حوزه کسب و کار، 53 مؤلفه و در بعد تخصصی و حرفه ای کسب و کار 58 مؤلفه می باشد و مؤلفه های ناظر بر اقتصاد مقاومتی مستخرج از بیانات مقام معظم رهبری مدظل العالی، 26 مورد می باشد.
مدیریت جهادی راهبردی برای غلبه بر مشکلات داخلی نظام جمهوری اسلامی و تهدیدهای خارجی محسوب می شود. هدف این پژوهش تبیین مدیریت جهادی و طراحی الگوی عملی آن در نظام جمهوری اسلامی ایران است. این تحقیق از نوع «کیفی» با رویکرد «استقرائی» بوده و روش گردآوری اطلاعات آن «کتابخانه ای» است. محقق بعد از تبیین مفاهیم کلیدی و تعیین نسبت بین مدیریت جهادی و مدیریت اسلامی و با بررسی الگوهای رقیب و بیان علت رجحان الگوی سه بعدی، با تأمل در دو تجربه جهاد سازندگی و دفاع مقدس، به جمع آوری مضامین مرتبط با مدیران موفق در این دو مجموعه و واکاوی دلایل موفق بودن آنها مبادرت ورزیده، سپس با روش «تحلیل مضمون»، مضامین به دست آمده را با اجرای فاز غربالگری و تقلیل داده ها، کدگذاری کرده، آنگاه کدهای به دست آمده را در مضامین فراگیر دسته بندی نموده و با انجام مصاحبه حضوری و غیر حضوری و هم اندیشی با استادان خبره، سرانجام مؤلفه های مدیریت جهادی را در سه بعد زمینه ای، ساختاری و رفتاری شناسایی و در سازه سه بعدی قرار داده است.
امروزه دانشگاه ها به وظیفه اصلی خود که همان فلسفه وجودی دانشگاه است به طور بایسته و شایسته عمل نمی کنند. در بُعد آموزش، محتوای آموزشی با نیازهای فراگیران و جامعه متناسب نیست، در بُعد پژوهشی نیز، خروجیها به مشکلات و تنگناهای فعلی مردم و جامعه ناظر نیست. از این رو مسئله محوری نه در آموزش و نه در پژوهش وجود ندارد؛ به همین دلیل، دانشگاه مسئولیت اجتماعی خود را ادا نمی کند. دین اسلام که به فراگیری دانش تأکید زیادی دارد و علم آموزی را ارزش می داند، بسیار سفارش کرده است دانشی که فرا گرفته می شود اولاً علم نافع باشد؛ ثاًنیا به دانسته ها عمل شود. در این صورت طبق نظر برخی اندیشمندان می توان به چنین دانشی عنوان علم دینی اطلاق کرد و دانشگاهی که اینگونه باشد را می توان دانشگاه اسلامی دانست. این پژوهش درصدد است باتوجه به تعریف مسئله محوری، مؤلفه های دانشگاه مسئله محور را استخراج کند و با استفاده از روش تحلیل مضمون به الگوی دانشگاه مسئله محور دست یابد. مضمونهای فراگیر به دست آمده درواقع متغیرهای اصلی الگوی دانشگاه مسئله محور است که عبارت است از: نظام آموزشی نیازمحور، تعامل با خدمت گیرندگان، تجاری سازی، نظام پژوهشی مسئله محور، مدیریت منابع مالی، امکانات و پشتیبانی، یادگیری سازمانی و مدیریت دانش، فرهنگ دانشگاهی، مدیریت منابع انسانی و نظام مدیریتی دانشگاه.
مبانی هستی شناسی در آینده پژوهی بیانگر نگاهی است که آینده پژوه به هستی دارد. پیش از آینده پژوهی باید دیدگاه هستی شناسی به آینده مشخص گردد؛ زیرا تا دیدگاه آینده پژوهی به مبنای هستی شناسی آینده تعیین نشود، امکان درک مناسب و صحیح از آینده و گزاره های مربوط به آن وجود ندارد. حتی بدون داشتن یک رویکرد دقیق درباره هستی، نمی توان فرایند آینده پژوهی را به نحو مطلوب و اثربخش دنبال کرد. در این پژوهش، پس از ذکر رویکردهای مطرح در خصوص مبانی هستی شناسی آینده پژوهی، چهارچوب مفهومی براساس مبانی نظری ایجاد شد؛ سپس با مراجعه به منابع دینی و فلسفی، اطلاعات مورد نیاز احصا و با روش توصیفی – تحلیلی داده های گرد آوری شده تحلیل گردید. پس از توصیف گزاره ها و تحلیل آنها، سه مبنای: «تفاوت مراتب و نفس الامر هستی»، «وجود روابط علّی در نظام هستی» و «تلازم زمان با حرکت به عنوان مبانی هستی شناسی آینده پژوهی» شناسایی شد.